ایــــلام ( آلامتـــو ) استان کردنشین و عروس زاگرس ------ پەروەردەێ کوردم ئیلام خاکمه‌، خاک گشت کوردان دڵ پاکمه---
معرف استان های کردنشین:. . . ایـــــلام، کردستان، کرمانشاه، آذربایجان غربی، خراسان شمالی---------++++++++++++++++++++----------------------------------------------------------------------ئه ر خوسره و بووم ده س و جامه وه ----- ئه روام گل مه خوه ی وه ئیلامه 

له‌ی مال چوول بی ده‌نگه‌ ته‌نیا مه‌نیده دالگه!
وه‌ به‌رزی هساره‌گان گه‌ورا مه‌نیده ‌دالگه !
هه‌نای‌ چه‌وم که‌فیدنه نمیور پرله حه‌سره‌تد
ئیوشم له هر چی خوه‌زیه‌وه جیا مه‌نیده دالگه!
له ئی غریبی شه‌وه فره په‌شیو دیونمه‌د
له شاره‌گه‌ی په‌ژاره هه‌م ئرا مه‌نیده دالگه!؟
ئاگر وه گیانه گم مه‌نه! دی کةم له‌ ته‌نیایی بنال!
شایه‌د له حووز ئاسمان وه جا مه‌نیده دالگه!
خه‌م و خوسه له کوو تیوه‌نی پشت خیالد بشکنی
وینه‌ی په‌راوو بیستیون وه پا مه‌نیده دالگه!
گوله‌م گوله‌م خوسه‌یلمان تیدن وه پابووس دلد
له ئی که‌ویر و سه‌ختیه ده‌ریا مه‌نیده دالگه!
شعری از مهوش سلیمانپور


ترجمه:

در این خانه ی خلوت و بی سر و صدا تنها مانده ای مادر
و به بلندی ( عظمت ) ستاره های بزرگ در آسمان مانده ای مادر
وقتی چشمم به چهره ی خسته ی پر از حسرتت می افتد
می گویم از هر آرزویی ( که داشته ای ) به دور مانده ای مادر
در این غریبی شب تو را خیلی آشفته حال می بینم
چرا دوباره در شهر پر از غم وغصه مانده ای مادر !
آتش به جان من مگذار ، دیگر کمتر از تنهایی ناله کن
شاید ( به این خاطر ناله می کنی که ) از قوم آسمان جا مانده ای مادر .
غم و غصه کی می تواند پشت خیالات تو را بشکند ؟
همچون پراو و بیستون { نام دو کوه در استان کرمانشاه } استوار مانده ای مادر .
تکه تکه های غصه هایمان به پا بوس دلت می آید .
در این کویر و سختی ( همچنان ) دریا مانده ای .

[ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ۳:۱۱ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

دالگهیه ی نان سزیا ی دۊ ده سد ، تیه رزی وه دنیا داڵگه
خوه ر تابکه ی خوه ی وه خرد ئیواره نه میا داڵگه
نه ۊ شی کوره م گه ورا بۊه و ، چۊ که و ترێ باڵه و گرێ
تا بودنه م هه ر نیه یلمه د ، یه ی گر وه ته نیا داڵگه


ترجمه
یک نان سوخته در کنار دست تو ( خوردن ) ، به کل دنیا می ارزد مادر .
معنی مفهومی مصرع دوم : عظمت مادر آنقدر زیاد است که اگر آفتاب بخواهد به دور مادر طواف کند وقت کم می آورد و غروب آن فرا می رسد .
نگویی که پسرم بزرگ شده ، مثل کبوتری پرواز می کند .
تا و قتی که ( زنده ) باشم محال است که تو را یک لحظه تنها بگذارم مادر .

[ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ۳:٠۸ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

کرماشانه‌که‌م ئه‌ی خـاک زێرین
هاو زاراوه‌که‌ی به‌ده‌ره و خانه‌قین

جگر گوشه‌که‌ی ئیلامێ دیرین
نیشتمانه‌که‌ی فه‌رهاد و شیرین

یادگاره‌که‌ی ماد و ساسانی
تۆ سان شاره‌یل گشت کوردستانی

له‌ک بێ سۆران، گۆران یا که‌لهۆر
تو ئه‌ڕای ئێمه هه‌ر مه‌نییته دۆڕ

ناوت سه‌ر ره‌سته‌ی تاریخ ئێمه‌س
وه‌بێ کرماشان، کوردستان دی چه‌س

وه‌ختی ئێمه‌ی‌ کورد دڵمان شاد بوت
ئیلام، کرماشان داژدارمان بوت


ترجمه:

کرماشانم ای خاک زرین

کرماشانم ای خاک زرین،
هم‌زبان (گویش) بدره و خانقین
(دو شهر در کردستان جنوبی ـ عراق ـ که به گویش کرماشانی سخن می‌گویند).
جگر گوشه‌ی ایلام کهن،
میهن فرهاد و شیرین.
یادگار ماد و ساسانی،
تو شاه تمام شهرهای کردستانی.
لک باشی، سوران، گوران یا کلهر
(تیره‌های کرد)،
تو برای ما همانند در و گوهر هستی.
نامت سرآغاز تاریخ ماست،
بدون کرماشان، کردستان هیچ است.
وقتی مای کرد دلمان شاد می‌شود،
که ایلام و کرماشان پشتیبان و یارمان شوند.

[ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ۳:٠۸ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

دائیک (مادر)
دائیک ئسترکا ناو ئا سمانه
[i]بو هه ر برینه کی ده رمانه

ئه و حه کیمی ئیش ئو ژانه
دائیک ئسترانا ده نگ بیژانه

دائیک خه م ره وی کول ئو خه مانه
دائیک دلسوژی هه مو که سانه
دائیک هیوی ئو ئومیدی مالانه
بی دائیک مال چول ئو ویرانه

دائیک ئه وینداری زاروکانه
فه داکار ئو ر جان نساری لاوکانه
ئه وه فه رموده یی پیغه مبه رانه
کو بهه شت بن پیی دائیکانه

دائیک شعر ئو هه لبه ستا شاعرانه
دائیک گول نیرگیزا باغی ژیانه
دائیک مه حره می کچ ئو کورانه
دائیک ته سکینه یا جانی بابانه

روناهی یاته روژِی شه رمسار دکه ت
بهنا خوشه ته گولی لومه دار دکه ت
ئه وینا ته هه مویا ئه ویندار دکه ت
هه سکرنا ته ئه ولادا ده ین داردکه ت

[تصویر:  1_27_08_09_1_09_34.jpeg]

مادر بهترین مخلوق دنیا


ترجمه


مادرستاره ای درآسمان است
برای هر دردی درمان است
او حکیم درد و آلام است
مادر ترانه آواز خوانها است

مادر غمخوار درد وغمهاست
مادر دلسوز همه آدمها ست
مادرامیدو آمال خانواده هاست
بی مادر خانه مثل ویرانه است

مادر عاشق بچه ها ست
فداکار و جاننسار جوانهاست
این فرموده پیامبران است
که بهشت زیر پای مادران است

مادر شعر و سرده شاعران است
مادر گل نرگس باغ زندگی ست
مادر محرم دختران و پسران است
مادر تسکین دهنده روح پدران است

روشنائی ات خورشید را شرمسار می کند
بوی خوشت گل را سرزنش می کند
عشق به شماهمه را عاشق می کند
دوست داشتن شما اولاد را مدیون می کند

[ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ٢:٥٦ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

ایلام - خبرگزاری مهر: مردم کردستان، کرمانشاه و ایلام از دیرباز تاکنون دارای مفاخر زیادی در بخش های مختلف ادبی و هنری بوده اند که متاسفانه کمتر از آنها در کشور یادی شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، سابقه ادبیات و به ویژه شعر در میان کلهرها و دیگر گویشوران کردی جنوبی بسیار طولانی است.

قدیمی ترین اشعار به دست آمده به کردی جنوبی به قرن سوم هجری بر می گردد که مجموعه سروده های دینی یارسان اهل حق است.

 ملا پریشان دیوری، غلامرضا ارکوازی، شاه خوشین، شاکه، خان منصور، ترکه و نجف نقی خان آزاد و...نمونه هایی از آن هستند.

در عصر حاضر شاعرانی همچون: شامی کرماشانی، یداله بهزاد ، جلیل آهنگرنژاد، رضاموزونی، سعید عبادتیان، ظاهر سارایی، پرویز بنفشی، علی الفتی و حبیب الله بخشوده ، ... آثار قابل توجهی خلق کرده اند.

.از بزرگان ادبیات کلاسیک کردی می‌توان به جزیری، احمد خانی، نالی، مولوی کردومستوره اردلان اشاره کرد

غلامرضاخان ارکوازی از چهره های شناخته شده ی شعر وادب کردی است.

وی شاعری شیعی است که دارای اعتقادات عمیق و اردات استوار به مذهب تشیع و امامان آن، به ویژهحضرت علی (ع) است و در مناجات نامه ابعاد ارادات او به خوبی پیداست.

وی به پیروی از فضاهای مذهبی زمانخود که متاثر از آموزه ها و تبلیغات شیعی عصر صفوی است و به پیروی از حماسه های دینی، حضرت علی (ع) را ازنظر گاهی حماسی و اسطوره ای به تماشا می نشیند.

غلام رضا ارکوازی به سبب آثاری که پدید آورده و سرگذشتی که داشته و تلاش هایی که در جهت نشرمعارف تشیع در غرب کشور کرده است، در میان بزرگان ادب کردی از جایگاهی والا برخوردار است.

هرکسی از ظنخود یار او می شود و مراد و مقصود خود را در آینه اشعار او می یابد و او را از خود و با خود می داند.

چنان که نام و آوازه او در اقصا نقاط مناطق کردنشین وجود دارد و اکنون همگان به دور از گرایش های فرقه ای و مذهبی و قبیله ای از اشعارش بهرهمی بردند.

بی تردید، طرح و شناخت شاعر بلند آوازه ای چون استاد ارکوازی می تواند به همگرایی بیشتر ملی و مذهبیکشور منجر شود.

ضمن این که مطالعه گویش و ساختار زبان شعری او نیز می تواند ما را به سیر و سرگذشت یکی ازگویش های ایرانی آشنا سازد.

غلامرضا ارکوازی شاعر تاریخی ایلامیان مطابق گفته کهنسالانی که از اعقاب شاعر هستند، غلام رضا ارکوازی فرزند حسن بگ، حسن بگ فرزند میرزابگ، میرزابگ فرزند "میه سم"،  میه سم  فرزند احمدقلی و او فرزند  میاخ است.

وی از خانواده ای مرفه و اهل ادب متولد شد و پدرش ملا حسن اهل تحقیق بوده است.

شاعر آموزش های ابتدایی را نزد پدر و ملا های دیگر آن زمان آموخت است و با بررسی اشعار گرانبهای این شاعر می توان گفت اشعار وی دارای فلسفه، حکمت، نجوم جهانشناسی وخدا شناسی است.

