|
ایــــلام ( آلامتـــو ) استان کردنشین و عروس زاگرس ------ پەروەردەێ کوردم ئیلام خاکمه، خاک گشت کوردان دڵ پاکمه--- معرف استان های کردنشین:. . . ایـــــلام، کردستان، کرمانشاه، آذربایجان غربی، خراسان شمالی---------++++++++++++++++++++----------------------------------------------------------------------ئه ر خوسره و بووم ده س و جامه وه ----- ئه روام گل مه خوه ی وه ئیلامه
| ||||||
|
لهی مال چوول بی دهنگه تهنیا مهنیده دالگه! [ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ۳:۱۱ ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
دالگهیه ی نان سزیا ی دۊ ده سد ، تیه رزی وه دنیا داڵگه [ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ۳:٠۸ ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
کرماشانهکهم ئهی خـاک زێرین [ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ۳:٠۸ ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
دائیک (مادر) [ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ٢:٥٦ ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
ایلام - خبرگزاری مهر: مردم کردستان، کرمانشاه و ایلام از دیرباز تاکنون دارای مفاخر زیادی در بخش های مختلف ادبی و هنری بوده اند که متاسفانه کمتر از آنها در کشور یادی شده است. به گزارش خبرنگار مهر، سابقه ادبیات و به ویژه شعر در میان کلهرها و دیگر گویشوران کردی جنوبی بسیار طولانی است. قدیمی ترین اشعار به دست آمده به کردی جنوبی به قرن سوم هجری بر می گردد که مجموعه سروده های دینی یارسان اهل حق است. ملا پریشان دیوری، غلامرضا ارکوازی، شاه خوشین، شاکه، خان منصور، ترکه و نجف نقی خان آزاد و...نمونه هایی از آن هستند. در عصر حاضر شاعرانی همچون: شامی کرماشانی، یداله بهزاد ، جلیل آهنگرنژاد، رضاموزونی، سعید عبادتیان، ظاهر سارایی، پرویز بنفشی، علی الفتی و حبیب الله بخشوده ، ... آثار قابل توجهی خلق کرده اند. .از بزرگان ادبیات کلاسیک کردی میتوان به جزیری، احمد خانی، نالی، مولوی کردومستوره اردلان اشاره کرد غلامرضاخان ارکوازی از چهره های شناخته شده ی شعر وادب کردی است. وی شاعری شیعی است که دارای اعتقادات عمیق و اردات استوار به مذهب تشیع و امامان آن، به ویژهحضرت علی (ع) است و در مناجات نامه ابعاد ارادات او به خوبی پیداست. وی به پیروی از فضاهای مذهبی زمانخود که متاثر از آموزه ها و تبلیغات شیعی عصر صفوی است و به پیروی از حماسه های دینی، حضرت علی (ع) را ازنظر گاهی حماسی و اسطوره ای به تماشا می نشیند. غلام رضا ارکوازی به سبب آثاری که پدید آورده و سرگذشتی که داشته و تلاش هایی که در جهت نشرمعارف تشیع در غرب کشور کرده است، در میان بزرگان ادب کردی از جایگاهی والا برخوردار است. هرکسی از ظنخود یار او می شود و مراد و مقصود خود را در آینه اشعار او می یابد و او را از خود و با خود می داند. چنان که نام و آوازه او در اقصا نقاط مناطق کردنشین وجود دارد و اکنون همگان به دور از گرایش های فرقه ای و مذهبی و قبیله ای از اشعارش بهرهمی بردند. بی تردید، طرح و شناخت شاعر بلند آوازه ای چون استاد ارکوازی می تواند به همگرایی بیشتر ملی و مذهبیکشور منجر شود. ضمن این که مطالعه گویش و ساختار زبان شعری او نیز می تواند ما را به سیر و سرگذشت یکی ازگویش های ایرانی آشنا سازد. غلامرضا ارکوازی شاعر تاریخی ایلامیان مطابق گفته کهنسالانی که از اعقاب شاعر هستند، غلام رضا ارکوازی فرزند حسن بگ، حسن بگ فرزند میرزابگ، میرزابگ فرزند "میه سم"، میه سم فرزند احمدقلی و او فرزند میاخ است. وی از خانواده ای مرفه و اهل ادب متولد شد و پدرش ملا حسن اهل تحقیق بوده است. شاعر آموزش های ابتدایی را نزد پدر و ملا های دیگر آن زمان آموخت است و با بررسی اشعار گرانبهای این شاعر می توان گفت اشعار وی دارای فلسفه، حکمت، نجوم جهانشناسی وخدا شناسی است. غلامرضا خان ارکوازی سال ها پیش از سرایش مناجات نامه چند سالی به ریاست ایل خود مشغول بوده است و پس از مدتی دوستی با والی وقت ایلام(حسن خان والی) به دلیل ظلم و ستم والی ، شاعر به دشمنی با او بر می خیزد و حسن خان والی شاعر را به زندان می اندازد و او را به شدت شکنجه می کنند. غلامرضا خان ارکوازی مانند دیگر شاعران کرد اهل عرفان بوده و شعر هایی نغز در این زمینه سروده است. و سرانجام در سال 1260 هجری قمری در دیار غربت دیده از جهان فرو می بندد. از آثار گرانقدر این شاعر توانا می توان به مناجات نامه و شاهکار ادبی