ایــــلام ( آلامتـــو ) استان کردنشین و عروس زاگرس ------ پەروەردەێ کوردم ئیلام خاکمه‌، خاک گشت کوردان دڵ پاکمه---
معرف استان های کردنشین:. . . ایـــــلام، کردستان، کرمانشاه، آذربایجان غربی، خراسان شمالی---------++++++++++++++++++++----------------------------------------------------------------------ئه ر خوسره و بووم ده س و جامه وه ----- ئه روام گل مه خوه ی وه ئیلامه 

استان ایلام از دیرباز محل زندگی ملت کورد بوده و هست، هنوز مردم این استان تعصب خود را نسبت به زبان و فرهنگ خود داشته و در برابر تحاجمی که بر ضد زبان و فرهنگ کوردی وجود داشته جانانه مقاومت کرده اند، تهاجمی که از سوی اقوامی مثل لر و غیره.

اما من از طرف هم استانی های عزیزم اعلام می کنم که استان ایلام کورد بوده و هست و نمی توانند از طریق سایت فرهنگ و اصالت استانی رو عوض کرده و نسبت لر یا فارس یا چیز دیگری بدهند.

ما افتخار می کنیم که جزئی از سرزمین کوردستان از خاک پاک ایرانیم و به کورد و ایرانی بودن خود می بالیم.

هه ر بژی ایــــــــــــــران

هه ر بژی ایـــــــــــــلام

هه ر بژی گشت ولاتیل کوردواری

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱۸ ] [ ۸:۱٤ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

طبقه بندی زبان ها و جایگاه زبان کُردی

ایجاد نظم در بی نظمی زبانی بابلی *

 

نوشته ی: پروفسور لوئی ژان کالوه - نظریه پرداز معروف زبانشناسی - دانشگاه پاریس

 

ترجمه : علی بلخکانلو

دانشجوی ارشد مترجمی فرانسه

 

لوئی ژان کالوه در مخالفت با اصل سیاسی - زبانی مبنی بر اینکه همه زبان ها برابرند تلاش می کند تا مجموعه بسیار پراکنده ای  را ساماندهی کند که زبان های جهان تشکیل می دهند . او با بررسی افراد دوزبانه و قرار دادن معیارهای معتبر در برابر همدیگر تلاش می کند تا نمایه ای تطبیقی از زبان های دنیا را ارائه کند ...

 

حدود هفت هزار زبان بر روی کره زمین شمرده شده است  و اگر ملاحظه کنیم که تقریبا دویست کشور وجود دارد به صورت میانگین برای هر کشور تعداد سی و پنج زبان هست . البته این میانگین ها میانگینی بیش نیستند . بعضی کشورها مانند هند، کامرون،کنگو یا مکزیک دارای تکثر زبانی فراوانی هستند .دیگر کشورها مانند ایسلند بروندی از تکثر کمتری برخوردارند . از طرفی این پراکندگی نابرابر زبان ها در مقیاس قاره ای نیز وجود دارد . بعضی قاره ها مانند آفریقا ( که 30 درصد زبان ها در آن تکلم می شود) یا آسیا ( 33 درصد )از نظر زبانی غنی هستند در حالی که اروپاازاین حیث به طرزی خاص فقیر است ( 3 درصد زبان های دنیا در آن تکلم می شود ) . اما تکثر زبانی در همه جا هست ما همیشه  با زبان ها مواجه هستیم و می توانیم دو نگاه متفاوت به آن بکنیم . نگاه اول به توصیف تک تک آن ها بسنده می کند . نگاه دیگر که جامعه را از نظر زبانی مورد بررسی قرار می دهد که همان نگاه جامعه شناختی زبانی می باشد .

 

مدل دو زبانگونگی: 

جامعه شناسی زبان در دهه شصت تلاش کرده است تا این وضعیت های تکثر زبانی را با قرار دادن آن ها در بررسی های خود مورد توجه قرار دهد. امروزه چیز مهمی از آن باقی نمانده است بجز مدل پیشنهادی چارلز فرگوسون "مدل دوواژگانی" یعنی زندگی مسالمت آمیز دو شکل یک زبان که تحت عنوان گونه " فرادست " و گونه " فرودست " در آمده اند. بدین ترتیب وضعیت دوواژگانی کشورهای عربی ( عربی کلاسیک/ عربی" لهجه ای" ) هائیتی ( زبان فرانسه / زبان کرئول ) یونان ( کاتارووسا / یونانی عامی ) یا سوئیس آلمانی زبان ( آلمانی سوئیس ) را از نظر پراکندگی اجتماعی کاربرد ها توصیف می کرد. بر این نظر بود که فرد با والدین و دوستانش به گونه " پایینی " ( عربی لهجه ای، کرئول ... ) صحبت می کند اما در سر کار یا برای نوشتار از گونه " بالایی " ( عربی کلاسیک، فرانسه ... ) استفاده می کند .

  

 بدین ترتیب حالت دوزبانگونگی مدت مدیدی به عنوان یک مدل موثر و کارا تلقی شده است سپس از سوی آندسته از زبانشناسان مورد بحث قرار گرفته است که در جنبش های آزادی خواهانه یا مطالبات زبانی مشغول هستند .

بر خلاف آنچه که فرگوسون نوشته بود آن ها خاطر نشان می کردند که دوواژگانی یک وضعیت یکنواخت میان دو صورت زبانی نیست بلکه بیشتر یک وضعیت کشمکش یا سرکوب می باشد . آنان در باره وضعیت زبان کرئول زبانان یا کاتالان زبان ها این چنین نشان می دادند که از یک طرف زبان قدرت نخبگان دنیای سیاست و فرهنگی و از طرف دیگر زبان عامی وجود دارد و این باعث شد ه بعضی ها از میان آنان پیشنهاد کنند که نظام سلطه بر چیده شود . به عنوان مثال در مورد زبان کاتالان کاری شود که به  این زبان همان نقشی داده شود که تاکنون زبان اسپانیولی  ایفا کرد ه است این همان چیزی است که روابط تنگاتنگ میان جامعه شناسی زبان و سیاست های زبانی را تبیین می کند .هرچه که باشد ما در اینجا فقط توصیف وضعیت های محدود و جزئی را داریم چون دو گونه ای که " بالایی " و " پایینی " تلقی شده اند فقط دو صورت از میان تعداد زیاد دیگری بوده اند . به عنوان مثال شاید میان دو صورت  زبان آلمانی بخشی از سوئیس حالت دوواژگانی وجود دارد اما در آنجا زبان فرانسه نیز تکلم می شود همچنین زبان های مختلف مهاجران مانند پرتغالی، کردی، ایتالیایی، ترکی...وجود دارد و این یعنی وضعیت  خیلی پیچیده  است.     

 

مدل جاذبه ای :

برای توصیف این پیچیدگی ( زبانی ) بابلی است که که در سال 1999 مدل " جاذبه ای " را پیشنهاد کردم  (1) که از این نظر ناشی می گردد که می توان با در نظر گرفتن این که زبا ن ها در میان خود به واسطه افراد زبانی به هم مرتبط هستند می توان در میان این بی نظمی نظمی را حاکم نمود . بنابراین نظام دو زبانی طبقه بندی آن ها به ما امکان می دهد روابط میان این زبان ها را از نظر جاذبه ارائه کنیم .حول یک زبان کاملا محوری ( مانند انگلیسی ) که سخنورانش گرایش شدیدی به تک زبانی بودن دارند در این صورت حدود ده زبان فرامحوری ( مانند فرانسه اسپانیولی عربی چینی هندی مالایی ... ) جذب می شوند که سخنورانش به هنگام دوزبانی بودن یا زبان کاملا محوری یا یک زبان فرامحوری هم سطح آن را یاد می گیرند . حول این زبان های فرامحوری حدود صد الی دویست زبان مرکزی جذب می شوند که آن ها نیز به نوبه خود محور جذب چهار الی پنج هزار زبان محیطی هستند ( به طرح مدل جاذبه ای مراجعه شود ) .