غلامرضا خان ارکوازی سال ها پیش از سرایش مناجات نامه چند سالی به ریاست ایل خود مشغول بوده است و پس از مدتی دوستی با والی وقت ایلام(حسن خان والی) به دلیل ظلم و ستم والی ، شاعر به دشمنی با او بر می خیزد و حسن خان والی شاعر را به زندان می اندازد و او را به شدت شکنجه می کنند.

غلامرضا خان ارکوازی مانند دیگر شاعران کرد اهل عرفان بوده و شعر هایی نغز در این زمینه سروده است. و سرانجام در سال 1260 هجری قمری در دیار غربت دیده از جهان فرو می بندد.

از آثار گرانقدر این شاعر توانا می توان به مناجات نامه و  شاهکار ادبی باوه یاڵ اشاره کرد.
 

چند بیت از باویاڵ"

ئه و روو واوه یلا وه باوه یاڵ دیم      هاواس په‌ریشان حاڵش حاڵ حاڵ دیم

من وباوه یاڵ عه هدێکمان که رده    من ‌خه م و ئه وته م تا رۆژمه رده ن

رووڵه ژه هجرت ئه فسۆرده گیانم   جۆز روو روو گوو یا نیه ن زووانم

شه و خاوم شه ریک تاف تێژاوه ن     یا حۆباب نه رو گیژه گر دا وه ن

غلامرضاخان اکوازی شایسته تمجید است زیرا در فضایی عاری از علم و کتاب، پاره‌ای از خاک ایران اهورایی را به آموزه‌های معنوی و مذهبی خود روشنی بخشیده است.

سزاوار تکریم است زیرا که با مبارزه فرهنگی به تعهد اجتماعی خود عمل کرد و نهایتا شایسته سپاس است بدان دلیل که آثاری گرانسنگی همچون "مناجات نامه" و "باویال" را آفریده و پاره‌هایی درخشان از ذوق و ادب را برای کشور و زادگاهش به یادگار نهاده و صفحاتی ارجمندتر بر پشتوانه فرهنگی ایران و قوم کرد افزوده است.

باوه‌یال" یا "باویال" اثر شاعر است که در رثای فرزند جوانش احمدخان سروده است و بی‌شک در زمینه مرثیه شاهکاری است که با هر مرثیه وزینی قابل مقایسه است.

قالب اشعار کردی مثنوی است و تنها در سال های اخیر در قالب های دیگری همچون قصیده و غزل به تقلید از شاعران فارسی اشعاری سروده شده است.

متاسفانه در کشور به مفخر کرد زبان توجه جدی نشده است و از سوی مسئولان کمتر نشست تخصصی، تجلیل، جشنواره و... برای این مفاخر برگزار شده است.

[ ۱۳٩۱/٢/۱۸ ] [ ۸:۱٢ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

محمدجواد شوهانی و آلبوم چه­مه­ڕێ

«چه­مه­ڕێ» به معنای چشم‌به‌راه، یا چشم‌انتظار، عنوان نخستین کاست کُردی محمدجواد شوهانی خواننده‌ی خوب ایلامی است. آهنگ‌سازی این آلبوم را مازیار فرخ‌سرشتی برعهده داشته و شرکت سروش وابسته به صداو سیما آن را منتشر کرده است.

این آلبوم، شامل 8 قطعه تصنیف کُردی ایلامی است که اشعار آن را آقایان: حبیب‌الله بخشوده، محمدعلی قاسمی، و محمدرضا رشیدی گقته‌اند و شعری از اشعار عرفانی مرحوم سیدصالح ماهیدشتی نیز زینت‌بخش یکی از ترانه‌های آن است. درون‌مایه‌ی اشعار ترانه‌های این آلبوم را موضوعاتی چون توصیف طبیعت ایلام، دفاع مقدس، وطن و عشق تشکیل می‌دهند.

سازبندی تصنیف‌های این آلبوم نشانگر آن است که ‌سازهایی محلی چون شمشال و دوزله و سرنا با بسیاری از سازهای جهانی ترکیب شده‌اند و این نکته، ظرفیت سازها و آواهای ایلامی را برای ترکیب با سازها و آهنگ های مدرن و متفاوت جهانی نشان می­دهد. یکی از جنبه‌های بارز این آلبوم، همکاری آهنگ‌ساز به‌نامی چون شهرام منظمی است.

محمدجواد شوهانی به شایستگی موسیقی کُردی استان ایلام را در مجامع هنری نمایندگی می‌کند و گواه این مدعا حضورش در بسیاری از جشنواره‌های موسیقی داخل و خارج کشور است؛ از جمله‌ی این کوشش‌ها می‌توان به حضور ده روزه‌اش همراه با دیگر نوازندگان در فرهنگسرای بهمن تهران، و اجرای موسیقی کردی در کشور قطر  اشاره کرد؛ به‌گونه‌ای که مطبوعات قطر به گستردگی آن را پوشش خبری دادند.

او،‌در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی تحصیل کرده و نزد بسیاری از بزرگان موسیقی از جمله استاد حمیدرضا نوربخش تلمذ نموده و ردیف‌های موسیقی آوازی را آموخته است.

محمدجواد شوهانی متولد 1358 در شهر ایلام است و همراه با چند تن دیگر از خوانندگان ایلامی همچون علی‌محمد ارسلانی و بهادر مرادخانی و عزیزان دیگر ،چراغ موسیقی کُردی را در ایلام روشن نگاه داشته‌، و توانسته، هویتی تازه و ویژه به موسیقی کردی ایلام ببخشد.  او در عرصه‌ی موسیقی کردی بسیار فعال است و آن را به مثابه‌ی نخستین هدف زندگی‌اش برگزیده و پیوسته در حال دگردیسی و تحول به سوی دستیازی به افق‌های تازه‌تر است.

شوهانی در نظر دارد بهار 1391 دومین آلبوم مستقل کردی خود را با عنوان «چووپی واران» منتشر کند و البته اجرای موسیقی در کنسرت‌های متعدد در داخل و خارج کشور از دیگر برنامه‌های اوست.

صدا و سیمای مرکز ایلام،‌نشان داده است در عرصه‌ی حمایت از موسیقی کردی کارنامه‌ای قابل قبول داشته است و تهیه و تولید و پخش تصنیف‌های کردی،ایلام گوشه‌هایی از این کارنامه‌ی مقبول است؛ با این‌همه انتظار داریم با تلاش در جهت گسترش کمی و کیفی ترانه‌ها و تصنیف‌های ایلامی و ترویج مقام‌های اصیل موسیقی کردی و نیز توجه افزون‌تر به هنرمندان عزیزی که در چتر این نهاد فرهنگی گردآمده‌اند، نقش مؤترتری ایفا نماید.

خوش‌بختانه هنر و فرهنگ در معنای گسترده‌ی آن،‌نسل جدید ایلام را حول محور مشترکی که آن«شهروند امروز ِایلامی بودن» است، گرد آورده. در این مفهوم نوین،‌طایفه و ایل رنگ می‌بازد و اگر ایلی باقی بماند،‌ایل بزرگی است به نام ایلام. ایلات ایلام چونان چشمه‌سارانی باشکوه از ستیغ‌های اصالت و افتخار جاری می‌شوند و به دریاچه‌ای زیبا و آرام و رؤیایی به نام ایلام می‌ریزند و هر یک رنگ و چاشنی کوهساری و دشتی و دامنه‌ای و لهجه‌ای و تباری به آن می‌افزاید تا آن‌همه کثرت، به وحدتی بی‌بدیل بینجامد.

در این هویت جدید، اهمیت چندانی ندارد که نسب چه کسی به کدام تبار و ایل می‌کشد؛ مهم گردآمدن همه در زیر چتر بزرگ‌تری به نام ایلام است با هویت غالب کردی و شیعی که توجه به همگرایی ملی و ایرانی را از یاد نمی‌برد و در عین حال می‌کوشد در فرهنگ‌های دیگر مستحیل نشود. نسل جدید، این هویت را پذیرفته و به آن افتخار می‌کند.

طرفه آن‌که تیره‌ها و طوایفی که بیش از 200سال پیش از لرستان و مناطق دیگر به ایلام آمدند و در کنار ایلات قدیمی و باستانی کرد ایلام جای گرفتند و به گویش‌هایی دیگر و از جمله به لری سخن می‌گفتند،‌امروزه علی‌رغم تعلق خاطر و حس نوستالژیکی که به خاستگاه کهن خود دارند، خود منشأ بزرگ‌ترین خدمات به فرهنگ و زبان کردی ایلام بوده و هستند. از جمله‌ی این طوایف، بخشی از طایفه‌ی بزرگ رشنوی لرستان است که با والیان پشتکوه به ایلام آمدند، و برای همیشه در ایلام ماندگار شدند. آنان گرچه گویش شیرین لری را فراموش کرده‌اند و دیگر به آن سخن نمی‌‌گویند اما در عوض به شیرینی و تسلط تمام، به کردی ایلامی سخن می‌گویند و از همان ابتدا تمام توان و استعداد هنری و فرهنگی خود را در خدمت این زبان قرار دادند. این طایفه از دیر باز، در دستگاه والیان و احتمالاً اتابکان به شغل دبیری و میرزایی مشغول و اهل خط و کتابت و سواد بوده‌اند. از میان این طایفه،‌بزرگان نام‌آشنایی برخاسته‌اند و اشعار نغزی به فارسی و کردی سروده‌اند که از آن جمله می‌توان به میرزا موسی‌رشنوادی‌، ملارجبعلی رشنوادی، و ملارستم اشاره کرد و مطمئنم دفاتر و دواوین اشعاری از این بزرگان در نزد این طایفه است که امیدوارم به نیکویی در نزدشان حفظ گردد تا فرصتی برای نشر آن ‌آثار فراهم آید. نسل جدید این طایفه در عرصه‌های مختلف مدیریتی، علمی، و اجتماعی خوش درخشیده‌اند و مجالی نیست تا به آن‌ها بپردازم اما در حوزه‌ی شعر و  ادب می‌توان به دکتر ایرج خالصی، حمید یعقوبیان، سرکار خانم آفاق شوهانی و عزیزان دیگری اشاره کرد.

نگاهی به اشعار دکتر ایرج خالصی، و مخصوصاً مجموعه بزرگ «شه‌له‌م» که انتشارات زانا زیر چاپ دارد،‌مؤید این نکته است که طایفه‌ی رشنو معلمان و پیشروان شعر کردی در ایلام بوده‌اند و این خدمتشان به زبان و ادب کردی باید همیشه پیش چشم ما باشد و تلاش‌ این طایفه‌ی محترم و مکرم و فرهنگی را ارج بنهیم و اگر تا به حال در این زمینه قصوری رفته،‌ عذر تقصیر بخواهیم.