باوه یاڵ اشاره کرد. چند بیت از باویاڵ" ئه و روو واوه یلا وه باوه یاڵ دیم هاواس پهریشان حاڵش حاڵ حاڵ دیم من وباوه یاڵ عه هدێکمان که رده من خه م و ئه وته م تا رۆژمه رده ن رووڵه ژه هجرت ئه فسۆرده گیانم جۆز روو روو گوو یا نیه ن زووانم شه و خاوم شه ریک تاف تێژاوه ن یا حۆباب نه رو گیژه گر دا وه ن غلامرضاخان اکوازی شایسته تمجید است زیرا در فضایی عاری از علم و کتاب، پارهای از خاک ایران اهورایی را به آموزههای معنوی و مذهبی خود روشنی بخشیده است. سزاوار تکریم است زیرا که با مبارزه فرهنگی به تعهد اجتماعی خود عمل کرد و نهایتا شایسته سپاس است بدان دلیل که آثاری گرانسنگی همچون "مناجات نامه" و "باویال" را آفریده و پارههایی درخشان از ذوق و ادب را برای کشور و زادگاهش به یادگار نهاده و صفحاتی ارجمندتر بر پشتوانه فرهنگی ایران و قوم کرد افزوده است. باوهیال" یا "باویال" اثر شاعر است که در رثای فرزند جوانش احمدخان سروده است و بیشک در زمینه مرثیه شاهکاری است که با هر مرثیه وزینی قابل مقایسه است. قالب اشعار کردی مثنوی است و تنها در سال های اخیر در قالب های دیگری همچون قصیده و غزل به تقلید از شاعران فارسی اشعاری سروده شده است. متاسفانه در کشور به مفخر کرد زبان توجه جدی نشده است و از سوی مسئولان کمتر نشست تخصصی، تجلیل، جشنواره و... برای این مفاخر برگزار شده است. [ ۱۳٩۱/٢/۱۸ ] [ ۸:۱٢ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
محمدجواد شوهانی و آلبوم چهمهڕێ «چهمهڕێ» به معنای چشمبهراه، یا چشمانتظار، عنوان نخستین کاست کُردی محمدجواد شوهانی خوانندهی خوب ایلامی است. آهنگسازی این آلبوم را مازیار فرخسرشتی برعهده داشته و شرکت سروش وابسته به صداو سیما آن را منتشر کرده است. این آلبوم، شامل 8 قطعه تصنیف کُردی ایلامی است که اشعار آن را آقایان: حبیبالله بخشوده، محمدعلی قاسمی، و محمدرضا رشیدی گقتهاند و شعری از اشعار عرفانی مرحوم سیدصالح ماهیدشتی نیز زینتبخش یکی از ترانههای آن است. درونمایهی اشعار ترانههای این آلبوم را موضوعاتی چون توصیف طبیعت ایلام، دفاع مقدس، وطن و عشق تشکیل میدهند. سازبندی تصنیفهای این آلبوم نشانگر آن است که سازهایی محلی چون شمشال و دوزله و سرنا با بسیاری از سازهای جهانی ترکیب شدهاند و این نکته، ظرفیت سازها و آواهای ایلامی را برای ترکیب با سازها و آهنگ های مدرن و متفاوت جهانی نشان میدهد. یکی از جنبههای بارز این آلبوم، همکاری آهنگساز بهنامی چون شهرام منظمی است. محمدجواد شوهانی به شایستگی موسیقی کُردی استان ایلام را در مجامع هنری نمایندگی میکند و گواه این مدعا حضورش در بسیاری از جشنوارههای موسیقی داخل و خارج کشور است؛ از جملهی این کوششها میتوان به حضور ده روزهاش همراه با دیگر نوازندگان در فرهنگسرای بهمن تهران، و اجرای موسیقی کردی در کشور قطر اشاره کرد؛ بهگونهای که مطبوعات قطر به گستردگی آن را پوشش خبری دادند. او،در رشتهی زبان و ادبیات فارسی تحصیل کرده و نزد بسیاری از بزرگان موسیقی از جمله استاد حمیدرضا نوربخش تلمذ نموده و ردیفهای موسیقی آوازی را آموخته است. محمدجواد شوهانی متولد 1358 در شهر ایلام است و همراه با چند تن دیگر از خوانندگان ایلامی همچون علیمحمد ارسلانی و بهادر مرادخانی و عزیزان دیگر ،چراغ موسیقی کُردی را در ایلام روشن نگاه داشته، و توانسته، هویتی تازه و ویژه به موسیقی کردی ایلام ببخشد. او در عرصهی موسیقی کردی بسیار فعال است و آن را به مثابهی نخستین هدف زندگیاش برگزیده و پیوسته در حال دگردیسی و تحول به سوی دستیازی به افقهای تازهتر است. شوهانی در نظر دارد بهار 1391 دومین آلبوم مستقل کردی خود را با عنوان «چووپی واران» منتشر کند و البته اجرای موسیقی در کنسرتهای متعدد در داخل و خارج کشور از دیگر برنامههای اوست. صدا و سیمای مرکز ایلام،نشان داده است در عرصهی حمایت از موسیقی کردی کارنامهای قابل قبول داشته است و تهیه و تولید و پخش تصنیفهای کردی،ایلام گوشههایی از این کارنامهی مقبول است؛ با اینهمه انتظار داریم با تلاش در جهت گسترش کمی و کیفی ترانهها و تصنیفهای ایلامی و ترویج مقامهای اصیل موسیقی کردی و نیز توجه افزونتر به هنرمندان عزیزی که در چتر این نهاد فرهنگی گردآمدهاند، نقش مؤترتری ایفا نماید. خوشبختانه هنر و فرهنگ در معنای گستردهی آن،نسل جدید ایلام را حول محور مشترکی که آن«شهروند امروز ِایلامی بودن» است، گرد آورده. در این مفهوم نوین،طایفه و ایل رنگ میبازد و اگر ایلی باقی بماند،ایل بزرگی است به نام ایلام. ایلات ایلام