 

بنابراین در هر یک از سطوح این نظام دو گرایش ظهور می یابند یکی در جهت دوزبانی گری " افقی " ( یادگیری یک زبان همسطح زبان خود ) و دیگری در جهت دوزبانی گری عمودی ( یادگیری یک زبان دارای سطح برتر ) در حالیکه این دو گرایش پایه مدل بنده هستند . این سازماندهی از نظر نوعی آمار زبان های دنیای یک سلسله مراتب نیست بلکه شکل ظاهری ناشی از یک اصل سازمان دهنده می باشد. یعنی یک زبان فرامحوری به هیچ وجه نسبت به یک زبان فرامحیطی " برتر " نیست بلکه صرفا جایگاهی متفاوت را در دامنه زبانی جهانی شدن طبق توصیف بنده به خود اختصاص داده است و این صورت ظاهری عملا هر روز تایید می شود .

 به عنوان مثال یک فرد دوزبانی بامبارا / فرانسوی در کشور مالی در 99 درصد موارد زبان اولش بامبارا می باشد و یک فرد یک زبانی آلزاسی / فرانسوی همیشه زبان اولش آلزاسی است . یک فرد دوزبانی کابیلی / عربی در الجزایر تقریبا همیشه زبان اولش کابیلی می باشد و... مطمئنا می توان مثال ها را بی نهایت افزایش داداما این ها کافی است تا به ما نشان دهد که پایه این سازماندهی جاذبه ای شاهدی است بر روابط زور . 

سازماندهی جهانی روابط میان زبان هایی که می خواهیم این مدل جاذبه ای را درباره شان بکار ببریم به نوعی تصویری است از یک روند ناپایدار روابط زور . امروز زبان انگلیسی نقطه اوج آن می باشد که زبانی کاملا محوری است اما واضح می باشد که این وضعیت می تواند متحول شود و یک زبان دیگر در آینده می تواند این جایگاه را بگیرد . کدام زبان ؟ پیش بینی آن آسان نیست همان قدر که شاید زبان محوری آتی هنوز وجود ندارد یا متوجه آن نیستیم .

 

 

طبقه بندی 88 زبان اول دنیا بر اساس مجموع ارزشها:

 

1- انگلیسی 2- فرانسه 3- اسپانیولی 4- آلمانی 5- ژاپنی 6- هلندی

 

7- عربی 8- سوئدی 9- ایتالیایی 10- دانمارکی 11- ایسلندی 12- فنلاندی

 

13- رومی 14- روسی 15- لهستانی 16-پرتغالی 17- نروژی 18- ( چینی ) ماندرین

 

19- عبری 20- چک 21- اسلوونی 22- مجاری 23- کره ای 24- ارمنی 25- استونی

 

26- ترکی 27- یونانی 28- کاتالانی 29- اسلوواکی 30- کروواتی 31-کُردی 32-

 

بلاروسی 33- آلبانیایی 34- رومانیایی 35- کیروندی / رواندایی36- تاگالوگ 37- هندی

 

38- باهاسا 39- بلغاری 40- فارسی 41- صربی 42- قزاقی 43- هاائوسائی 44- پئول

 

45- پنجابی 46- سواحیلی 47- آذری 48- بنگالی 49- مینی 50- هاکا 51- ویسایان /

 

سبوئانو 52- اردو 53- سیندی 54- ویتنامی 55- بامبارا 56- ازبکی 57- یوروبا 58-

 

پشتو 59- تامول 60- نپالی 61- گوارانی 62- ایگبو 63- تایلندی 64- جاوانایی 65- یوئه

 

66- ووئی 67- اکراینی 68- خمری 69- آفریقایی 70- سودانی 71- گرجی 72-

 

بوجپوری / بیهاری 73- خیانگ 74- مادوری 75- گانی 76- ژوانگی 77- گوجاراتی 78-

 

تلوگو 79- ماراتی 80- مالایی 81- سینگالی 82- راجاستانی 83- کاننادا 84-اوریایی

 

85- آمهاریک 86- آسامایی 87- شونا 88- بیرمانی.  

 

 

 اهمیت زبانها: 

 این موضوع سولات دیگری را مطرح می‌کند. چگونه می توان اهمیت نسبی زبان ها را اندازه گرفت؟ چگونه عناصری را بشناسیم که شاید در وضعیت کنونی عناصر تحول را بیان دارند؟  

در کل هنگامی که درباره اهمیت یک زبان سوال می‌کنیم به تعداد سخنوران آن اشاره می‌کنیم یعنی هر چه تعداد سخنوران یک زبان بیشتر باشد به همان میزان " اهمیت " آن زیاد می باشد . نگرانی این است که به عنوان مثال زبان چینی تعداد سخنورانش بیشتر از انگلیسی می باشد در تعداد کشورهای خیلی محدودتری وجود دارد به واسطه ترانه و آواز و سینما کمتر گسترش یافته و در اینترنت کمتر به کار رفته است و ...

 

 به عنوان مثال زبان های که بیشترین تعدادسخنوران را در جهان دارند عبارتند از : 

1- ( چینی ) ماندرین  2- انگلیسی  3- هندی 4- اسپانیولی 5- روسی  6- باهاسا  7- پرتغالی 8- بنگالی 9- عربی10- اردو 11-ژاپنی 12-فرانسه

این تنها طبقه بندی ممکن نیست .

اگر تعداد کشورهایی رادر نظر بگیریم که این زبان ها در آن رسمی یا در کنار زبانی دیگر رسمی هستند در این صورت ترتیبی متفاوت بدست می آوریم.

1- انگلیسی 2- فرانسه 3- عربی 4- اسپانیولی 5- پرتغالی 6- آلمانی 7- مالایی 8- چینی و ... 

 

اگر اکنون جایگاه زبان ها را در اینترنت در نظر بگیریم یک سلسله مراتب دیگر مطرح می شود : 

1- انگلیسی 20/35 درصد 2- چینی 70/13 درصد 3- اسپانیولی 9درصد 4- ژاپنی 40/8 درصد 5- آلمانی 90/6 درصد 6- فرانسوی 20/4 درصد 7 – کره ای 90/3 درصد 8- ایتالیایی30/3 درصد 9- پرتغالی 10/3 درصد 10- مالایی 80/1 درصد 11- هلندی 70/1 درصد12- عربی 70/1 درصد.

 

 

همچنین می توانیم تعداد جوایز ادبی نوبل را در نظر بگیریم که به نویسندگان این زبان‌ها اهدا شده است که به این صورت می شود: 

1- انگلیسی 2- فرانسه 3- آلمانی 4- اسپانیولی 5 – روسی 6- ایتالیایی 7- سوئدی 8- دانمارکی 9- چک 10- هلندی11- لهستانی 12- ژاپنی و...

 

 می بینیم که بعضی زبان ها تقریبا همیشه در صدر قرار دارند حالا عامل آن هر چه که باشد و دیگر زبان ها فقط در بعضی فهرست ها ظاهر می شوند ( مثلا زبان پرووانسالی بنگالی یا ییدیش ( عبری اروپای مرکزی و شرقی ) برای جایزه نوبل ) .

 

با توجه به این ملاحظات می باشد که فهرستی از زبان های دنیا را ارائه داده‌ایم که عبارتند از مجموعه ای از عوامل ( تعداد سخنور، حضور در اینترنت، تعداد کشورهایی که زبان در آن رسمی است، جریان ترجمه به و از آن زبان، تولید و صدور فیلم کتاب موسیقی، جایزه ادبی نوبل، میزان رشد جمعیت کشورهایی که آن زبان در آنجا تکلم می شود، وجود نرم افزار پردازش متن اصلاح کننده املا و ... ) که طبقه بندی زبان های دنیا را از نظر " اهمیت " شان به این صورت ارزیابی شده بدست آورده ایم. این فهرست پس از اتمام در اینترنت در دسترس قرار خواهد گرفت و به به صورت منظم از نظر تغییر و تنوع عوامل مورد نظر به روز خواهد شد (2). در مرحله اول تعداد زبان های مورد نظر را محدود خواهیم کرد( زبان هایی که بیش از ده میلیون نفر به آن سخن می گویند ) تا به تدریج این فهرست را گسترش دهیم که تمام زبان ها را در بر گیرد .