محمدجواد شوهانی گرچه نسبش به طایفه‌ی شوهان می‌کشد، و آن‌ها نیز لرتبار اند و هنوز مخصوصاً‌ در مناطق عشایری به گویش شیرین شوهانی که از زیرمجموعه‌های لری است، سخن می‌گویند، اما پرورش‌یافته‌ی ایلام است و به اصطلاح از ایلامیان قدیم‌اند. و نیک‌بختانه شاهدیم که طایفه‌ی شوهان و رشنو فرزندان برومندی چون محمدجواد شوهانی پرورده‌اند که در محافل هنری کشور افتخار آفرینی می‌کنند و در تحکیم و تقویت موسیقی کردی ایلامی گام برمی‌دارند.

برای محمدجواد شوهانی،‌و کلیه‌ی کسانی که با او در این آلبوم همراه بوده‌اند، آرزوی توفیق بیشتر داریم و دستشان را صمیمانه می‌فشاریم و به آنان دست‌مریزاد می‌گوییم .

منبع:ئیلام ئاسوو / ilamasu / ایلام آسو

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱۸ ] [ ۱:٠٥ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

استان ایلام از دیرباز محل زندگی ملت کورد بوده و هست، هنوز مردم این استان تعصب خود را نسبت به زبان و فرهنگ خود داشته و در برابر تحاجمی که بر ضد زبان و فرهنگ کوردی وجود داشته جانانه مقاومت کرده اند، تهاجمی که از سوی اقوامی مثل لر و غیره.

اما من از طرف هم استانی های عزیزم اعلام می کنم که استان ایلام کورد بوده و هست و نمی توانند از طریق سایت فرهنگ و اصالت استانی رو عوض کرده و نسبت لر یا فارس یا چیز دیگری بدهند.

ما افتخار می کنیم که جزئی از سرزمین کوردستان از خاک پاک ایرانیم و به کورد و ایرانی بودن خود می بالیم.

هه ر بژی ایــــــــــــــران

هه ر بژی ایـــــــــــــلام

هه ر بژی گشت ولاتیل کوردواری

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱۸ ] [ ۸:۱٤ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
[ ۱۳٩٠/۱٠/۳ ] [ ٥:۳٠ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
[ ۱۳٩٠/۱٠/۳ ] [ ٥:٢٦ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
[ ۱۳٩٠/۱٠/۳ ] [ ٥:٢۱ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
[ ۱۳٩٠/۱٠/۳ ] [ ٤:٢٩ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
[ ۱۳٩٠/۱٠/۱ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

محمدجواد شوهانی یکی از بهترین خواننده های موسیقی کردی ایلام و آوازهای

سنتی ضمن انتقاد از عدم حمایت مسئولان از موسیقی و هنرمندان در این بخش،

گفت: من به عنوان یک هنرمند فقط به عشق ایلام می خوانم.

به گزارش خبرنگار مهر، محمد جواد شوهانی بدون شک یکی از بهترین خواننده های

موسیق محلی و آوازهای سنتی در استان ایلام است که طی سالهای گذشته

موسیقی های کردی فاخری از خود ثبت کرده است. با او درباره کار و موسیقی

به گفتگو می پردازیم.

محمد جواد شوهانی اهل ایلام است و 32 سال سن دارد. وی از سال 1379

وارد عرصه اجرای موسیقی با علاقه به آوزاهای محلی شد و بعد از آن به موسیقی

کردی در استان ورود پیدا کرد.

وی می کوید: آوازهای سنتی با موسیقی کردی تفاوت دارد و او در حال حاضر

بیشتر آوازهای محلی استان ایلام را اجرا می کند.

وی در پاسخ به این سئوال که آیا موسیقی کردی ایلام به عنوان یک آواز کردی با دیگر آوازهای

کردی در کرمانشاه و کردستان تفاوت دارد، گفت: هر منطقه دارای موسیق با لهجه خاص خود است

و درست هر سه استان غرب کشور دارای موسیق کردی هستند ولی موسیقی محلی ایلام دارای

یک زبان و گویش متقاوتی نسبت به کرمانشاه و کردستان است.

وی در ادامه در خصوص جایگاه موسیقی ایلام در بین موسیقیهای محلی اظهار داشت: 

زمانی که من شروع به فعالیت موسیقی محلی در ایلام کردم موسیقی به آن صورت وجود نداشت

یا مثلا قطعات موسیقی فاخری در استان وجود نداشت و فقط یک سری موسیقی دان های کردی

بودند که با سازهای محلی به اجرای موسیقی می پرداختند.

شوهانی ادامه داد: اکنون وضعیت موسیقی محلی ایلام نسبت به قبل تا حدی بهتر شده است

البته حقیقت این است که ایلام در بین موسیقی کردی در استانهای کرمانشاه و کردستان و 

تحت تاثیر این مناطق قرار گرفته است

البته اکنون می توانیم بگوییم که ایلام دارای یک سبک خاص در موسیقی است و موسیقی

در حال شکل گرفتن بر پایه علمی است. 

شوهانی با اشاره به اینکه درآمد موسیقی پایین است، تاکید کرد: اکنون درآمد سالانه افرادی

مثل من طوری است که فقط می توان زندگی را چرخاند ولی نمی توان با رفاه زندگی کرد.

وی در خصوص حمایت نهادهای فرهنگی گفت: من خواننده آزاد هستم و در حال حاضر فقط عضو خانه موسیقی ایران و عضو کانون خواننده های سنتی خانه موسیقی قرار دارم.

این خواننده موسیقی ایلامی گفت: هیچ حماتی از بنده به عنوان فعال عرصه موسیقی محلی نمی شود و اصلا دید مثبتی نسبت به موسیقی در ایلام وجود ندارد و در حال حاضر تنها بر اساس علاقه شخصی خود و عشق به ایلام و موسیقی فعالیت می کنم.

وی عنوان کرد: هدف من به عنوان یک خواننده موسیقی این است که فرهنگ، سنتهای ایلام و موسیقی ایلام در سطح کشور معرفی شود.

شوهانی یادآور شد: زمانی در استان ایلام نوازنده های بسیار خوبی مثل مازیار فرخ سرشتی و عماد عبداللهی بودند که به دلیل عدم حمایت و شرایطی نامناسب تمایل به ترک کشور داشتند.

وی با اظهار تاسف گفت: به من نیز چند بار پیشنهاد کار خارج از کشور داده شده ولی فقط به عشق مردم ایلام و موسیقی این خطه در استان فعالیت می کنم و این باید تلنگری برای مسئولان این عرصه باشد زیرا عده ای در آن سوی مرزها به دنبال جذب استعدادهای ایران در این عرصه هستند.

این خواننده موسیقی سنتی ایلامی تصریح کرد: در حال حاضر سه یا چهار نفر در استان ایلام در بخش موسیقی سنتی ایلامی فعال هستند اما به طور کلی ایلام از لحاظ فنی خواننده خوبی نداشته است.

وی با انتقاد از وضعیت امکانات موجود در زمینه موسیقی گفت: امکانات در سطح استان برای پیشبرد اهداق موسیقی خیلی کم است و تازه برخی امکانات ضروری به استان وارد شده است که این هم از بی توجهی مسئولان به موسیقی محلی نشات می گیرد در واقع در حال حاضر هنرمندان استان از کمترین امکانات و حمایتها برخوردارند.

شوهانی در پایان خواستار توجه بیشتر مسئولان به موسیقی محلی و سنتی شد و تاکید کرد: بسیاری از فرهنگهای محلی هر استان از طریق همین موسیقیهای محلی است که می تواند عرصه بروز و ظهور پیدا کند و چه بسا همین موسیقی محلی بسیاری از جوانان و خواننده ها را از گرایش به موسیقی مبتذل دور بدارد و وظیفه همه مسئولان چه در سطح وزارتخانه و چه در سطح استانی است که به این هنر توجه ویِژه ای داشه باشند.

سمفونی مهران، جوانی، چ م ری، ئیره ئیلامه، وهار ئیلام، گل باخی، دوری، سمفونی استانها، دیدار دوس، وینه ی پروانه برخی آثاری است که از طریق صدا و سیما پخش شده است.

منبع: خبرگزاری مهر

[ ۱۳٩٠/۸/۸ ] [ ٢:۳٦ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

درد دوری درد دوری کوشتمی
درد هوشیاری وصبوری کوشتمی
یاد یاران و ولاتم روژ و شه و
لیم حرام کردو خیال و خوارد و خه و
خه م روینی لیره من ناکه م به دی
چون په نا بو مه ی نه بم ساقی ئه دی
نا بینم خاک و ولات و شاری خوم
نابینم ناسیا و دوست و یار خوم
رو له هه ر لایی ده کمه م نامویه بوم
نابینم جی ژوان و کونه لانی خوم
شه و ده که یشم شه و نه خونی و بی خوی
روژ ده کیشم ده رد و داخی بی ئه وی
چون نه نالی ئو دله ی پر هه ستی من
چون له ئه ژنو ببنه وه دو ده ستی من
چون نه نالی ئه و دله ئن گاوته یه
به رد له به ردی بیته وه ده نگی هه یه
ژانی ناسوری جوداییم چیشتوه
هه رچی خوشم ویسته وه جیم هیشتوه
ده ر کراوم من له خاکی دلنشین
هه لبراوم من له یاری نازنین
بوم به ئا واره و په ریوه ی دور ولات
کوتمه نیو ورده داوی ری نجات
کورده واری ئه ی ولاته جوانه که م
روله که م خیزانه که م باوانه که م
ئه ی ئه وانه ی قت له بیرم ناچنه وه
ئیستا بم بینن ئه ری ئه م ناسنامه وه
ئه ی رفیقان ئه ی عزیزانی ولات
ئه ای برای هاو سنگری جه رگه ی نجات
گه ر ئه نالینم ئه من پت کوته نیم
تی ده کوشیم بو وصه ل تا کو ده ژیم
کوششی من زور به جیه زور روا
چونکه قانونی طبیعت وایه وا
هه ر ده پیوم کیو و شاخ و چول و ده شت
دیم به رو کویستان به رو باخی به هشت
دیم به رو هو به و هواری با صفا
دیم به رو لا دی به رو کانگای وه فا
تا بمینی نوری چاو و هیزی پیم
دیم و دیم و دیم و دیم و دیم و دیم
دیم هه تا هه م بی برست و بیر و هوش
گه ر گلاشم کورده واری و ئیوه خوش

[ ۱۳٩٠/٥/۱٥ ] [ ٢:٥٦ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

 

 

۱- تاریخچه‌ رقص

آدمیان‌ از نهاد خود و بر پایه‌ سرشت‌ طبیعی‌ خویشتن‌، هنگام‌ احساس‌ شادی‌ و خوشحالی‌ فراوان‌، در اندامهای‌ خود حرکت‌ و جنبشی‌ حس‌ می‌کنند و بی‌ اختیار به‌ جست‌ و خیز می‌پردازند و فریادها و قهقه‌های‌ شادمانه‌ از ته دل‌ بر می‌کشند.