چونان چشمهسارانی باشکوه از ستیغهای اصالت و افتخار جاری میشوند و به دریاچهای زیبا و آرام و رؤیایی به نام ایلام میریزند و هر یک رنگ و چاشنی کوهساری و دشتی و دامنهای و لهجهای و تباری به آن میافزاید تا آنهمه کثرت، به وحدتی بیبدیل بینجامد. در این هویت جدید، اهمیت چندانی ندارد که نسب چه کسی به کدام تبار و ایل میکشد؛ مهم گردآمدن همه در زیر چتر بزرگتری به نام ایلام است با هویت غالب کردی و شیعی که توجه به همگرایی ملی و ایرانی را از یاد نمیبرد و در عین حال میکوشد در فرهنگهای دیگر مستحیل نشود. نسل جدید، این هویت را پذیرفته و به آن افتخار میکند. طرفه آنکه تیرهها و طوایفی که بیش از 200سال پیش از لرستان و مناطق دیگر به ایلام آمدند و در کنار ایلات قدیمی و باستانی کرد ایلام جای گرفتند و به گویشهایی دیگر و از جمله به لری سخن میگفتند،امروزه علیرغم تعلق خاطر و حس نوستالژیکی که به خاستگاه کهن خود دارند، خود منشأ بزرگترین خدمات به فرهنگ و زبان کردی ایلام بوده و هستند. از جملهی این طوایف، بخشی از طایفهی بزرگ رشنوی لرستان است که با والیان پشتکوه به ایلام آمدند، و برای همیشه در ایلام ماندگار شدند. آنان گرچه گویش شیرین لری را فراموش کردهاند و دیگر به آن سخن نمیگویند اما در عوض به شیرینی و تسلط تمام، به کردی ایلامی سخن میگویند و از همان ابتدا تمام توان و استعداد هنری و فرهنگی خود را در خدمت این زبان قرار دادند. این طایفه از دیر باز، در دستگاه والیان و احتمالاً اتابکان به شغل دبیری و میرزایی مشغول و اهل خط و کتابت و سواد بودهاند. از میان این طایفه،بزرگان نامآشنایی برخاستهاند و اشعار نغزی به فارسی و کردی سرودهاند که از آن جمله میتوان به میرزا موسیرشنوادی، ملارجبعلی رشنوادی، و ملارستم اشاره کرد و مطمئنم دفاتر و دواوین اشعاری از این بزرگان در نزد این طایفه است که امیدوارم به نیکویی در نزدشان حفظ گردد تا فرصتی برای نشر آن آثار فراهم آید. نسل جدید این طایفه در عرصههای مختلف مدیریتی، علمی، و اجتماعی خوش درخشیدهاند و مجالی نیست تا به آنها بپردازم اما در حوزهی شعر و ادب میتوان به دکتر ایرج خالصی، حمید یعقوبیان، سرکار خانم آفاق شوهانی و عزیزان دیگری اشاره کرد. نگاهی به اشعار دکتر ایرج خالصی، و مخصوصاً مجموعه بزرگ «شهلهم» که انتشارات زانا زیر چاپ دارد،مؤید این نکته است که طایفهی رشنو معلمان و پیشروان شعر کردی در ایلام بودهاند و این خدمتشان به زبان و ادب کردی باید همیشه پیش چشم ما باشد و تلاش این طایفهی محترم و مکرم و فرهنگی را ارج بنهیم و اگر تا به حال در این زمینه قصوری رفته، عذر تقصیر بخواهیم. محمدجواد شوهانی گرچه نسبش به طایفهی شوهان میکشد، و آنها نیز لرتبار اند و هنوز مخصوصاً در مناطق عشایری به گویش شیرین شوهانی که از زیرمجموعههای لری است، سخن میگویند، اما پرورشیافتهی ایلام است و به اصطلاح از ایلامیان قدیماند. و نیکبختانه شاهدیم که طایفهی شوهان و رشنو فرزندان برومندی چون محمدجواد شوهانی پروردهاند که در محافل هنری کشور افتخار آفرینی میکنند و در تحکیم و تقویت موسیقی کردی ایلامی گام برمیدارند. برای محمدجواد شوهانی،و کلیهی کسانی که با او در این آلبوم همراه بودهاند، آرزوی توفیق بیشتر داریم و دستشان را صمیمانه میفشاریم و به آنان دستمریزاد میگوییم . [ ۱۳٩٠/۱٢/۱۸ ] [ ۱:٠٥ ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
استان ایلام از دیرباز محل زندگی ملت کورد بوده و هست، هنوز مردم این استان تعصب خود را نسبت به زبان و فرهنگ خود داشته و در برابر تحاجمی که بر ضد زبان و فرهنگ کوردی وجود داشته جانانه مقاومت کرده اند، تهاجمی که از سوی اقوامی مثل لر و غیره. اما من از طرف هم استانی های عزیزم اعلام می کنم که استان ایلام کورد بوده و هست و نمی توانند از طریق سایت فرهنگ و اصالت استانی رو عوض کرده و نسبت لر یا فارس یا چیز دیگری بدهند. ما افتخار می کنیم که جزئی از سرزمین کوردستان از خاک پاک ایرانیم و به کورد و ایرانی بودن خود می بالیم. هه ر بژی ایــــــــــــــران هه ر بژی ایـــــــــــــلام هه ر بژی گشت ولاتیل کوردواری [ ۱۳٩٠/۱٠/۱۸ ] [ ۸:۱٤ ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
[ ۱۳٩٠/۱٠/۳ ] [ ٥:۳٠ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
[ ۱۳٩٠/۱٠/۳ ] [ ٥:٢٦ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
[ ۱۳٩٠/۱٠/۳ ] [ ٥:٢۱ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
[ ۱۳٩٠/۱٠/۳ ] [ ٤:٢٩ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