 

بنابراین فهرست مقایسه ای ربان های جهان یک ابزار مرجع ایجاد خواهد کرد یعنی محلی برای حقایق جامعه شناسی زبان که حرکت های زبانی وتغییرات روابط میان زبان ها را همزمان با جهانی شدن قابل درک خواهد نمود.  این خود به تصمیم گیری از نظر سیاست زبانی ( سیاست تدریس زبانها، ارتقا بعضی زبان ها و ... ) که بر پایه عوامل هد ف هستند کمک خواه نمود .

 

ما در یک کنفرانس در اکسان پرووانس ( سپتامبر 2007 ) پیش نمایی از آن را ارائه کرده ایم و به طبقه بندی موقت هشتاد زبان اول بر اساس ده عامل مذکور در اینجا دست یافتیم . بدین ترتیب با فهرست زبان ها از طرفی و صورت ظاهری ( مدل ) جاذبه ای از طرف دیگر نمای خوبی از وضعیت جهانی کنونی و گرایشات تحولی (زبان ها) را در اختیار داریم.

..................................................................

1- به سوی بوم شناسی زبان نوشته لوئی ژان کالوه پاریس نشر پلون 1999 .

2- در قسمت مربوط به آمار با آلن کالوه کار کرده ام.

 

* به منشأ زبان ها بر اساس روایت کتاب مقدس مسیحیان اشاره دارد که گویا از بابل آغاز شده است.

منبع : مجله بین المللی

le français dans le monde no 355 janvier  2008

 

[ ۱۳٩٠/٩/۱۳ ] [ ٥:۳٩ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

altشفق/ اگر نگاهی به تاریخ بنماییم، می بینیم یونیان قبل از هر کسان دیگر در مورد کوردان نوشته اند.

منابع ایتالیایی هرچند قدیمی و دارای اهمیت هستند؛ ولی کمتر شناخته شده و آن اهمیت خاص خود را نگرفته اند. می توانیم بگوییم؛ نخستین منابع ایتالیایی در خصوص کورد، به سالهای 1200 تا 1800 میلادی بر می گردد که در این مدت، ارتباطی در بین کوردستان و ایتالیا به صورت خاصی پیش رفته است. دلیل آن نیز، بدان بر میگردد که اروپائیان در میانه ی قرن دوازده، خواهان آن بودند دین مسیحیت را در بین مردم خاورمیانه رواج دهند.

این مردان مسیحی مبلغ همانند بشارت دهندگانی، نقش مهمی در ایجاد ارتباطات در بین شرق و غرب را ایفاء نموده اند و ترغیب کنندگانی بودند تا بر اروپائیان تأثیرگذار باشند تا به کوردستان روی بیاورند. بدین دلیل برای آنان منطقه ای با اهمیت مسیحیان بود که از دوران آشوریان به بعد بجای مانده بود، برای نمونه: هولیر یکی از آن شهرهای مهمی بوده است که دین مسیحیت در آن رواج داده شد. برخی از دانشمندان نیز بر این نظرند که برای نخستین بار آئین مسیحیت در تاریخ خود، در منطقه حدیاب(هولیر امروزی) رواج یافته است.

سیاحان و دیپلماتها و بازرگانان ایتالیایی که به ایران و بین النهرین آمده اند، ناچار شده اند از کوردستان گذر نمایند. برای همین نیز کوردستان از آثار و کار ایتالیائیان بدون سهم نیست. دانشمندان و مردمان آن دوره آنان، برخی قلعه و دژ  درکوردستان را بنا نهاده اند که اکنون این بنایا قدیمی و تخریب شده اند. اما با این وصف، سیاحان ایتالیایی آثار کمی را در کوردستان از خود بجای نهاده اند و این نیز بدین معناست که مدت کمی در این منطقه مانده اند و فقط برای استراحت در کوردستان اطراق نموده اند.

اولین نوشته های ایتالیائی به سبب مسافرتهای سیاحی که اهمیتی علمی داشته باشد، به قرن سیزده میلادی بر می گردد. در سال 1259 میلادی دو برادر به نامان« نیکولو و متی اویولو» بسوی آسیا به راه افتادند و در این سفر برادرزاده خود به نام«مارکوپولو» را با خود به همراه دارند و مقدار کمی در خصوص کوردستان در کتابش به نام«میلیونی» می نویسد.

در قرن 14 میلادی، ونیزیان تلاش می کنند تا ارتباطات تجاری خود را با ایران مستحکم تر نمایند. این گونه ارتباطات تجاری نیز از طریق ارمنستان کوچک و  کوردستان میسر بود و راه عبور کالا از این دو منطقه عبو می نمود. در قرن پانزدهم میلادی جمهوری ونیز برای محکم تر نمودن این روابط خود با ایران، چند نماینده ای را به ایران فرستاد و یکی از آنان«بربارو» بود که در سال 1474 میلادی در کوه های« کوروتی» با کوردان دیدار نمود.

بعد از آن که روابط تجاری در بین کشورهای آسیایی و اروپایی در قرن شانزدهم میلادی پیشرفتهایی را به خود دید، بازرگانان و سیاحان اروپایی از سالهای 1510 میلادی به بعد، بسوی خاورمیانه و مخصوصاً استانبول، تبریز و اصفهان روانه شدند. در دو قرن هفده و هیجده میلادی، بدلیل نبود ارتباطات بازرگانی خاصی که قبلاً بدان توجه ویژه می شد؛ دیگر این رفت و آمدهای بازرگانی از ایتالیا در خارومیانه و خاور دور رو به کاهش نهاد و از بین رفت.

به قلم: نگار عطا

منبع:شفق

[ ۱۳٩٠/٧/۱٠ ] [ ٧:۳٧ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

altشفق/ مقالاتی از نویسندگان وابسته به گروه هاای قومی که حتی از بخشی هرچند کوچک و ناچیز

از تاریخ کورد مطلع نیستند و فقط با کینه و نفرت به زبان و ملت کورد می نگرند، چاپ شده است که قدمت و اصالت زبان کوردی را مورد شک قرارمی دهند.

این نویسندگان باید قبل از چنین برداشتی از زبان و ملت کورد، به خواندن حداقل بخش کوچکی از تاریخ و فرهنگ این نژاد اصیل بپردازند.

در گنجینه ی زبان کوردی، صدها کتاب از قواعد زبان کوردی وجود دارد که توسط کارشناسان و متخصصان زبان کوردی به رشته تحریر در آمده است و در معتبرترین دانشگاه های کشورهای مدرنی همچون: فرانسه، آمریکا، روسیه، سوئد و... مورد تدریس قرار می گیرند.

چگونه و به چه وجهی این نویسندگان به خود اجازه می دهند به زبان کوردی توهین کنند؟ زبانی که پیامبر زرتشت(ع) به آن سخن می گفت، زبانی که کتابهایی همچون: اوستا( کتاب مقدس زرتشت که پیش از هفت قرن قبل از میلاد مسیح نوشته شد)، جلوه و مصحفی رش( دو کتاب مقدس ایزدیان) ،کتاب حماسه ای مم وزین، داستان یوسف و زلیخا(نوشته ی سلیم بن سلیمان)، شیخ صنعان(نوشته فقی تیران)، لیلی و مجنون( نوشته حارس بدلیسی)، زنبیل فروش، فرهاد و شیرین و شاهنامه حقیقت(نوشته های نعمت الله جیحون آبادی مکری)، شرفنامه( نوشته شرف خان بدلیسی)و... با  همین زبان به نگارش در آمده است.

صدها هزار کتاب و نسخ خطی در زمینه های علوم، ادبیات، شعر، تاریخ، دین، اقتصاد، کشاورزی و... با این زبان اصیل به رشته تحریر در آمده است.