نه‌ ما، نه‌ نیاکان‌ ما و نه‌ آن‌ آدمیان‌ نخستین‌ که‌ در بن‌ غارها می‌زیستند، هیچگاه‌ از این‌ پادگار (عکس‌ العمل‌) طبیعی‌ و سرشتی‌، بی‌ بهره‌ نبوده‌ایم‌، و آدمیان‌ در هر جاو در هر حال‌، بهنگام‌ احساس‌ خوشی‌ و لذت‌ فراوان‌ به‌ جنبش‌ و چرخش‌ و جست‌ و خیز پرداخته‌اند.

 

گروهی‌ از دانشمندان‌ رشته‌ مردم‌ شناسی‌ و دانشهای‌ اجتماعی‌، معتقدند که‌ اجتماع‌، همین‌ جنبش‌ها و جست‌ و خیزهای‌ سرشتی‌ و انفرادی‌ را تبدیل‌ به‌ پایکوبیها و دست‌ افشانیهای‌ موزون‌ دسته‌ جمعی‌ و فریادهای‌ ناشی‌ از نشاط‌ و سرور را تبدیل‌ به‌ آواز و سرود کرده‌ است‌ .

گرد آوری‌ محصول‌، آماده‌ کردن‌ و بدست‌ آوردن‌ فراورده‌های‌ گوناگون‌، همواره‌ برای‌ مردم‌، چه‌ شهر نشین‌ و چه‌ بیابانگرد و وحشی‌، از روزگاران‌ بسیار باستان‌، دارای‌ ارج‌ فراوانی‌ بوده‌ و هست‌، و آدمیان‌ نخستین‌ و دوره‌های‌ پیش‌ از تاریخ‌، بر بنیاد نیازها و چگونگی‌ سرزمین‌ هایی‌ که‌ در آنها بسر برده‌اند، چه‌ شکار کنندگان‌، وچه‌ کشاورزان‌ در آن‌ هنگام‌ که‌ شکاری‌ کلان‌ و فربهی‌ به‌ چنگ‌ می‌آورند و یا از کشتزار خود، فراورده‌های‌ فراوانی‌ بر می‌داشتند، آن‌ چنان‌، شادی‌ و خوشی‌ به‌ تک‌ تک‌ افراد قبیله‌ها و خاندآنهاروی‌ می‌آورد که‌ همگی‌ خواه‌ ناخواه‌، بجست‌ و خیز برخاسته‌ و دست‌ به‌ دست‌ یکدیگر داده‌ بگرد آنچه‌ بدست‌ آورده‌ بودند، به‌ پایکوبی‌ و دست‌ افشانی‌ می‌پرداختند، و در همین‌ جست‌ و خیزها و پایکوبی‌های‌ همگانی‌ بود که‌ از یکنواختی‌ جنبش‌ها و جستن‌های‌ آنان‌ "ضرف‌" و "وزن‌" ریتم‌ پدیدار گردیده‌، دوباره‌ برای‌ یکی‌ ساختن‌ جنبش‌ها و پایکوبی‌ها بکار گرفته‌ شد.

ضرب‌ و وزن‌ را نخست‌ با چپه‌ زدن‌ (کف‌ زدن‌) نواختن‌ دستها به‌ تن‌ و رانها و کوبیدن‌ دو چوب‌ به‌ یکدیگر و سرانجام‌ با زدن‌ کنده‌های‌ توخالی‌ و طبل‌ و دهل‌، نگاهداشته‌، توالی‌ و توازن‌ دست‌ افشانیها و پایکوبیها را حفظ‌ می‌کردند.

با پدیداری‌ ریتم‌، رقص‌ و پایکوبی‌، شامل‌ جنبش‌های‌ موزونی‌ شد که‌ در آن‌ اندامهای‌ گوناگون‌ تن‌ آدمی‌، هم‌ آهنگ‌ با یکدیگر، بحرکت‌ در آمده‌، خواستها و هیجانهای‌ ویژه‌یی‌ را بازگویی‌ و روحی‌ حالتهای‌ معینی‌ را بیان‌ می‌کردند از اینرو رقص‌ و پایکوبی‌ در میان‌ مردمان‌ دوره‌های‌ باستانی‌ و نوین‌، معنی‌ و مفهوم‌ و صورتهای‌ گوناگونی‌ از ورزش‌ و جنگ‌، جذبه‌ یی‌ و مذهبی‌، تقلیدی‌ و نمایشی‌، تفریحی‌ و شهوانی‌، بخود گرفته‌، کم‌ و بیش‌ در میان‌ همه‌ مردمان‌ جهان‌ این‌ دوره‌های‌ دگرگونی‌ و تکامل‌ را پشت‌ سر نهاده‌ است‌.

در میان‌ مردم‌ روزگاران‌ باستان‌، دامنة‌ حرکتهایی‌ که‌ در رقص‌ بکار گرفته‌ می‌شد، بسیار فراخ‌ بود، آن‌ چنانکه‌، همه‌ بخشها و اندامهای‌ تن‌ آدمی‌، از سرو گردن‌ و سینه‌ و پشت‌ و سرین‌ و پاها و بازوان‌ و دستها و انگشتان‌ و عضله‌های‌ چهره‌ و چشم‌ و ابرو و مو، همه‌ ببازی‌ گرفته‌ می‌شد و با در آمدن‌ هر یک‌ از آنان‌ بنوبت‌ در میدان‌ رقص‌، منظور و معنیهای‌ ویژه‌ یی‌ نمایانیده‌ می‌شد.

رقصیدن‌ و پدیدار ساختن‌ جنبشهای‌ یک‌ نواخت‌ و موزون‌ و سنجیده‌ در نخستین‌ توده‌های‌ مردم‌ وحشی‌ و نیمه‌ متمدن‌، محرک‌ کارها و حرکت‌های‌ دسته‌ جمعی‌ و نتیجه‌ زاینده‌ هم‌ آهنگی‌ و یگانگی‌ یکه‌های‌ افراد قبیله‌ها و خاندان‌ها بود و چون‌ همین‌ یگانگی‌ در کارهای‌ مادی‌، یگانگی‌های‌ معنوی‌ را بر می‌انگیخت‌، از اینرو خواستار فراوان‌ داشت‌ و بخش‌ بزرگی‌ از کار و کوششهای‌ آنان‌ را فرا می‌گرفت‌. چنانکه‌ بسیاری‌ از کارها از نیایش‌ خدایان‌ و پرستش‌ چیزهای‌ مقدس‌ و جشنها و عروسیها و عزاها و طلب‌ها و بیم‌ و امیدها با رقص‌ توام‌ بود و بگفته‌ یک‌ دانشمند مردم‌ شناس‌: آنچه‌ که‌ امروزه‌ بنظر ما بازی‌ و تفریح‌ به‌ شمار می‌رود برای‌ انسان‌ ابتدایی‌ یک‌ امر جدی‌ بوده‌، آنها هنگامی‌ که‌ برقص‌ بر می‌خاستند، به‌ طبیعت‌ و خدایان‌ چیزهای‌ مفید بیاموزند یا تلقین‌ کنند و بوسیلة‌ رقص‌ طبیعت‌ را بخواب‌ مغناطیسی‌ در آورده‌ و بزمین‌ دستور دهند تا حاصل‌ خوبی‌ ببار آورد.

کوتاه‌ سخن‌ آنکه‌، چون‌ رقص‌ براستی‌ معنای‌ گستردة‌ تفریح‌ و پدید آوردندة‌ سرور و شادی‌ و لذت‌ است‌، پس‌ در هر جهان‌ - حتی‌ در وحشی‌ترین‌ و ابتدایی‌ترین‌ آنها- رقص‌ را بگوناگونی‌ و فراوانی‌ می‌بینیم‌ و جا دارد بگوییم‌ که‌ هیچ‌ هنری‌ نیست‌ که‌ بهتر و بیشتر از رقصیدن‌ و رقص‌، ویژگیهای‌ مردم‌ جهان‌ را نشان‌ می‌دهد.


 

منبع: وبسایت نیما کیان

 

ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/٤/۱۳ ] [ ٢:٤۱ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

شاکه و  خان منصور

 

شاکه و خان منصور نامشان با هم آمیخته و ملازم هم بوده که گویا یکی به منزله اسم و دیگری شهرت آن است.در مورد اصل و نسب این دو مرد شاعر روایات گوناگونی وجود دارد که نتیجه آنها این است که شاکه اهل صالح آباد مهران و پیشه اش بزاز و دوره گرد و یک فروشنده بوده است خانمنصور اهل و ساکن ایوان غرب(1105 هجری قمری) و از ضابطان،حاکمان و خوانین ایوان بوده است(کلهر-ماهیدشت-تیلاور-ایوان).روایت می کنند که شاکه مردی کچل،ضعیف اما بذله گو و شوخ طبع و خان منصور مردی خوش سیما،شکیل،تنومند و نیرومند،اهل سیاحت و شکار و گویا باسواد بوده است،هر دو نفر طبع شعر و ذوق و شوری خاص داشته اند و علت اصلی آشنایی و بعد دوستی و انیس و مونس یکدیگر شدن را همان طبع روان و ذوق  شعری مشترک دانسته اند.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/٤/٦ ] [ ٤:٠٥ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