[ ۱۳٩٠/۱٠/۱ ] [ ۱۱:۱٩ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
منبع: خبرگزاری مهر [ ۱۳٩٠/۸/۸ ] [ ٢:۳٦ ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
درد دوری درد دوری کوشتمی [ ۱۳٩٠/٥/۱٥ ] [ ٢:٥٦ ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
۱- تاریخچه رقص آدمیان از نهاد خود و بر پایه سرشت طبیعی خویشتن، هنگام احساس شادی و خوشحالی فراوان، در اندامهای خود حرکت و جنبشی حس میکنند و بی اختیار به جست و خیز میپردازند و فریادها و قهقههای شادمانه از ته دل بر میکشند. نه ما، نه نیاکان ما و نه آن آدمیان نخستین که در بن غارها میزیستند، هیچگاه از این پادگار (عکس العمل) طبیعی و سرشتی، بی بهره نبودهایم، و آدمیان در هر جاو در هر حال، بهنگام احساس خوشی و لذت فراوان به جنبش و چرخش و جست و خیز پرداختهاند.
گروهی از دانشمندان رشته مردم شناسی و دانشهای اجتماعی، معتقدند که اجتماع، همین جنبشها و جست و خیزهای سرشتی و انفرادی را تبدیل به پایکوبیها و دست افشانیهای موزون دسته جمعی و فریادهای ناشی از نشاط و سرور را تبدیل به آواز و سرود کرده است . گرد آوری محصول، آماده کردن و بدست آوردن فراوردههای گوناگون، همواره برای مردم، چه شهر نشین و چه بیابانگرد و وحشی، از روزگاران بسیار باستان، دارای ارج فراوانی بوده و هست، و آدمیان نخستین و دورههای پیش از تاریخ، بر بنیاد نیازها و چگونگی سرزمین هایی که در آنها بسر بردهاند، چه شکار کنندگان، وچه کشاورزان در آن هنگام که شکاری کلان و فربهی به چنگ میآورند و یا از کشتزار خود، فراوردههای فراوانی بر میداشتند، آن چنان، شادی و خوشی به تک تک افراد قبیلهها و خاندآنهاروی میآورد که همگی خواه ناخواه، بجست و خیز برخاسته و دست به دست یکدیگر داده بگرد آنچه بدست آورده بودند، به پایکوبی و دست افشانی میپرداختند، و در همین جست و خیزها و پایکوبیهای همگانی بود که از یکنواختی جنبشها و جستنهای آنان "ضرف" و "وزن" ریتم پدیدار گردیده، دوباره برای یکی ساختن جنبشها و پایکوبیها بکار گرفته شد. ضرب و وزن را نخست با چپه زدن (کف زدن) نواختن دستها به تن و رانها و کوبیدن دو چوب به یکدیگر و سرانجام با زدن کندههای توخالی و طبل و دهل، نگاهداشته، توالی و توازن دست افشانیها و پایکوبیها را حفظ میکردند. با پدیداری ریتم، رقص و پایکوبی، شامل جنبشهای موزونی شد که در آن اندامهای گوناگون تن آدمی، هم آهنگ با یکدیگر، بحرکت در آمده، خواستها و هیجانهای ویژهیی را بازگویی و روحی حالتهای معینی را بیان میکردند از اینرو رقص و پایکوبی در میان مردمان دورههای باستانی و نوین، معنی و مفهوم و صورتهای گوناگونی از ورزش و جنگ، جذبه یی و مذهبی، تقلیدی و نمایشی، تفریحی و شهوانی، بخود گرفته، کم و بیش در میان همه مردمان جهان این دورههای دگرگونی و تکامل را پشت سر نهاده است. در میان مردم روزگاران باستان، دامنة حرکتهایی که در رقص بکار گرفته میشد، بسیار فراخ بود، آن چنانکه، همه بخشها و اندامهای تن آدمی، از سرو گردن و سینه و پشت و سرین و پاها و بازوان و دستها و انگشتان و عضلههای چهره و چشم و ابرو و مو، همه ببازی گرفته میشد و با در آمدن هر یک از آنان بنوبت در میدان رقص، منظور و معنیهای ویژه یی نمایانیده میشد. رقصیدن و پدیدار ساختن جنبشهای یک نواخت و موزون و سنجیده در نخستین تودههای مردم وحشی و نیمه متمدن، محرک کارها و حرکتهای دسته جمعی و نتیجه زاینده هم آهنگی و یگانگی یکههای افراد قبیلهها و خاندانها بود و چون همین یگانگی در کارهای مادی، یگانگیهای معنوی را بر میانگیخت، از اینرو خواستار فراوان داشت و بخش بزرگی از کار و کوششهای آنان را فرا میگرفت. چنانکه بسیاری از کارها از نیایش خدایان و پرستش چیزهای مقدس و جشنها و عروسیها و عزاها و طلبها و بیم و امیدها با رقص توام بود و بگفته یک دانشمند مردم شناس: آنچه که امروزه بنظر ما بازی و تفریح به شمار میرود برای انسان ابتدایی یک امر جدی بوده، آنها هنگامی که برقص بر میخاستند، به طبیعت و خدایان چیزهای مفید بیاموزند یا تلقین کنند و بوسیلة رقص طبیعت را بخواب مغناطیسی در آورده و بزمین دستور دهند تا حاصل خوبی ببار آورد. کوتاه سخن آنکه، چون رقص براستی معنای گستردة تفریح و پدید آوردندة سرور و شادی و لذت است، پس در هر جهان - حتی در وحشیترین و ابتداییترین آنها- رقص را بگوناگونی و فراوانی میبینیم و جا دارد بگوییم که هیچ هنری نیست که بهتر و بیشتر از رقصیدن و رقص، ویژگیهای مردم جهان را نشان میدهد.