کتابخانه های پیشرفته جهان، اصالت زبان کوردی را شاهد هستند، هزاران نسخ خطی به این زبان نوشته شده است و نویسندگان برجسته جهان، کتابهایی را در زمینه های ادبیات وتاریخ در رابطه با این نسخ خطی زبان کوردی نگاشته اند و برای ارائه چنین آثاری، بالاترین جوائزعلمی را دریافت نموده اند. این تاریخ برجسته زبان کوردی بود که توانست مجله فرانسی(Le Françaıs dans le mond) را شیفته خود کند. در حالیکه در سال 2008 این مجله در شماره سیصدو پنجاه و پنجمین خود، در مقاله ای که  در زمینه ی زبانهای جهان بچاپ رسانید؛ زبان کوردی را جزء 88 زبان برتر جهان دانست. براساس این مقاله زبان انگلیسی در رتبه نخست قرار گرفت و پس از آن زبانهای فرانسوی، اسپانیایی و آلمانی به ترتیب در رتبه های دوم و سوم و چهارم قرار گرفتند. در این رتبه بندی، زبان کورد در رتبه سی و یکم قرار گرفت، در حالیکه زبان فارسی رتبه چهلم  را در این رتبه بندی کسب نمود!.

به نظر شما، اگر ملت کورد دارای کشوری مستقل بود، چه رتبه ای را در بین زبانهای دنیا بدست می آورد؟ بدون شک، رتبه ای بالاتر از رتبه سی و یکم را کسب می نمودند!. زیرا زبان همچون موجودی زنده است وهمانند بقیه موجودات در فضائی آزاد رشد می کند. بدلیل تسلط زبانهای ترکی،عربی و فارسی، زبان کوردی چنین فضائی را برای پیشرفت و توسعه پیدا نکرده است. اما با وجود این مشکلات و سختیها، این زبان  در راه رشد و شکوفایی خود پیش می رود و اکنون ما شاهد تدریس این زبان در دانشگاه های معتبر جهان هستیم.

ملت کورد در هزاره سوم از بین چهار بخش کوردستان، اقلیمی نیمه مستقل را داراست، اقلیم بخش جنوبی کوردستان در  کشور عراق و تحت دولت فدرالی قرار دارد و در نتیجه ی آن ملت کورد راهی را برای پیشرفت در زمینه های علمی، ادبی، اقتصادی، سیاسی ، اجتماعی و... پیدا کرده اند. ما الان پیشرفت اقلیم  کوردستان در عرصه ای دموکراتیک، بیشتر از کشورهای که بخشهایی از کوردستان را اشغال کرده اند شاهد هستیم.

در کشورهای همسایه اقلیم کوردستان، کاهش سطح فرودگاه ها و پروازها که وسیله ای برای برقراری ارتباط با جهان خارج است به چشم می خورد، اما در اقلیم کوردستان که در حال حاضر دارای سه استان است، سه فرودگاه بین المللی وجود دارد.

در کشورهای همسایه اقلیم کوردستان شاهد کاهش سطح دانشگاه ها و کالج ها هستیم ، ولی در اقلیم کوردستان در کمتر از یک دهه نوزده دانشگاه تأسیس شد.

در کشورهای همسایه ی اقلیم کوردستان دیکتاتوری و استبداد به چشم می خورد، اما در اقلیم کوردستان روزبه روز دموکراسی و پیشرفت در آزادی بیان و ابراز آراء و ایده ها و مطبوعات  به چشم می خورد.

به قلم: محمد مندلاوی

منبع:شفق

[ ۱۳٩٠/٧/۱٠ ] [ ٧:۳٤ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

altشفق/ در نزد ما عجیب نیست که در گویش جنوبی کوردستان بنام"علی" بگوییم:"ئه‌لی"!. اما آنکه

دیده می شود، اینست: تمامی نامهای"ئه‌لی" ما به اندازه علی مردمان دیگر ارزش و بهایی کمتر ندارند و این نیز از احترام و حرمت ما نمی کاهد.

ما کوردان دامنه پایین کوردستان قیچی شده، داستان مختص به خودمان را داریم. این داستان نیز اینست: در مرکز و جنوب عراق بخشی از ملت ما زندگی می کنند که حتی از سوی مردمان کورد زبان خود ما و عرب زبانان بدانها کوردان فیلی می گویند وهیچ تیره و عشیره و ایلی کورد به اندازه چنین لقب و نامی، نامدارتر را نداریم!.

مهم اینست این نام، سبب گره زدن و مرتبط نمودن ایل و تیره های هم زبان و هم نژاد را سبب گردید و در بسیاری از پژوهشها و بررسی معانی آن به خوبی یاد می گردد و بهترین این معانی این می باشد: وقتیکه می گویند؛ کوردفیلی یعنی: کوردان ساکن در شرق دجله یا خود ما می گوییم: کوردان پشت کوه.

نه در عراق بلکه بیشتر در کشور ایران بسیار اوقات دم بدم می چرخد و برخی افراد می گویند: ما فیلی نیستم و فکر می کنند که فیلی نام عشیره یا ایلی همانند: کلهور یا خزل یا لک یا ملکشایی است!. در زمانی که به ادبیات اجتماعی و حیات عراقیان چیست نظری ندارند و بدین نگاه نمی کنند که این مسئله و هدف از آن، این نیست که در میانه چنین نامی ، ایلات کورد جای خود را گم کنند، بلکه برعکس تمامی آنانرا در زیر یک چتر گرد هم آورد!.

ما در مورد عراق و کوردان ساکن در بغداد و اطراف آن بحث می کنیم که سالیان بسیاری بدین نام  آنها را می شناسند و به خاطر همین نام آنان را دربدر و آواره و سربه نیست نموده اند، حال این مصیبت کشیدگان، می خواهد از هر طایفه یا عشیره یا هر ایلی دیگری کورد باشند!.

ما کوردان خارج از اقلیم کوردستان، برخی اسامی یا کلمه یا واژه و دنیایی از درد و رنج و خواسته را داریم که باید با سخن گفتن و نگاشتن یا به تصویر و  فیلم کشیدن هم باشد، در بغداد و عراق راز خودمان را بدانها باز گوییم. حال به هر زمانی و به هر طریقی و نامی باشد که بتوانند بفهمند ما چه می گوییم و به ما گوش فرا دهند!.

در این کشور آفتاب سوزان و سوزنده تا نگویید فیلی، کسی به نام ایل و عشیره و تیره آن گونه که بخوهیم ما را نمی شناسد.

این سخن کاملاً بجاست که می گوید: جوانمردی در آن نیست که هرچه می خواهی بگویی!. بلکه سخاوت در اینست: بدانچه که معقتد هستید و آن سخنی را که می خواهید بر زبان آورید!. من بر این  نظرم: نباید به عقب بر گریدم و دوباره شروع کنیم، زمانی که این نام می تواند ما را در لوای خود گرد هم آورد معنایی بد ندارد و برای رسیدن به خواسته هایمان، راهی میانبر است!. آنانی که دغدغه ای دارند و نگران هستند، باید بدانند ما همچون موسسه شفق هیچ فرقی را در بین دو واژه"خوازم و توام" را قائل نیستیم. بلکه این کار حساب و کتاب سیاست و روزگار و این کشوری است که ما در آن ساکن هستیم و بدین نامی که داریم، ما را می شناسند!. این نیز ما را از همزبانی و هم خویشاوندی و داشتن یک سرنوشت و حق تعیین آن دور نمی کند هرچند در بخشی از سفلی  یا علیای کوردستان زندگی کنیم!.

به قلم: علی حسین فیلی

منبع:شفق

[ ۱۳٩٠/٧/۱٠ ] [ ٧:۳۱ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

alt

در استکهلم پایتخت سوئد با همکاری وزارت فرهنگ عراق و هیأت مشاور احزاب و جریانهای میهن پرست با همکاری جمعیت سوئدی و عراقی، فستیوال ایام روشنفکری عراق را برگزارکردند.