استان کردستان یکی از غنی‌ترین استان‌های کشور از نظر موسیقی است. گروه‌های مختلف موسیقی در استان، وجود اساتید موسیقی در تهران و شهرهای بزرگ کشور که برخاسته از استان کردستان می‌باشند و هم‌چنین ساخت سازهای موسیقی به علت پیشرفت صنایع چوبی و نازک‌کاری در کنار استعداد موسیقی موجود در این استان، کردستان رابه مهد موسیقی کشور تبدیل نموده است در حال حاضر بسیاری از مولودی‌ها و آهنگ‌های کردی در موسیقی اقوام خاورمیانه شنیده می‌شود و این به علت تأثیرگذاری و غنی بودن موسیقی کردی در کنار موسیقی همسایگان خود می‌باشد.
موسیقی کردستان را می‌توان در سه بخش تقسیم‌بندی نمود اولین بخش موسیقی دینی است که در مراسم‌مولودی به مناسبت تولد پیامبر و یا اعیاد مذهبی و مراسم عرفانی دراویش، با آواز و دف ، ریتم‌های متنوعی اجرا می‌گردد . دومین بخش را می‌توان موسیقی مناطق شهری نامید که به وسیلة موسیقی‌‌دان‌های حرفه‌ای اجرا می‌گردد. بیشتر این آوازها در واقع همان «گورانی»‌های کردی است که به همراه سازهای مختلف اجرا می‌شود. گورانی یکی از مهمترین فرم‌های موسیقی کردی است مقام نیز در موسیقی مناطق کردنشین دارای جایگاه خاص خود است و تنوع آن در مناطق مختلف دلیلی بر تکاملش طی قرون متمادی می‌باشد. سومین بخش را می‌توان موسیقی روستایی و سنتی ذکر کرد که بیشتر شامل آوازهایی چون بیت ، لاوک، حیران، سیاوچه‌مانه و چه‌پله و.... می شود.
مهمترین و عمومی‌ترین جشنی که در میان مردم کردستان مرسوم است برگزاری جشن نوروزاست. جشن نوروز در اقصی نقاط کردستان به صورت خودجوش همراه با مراسم رقص کردی و برپائی آتش برگزار می‌گردد. عید فطر و عید قربان نیز به عنوان اعیاد مذهبی دارای اهمیت خاص هستند، همچنین میلاد پیامبر اکرم نیز به عنوان روزی خجسته همراه با مراسم مولودی خوانی و نواختن دف دارای جایگاه ویژه‌ای در میان مردم استان می‌باشد، علاوه بر اینها جشن معراج پیامبر و شب برات نیز جزو اعیاد این منطقه است.
از دیگر مراسمی که در میان مردم کردستان به ویژه منطقة اورامان از جایگاه خاصی برخوردار است مراسمی تحت عنوان زماون پیر شالیار (عروسی پیر شالیار) می‌باشد. این مراسم در روستای اورامان تخت در هفتة دوم بهمن ماه که مصادف با جشن سده است ، طی مراحل و رسومات خاصی برگزار می‌گردد و ادامة آن در نیمة فصل بهار مصادف با 15 اردیبهشت در محل آرامگاه پیرشالیار که در نزدیکی روستا می‌باشد تحت عنوان مراسم کومسای برگزار می‌شود. قابل ذکر است که بازدید از این مراسم اکنون جنبة کشوری و حتی بین‌المللی پیدا کرده است به طوریکه جمع کثیری از علاقمندان، روزنامه‌نگاران، محققین داخلی و خارجی به هنگام برگزاری مراسم در میان بازدیدکنندگان دیده می‌شوند بازدید از این مراسم در برنامة تورهای گردشگری استان گنجانده شده است.
از سایر مراسم مهم دیگری که از دیرباز با توجه به بافت اجتماعی مذهبی مردم استان شکل گرفته است مراسم ذکر و سماع دراویش به همراه انجام کارهای خارق‌العاده می‌باشد این مراسم به صورت هفتگی در بیشتر تکیه و خانقاه‌های استان به صورت ثابت برگزار می‌گردد این مراسم معمولاً پنج‌شنبه شب‌ها برگزار می‌گردد آدرس و محل و زمان برگزاری برخی از تکایای سنندج در بخش جداول آمده است. بیشتر آژانس‌های گردشگری برنامة بازدید از تکایا را با توجه به تقاضای مسافران در برنامه‌های خود قرار داده‌اند.

[ ۱۳٩٠/٤/٦ ] [ ۳:٤٢ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

دنیا   ته مه و   دنیا   تووز،  دنیا    گه رته چۊچانه

که سێ  که سێ   نیه ناسێ   ،گیشتێ   ده م   ئه ڵپێچانه

 

نه   بوو   هه ناس ِ عشقه  ،  نه   رووژنای   راسی

  دنیا   خراو  ،      دنیا   گه ن  ،      دنیا   دروو ده سانه

 

زه مین   زه رد   و   زه مان   زه رد  ،  ئاساره   و   ئاسمان   زه رد

کوتێ   داخیم   کوتێ   ده رد  ،  دة   ئێ    زه رده لۊلانه

 

ته و    ئه ڵکزان   سقانم  ،  له رز   ئه ڵچه قان   دنانم

  گیانم     بۊه    په ته سوو  ،  ده ێ    ئاگر   گڕانه

 

شڵه ێ   شه ڕه و   و   گڕه ێ   نار،  گرمه ێ   گورگه و   هافه ێ   مار

یه که ێ   به خته   ؟ بێداده   ،  یه که ێ   تاڵه س؟   تاڵانه

 

هه م    زه رده واێ   په ژاره س ،  هه م   سه رده واێ   په شێوی

  روو    ده ێ    زه رده   زه مانه،   وه ێ   ده ێ   سه رده  ساڵانه


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱/٢۱ ] [ ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

ده لیا

ده لیا هه کئ خوار ̗ بان ، سه ر کوتێگه سه ر ̗ سان

بۊه وه داڵ̗ زه ۊ و ، سه ر شێون̗ ئاسمان

 

ده لیا دڵێ یه ێ ده سه ، ده لیا شرین شێوه سه

ده لیا لێوه ێ ئاێه م که ێ ، ده لیا خوه ییش لێوه سه

 

ده لیا کومه ێ فه ڕێگه ، ده لیا ده م ̗ ته ڕێگه

دڵ ̗ فره ێ کردئه و خوه ێ ، ده لیا ژن ̗ شه ڕێگه

 

خوه را گه دیارێگه خڕ ، دڵ دیارێگه پڕه پڕ

هه رچگ هه سه ڕا خوه ێه ، هه ر چگ نیه که ێ له کڕ

 

ده لیا زلفه فڕێگه ، ده لیا دوس ̗ بڕێگه

 ده لیا که س لێ نێاشتڴ ، ده لیا دانه ێ دوڕێگه

منبع:شێره ل کوردی

[ ۱۳٩٠/۱/٢۱ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

 مانشت ده­­س کی بنیادد به­نی

 کام وا، کام واران بنا راد ژ­ه­نی


مانشت! زاڵ زه­ڕ، وامنه­ێ ساڵان

پیر پرچ چه­رمی باوگ ئه­بدالان


تا ت گه­ورا بۊد وساید وه پاوه

بنچینه­ی به­شه­ر هزار تووک داوه


خه­م خوراواێ خان مه­سۊر دیری

توژاڵه­ی له زام دنیای دۊر دیری


زه ره­ێ شاپه­روه­ر ها وارانده­و

 ها وه ته­مه لۊل وه­هارانده­و


ها چۊزه­ێ  نه­و­ڕه­س قه­ی دارانده­و

 ها وه سوسه­ن گوڵ نسارانده­و...

منبع:ئیلام ئاسوو

[ ۱۳٩٠/۱/٢۱ ] [ ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

تاریخ نویسان و موسیقی دانان معروف جهان معتقدند که ; کردستان مهد تمدن موسیقی جهان به حساب می آید.
گزنفون تاریخ نویس یونانی در این باره نوشته : بعد از حمله یونان به ایران و شکست کوروش هخامنشی از یونانی ها ، هنگامی که لشگر یونان قصد بازگشت از کردستان را داشت ، کردها با خواندن نغمه ها و سرودهای دسته جمعی ، یونانی ها را مورد حمله قرار دادند.
گزنفون افزوده که : چگونه کردها در آن زمان با هنر موسیقی آشنایی داشتند و حتی از آن در جنگ ها هم استفاده می کردند.
در ویژه نامه موسیقیایی " فاسکه که " که در فرانسه منتشر می شود ، آمده که ایران قدیم و سرزمین "میسوپوتامیا" یعنی جایگاهی که کردها اکنون در آن سکونت دارند ، قدیمی ترین مهد موسیقی جهان بوده است.
به نوشته این نشریه ، تمام ملودی های ایرانی در اینجا  منظور ایرانی بودن ملودی ها  یعنی جایی که فرهنگ آریایی در آنجا حضور داشته ، نه مرز جعرافیایی و سیاسی ایران کنونی در جهان بی همتا و بی نظیر است.


ادامه مطلب
[ ۱۳۸٩/۸/۱۳ ] [ ۱:۳٩ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

که از گذشته های دور به یا د گار مانده است و چیزی فراتر از رقص عا دی  است.رقص های کردی یکی از سنتهای د یرینه و یا د گا رهای ارزشمند آریا یی   ها ست.که در میان ملت کرد همچنان محفوظ ما نده وحتی دررقص های سنتی بعضی از اقوام همجوار همچون آشوری ها تا ثیر کرده است . بی گمان تا ریخچه این حرکات مربوط به هزاره های دوم و سوم قبل از میلاد مسیح است اما تاریخ مشخص و چگونگی ایجاد آ ن در این باره وجود نداردیک کتیبه سنگی در قلعه ((هه پیر))وجود دارد که متعلق به هزاره اول قبل از میلاد است . روی این کتیبه تصویریک سرنا و دهلو تعدادی که به نظر می رسد در حا ل اجرای حرکا ت موزون هستند روی سنگ حک شده است این کتیبه کهن سند مهمی در تاریخی بودن این حرکا ت موزون در کردستا ن است . حکیم عمر خیام در نوروز نامه خود مینویسد" فریدون کرد "روزی که ضحا ک را اسیر کرد وایران را از شر او نجا ت داد مردم آن را جشن گرفتند . واین مهم دلیل دیگری بر یکپارچگی آن مردم و جشن دسته جمعی در میا ن آنا ن می با شد .حرکا ت "هه لپه رکی" در چها ر نوع مراسم عرفا نی مذهبی شا دی و عروسی عزا و غم اجرا میشود .اما رقص های فولکلور کردی عبا رتند از :چه پی یا چوپی- سی پی - روینه - گه را نه وهکه مخصوص شکا ک است .دووپی یی- داغه که ویژه کردستان ترکیه است .گه ریان - پشت پا - فه تاح - فه تا پاشایی- خانه میری -سی جار - شه لان -زه نگی - و چه مه ریواما فلسفه این حرکا ت شکل بخصوصی که این "هه لپه رکی "دارد.این رقص به صورت دسته جمعی انجام می شود و در دست نفر اول که به عنوان رهبر و پیشوای گروه و نفر آ خر "چوپی "دستمالی است که به جای شمشیر استفاده میشود .و نظم و انظباط گروه را هم بر عهده دارد .امروزه به علت پیشرفت و پیچیدگی در سبک زندگی از دستمال سفید به جای شمشیر و سپر استفاده میشود همان طور که ذکر شد از دستمال سفید بیشتر استفاده م شود که نشانه صلح و آشتی با اقوام دیگر است .

چنانکه می بینیم در اکثر پرچم های جهان رنگ سفید وجود دارد .دستمال داشتن رهبر و نفر آخر نشاندهنده برابری بوده و دست همدیگر را گرفتن هم نشانه اتحاد گروه است.

"ره ش به له ک "یا رقص زن و مرد با هم به معنی مانند برادر و خواهر بودن است .

کوبیدن پا بر زمین به این معنی است که این خاک موطن من است .

هورای هنگام مراسم در حین حرکات به منظور ترساندن دشمن است .

نشستن در هنگام رقص نشانه تسلیم برای جمع منفور است .