منبع: وبسایت نیما کیان ادامه مطلب [ ۱۳٩٠/٤/۱۳ ] [ ٢:٤۱ ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
شاکه و خان منصور
شاکه و خان منصور نامشان با هم آمیخته و ملازم هم بوده که گویا یکی به منزله اسم و دیگری شهرت آن است.در مورد اصل و نسب این دو مرد شاعر روایات گوناگونی وجود دارد که نتیجه آنها این است که شاکه اهل صالح آباد مهران و پیشه اش بزاز و دوره گرد و یک فروشنده بوده است خانمنصور اهل و ساکن ایوان غرب(1105 هجری قمری) و از ضابطان،حاکمان و خوانین ایوان بوده است(کلهر-ماهیدشت-تیلاور-ایوان).روایت می کنند که شاکه مردی کچل،ضعیف اما بذله گو و شوخ طبع و خان منصور مردی خوش سیما،شکیل،تنومند و نیرومند،اهل سیاحت و شکار و گویا باسواد بوده است،هر دو نفر طبع شعر و ذوق و شوری خاص داشته اند و علت اصلی آشنایی و بعد دوستی و انیس و مونس یکدیگر شدن را همان طبع روان و ذوق شعری مشترک دانسته اند. ادامه مطلب [ ۱۳٩٠/٤/٦ ] [ ٤:٠٥ ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
[ ۱۳٩٠/٤/٦ ] [ ۳:٤٢ ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
دنیا ته مه و دنیا تووز، دنیا گه رته چۊچانه که سێ که سێ نیه ناسێ ،گیشتێ ده م ئه ڵپێچانه
نه بوو هه ناس ِ عشقه ، نه رووژنای راسی دنیا خراو ، دنیا گه ن ، دنیا دروو ده سانه
زه مین زه رد و زه مان زه رد ، ئاساره و ئاسمان زه رد کوتێ داخیم کوتێ ده رد ، دة ئێ زه رده لۊلانه
ته و ئه ڵکزان سقانم ، له رز ئه ڵچه قان دنانم گیانم بۊه په ته سوو ، ده ێ ئاگر گڕانه
شڵه ێ شه ڕه و و گڕه ێ نار، گرمه ێ گورگه و هافه ێ مار یه که ێ به خته ؟ بێداده ، یه که ێ تاڵه س؟ تاڵانه
هه م زه رده واێ په ژاره س ، هه م سه رده واێ په شێوی روو ده ێ زه رده زه مانه، وه ێ ده ێ سه رده ساڵانه ادامه مطلب [ ۱۳٩٠/۱/٢۱ ] [ ۱٢:٠٧ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
ده لیا ده لیا هه کئ خوار ̗ بان ، سه ر کوتێگه سه ر ̗ سان بۊه وه داڵ̗ زه ۊ و ، سه ر شێون̗ ئاسمان
ده لیا دڵێ یه ێ ده سه ، ده لیا شرین شێوه سه ده لیا لێوه ێ ئاێه م که ێ ، ده لیا خوه ییش لێوه سه
ده لیا کومه ێ فه ڕێگه ، ده لیا ده م ̗ ته ڕێگه دڵ ̗ فره ێ کردئه و خوه ێ ، ده لیا ژن ̗ شه ڕێگه
خوه را گه دیارێگه خڕ ، دڵ دیارێگه پڕه پڕ هه رچگ هه سه ڕا خوه ێه ، هه ر چگ نیه که ێ له کڕ
ده لیا زلفه فڕێگه ، ده لیا دوس ̗ بڕێگه ده لیا که س لێ نێاشتڴ ، ده لیا دانه ێ دوڕێگه منبع:شێره ل کوردی [ ۱۳٩٠/۱/٢۱ ] [ ۱٢:٠٥ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
مانشت دهس کی بنیادد بهنی کام وا، کام واران بنا راد ژهنی
پیر پرچ چهرمی باوگ ئهبدالان
بنچینهی بهشهر هزار تووک داوه
توژاڵهی له زام دنیای دۊر دیری
ها وه تهمه لۊل وههاراندهو
ها وه سوسهن گوڵ نساراندهو... منبع:ئیلام ئاسوو [ ۱۳٩٠/۱/٢۱ ] [ ۱۱:٥٩ ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
تاریخ نویسان و موسیقی دانان معروف جهان معتقدند که ; کردستان مهد تمدن موسیقی جهان به حساب می آید. ادامه مطلب [ ۱۳۸٩/۸/۱۳ ] [ ۱:۳٩ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
که از گذشته های دور به یا د گار مانده است و چیزی فراتر از رقص عا دی است.رقص های کردی یکی از سنتهای د یرینه و یا د گا رهای ارزشمند آریا یی ها ست.که در میان ملت کرد همچنان محفوظ ما نده وحتی دررقص های سنتی بعضی از اقوام همجوار همچون آشوری ها تا ثیر کرده است . بی گمان تا ریخچه این حرکات مربوط به هزاره های دوم و سوم قبل از میلاد مسیح است اما تاریخ مشخص و چگونگی ایجاد آ ن در این باره وجود نداردیک کتیبه سنگی در قلعه ((هه پیر))وجود دارد که متعلق به هزاره اول قبل از میلاد است . روی این کتیبه تصویریک سرنا و دهلو تعدادی که به نظر می رسد در حا ل اجرای حرکا ت موزون هستند روی سنگ حک شده است این کتیبه کهن سند مهمی در تاریخی بودن این حرکا ت موزون در کردستا ن است . حکیم عمر خیام در نوروز نامه خود مینویسد" فریدون کرد "روزی که ضحا ک را اسیر کرد وایران را از شر او نجا ت داد مردم آن را جشن گرفتند . واین مهم دلیل دیگری بر یکپارچگی آن مردم و جشن دسته جمعی در میا ن آنا ن می با شد .