این فستیوال که در پارک پادشاه سوئد در استکلهم برگزار گردید، در خصوص این فستیوال، طراح لباس خانم نیان قادر می گوید: کوردان سوئد با فعالیتهای گوناگونی در این فستیوال شرکت کردند و توجه همگان را بسوی خود جلب نمودند.

وی همچنین می گوید: حضار در این فستیوال، سوالات زیادی را در مورد مدل لباسهای کوردی و طرح آنان پرسیدند و طراحی لباس کوردی آنان را شگفت زده کرده بود.

 

alt

 

 

alt

 

 

alt

 

منبع:شفق

 

[ ۱۳٩٠/٧/۱٠ ] [ ٧:٢۸ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

altشفق/ در تاریخ ملتها، انسانهایی برای رسیدن به حقوق و آرمانهای والای انسانی خود؛ مبارزه نموده اند و مسیر تاریخ را تغییر داده اند...

 

سپس در دوران کشمکشها و قیامها، زنان نیز دوشادوش مردان، برای اثبات موجودیت خود مبارزه نموده اند. زنان کورد فیلی هم، در تمامی عرصه های زندگی در ایام سختی و رنج حضور داشته اند. به همین سبب می بینیم زنانی در تاریخ کوردان فیلی در آن روزگاران برخاسته و در صف نخست پیشاهنگان مبارزات بوده اند. در این کشاکش مبارزاتی نیز جان خود را در معرض خطر مرگ و اعدام شدن قرار داد ه اند تا حقوق حقه ی ملت کورد را به اثبات برسانند. در دهه ی هشتاد قرن بیستم، کوردان فیلی در معرض کوران باد سیاه تصفیه ی نژادی قرار گرفتند. این گونه تصفیه ای که افکار جهانی در برابر آن سکوت اختیار کرد و در این مورد که تراژدی بود نسبت به ملتعراق و به ویژه کوردان به عمل آمد، پاسخی وجدانی را نداشت. از حوادث تکان دهنده در تاریخ کوردان فیلی، آن تراژدی کوچاندن اجباری بود که در دهه ی هشتاد قرن بیست روی داد که رژیم دیکتاتوری بعث، صدها هزار کورد فیلی را از خانه و کاشانه ی خود را در شبانگاهانی تاریک بیرون کشید و آنان را در نقاط حائل در بین مرز ایران و عراق و در میادین مین رها نمود.

زنان کورد فیلی که اکثر شوهران، فرزندان و برادران خود را از دست دادند، همچون شیرزنانی پا به عرصه ی مبارزه با زندگی را نهادند. در اردوگاه ها و در زیر چادر آواره گی که هیچگونه امکانات زندگی در آن یافت نمی شد، آستین خود را بالا زدند و کودکان صغیر خود را در آن غربت آواره گی در جایی که معضل خواندن و روشنفکری در آن وجود داشت، تربیت نمودند. بدون شک، کوچاندن اجباری کوردان فیلی براساس و مبنای هیچ سندی قانونی نبود و اکثر حالتهای آن براثر سلایق شخصی حزب حاکمه ی بعث صورت پذیرفت. خانواده های بودند که پدران آنان، دچار این کوچ اجباری شد و از خانواده ی خود بریده شدند یا برعکس آن نیز به اتفاق افتاد. زنان و فرزندان آنها، دچار کورچ اجباری و به خارج عراق رانده شدند، پدران آنها و سرپرست این خانوده ها به زندانهای رژیم بعث فرستاده شدند یا شامل سکونت اجباری در مکانهایی که رژیم برای آنها تعیین می نمود همانند گروگانانی به گروگان گرفته شدند و حق خروج از عراق یا هرگونه ارتباط با خانواده های خود را نداشتند. رژیم دیکتاتوری بعث، در کوشش آن بود که حجم وسیع خانواده های کوردان فیلی را نابود کند. بدین منظور نیز برنامه ای را به اجرا گذاشت و آن این که؛"با دادن مبلغی مادی زنان را از شوهران و فرزندان خود جدا نماید" و این در صورتی بود که این زنان جزء اتباع خارجی(ایرانی) به شمار نیایند. اما؛ کدام یک از زنان اینرا تقبل نمودن تا از مردان و فرزندان خود جدا شوند؟

بسیاری از این زنان با شب نخوابیها و فداکاریهای خود در داخل و خارج از کشور، فرزندانشان را تربیت نمودند و آنها را به مراحل و سطوح بالای تحصیلی رساندند. این درحالی بود که یا شوهران آنان در زندانهای بعث بودند یا در گروگان حزب بعث بودند. شیوه ای دیگر از قربانی شدن کوردان فیلی این بود، مدام چشم انتظار شوهران، برادران و پسران خود بودند. آنانی که در عراق بودند، مرتب در راه زندانهای ابوغریب و نگره سلمان بودند تا عزیزان خود را دیدار نمایند و تکه نانی را که داشتن بدانها برسانند.

آری، زنان کورد فیلی، بادنیای شگفتی در برابر تمامی ناملایمات زندگی ایستاد و این در حالیکه قبل از آن از زندگی مرفه ای برخوردار بود.

اما؛ بعد از سقوط رژیم بعث، هیچ تغییری در وضعیت آن زندگی دشوار آنان پدید نیامد که زنان کورد فیلی با آن دست و پنجه نرم  کرده بودند. هنوز مسئله ی کوردان فیلی، با اهمیت ندادن و پشت گوش انداختن مواجه است. هنوز ناراحتیها و تلخیهای زیرچادرهایی آواره گی و زندگی تلخ در آن را به روش جدید دارند لمس می کنند. هنوز در در انتظار خبری از جنازه ی فرزندان و پیدا نمودن قبرهای دسته جمعی آنانند. وعده و وعیدهایی از سوی دولت بدانان هنوز به مرحله ی اجرا در نیامده است و در دالان ها ی پر پیچ و خم دولت گیر کرده است و معلوم نیست پرونده این وعده ها چه وقتی بر روی میز مسئولین دولت قرار گیرد. فقط سخنانی شفاعاً در این مورد شنیده می شود و از عملکردی خبری نیست. به ویژه بعد از آن که دیوانعالی کیفری عراق فدرال حکمی را صادر نمود./ش

نویسنده: بانمیلى ارکوازى

منبع:شفق

[ ۱۳٩٠/٧/۱٠ ] [ ٧:٢۱ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

گویش کردی ایلام یکی از گویش های زبان کردی است و به عنوان گونه ای از گویش  کردی جنوبی در کنار گونه های کلهری،سنجابی و لکی قرار دارد.این گویش را«فیلی» نیز می نامند و گویشوران آن عمدتاً در استان ایلام و نیز مناطق کردنشین جنوب شرقی عراق ساکن هستند.

 

زبان کردی و گویش های آن

 

زبان کردی یکی از زبانهای هند و ایرانی است که زبان شناسان آن را در زمره زبانهای ایرانی شمال غربی قرار داده اند. آن چه که امروزه کردی نامیده می شود در واقع گویش های مختلفی است که گاه اختلاف آنها چنان زیاد است که گویشوران سخن همدیگر  را در نمی یابند،اما اگر دقیق مورد مطالعه قرار گیرند مشخص می شود که همگی دارای اشتراکات فراوان هستند.شاید بتوان گفت که دلیل اختلاف زیاد گویش های کردی،زیستن در مناطق مختلف جغرافیایی و همسایگی با اقوام مختلف باشد که در شکل گیری این گویش های متنوع بی تاثیر نبوده است.

وجود گویش های مختلف زبان کردی از یک سو و پراکندگی گویشوران در کشورهای مختلف از سوی دیگر باعث شده است تا تقسیم بندی های مختلفی درباره آنها ارائه شود.

ظاهر سارایی گویش های کردی را بر حسب موقعیت جغرافیایی به شرح زیر تقسیم کرده است:

 

1-کردی شمال غربی:که شامل گویش کرمانجی و فروع آن است.این گویش در مناطق کرد نشین ترکیه،سوریه،بخش های از کردستان عراق،آذربایجان ایران و شمال خراسان،مناطقی از جمهوری های شمالی مانند:ارمنستان،آذربایجان،گرجستان و ترکمنستان رایج است.