یکسری مقا م ها هم وجود دارند که در این مراسم استفاده میشوند .هوره که از نظر لغوی از واژه خور به معنای خورشید گرفته شده مورد استفاده گا تو های زرتشتی و در مراسم راز و نیاز با خداوند بوده است.خا نه میری که مخصوص خوانین بوده که آنرا در پشت بام ها به سبک آرام وملایمی برگزار می کردند تا باعث سر و صدا در خانه نشود .رقص "هه لپه رکی" در مناطقی مثل چهار محال بختیاری و ترکمن صحرا و غیره انجام میشود ولی در این مناطق علاوه بر دستمال چوب بازیهم دخیل است . یک نوع رقص دیگر هم بنام خنجر در ترکمن صحرا وجود دارد که به دوران پیش از اسلام بر میگردد.از دور که به دسته هه لپه رکی نگاه میکنیم آنرا به صورت یک زنجیره جوش خورده می بینیم .احساس همه افراد در نفر اول " سرچوپی " جمع و برجسته میشود . گاهی دیده می شود در بعضی مناطق تیر اندازی می کنند یا با یک خنجردر میدان بازی می کنند . یا فریاد میزنند و یا دستمال قرمز را تکان میدهند که بی شک این همه نشانه بر افراشتن پرچم است.در" چه مه ری "که در هنگام غم و مرثیه انجام میشود افراد شرکت کننده تفنگ به دست می گیرند و یا خنجر به کمر می بندند قدمت هه لپه رکی و چه مه ری خیلی زیاد است و مربوط به چند سال قبل و یا مربوط به یک منطقه خاص و یا یک فر د خاص نبوده بلکه مربوط به دوره ای است که تسلط هنری توانسته است آنرا به تمام جامعه کل حاکم کند .

در ارتباط با این تسلط هم می توان یک تسلط عمومی مذهبی بر خلق این نوع هه لپه رکی را داشت چو ن این حرکات هماهنگ و متحد در هه لپه رکی، سر بر داشتن به طرف آ سمان، همه با هم نشانه یک گونه پرستش را به خاطر می آورد . حرکات هماهنگ و دسته جمعی پا ها مخصوصا" در هه لپه رکی سحاپییا " ره پا " مخصوصا" کار کشاورزی را به یاد می آورد که مردم رابه  شخم زدن زمین ها کشت و کار و در یکجا ماندن و ایجاد روستاو شهرک و شهر ها را میخواند.

منبع:http://www.xoshawisty.mihanblog.com/post/48


[ ۱۳۸٩/٤/٩ ] [ ٦:۱۳ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

هوره :
هوره ساده ترین، ابتدایی ترین و اصیل ترین گونه موسیقی است که اکنون به تکثر و هزارگونه گی زبانی و کیفی در آمده است.
ما ایرانیان بخصوص مردمان کردزبان غرب کشور این گونه ابتدایی  و اصیل آواز را هوره می نامیم، کلمه هوره و نامگذاری آن قدمتی حدوداً 7000 ساله دارد و به دوران پیامبری حضرت زردتشت می رسد در ”گات های یسنا“ که بخش مهمی از اوستا کتاب مقدس زرتشتیان می باشد بصورت منظوم نگاشته شده و لذا در آن زمان، مردم برای خواندن آن و نیایش اهورا مزدا آوازی را سر داده که آنرا هوره نامیده اند، هوره ندای حق طلبی بوده و کرداری نیک، پنداری نیک و گفتاری نیک را آواز کرده است.
همانگونه که امروزه بعضی از افراد  و خصوصاً قاریان قرآن با تلاوت آیات این کتاب آسمانی آوازی را سر می دهند که ا زیک سو پیام خدا را که پاکی، فرزانگی و حقانیت است سر می دهد و  از سوی دیگر نیز موسیقی آهنگین این آواز چنان ژرف و گرم و زلال است که دل و جان را به ارتعاش در می آورد، آن زمان نیز بعضی از افراد  با تلاوت گات های اوست، این حس های ژرف و زلال را به دیگران انتقال داده اند که هم، هنری لطیف و هم عملی مومنانه و اعتقادی محسوب می شد.
آقای فاروق صفی زاده پژوهشگر کرد زبان در کتاب ”پژوهشی درباره ترانه های کردی“ چنین می گوید:
این آواز، اصیل ترین موسیقی کردی می باشد که از زمان های کهن به یادگار مانده است، که ویژه ستایش از اهورا مزدا بوده است و کردها که پیرو آیین آسمانی زردتشت بوده اند در هنگام مرگ کسی و روی دادن پیشامدی و یا پس از پیوند با اهورا مزد، شروع به خواندن هوره کرده اند و آواز سوزناکی را که برگرفته از نوشتار آسمانی اوستا بوده به شیوه هوره خوانده اند، واژه هوره از اهوره گرفته شده است، همین شیوه هوره در خواندن قرآن به کار می رود و واژه سوره از همین واژه گرفته شده است.
وی در بخش دیگری از کتاب خود می گوید:
هوره از ریتم آزاد پیروی می کند، این گونه آواز بیشتر در مناطق گوران، سنجابی، قلخانی و کلهر مرسوم است.


مقام های هوره:
بان بنه ای، بنیری چر، دودنگی، باریه، غریبی، ساروخانی، گل و دره،پاوه موری، قطار، هجرانی، مجنونی، سحری و هی لاوه.
هوره آواز ممتدی است که خواننده، شعرها و ابیات بیشماری را در ذهن داشته و آنها را هنگام آواز به صورت پی در پی استفاده می کند، گاه شعرها سروده خود خواننده است و گاه شعرهای مورد استفاده را از دیگر شاعران به عاریت می گیرد، هوره در گذشته های دور، مضمونی مذهبی داشته و بیشتر به آواز کردن آیات کتب آسمانی یا آموزه های منظوم مذهبی پرداخته است اما امروزه مضمونی عاشقانه دارد.
هوره مختص به یک دوره تاریخی و یا یک جغرافیا و فرهنگ خاص نیست، هوره یا همان آواز اصیل ابتدایی، مادر همه آوازه، تصنیف ها و ترانه های مردمان جهان است، مادر آوازها و ترانه های تمام ملل دنیا صرف نظر از نژاد و فرهنگ و زبان و معیشت و آیین و جغرافیا و تاریخ آنها.
همانگونه که برکه، دری، رودخانه، سیل، اقیانوس، باران، ابر ومه همه و همه از آب اند و آب مادر و اساس همه این دگرگونی هاست، هوره نیز مادر همه تکثر ه، تنوع و هزار چهرگی آوازها و ترانه های شاد و ناشاد مردم جهان است.
برای درک درست این موضع باید به گذشته بر گردیم به آن زمانی که سازها و آلات موسیقی وجود نداشته اند، آیا در آن زمان موسیقی چیزی غیر از هوره بوده است؟
البته هر صدای موزونی از صدای نی گرفته تا آواز قناری موسیقی تلقی می شود اما منظور ما در این نوشتار موسیقی به معنای متعارف آن است، در گذشته ه، انسان ها به تنهایی و یا بصورت دسته جمعی به خواندن ممتد آواز روی می آوردند، بعد به مرور زمان انواع ساز ها و آلات موسیقی به میان آمدند و آن هوره ممتد و موزون را به قطعات و اجزاء متنوع و متکثر امروزی بدل ساخته اند، امروزه آوازهای سنتی ایرانی همان هوره است که به صورت ردیفی و دستگاهی خوانده می شود.
در مناطق کرد نشین غرب کشور خصوصاًَ استان ایلام هنرمندان بزرگی وجود دارند که خواندن آواز هوره را به حد کمال رسانیده اند، از سرایندگان بزرگ این آواز در گذشته می توان به شادروان داراخان و مرحوم علی نظر اشاره نمود.


سرایندگان هوره :
 سید قلی کشاورز، علی کرمی نژاد معروف به حاجی طوسی، بهرام بیگ ولد بیگی، سید علی عسکر کردستانی، نجات، بساط عثمانوند، ابراهیم حسینی، ایل خان ارکوازی، اولعزیز، یاسمی، کریم صادقی و عبد الصمد عبدی پور هوره خوانان معروف استان های ایلام، کرمانشاه و کردستان هستند اما پس از مرحوم علی نظر، سید قلی کشاورز سرآمد همه هنرمندان این گونه موسیقی است.

بولبول ته ن مه گیر ده نگ وه زاره وه
بـه ش ته ن مـایه ی گـول وه داره وه
هـه ر جـای گولیـگه په ر چینی خاره
ئـه رای بولبول  نـه ی  گـول  ئنتـزاره
ئـه گه ر خار نه وی وه په رچیـن گول
مرای مه تله وه یل زو مه وی حاصل

 برگردان به فارسی:
چنین با صدای محزون و اندوهبار گریه مکن هنوز سهم تو گل بر شاخسار درختان باقی مانده است.
هر کجا گلی هست پرچینی از خار به همراه دارد، ولی بلبل همواره به انتظار گل است.
اگر خارها پرچین گل نباشند بلبلان به سادگی به مقصود خود می رسند.

منبع:ایلام امروز

 

 

[ ۱۳۸٩/۳/٢٢ ] [ ٦:٢٤ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

شاکه وخان منصور ازشاعران بزرگ ومشهور کرد هستند .در استان های غرب وشمال غرب کشور ، نامی آشنا وگفتاری شیرین وآوازه ای بلند دارند. نامشان دمساز مجالس ، محافل وشب نشینی های مردمان عشایرنشین این مناطق است.

 

خان منصور به سال 1105  ه.ق در منطقه جوزر ایوان پا به عرصه وجود نهاد.نژاد او از ایل کلهر وخان منطقه ایوان در زمان حکومت نادر شاه افشار بوده است .در مورد اینکه چگونه به این منصب رسیده سخن چنین است؛ قبل از منصور تعدادی خان بر منطقه ایوان واطراف آن حکومت داشته اند . اینان با حکومت عثمانی ارتباط سری داشته واین امر همواره برای حکومت مرکزی و والیان ناگوار بوده است ،والیان بنا براسناد موجود از زمان حسین خان تا زمان غلامرضا خان برلرستان و ایلام حاکمیت داشته اند.والیان زمان نادرشاه علی مردان خان ومیر حسین ثانی بوده اندولی چون از میرحسین ثانی در کتب موجود زیاد نام برده نشده است والی مقتدر زمان نادرشاه ، علیمردان خان بن حسین خان می باشد . ارتباط خوانین ایوان با حکومت عثمانی با حمله نیروهای والی وطرفداران منصور پایان می پذیرد وخوانین قبلی از ایوان فرار می کنندودر منطقه شرفشه و تنگه شمیران مستقر می شوند . وجود آنها همواره خان را به خود مشغول می کند تا با ترفندی ماهرانه آنها را غافلگیر وبه قتل وعام آنها پرداخت.

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید . . .


ادامه مطلب
[ ۱۳۸٩/٢/۱٩ ] [ ٥:۱٦ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

چشمهایت

ئوستان ایلام

ئوستان ئیلام ملکت ئاباد بوو

مه ردم خاست دایمه ن شادبوو

ئه را ته بیعه ت فره قشنگت

کوه یل سه روه رز خوه ش ئاو و رنگت

ده ئاو که نگیر تا ئاو که رخه

به رز و بایرت گولزار و مه رخه

ئاو ده روه نه یل پر ده شکارت

شاقه شاق کاوک فه سل وه هارت

کوه گه ی کور و قوله وه له نته ر

بوو عه تروو گولی هووشت به ی ده سه ر

بلینی مانشت و ئاو سه ی وانت

قوله ی بی وینه ی قلاقیرانت

قلاره نگ بنوور تا وه چه منت

زار و زه مینت خه نی وه ده مت

ئه وه شه نه چیر یه ویژده وه روه نت

بنوور سیاکو تا وه چه مه نت

ده س دانه وه یک سه یمه ره و سیکان

ئاباد کردنه لاخوار ئیران

ئارام تا زنده س ئه گه ر بنیشی

فه قه ت ده ئه وساف ئیلامی بیشی

قه له م ناته وان زوانی له نگه

خولاسه ئوستان ئیلام قه شنگه

                           شعر : جناب علی اصغر عباسی آرام

منبع:http://ilamefarda.persianblog.ir/

[ ۱۳۸٩/٢/۱٩ ] [ ٥:۱٠ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

•ئاسو سوو
بیلا وای شه مال عه بیر شه ن بکه ی
بیلاگولباخی خه نه خه ن بکه ی
بیلا گول دایم بوشکی وه ناز
بیلا ده عاله م پرِ بوو سدای ساز
بیلا نه شئه ی مه ی بکه ی مه دهووشم
بیلا نه غمه ی نه ی په خش بوو ده گووشم
بیلا بنیشیم ده وه ر نساران
بکه یم ته ماشای ره وزه ی وه هاران
بیلا سروه ی وا سه فا بیه ی وه ده یشت
بیلا دنیا بوو وه باخ به هه یشت
بیلا ئه لپه رِیم هه ر که س وه یه ی ته رز
شاواز بکیشیم وه ئاواز به رز
بیلا شه و بچوو رووژ پاک ئه لای
ده مان دور بکه ی کول قه زاو به لای
تا که ی هه ناسه، تا که ی خه مباری
تا که ی وا وه یلا، تا وه که ی زاری
تا که ی په ژاره، تا که ی په شیوی
تا که ی حاکم بوو عاده ت دیوی
بیلا تووز خه م، بیلا ته م شین
نه مینی ده رو ساراو سه رزه مین
بیلا ئاسو سوومان رووشن بوو
بیلا رووشنی ولات پووشن بوو
* شیعر ده زاهر سارایی _ ئیلام

[ ۱۳۸٩/٢/۱۱ ] [ ٥:۱۳ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

هه له بجه                                                       حلبچه

له دوای خنکانی هه له بجه                                  پس از غرق شدن حلبچه

سکالایه کی دریژم نووسی بو خوا                         شکوه نامه ای برای خدا نوشتم

به ر له خه لکی                                                پیش از مردم

 بو دره ختیکم خوینده وه                                     برای درختی خواندمش     

درخت گریا                                                     درخت گریست

له په ناوه باله نده یه کی پوسته چی وتی:                 در جوارش پرنده ای نامه رسان پرسید:

باشه کی بوت ئه با؟                                           نامه ات را  کی می برد؟                   

گه ر به ته مای منی بیبه م                                   گر به انتظار منی

من ناگه مه عه رشی خودا                                   من به عرش خدا نمی رسم

بو شه و دره نگ                                               شب دیرهنگام

فریشته ی ره شپوشی شیعرم وتی                           فرشته سیه پوش شعرم گفت؛

تو هیچ خه مت نه بی                                          غمین مباش

من بوت ئه به م هه تا سه ری                                برایت می برم تا بلندا

تا که شکه کلان                                                  تا اوج

به لام به لینت ناده می                                          اما تو را وعده نمی دهم

خوی، نامه که م لی وه ر گری                               خود، نامه را گیرد از من

خوت ئه یزانی                                                   خود می دانی

خودای گه وره کی ئه یبینی؟                                  کسی  خدای بزرگ را نمی ببیند

وتم سپاس                                                         گفتم؛ سپاس

تو هه لفره                                                         تو پرواز کن

فریشته ی ئیلهام هه لفری و                                    فرشته الهام پرواز کرد

له گه ل خویا سکالای برد                                      شکونامه را با خود برد

روژی دوای که هاته وه                                        روز بعد که بازگشت

سکه تیری پله چواری نوسینگه ی خوا                      نماینده درجه چهار خدا

عوبید ناوی                                                        عبید نامی

هه ر له سه ر همان سکالا و                                   روی همان شکوه نامه و   

 له دامینا                                                            در حاشیه اش

به عه ره بی بوی نووسی بووم:                               به عربی برایم نوشته بود:

 "گه وجه بیکه به عه ره بی                                  "نادان به عربی ترجمه اش کن

که س لیره کوردی نازانی و                                   اینجا کسی کوردی بلد نیست و

نایبه ین بو خوا"                                                 نمی رسانیمش به خدا".

منبع:نیشتمان

[ ۱۳۸٩/۱/٢٩ ] [ ٢:٠٥ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

عشقت وینه ی خوین هاله ره گانم

تان وپوو دلم مه زگ سوخانم

هه ناسه ی سینگ نور چاوانم

ناوت هه میشه ورد زوانم

گیانم وه فدات ئی نیشتمانم

ئارام گیانم رووح و ره وانم

ویر وخیال رووژ و شاوانم

ئاساره به ختم له ئاسمانم

تووزی له خاکت هاله گیرفانم

رووله ی په روه رده ی کوردمالانم

گیانم وه فدات ئه ی نیشتمانم

رووله ی گیان وه فدای کوردیستانم

گیانم وه فدات ئه ی نیشتمانم

[ ۱۳۸٩/۱/٢٩ ] [ ۱:٤٤ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
[ ۱۳۸٩/۱/۱۸ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
[ ۱۳۸٩/۱/۱۸ ] [ ٩:٤۸ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

رقصهای محلی کردی را به دو دسته رقصهای مذهبی و رقصهای محلی کردی می توان تقسیم کرد. منظور از رقصهای مذهبی، حرکات پر شور دراوایش می باشد که به سماع معروف بوده و در تکایا اجرا می شود در این نوع رقص دراویش در عالم بیخودی حرکات سر و گردن خود را موسیقی ریتمیک هماهنگ کرده اصطلاحا در وجد به سماع می پردازند.
رقصهای محلی کردی عشیره ای ، می توان از ریشه دارترین و کهن ترین رقصها دانست، "هل پرین" یا رقص کردی در گذشته تنها با هدف آماده سازی و تقویت نیروی جسمانی و روحی مردم مناطق کردنشین انجام می شد.  مردمان این مناطق در گذشته های نه چندان دور همواره شاهد جنگهای قبیله ای بودند و همین امر حفظ و آمادگی همیشگی را طلب می کرد لذا مردمان این مناطق در وقفه های بین جنگها و به مناسبتهای مختلف دست در دست یکدیگر آمادگی رزمی و شور و همبستگی پولادین خویش را به رخ دشمنان می کشیدند.
رقص کردی را یک رقص رزمی می دانند که دارای صلابت و متانتی خاص بوده و یادآور یکپارچگی این مردمان غیور در تمامی ادوار می باشد.
امروزه مجموع این رقصها را "چوپی" می گویند که معمولا به صورت دسته جمعی اجرا می شوند. رقصهای محلی با موسیقی کردی پیوندی ابدی داشته و معمولا زنان و مردان عشایر در مراسم شادی به دور از ابتذال دایره وار دست یکدیگر را گرفته به پایکوبی می پردازند، در اصطلاح محلی این حالت را گنم و جو(یعنی گندم و جو) می نامند( در منطقه مهاباد به آن رشبلک می گویند).
در این رقصها معمولا یک نفر که حرکات رقص را بهتر از دیگران می شناسد نقش رهبری گروه رقصندگان را به عهده گرفته و در ابتدای صف رقصندگان می ایستد و با تکان دادن دستمالی که در دست راست دارد ریتمها را به گروه منتقل کرده و در ایجاد ایجاد هماهنگی لازم آنان را یاری می دهد.  این فرد که سر چوپی کش نامیده می شود با تکان دادن ماهرانه دستمال و ایجاد صدا بر هیجان رقصندگان می افزاید.
در این هنگام دیگر افراد بدون دستمال به ردیف در کنار سر چوپی کش به گونه ای قرار می گیرند که هر یکی با دست چپ ، دست راست نفر بعد را می گیرد اصطلاحا این حالت را " گاوانی " نامیده می شود.
در رقصهای کردی تمامی رقصندگان به سر گروه چشم دوخته و با ایجاد هماهنگی خاصی وحدت و یکپارچگی یک قوم ریشه دار را به تصویر می کشند برخی رقصهای کردی دارای ملودیهای خاصی بوده و توسط گروهی از زنان ومردان اجرا می شوند و در برخی از رقصها یکی از رقصندگان از دیگران اجرا شده و در وسط جمع به تنهایی به هنرنمایی می پردازند و در این حالت معمولا رقصنده دو دستمال رنگی در دستها نگه داشته و با آنها بازی می کند که اصطلاحا به این نوع رقص دو دستماله می گویند و بیشتر در کرمانشاه مرسوم است.
نمایشها و رقصهای کردی را می توان به چند قسمت اصلی ذیل تقسیم کرد:
گه ریان ،پشت پا ، هه لگرتن ، فه تاح پاشا، لب لان، چه پی ، زه زنگی ، شه لایی ، سی جار و ، خان امیری.
گه ریان: گه ریان در زبان کردی به معنی گشت و گذار و راه رفتن بوده و حرکات مختص این رقص نیز معنای گشت و گذار در ذهن تداعی می کنند.
گه ریان دارای دو مقام بوده که یکی متعلق به مناطق روستایی و دیگری مناطق شهری می باشد این رقص نرم و آهسته و با لطافتی خاص شروع شده و به تدریج تندتر می شود.
ملودی مربوط به این رقص با تنوع در ریتم و نوساناتی در اجرا تا پایان ادامه می یابد.
در این رقص در واقع تاثیر گشت و گذار در زندگی کردها به نمایش گذاشته می شود و تنوع ریتم در این رقص گویای تجربیاتی است که در گشت و گذار به دست می آیند و می توان گفت این رقص زیبا تبلیغی است برای خوب نگریستن در اشیاو طبیعت.
این رقص زندگی با فراز و نشیب و زیر و بم هایش به تصویر کشده شده و بر ضرورت بینایی و کسب تجربه برای رویارویی با رودخانه پر تلاطم زندگی تاکید می شود.  این رقص، رقصندگان را برای رقصهای پر تحرک تر بعدی آماده می کند، تقریبا در کل مناطق کردنشین ملودی این رقص به شکلی یکسان نواخته می شود و در این رقص نخستین حرکت با پای چپ آغاز شد و حرکت پای دیگر همواره با سر ضربهای دهل که معمولا با ریتم دو تایی اجرا می شوند عوض می شود.  پشت پا: پشت پا رقصی است که کمی تندتر از گه ریان اجرا شده و در بیشتر مناطق کردنشین مخصوص مردها می باشد رقص پشت پا همانطور که از نامش پیداست انسان را به هوشیاری و به کارگیری تجارب می خواند تا مبادا شخص در زندگی از کسی پشت پا بخورد.  هه لگرتن: هه لگرتن در لغت به معنای بلند کردن چیزی می باشد، این رقص بسیار پر جنب و جوش و شاد اجرا می شود که با شور و جنب و جوش بسیار به سوی هدف روانه است.
ریتم تند ملودی مخصوص این رقص هر گونه کسالت و خمودی را نفی کرده و بر اهمیت نشاط و هدفمندی در زندگی تاکید دارد.
فتاح پاشایی: فتاح از نظر لغوی به معنی جنبش و پایکوبی است، ملودی این رقص در سر تا سر کردستان به شکلی یکنواخت و با ریتمی تند اجرا می شود و لذا این رقص بسیار پر جنب و جوش می باشد بیشتر مردم کردستان از این رقص استقبال می کنند.  این رقص نشانگر انسانی است که به شکرانه کسب موفقیتها و استفاده از نعمتهای خداوندی خوشحالی خود را به نمایش گذاشته است.  لب لان: این رقص با ریتمی نرم و آهسته پس از فتاح پاشا اجرا می شود و می توان در آن لزوم تنوع در زندگی را مشاهده کرد، پس از اجرای پر جنب و جوش رقصها گه ریان، پشت پا، هه لگرتن و فتاح پاشا به ضرورت، رقصندگان لب لان می رقصند تا کمی استراحت کرده و تجدید قوا کنند رقص لب لان در واقع انسان را از غلبه احساسات زودگذر نهی کرده، وی را پس از طی مرحله ضروری شور و مستی به قلمرو تفکر دور اندیشی و باز نگری رهنمون می سازد در این رقص، شرکت کنندگان آرامش خاصی را احساس می کنند.
چه پی: چه پی همانطور که اسمش پیداست به معنای چپ می باشد ملودی این آهنگ با وزن دو تایی اجرا شده و در بیشتر مناطق کردنشین از جمله کرمانشاه، کردستان، سنجابی، بسیار از آن استقبال می شود.
فلسفه این رقص قوت بخشیدن به قسمت چپ بدن می باشد چرا که معمولا قسمت چپ بدن در انجام امور روزمره نقش کمتری داشته و به مرور زمان تنبل می شود و برای استفاده متعادل از تمامیت جسمانی همواره باید بکارگیری اعضا» سمت چپ بدن آنها را تقویت کرد.
به همین منظور در رقص چه پی قسمت چپ بدن تحرک بیشتری یافته و از خمودگی خارج میگردد، در منطقه کرمانشاه بیشتر زنها از این رقص استقبال می کنند.
زه نگی یا زندی: در این رقص رقصندگان یک قدم به جلو گذاشته و سپس یک قدم به عقب می روند و این حالت تا پایان ادامه می یابد در این رقص ضرورت احتیاط، دوراندیشی و تجزیه و تحلیل عملکرد از جانب انسان به تصویر کشیده می شود، در واقع در این رقص سنجیده گام برداشتن تبلیغ می گردد.
شه لایی: این رقص را که با ریتم لنگ اجرا می شود می توان یک تراژدی شکست دانست در این رقص قدمها لنگان لنگان برداشته می شوند تا شکست در برابر چشمان حضار ترسیم گردد و در ترسیم این مصیبت کسی زبان به سخن نگشاید.
سه جار: این نوع رقص با ریتم آرام و گاها تند است که همان طور که از اسمش بر می آید به معنی سه بار (سی در رسم الخط کردی ) است که در آن سه حرکت پا و سه حرکت به جلو وجود دارد و به گونه ای یادآور عدد مقدس سه در فرهنگ فلکلوریک کردهاست.
 خان امیری: این رقص نیز با ریتمی تند همراه است و در آن دستی از هم باز و در بالا قرار می گیرد و حلقه ای بازتر و فراختر می سازد و بیشتر تناسبی است بین حرکت دستها و پاها این رقص که در آن گونه ای خودنمایی و غرور خانی نیز دیده می شود تداعی کننده پیروزی و پرواز پرندگان را در خاطر می آورد.