حرکا ت "هه لپه رکی" در چها ر نوع مراسم عرفا نی مذهبی شا دی و عروسی عزا و غم اجرا میشود .اما رقص های فولکلور کردی عبا رتند از :چه پی یا چوپی- سی پی - روینه - گه را نه وهکه مخصوص شکا ک است .دووپی یی- داغه که ویژه کردستان ترکیه است .گه ریان - پشت پا - فه تاح - فه تا پاشایی- خانه میری -سی جار - شه لان -زه نگی - و چه مه ریواما فلسفه این حرکا ت شکل بخصوصی که این "هه لپه رکی "دارد.این رقص به صورت دسته جمعی انجام می شود و در دست نفر اول که به عنوان رهبر و پیشوای گروه و نفر آ خر "چوپی "دستمالی است که به جای شمشیر استفاده میشود .و نظم و انظباط گروه را هم بر عهده دارد .امروزه به علت پیشرفت و پیچیدگی در سبک زندگی از دستمال سفید به جای شمشیر و سپر استفاده میشود همان طور که ذکر شد از دستمال سفید بیشتر استفاده م شود که نشانه صلح و آشتی با اقوام دیگر است . چنانکه می بینیم در اکثر پرچم های جهان رنگ سفید وجود دارد .دستمال داشتن رهبر و نفر آخر نشاندهنده برابری بوده و دست همدیگر را گرفتن هم نشانه اتحاد گروه است. "ره ش به له ک "یا رقص زن و مرد با هم به معنی مانند برادر و خواهر بودن است . کوبیدن پا بر زمین به این معنی است که این خاک موطن من است . هورای هنگام مراسم در حین حرکات به منظور ترساندن دشمن است .
نشستن در هنگام رقص نشانه تسلیم برای جمع منفور است . یکسری مقا م ها هم وجود دارند که در این مراسم استفاده میشوند .هوره که از نظر لغوی از واژه خور به معنای خورشید گرفته شده مورد استفاده گا تو های زرتشتی و در مراسم راز و نیاز با خداوند بوده است.خا نه میری که مخصوص خوانین بوده که آنرا در پشت بام ها به سبک آرام وملایمی برگزار می کردند تا باعث سر و صدا در خانه نشود .رقص "هه لپه رکی" در مناطقی مثل چهار محال بختیاری و ترکمن صحرا و غیره انجام میشود ولی در این مناطق علاوه بر دستمال چوب بازیهم دخیل است . یک نوع رقص دیگر هم بنام خنجر در ترکمن صحرا وجود دارد که به دوران پیش از اسلام بر میگردد.از دور که به دسته هه لپه رکی نگاه میکنیم آنرا به صورت یک زنجیره جوش خورده می بینیم .احساس همه افراد در نفر اول " سرچوپی " جمع و برجسته میشود . گاهی دیده می شود در بعضی مناطق تیر اندازی می کنند یا با یک خنجردر میدان بازی می کنند . یا فریاد میزنند و یا دستمال قرمز را تکان میدهند که بی شک این همه نشانه بر افراشتن پرچم است.در" چه مه ری "که در هنگام غم و مرثیه انجام میشود افراد شرکت کننده تفنگ به دست می گیرند و یا خنجر به کمر می بندند قدمت هه لپه رکی و چه مه ری خیلی زیاد است و مربوط به چند سال قبل و یا مربوط به یک منطقه خاص و یا یک فر د خاص نبوده بلکه مربوط به دوره ای است که تسلط هنری توانسته است آنرا به تمام جامعه کل حاکم کند . در ارتباط با این تسلط هم می توان یک تسلط عمومی مذهبی بر خلق این نوع هه لپه رکی را داشت چو ن این حرکات هماهنگ و متحد در هه لپه رکی، سر بر داشتن به طرف آ سمان، همه با هم نشانه یک گونه پرستش را به خاطر می آورد . حرکات هماهنگ و دسته جمعی پا ها مخصوصا" در هه لپه رکی سحاپییا " ره پا " مخصوصا" کار کشاورزی را به یاد می آورد که مردم رابه شخم زدن زمین ها کشت و کار و در یکجا ماندن و ایجاد روستاو شهرک و شهر ها را میخواند. منبع:http://www.xoshawisty.mihanblog.com/post/48 [ ۱۳۸٩/٤/٩ ] [ ٦:۱۳ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
هوره :
منبع:ایلام امروز
[ ۱۳۸٩/۳/٢٢ ] [ ٦:٢٤ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
شاکه وخان منصور ازشاعران بزرگ ومشهور کرد هستند .در استان های غرب وشمال غرب کشور ، نامی آشنا وگفتاری شیرین وآوازه ای بلند دارند. نامشان دمساز مجالس ، محافل وشب نشینی های مردمان عشایرنشین این مناطق است.