 

2- کردی شمالی:که شامل گویش سورانی و شعبات آن است و در کردستان عراق و ایران و بخش هایی از استان کرمانشاه و آذربایجان غربی بدان تکلم می شود.

 

3-کردی مرکزی:که شامل گویش هورامی است و گویشورانش در اورامانات ایران و عراق پراکنده اند.

 

4-کردی جنوبی:که شامل کلهری،ایلامی و لکی است.

 

گونه های کردی جنوبی

 

1-کردی کلهری:که در کرمانشاه و مناطق از استان ایلام،از جمله شهرستانهای ایوان و شیروان چرداول و بخش چوار رایج است و با گویش کردی ایلامی اندکی تفاوت دارد.

 

2-کردی ایلامی:گویش عمده مردم استان ایلام از جمله طوایف عمده و قدیمی آن است که با اندک اختلافاتی در شهرهای ایلام،مهران،سرابله،بدره،بخش های عمده ای از نواحی جنوبی استان مانند دهلران،دره شهر،آبدانان و مناطقی از کشور عراق نظیر مندلی و خانقین بدان تکلم می شود.

 

3-لکی:این گویش در سطح نسبتاً گسترده ای در استان های لرستان،کرمانشاه،همدان و بخشهای از ایلام گویشوران بسیاری دارد.این گویش اغلب به اشتباه لری یا شعبه ای از آن  قلمداد شده است.

نظام آوایی،واژگان و نحو و نیز سنتهای فرهنگی و بسیاری از ویژگی های دیگر نشان می دهد که لکی گویشی اصیل و برجسته از کردی است.

 

جستاری در باب کردی ایلامی

 

کردی ایلامی که گاه آن را «فیلی» نیز نامیده اند،در بیشتر مناطق استان ایلام رایج است. واژه فیلی در بین مردم ایلام معروفیت بسیار ندارد. این را کردهای ساکن عراق به مناسبت سلطه والیان لرستان موسوم به فیلی بر ایلام،رواج داده اند و آن از مقوله مجاز خاص و عام است(سارایی)

گویش فیلی دارای لهجه های گوناگونی است که مهمترین آنها عبارتند از :

 

1-ملکشاهی:در شهرستان های ایلام و مهران

 

2-خزلی:در بخش های از شهرستان شیروان چرداول

 

3-آبدانانی:در شهرستان های آبدانان،دهلران و دره شهر

 

4-ایلامی:در شهرستانهای ایلام،مهران،شیروان چرداول

 

5-بدره ای:در بخش بدره از شهرستان دره شهر

 

منبع: سایت میراث فرهنگی ایلام

 

[ ۱۳٩٠/۳/۱٢ ] [ ۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

نظر به آن که این مقاله با هدف بررسی جایگاه زبان کردی ایلامی تهیه شده است، از بحث در باب کردهای مناطق دیگر خودداری می‌کنیم و به کنکاش درباره کردهای ایلام و کردی ایلامی می‌پردازیم.

کردها ، جمعیت اصلی و عمده استان ایلام هستند. آنان در شهرهای ایلام، ایوان، مهران، شیروان، چرداول، بدره، بخشهایی از دره‌شهر، آبدانان و دهلران ساکن هستند. جز کردها، لرها که پیوستگی تنگاتنگی با کردها دارند و در سطور بعد بدان اشاره خواهد شد- در بخشهایی از شهرهای دره‌شهر ، آبدانان و دهلران به سر می‌برند.
درصدی از جمعیت استان را در مناطق موسیان و دشت عباس شهرستان دهلران را نیز عربها تشکیل می‌دهند.

محدوده‌ای که اینک به نام « استان ایلام» معروف است، از دیرباز محل زندگی کردها بوده است .

از خلال اشارات تاریخی در می‌یابیم که؛ پس از شکست ساسانیان ، عمر « قیس بن سلمه الاشجعی» را مأمور جنگ با کردان ماسبذان و صیمره کرده است.

لازم به توضیح نیست که ماسبذان و صیمره دو استان واقع در محدوده استان ایلام فعلی بوده‌اند که اولی در محدوده شهرهای ایلام، ایوان و شیروان‌چرداول به انضمام مناطق گرمسیری همجوار بوده است و دو کرسی نشینی به نام‌های سیروان( در محلی منطبق با روستای سراب کلان شهرستان شیروان چرداول) و اریوجان (منطبق با زرنه ایوان) داشته است.

و دومی مرکز ایالت مهرجان قذق واقع در نواحی جنوبی استان بوده است.

مؤلف کتاب الفصوص الفخریه نیر نوشته است: « اکراد قبایل بسیارند و آنها در کوههای ماسبذان و حوالی آنجا می ‌باشند
پس از اسلام دو سلسله از خاندانهای کرد به نامهای « آل حسنویه» و « بنی عیار» در فاصله سالهای 348تا507 هـ .ق در ایلام حکومت کردند.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۳/۱٢ ] [ ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

ویژگیهای اقیانوس عظیم زبان کوردی :

 

1. زبان دیگری به نام فارسی تشکیل داده است که کلماتش اغلب از کوردی ریشه گرفته است و بسیاری از کلمات اصیل کوردی را در ادبیات فارسی به کار برده اند (به تاراج برده اند) و با زبان و ادب فارسی پز داده اند!

 مثال : خواردن (xwardin) که در زبان فارسی به صورت خوردن است – ژنفتن (jinaftin) که در فارسی به صورت شنیدن است. (در بعضی از متون قدیمی ادبیات فارسی واژه ی "شنفتن" هم داریم.)

 

2. در منطقه ی خاورمیانه و آسیای صغیر در بین تمام زبانهای موجود تنها زبانی است که حرف "ژ" دارد و هر کلمه ای که در این منطقه "ژ" داشته باشد بدون شک کوردی اصیل است و اگر در زبان دیگری باشد از کوردی اخذ شده است. مثال : کژوان = نگهبان کوه - کژال = آهو (که به صورت غزال وارد عربی شده است.) - ژان = درد زیاد (عمدتا" دردهای درونی بدن مثل شکم)  - دژ = جبهه ای که علیه هجومی باشد (در فارسی به صورت قلعه معنا شده است.) - ژاوه ژاو = یک صدا آوای با معنی (در فارسی معادل ندارد.) – کاتژمیر(katjmer)  = ساعت - ژیان = زندگی - روژان (روژین) = مانند روز = روشن – دژمن = ضد من = دشمن

 

3. کلماتی وجود دارند که از زبان کوردی وارد فارسی شده اند و در کوردی معنایی متفاوت دارند با آنچه که در فارسی می بینیم.

 مثال : ملوان = شناگر (اما در فارسی به اعضای نیروی دریایی می گویند.) - دم = دهان (اما در فارسی به معنای نفس کشیدن است مثل دم و باز دم ) - مال = خانه ( در فارسی به معنای دارایی است.) – خوار (xwar) = پایین (در فارسی به صورت ذلیل معنا شده است.) ضمن اینکه کلمه ای اصیل در زبان کوردی به اسم "گیان" وجود دارد که تغییر یافته ی کلمه ی "ژیان" = زندگی است و به صورت "جان" وارد فارسی شده است و معنی آن همان جان است.(احمد جان !)

 

4. کلماتی وجود دارند که کوردی اصیلند اما فارسی از آنها در زبان خود بهره گرفته است.

 مثال : ماچ = بوسه - شووان (شبان) = چوپان - بر = جلو - یار = دوست و همراه - خور = آفتاب

 

5. اکثرا" وجود چندین کلمه در گویشهای مختلف زبان کردی که یک معنا را می دهند موجب شده است که دایره ی لغات این زبان بسیار وسیع شود.

مثال : "ووی (vavi)" و " بوک (book)  " و "خواستیک "(xwastik) که هر سه به یک معنا و به معنی "عروس" هستند.