[ ۱۳۸٩/۱/۱٧ ] [ ٩:۱۱ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

کرماشانه که م ئه ی خاک زیرین

هاو زاراوه که ی به دره و خا نه قین

جگر گوشه که ی ئیلامی دیرین

نیشتمانه که ی فرهاد و شیرین

یادگارگه ی ماد و ساسانی

تو سان شاره یل گشت کوردستانی

کرمانج بی سوران گوران یا که لهور

تو ئه رای ئیمه هر مه نییته  دور

ناوت سه ر ره سته ی تاریخ ئیمه س

وه بی کرماشان، کوردستان دی چه س

وه ختی ، ئیمه ی کورد دلمان شاد بوت

ئیلام ، کرماشان داشدارمان بوت


منبع:کرماشان شاری شیرینم

 

[ ۱۳۸۸/۱٢/٢٠ ] [ ۸:۳٠ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

رقصهای محلی با موسیقی کردی پیوندی ابدی داشته و معمولا زنان و مردان عشایر در مراسم شادی به دور از ابتذال دایره‌وار دست یکدیگر را گرفته به پایکوبی می‌پردازند

در این رقصها معمولا یک نفر که حرکات رقص را بهتر از دیگران می‌شناسد نقش رهبری گروه رقصندگان را به عهده گرفته و در ابتدای صف رقصندگان می‌ایستد و با تکان دادن دستمالی که در دست راست دارد ریتمها را به گروه منتقل کرده و در ایجاد ایجاد هماهنگی لازم آنان را یاری می‌دهد.

این فرد که سر چوپی کش نامیده می‌شود با تکان دادن ماهرانه دستمال و ایجاد صدا بر هیجان رقصندگان می‌افزاید.

در این هنگام دیگر افراد بدون دستمال به ردیف در کنار سر چوپی کش به گونه‌ای قرار می‌گیرند که هر یکی با دست چپ ، دست راست نفر بعد را می‌گیرد اصطلاحا این حالت را " گاوانی " نامیده می‌شود.

 

در رقصهای کردی تمامی رقصندگان به سر گروه چشم دوخته و با ایجاد هماهنگی خاصی وحدت و یکپارچگی یک قوم ریشه دار را به تصویر می‌کشند برخی رقصهای کردی دارای ملودیهای خاصی بوده و توسط گروهی از زنان ومردان اجرا می‌شوند و در برخی از رقصها یکی از رقصندگان از دیگران اجرا شده و در وسط جمع به تنهایی به هنرنمایی می‌پردازند و در این حالت معمولا رقصنده دو دستمال رنگی در دستها نگه داشته و با آنها بازی می‌کند که اصطلاحا به این نوع رقص دو دستماله می‌گویند.

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب
[ ۱۳۸۸/۱٢/٢٠ ] [ ٧:٥۳ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سنی و شیعه بودن دسیسه ای است که سالها دشمنان ملت کرد از آن برای تفرقه افکنی و جلوگیری از اتحاد بین ملت کرد،مخصوصا کردستان شرقی و جنوب شرقی استفاده می کنند و متاسفانه این دسیسه تا حد زیادی برای خائنین به ملت کرد مثمر ثمر واقع بوده است و تا حد قابل توجهی کردهای شیعه و سنی را از هم دور انداخته است، اما امروز کردها به خودشان آمده اند و شیعه و سنی برایشان فرقی نمی کند کرد، کرد است چه شیعه باشد چه سنی. و اما ریشه این اختلاف: زمانی که امپراطوری عثمانی به شدت در حال توسعه بود و تهدیدی جدی برای دولت های اروپایی محسوب می شد ، دولتهای اروپایی مخصوصا انگلیس برای جلوگیری از قدرتمند شدن امپراطوری عثمانی به رسمی شدن مذهب شیعه در ایران در زمان صفویه کمک نمودند و دو کشور عثمانی و صفویه را وارد جنگهای مذهبی خونین کردند و بدین ترتیب دولت های اروپایی به اهداف خود دست یافتند اما،تنها ملتی که در این بین مظلومانه قرار گرفت ملت کرد بود که به دلیل موقعیت جغرافیایی اش در مرکز اختلافات و جنگهای عثمانی و صفویه قرار داشت و این جنگها و اختلافات منشا ایجاد مرزهای سیاسی در کردستان و جدا شدن ملت کرد از همدیگر شد. در ایران اقلیت مذهبی و در ترکیه اقلیت ملی. عقاید و مذهب هر کردی و هر انسانی برای بقیه کردها قابل احترام است و این عقاید دیگر باعث تفرقه و جدایی ملتمان نخواهد شد و ما دیگر اجازه نخواهیم داد که دشمنان ما فرهنگ مان را، زبانمان را، جوانانمان را و...... را به بهانه شیعه وسنی بودن ،ایرانی و عراقی و ... بودن ازما بگیرند ما کرد بوده ایم، کرد هستیم ،کرد خواهیم ماند و کرد خواهیم مرد. کرد، کرد است مهم نیست که شیعه باشد یا سنی،یهودی باشد یا مسیحی، مهم نیست که کرمانشاهی باشد یا سنندجی،مهابادی باشد یا ایلامی مهم نیست که روژهه لاتی باشد یا باشوری،روژآوایی باشد یا باکوری مهم نیست که سورانی باشد مهم این است که کرد باشیم . . . . . . . --------+++++-----+++++-----+++++ این وبلاگ به هیچ وجه سیاسی نیست، هیچ هدف سیاسی را دنبال نمی کند و مطالب آن برای نشان دادن فرهنگ غنی کوردزبانان به سایر هموطنانمان می باشد. ئاکرێ - ئامێدی - پردێ - پێنجوێن - تەقتەق - چەمچەماڵ- خانەقین - دەربەندیخان - دھۆک - دووزخورماتوو - دووبز - ڕانیە - زاخۆ - سلێمانی - کفری - کەلار - کەرکووک - کۆیە - موسڵ - ھەڵەبجە - ھەولێر - سیدەکان - سۆران - چۆمان - مێرگەسۆر- ڕەواندز باکوور ئاگری - ئامەد - ئێلح - ئەرزرۆم - ئەرزنگان - ئەفرین - ئەلەزیز - بازید - بەدلیس - جۆلەمێرگ - چەولک - دیلۆک - دێرسیم - رھا - سێرت - سێواس - سەمسوور - شرنەخ - قەرس - مدیاد - مووش - مێردین - مەرەش - مەلەتی - وان ڕۆژئاوا قامشلۆ - جزیر - حەسیچ - سه‌رێکانیێ - عەفرین - کۆبانی ڕۆژھەڵات بانە - بیجاڕ - دیواندەرە - سنە - سەقز - سەوڵاوا - کامیاران - قوروە - مەریوان - بۆکان - پیرانشار - سەردەشت - شنۆ - مەهاباد - نەقەدە - پاوە - جوانڕۆ - ڕەوانسەر - سونقوڕ - سەحنە - سەرپێڵ - قەسر - کرماشان - کەنگاوەر - گێڵان - هەرسین - ئابدانان - ئیلام - ئەیوان - دەڕەشەهر دیگولان - ده له رو - مه ران - مه لک شاهی - به دره - چه ر داول - شه روان
صفحات اختصاصی
امکانات وب


onLoad and onUnload Example

جاوا اسكریپت

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