خان منصور به سال 1105 ه.ق در منطقه جوزر ایوان پا به عرصه وجود نهاد.نژاد او از ایل کلهر وخان منطقه ایوان در زمان حکومت نادر شاه افشار بوده است .در مورد اینکه چگونه به این منصب رسیده سخن چنین است؛ قبل از منصور تعدادی خان بر منطقه ایوان واطراف آن حکومت داشته اند . اینان با حکومت عثمانی ارتباط سری داشته واین امر همواره برای حکومت مرکزی و والیان ناگوار بوده است ،والیان بنا براسناد موجود از زمان حسین خان تا زمان غلامرضا خان برلرستان و ایلام حاکمیت داشته اند.والیان زمان نادرشاه علی مردان خان ومیر حسین ثانی بوده اندولی چون از میرحسین ثانی در کتب موجود زیاد نام برده نشده است والی مقتدر زمان نادرشاه ، علیمردان خان بن حسین خان می باشد . ارتباط خوانین ایوان با حکومت عثمانی با حمله نیروهای والی وطرفداران منصور پایان می پذیرد وخوانین قبلی از ایوان فرار می کنندودر منطقه شرفشه و تنگه شمیران مستقر می شوند . وجود آنها همواره خان را به خود مشغول می کند تا با ترفندی ماهرانه آنها را غافلگیر وبه قتل وعام آنها پرداخت. برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید . . . ادامه مطلب [ ۱۳۸٩/٢/۱٩ ] [ ٥:۱٦ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
ئوستان ایلام ئوستان ئیلام ملکت ئاباد بوو مه ردم خاست دایمه ن شادبوو ئه را ته بیعه ت فره قشنگت کوه یل سه روه رز خوه ش ئاو و رنگت ده ئاو که نگیر تا ئاو که رخه به رز و بایرت گولزار و مه رخه ئاو ده روه نه یل پر ده شکارت شاقه شاق کاوک فه سل وه هارت کوه گه ی کور و قوله وه له نته ر بوو عه تروو گولی هووشت به ی ده سه ر بلینی مانشت و ئاو سه ی وانت قوله ی بی وینه ی قلاقیرانت قلاره نگ بنوور تا وه چه منت زار و زه مینت خه نی وه ده مت ئه وه شه نه چیر یه ویژده وه روه نت بنوور سیاکو تا وه چه مه نت ده س دانه وه یک سه یمه ره و سیکان ئاباد کردنه لاخوار ئیران ئارام تا زنده س ئه گه ر بنیشی فه قه ت ده ئه وساف ئیلامی بیشی قه له م ناته وان زوانی له نگه خولاسه ئوستان ئیلام قه شنگه شعر : جناب علی اصغر عباسی آرام منبع:http://ilamefarda.persianblog.ir/ [ ۱۳۸٩/٢/۱٩ ] [ ٥:۱٠ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
•ئاسو سوو [ ۱۳۸٩/٢/۱۱ ] [ ٥:۱۳ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
هه له بجه حلبچه له دوای خنکانی هه له بجه پس از غرق شدن حلبچه سکالایه کی دریژم نووسی بو خوا شکوه نامه ای برای خدا نوشتم به ر له خه لکی پیش از مردم بو دره ختیکم خوینده وه برای درختی خواندمش درخت گریا درخت گریست له په ناوه باله نده یه کی پوسته چی وتی: در جوارش پرنده ای نامه رسان پرسید: باشه کی بوت ئه با؟ نامه ات را کی می برد؟ گه ر به ته مای منی بیبه م گر به انتظار منی من ناگه مه عه رشی خودا من به عرش خدا نمی رسم بو شه و دره نگ شب دیرهنگام فریشته ی ره شپوشی شیعرم وتی فرشته سیه پوش شعرم گفت؛ تو هیچ خه مت نه بی غمین مباش من بوت ئه به م هه تا سه ری برایت می برم تا بلندا تا که شکه کلان تا اوج به لام به لینت ناده می اما تو را وعده نمی دهم خوی، نامه که م لی وه ر گری خود، نامه را گیرد از من خوت ئه یزانی خود می دانی خودای گه وره کی ئه یبینی؟ کسی خدای بزرگ را نمی ببیند وتم سپاس گفتم؛ سپاس تو هه لفره تو پرواز کن فریشته ی ئیلهام هه لفری و فرشته الهام پرواز کرد له گه ل خویا سکالای برد شکونامه را با خود برد روژی دوای که هاته وه روز بعد که بازگشت سکه تیری پله چواری نوسینگه ی خوا نماینده درجه چهار خدا عوبید ناوی عبید نامی هه ر له سه ر همان سکالا و روی همان شکوه نامه و له دامینا در حاشیه اش به عه ره بی بوی نووسی بووم: به عربی برایم نوشته بود: "گه وجه بیکه به عه ره بی "نادان به عربی ترجمه اش کن که س لیره کوردی نازانی و اینجا کسی کوردی بلد نیست و نایبه ین بو خوا" نمی رسانیمش به خدا". منبع:نیشتمان [ ۱۳۸٩/۱/٢٩ ] [ ٢:٠٥ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