" ویستن" و " گه رک بوون" هر دو به معنای خواستن هستند.

" هیژا (heja)" و " ئه وین (avin)" و "خووشویست(xwashavist)" هر سه به معنای "محبوب" هستند.

"کچ (kich)" و "کنیشک(kanishk) " و "دوت (dot)" هر سه به معنای "دختر" هستند.

"فره(fra) " و "زور (zor)" هر دو به معنای " خیلی" در فارسی و یا "چخ" در تورکی می باشند.

"ئافرت (afrat)" و "ژن (jin)" و "کولفه ت (kulfat)" هر سه به معنای "زن" هستند.

"بیستن  (bistin)" و "ژنفتن (jinaftan)" هر دو یک معنی می دهند و آن هم "شنیدن" است.

"لوت(lut) " و "که پوو(kapu) " و "دفن (difin)" و "پوز "(poz) هر چهار تا همان معنای "بینی" را می دهند!

"روویشتن (ruvishtin)" و "چوون (chuvin)" هر دو به معنی "رفتن" هستند.

"ئه ز(az)" و "من"(min) هر دو یک معنی دارند و در این زبان استفاده میشوند.

 

6. افعال مرکبی که در زبان کوردی وجود دارد هم قابلیت تطابق با افعال انگلیسی را دارد و هم به پویایی و رشد و بزرگتر شدن زبان کمک می کند چون بعضی از افعال مرکب را خود می توان ساخت هر چند در تاریخ این زبان قبلا" به کار برده نشده باشد ! یعنی به عنوان نمونه :

حل (hal) + فعل = verb + up

دا (da) + فعل = verb + down

لا  (la) + فعل = verb + aside

مثال :

حل چوون (hal chouvin) = go up

دا نیان   (da nianin) = put down

لا دان  (la dan) = put aside

و ...

 

7. وجود برخی دیگر از "واژه ها" در زبان کوردی که به سادگی در هیچ زبانی معادل دقیقی ندارند این زبان را به یک زبان منحصر بفرد تبدیل نموده است.

مثال 1 : زبان کوردی مثل هر زبان دیگری نشانه ی جمع دارد اما یک نشانه ی جمع دیگر دارد که فقط مخصوص خود آن است و آن هم نشانه ی جمع "کان  (kan)" است که همزمان هم کلمه را جمع می کند و هم آن را همانند "ال" در عربی و "The" در انگلیسی معرفه (تعریف) می کند. در زبان انگلیسی می توان واژه ی the dolls را به کار برد ولی اگر بخواهیم آنرا به ضمیر مالکیت بچسبانیم باید حرف تعریف و علامت معرفه ی آن را برداریم و در اینصورت دوباره نکره می شود یعنی their dolls درست است اما their the dolls کاملا" غلط است که در این مورد ضعف انگلیسی در برابر کوردی آشکار می گردد! چون در واقع:

بوکه ششه کانیان (bookasheshakanian) = العروسکهم = their the dolls

مثال 2 : کلمه ی "دالاوه(dalava) " معادل کاملی ندارد و هیچ معادلی برای آن نمی توان یافت که 100 درصد آنرا ترجمه کند! "دا" در اول افعال امری همیشه به معنای "down" نیست و بعضی اوقات در اول افعال امری پیش آوایی است که مخاطبی که سرش به کار دیگری گرم است را هوشیار می کند که حواسش را به حرف زدن گوینده بدهد و تا اندازه ای باید ناگهانی گفته شود که مخاطب واژه های بعد از "دا" را متوجه شود!!!

مثال 3 : صدا آواهای موجود در زبان کوردی به حدی زیاد هستند که نظیر آنها در هیچ زبان دیگری پیدا نمی شود و در اکثر مواقع به صورت یک فعل امری استعمال می شوند!!! همانند : فولته فولت = "..." نکن! - گیزه گیز = "...." نکن! – ژاوه ژاو = ".." نکن! و بسیاری دیگر از صدا آواها که خود آدم هم می تواند خیلی دیگر از آنها را در این زبان بسازد!!! و هر کدام برای نوعی صدای مخصوص به کار می روند که گوینده باید تطابق صدای تولید شده توسط مخاطب را با واژه ی اختراعی سریعا" بسنجد!!!

مثال 4 : کلمه ی " ئه نگو "(angov) در زبان کوردی برای " شما" یی به کار می رود که دو نفر باشند همانند "انتما" در عربی. و اگر بیش از 3 نفر باشند دیگر باید از واژه ی "ئه وه (eva)" استفاده کرد.

مثال 5 : فعل مرکب "حه را که (ha(l) ra ka)" به معنای " بلند شو و بدو" یا "بلند شو و فرار کن" است که حرف "ل" به این دلیل حذف می شود که فعل سریع گفته شود و مخاطب در اندک زمان باقیمانده تا رسیدن خطر آن را متوجه شود!!!

 

8. وجود برخی کلمات تقریبا" مشترک بین کوردی و انگلیسی نشان از هم ریشه بودن این دو زبان دارد.

مثال : شه کاندن = shaking - گرم = warm – ئه واره = evening – ئه شه =  should – سگ = dog (البته در کوردی به سگ بزرگ "گمال" می گویند و به پارس کردن "وه رین (varin)") – تماته (تماتز در گویش سنندجی) = tomato – دار = tree -  زند (در یکی از گویشهای موجود به دست "زند" میگویند و "زندیان" که بر ایران حکومت کردند از تبار کوردها بودند.) = hand – ئه ش  (esh) = ache و ...

و بالاخره در پایان :

این فقط بخشی از عظمت زبان کوردی بود و اگر بخواهیم کامل آن را بررسی کنیم سالهای سال به طول خواهد انجامید و کتابها راجع به آن می توان نوشت.اگر تاکنون عظمت زبان کوردی از دیدگاه جهانی ناشناخته مانده است به دلیل آن است که کوردستان در طول تاریخ کشوری مستقل نبوده و الآن هم نیست و دولتهای حاکم بر 4 پاره ی عمده ی آن سیاست مخالفت با زبان کوردی را در پیش گرفته بودند. خوشبختانه با به خودمختاری رسیدن کوردستان در عراق این زبان به عرصه ی جهانی معرفی و شناسانده شد و تا حدودی در جهان به آن پی بردند.