عشقت وینه ی خوین هاله ره گانم تان وپوو دلم مه زگ سوخانم هه ناسه ی سینگ نور چاوانم ناوت هه میشه ورد زوانم گیانم وه فدات ئی نیشتمانم ئارام گیانم رووح و ره وانم ویر وخیال رووژ و شاوانم ئاساره به ختم له ئاسمانم تووزی له خاکت هاله گیرفانم رووله ی په روه رده ی کوردمالانم گیانم وه فدات ئه ی نیشتمانم رووله ی گیان وه فدای کوردیستانم گیانم وه فدات ئه ی نیشتمانم [ ۱۳۸٩/۱/٢٩ ] [ ۱:٤٤ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
[ ۱۳۸٩/۱/۱۸ ] [ ۱۱:٠۳ ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
[ ۱۳۸٩/۱/۱۸ ] [ ٩:٤۸ ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
رقصهای محلی کردی را به دو دسته رقصهای مذهبی و رقصهای محلی کردی می توان تقسیم کرد. منظور از رقصهای مذهبی، حرکات پر شور دراوایش می باشد که به سماع معروف بوده و در تکایا اجرا می شود در این نوع رقص دراویش در عالم بیخودی حرکات سر و گردن خود را موسیقی ریتمیک هماهنگ کرده اصطلاحا در وجد به سماع می پردازند. [ ۱۳۸٩/۱/۱٧ ] [ ٩:۱۱ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
کرماشانه که م ئه ی خاک زیرین هاو زاراوه که ی به دره و خا نه قین جگر گوشه که ی ئیلامی دیرین نیشتمانه که ی فرهاد و شیرین یادگارگه ی ماد و ساسانی تو سان شاره یل گشت کوردستانی کرمانج بی سوران گوران یا که لهور تو ئه رای ئیمه هر مه نییته دور ناوت سه ر ره سته ی تاریخ ئیمه س وه بی کرماشان، کوردستان دی چه س وه ختی ، ئیمه ی کورد دلمان شاد بوت ئیلام ، کرماشان داشدارمان بوت منبع:کرماشان شاری شیرینم
[ ۱۳۸۸/۱٢/٢٠ ] [ ۸:۳٠ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
رقصهای محلی با موسیقی کردی پیوندی ابدی داشته و معمولا زنان و مردان عشایر در مراسم شادی به دور از ابتذال دایرهوار دست یکدیگر را گرفته به پایکوبی میپردازند در این رقصها معمولا یک نفر که حرکات رقص را بهتر از دیگران میشناسد نقش رهبری گروه رقصندگان را به عهده گرفته و در ابتدای صف رقصندگان میایستد و با تکان دادن دستمالی که در دست راست دارد ریتمها را به گروه منتقل کرده و در ایجاد ایجاد هماهنگی لازم آنان را یاری میدهد. این فرد که سر چوپی کش نامیده میشود با تکان دادن ماهرانه دستمال و ایجاد صدا بر هیجان رقصندگان میافزاید. در این هنگام دیگر افراد بدون دستمال به ردیف در کنار سر چوپی کش به گونهای قرار میگیرند که هر یکی با دست چپ ، دست راست نفر بعد را میگیرد اصطلاحا این حالت را " گاوانی " نامیده میشود.
در رقصهای کردی تمامی رقصندگان به سر گروه چشم دوخته و با ایجاد هماهنگی خاصی وحدت و یکپارچگی یک قوم ریشه دار را به تصویر میکشند برخی رقصهای کردی دارای ملودیهای خاصی بوده و توسط گروهی از زنان ومردان اجرا میشوند و در برخی از رقصها یکی از رقصندگان از دیگران اجرا شده و در وسط جمع به تنهایی به هنرنمایی میپردازند و در این حالت معمولا رقصنده دو دستمال رنگی در دستها نگه داشته و با آنها بازی میکند که اصطلاحا به این نوع رقص دو دستماله میگویند. برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید... ادامه مطلب [ ۱۳۸۸/۱٢/٢٠ ] [ ٧:٥۳ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
|
||||||