منبع:کورد کوردستان

[ ۱۳۸٩/٤/٩ ] [ ٢:٤٤ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

نظر به آن که این مقاله با هدف بررسی جایگاه زبان کردی ایلامی تهیه شده است، از بحث در باب کردهای مناطق دیگر خودداری می‌کنیم و به کنکاش درباره کردهای ایلام و کردی ایلامی می‌پردازیم.
کردها ، جمعیت اصلی و عمده استان ایلام هستند. آنان در شهرهای ایلام، ایوان، مهران، شیروان، چرداول، بدره، بخشهایی از دره‌شهر، آبدانان و دهلران ساکن هستند. جز کردها، لرها – که پیوستگی تنگاتنگی با کردها دارند و در سطور بعد بدان اشاره خواهد شد- در بخشهایی از شهرهای دره‌شهر ، آبدانان و دهلران به سر می‌برند. درصدی از جمعیت استان را در مناطق موسیان و دشت عباس شهرستان دهلران را نیز عربها تشکیل می‌دهند.
محدوده‌ای که اینک به نام « استان ایلام» معروف است، از دیرباز محل زندگی کردها بوده است . از خلال اشارات تاریخی در می‌یابیم که؛ پس از شکست ساسانیان ، عمر « قیس بن سلمه الاشجعی» را مأمور جنگ با کردان ماسبذان و صیمره کرده است. لازم به توضیح نیست که ماسبذان و صیمره دو استان واقع در محدوده استان ایلام فعلی بوده‌اند که اولی در محدوده شهرهای ایلام، ایوان و شیروان‌چرداول به انضمام مناطق گرمسیری همجوار بوده است و دو کرسی نشینی به نام‌های سیروان( در محلی منطبق با روستای سراب کلان شهرستان شیروان چرداول) و اریوجان (منطبق با زرنه ایوان) داشته است. و دومی مرکز ایالت مهرجان قذق واقع در نواحی جنوبی استان بوده است.
مؤلف کتاب الفصوص الفخریه نیر نوشته است: « اکراد قبایل بسیارند و آنها در کوههای ماسبذان و حوالی آنجا می ‌باشند.»
پس از اسلام دو سلسله از خاندانهای کرد به نامهای « آل حسنویه» و « بنی عیار» در فاصله سالهای 348تا507 هـ .ق در ایلام حکومت کردند. مؤسس سلسله حسنویه، حسنویه پسر حسین، از رؤسای طایفه کرد برزیکانی بود که در حدود سال 348هـ .ق در کردستان قدرتی به هم رسانید و به حدود دینور ، کردستان، همدان، ماسبذان و لرستان فعلی حکومت کرد. بانی بنی عیار، ابوالفتح محمد بن عیار از کردان شاذنجان(شاذیجان، شانجان) بود.
این حکومت سرانجام در سال 570 به دست اتابکان لر از بین رفت. اتابکان لر از 570تا 1006 هـ.ق بر ایلام و لرستان و پس از آن، والیان لرستان تا سال 1216 هـ .ق بر ایلام و لرستان و پس از‌آن تا 1307 هـ .ش تنها بر ایلام حکم راندند.
علی رغم تمام تحقیقات و پژوهشهای صورت گرفته، در باب کرد و کردی، خاصه کردهای ایلام هنوز ابهامات و ناشناخته‌های بسیاری وجود دارد.





محققان عمدتاً مطالعات خود را برگویش‌های رایج در مناطق کردستان ایران و عراق و ترکیه متمرکز کرده و می‌توان به صراحت گفت تحقیقی در خور و قابل اعتنا در باب کردی جنوبی صورت نگرفته است و آنچه در این باره گفته شده اکثر یا از سر غرض و تحریف بوده است یا از روی بی اطلاعی . از طیف اول می‌توان به اظهار نظر پاره‌ای از اهل قلم لرستان و از دسته دوم می‌توان به آنچه خاورشناسان و پژوهندگان کرد گفته‌اند، اشاره نمود.
چنانچه پیشتر اشاره شد، استان ایلام در فاصله سالهای 570 هـ . ق تا 1307 هـ .ش تحت سیطره اتابکان و والیان لر بوده است. عده‌ای به اعتبار تقسیمات سیاسی و اداری پیشین، این منطقه را جزیی از لرستان و گویش مردم را لری ذکر کرده‌اند؛ نیز به واسطه آن، هر چه آثار باستانی که در ایلام یافت شده، در گنجینه‌های ایران و جهان به نام لرستان ثبت شده است. این نکته که ایلام واقعاً چیزی سوای لرستان است و هویت فرهنگی دیگری دارد، بر اثر تکرار این مغلطه؛ به فراموشی سپرده شده و حتی در تحقیقات جدی خاورشناسان نیز محلی نیافته است. گرچه به نظر می‌رسد محققان جوان‌تر بر اثر ارتباط مستقیم و مطالعه بی‌واسطه زبان و فرهنگ ایلام به دریافت‌های تازه‌ای رسیده‌اند چنان که گاه در مکتوبات و اظهارات آنان دیده و شنیده می‌شود.
آن چه تحت عنوان «زبان کردی» از آن نام برده می‌شود، در واقع گویش‌های مختلفی است که گاه اختلاف آنها بدان حد است که سخن همدیگر را در نمی یابند اما اگر در ساختار و ریشه مورد ارزیابی قرار می‌گیرند، مشخص می‌شود که همه دارای اساسی واحد هستند. شاید علت این همه اختلاف، پراکندگی کردها و دوری‌شان از هم و همجواری‌شان با ملل دیگر بوده است . گستردگی و گوناگونی گویش‌های کردی بسیار بیشتر از آن است که بتوان گویشی را از آنها به عنوان معیار برگزید چه هر یک از این گویش‌ها ، گویشوران بسیار، و قابلیت‌های لازم زبانی و ادبی را داراست.
محققان و کسان بسیاری تلاش کرده‌اند که زبانهای کردی را دسته‌بندی کنند و عادتاً پاره‌ای از این تقسیم‌بندیها نیز شهرت یافته است؛ گر چه به نظر می رسد تا زمانی که تمام این گویشها به شیوه عملی مورد مطالعه و پژوهش قرار نگیرد و معیارهایی جامع برای تفکیکشان معرفی نشود، نمی‌توان چندان برای این دسته‌بندیها صحت قطعی قائل بود؛ زیرا اگر قرار باشد به روش استقرایی کار کرد، لازم است گویش‌های کردی رایج در ایلام و کرمانشاه و لرستان نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند حال آن که به راحتی می‌توان دریافت اغلب آن محققان در مورد مناطق مذکور و زبان آنها تقریباً هیچ اطلاعی نداشته‌اند و اگر داشته‌اند، نظر به تقسیمات سیاسی و اداری پیشین، به خطا رفته‌اند.
از جمله این دسته محمد امین زکی محقق نامدار کرد و نویسنده کتاب کرد و کردستان است. او به سال 1916 میلادی (1295 هـ .ش) به حکم یک مأموریت رسمی به ایلام فعلی یا به زعم خود به لرستان کوچک سفر می کند، او ضمن اقامت ده روزه، در باب زبان و قومیت«لرها»مطالعه می نماید و از این که می‌بیند زبان اهالی ایلام کنونی اینقدر به کردی نزدیک است ، اظهار شگفتی می‌کند.
او فاصله گویشی آنان را با کردی سلیمانیه کمتر از اختلاف گویشی کردی بادینانی با کردی سلیمانیه می‌یابد.
او که یکی از بزرگان قضیه کرد پژوهی است، توجه نداشته است که برای مطالعه زبان و قومیت «لرها» یک منطقه کردنشین را انتخاب کرده است و البته طبیعی است که از این همه نزدیکی زبانی و قومی شگفت‌زده شود.


باری، از زمانهای گذشته تا حال تقسیمات مختلف و متفاوتی از کردها و گویش‌های کردی شده است . از این دست تقسیم‌بندیها نمونه‌وار به تعدادی اشاره می‌شود.
امیر شرف خان بدلیسی در شرفنامه، کردها را به چهار دسته : کرمانج، گوران، کلهر و لر تقسیم کرده است. از این تقسیم‌بندی به دست می‌آید که از دیرباز لرها طایفه‌ای از کردها شناخته شده‌اند چنانکه در شرفنامه به تفصیل درباره لرها و حاکمانشان سخن گفته شده است.
شیخ محمد خال زبان کردی را به چهار لهجه اساسی و اصلی تقسیم می‌کند:1- زازایی 2- کرمانجی شمال که عبارت است از : بوتانی، حکاری، بایزیدی، شمدینانی 3- لری که عبارت است از : بختیاری، لکی، فیلی 4- کرمانجی شرق که عبارت است از سورانی ، بابانی ، مکریانی، اردلانی ، گورانی ، کلهری.
این تقسیم بندی نشانگر نا آشنایی این محقق با گویش‌های کردی جنوبی مخصوصاٌ فیلی است و سخت متأثر از تقسیم بندی سیاسی و اداری. چه کردی فیلی و حتی لکی نزدیکترین گویش به کلهری و گورانی است و قاعدتاً باید در این دسته می‌آمد نه در دسته مربوط به لری. این محقق توجه نداشته است که لُری بختیاری با لری لرستان فعلی متفاوت است. در این دسته‌بندی اشاره‌ای به لری رایج در لرستان نشده است.
توفیق وهبی به سال 1951 میلادی زبان کردی را به چهار دسته کرمانجی ، لری، گوران و زازا تقسیم کرده است و بختیاری و لکی و فیلی را در ذیل عنوان لری ذکر است که همان ایراداتی که بر تقسیم بندی خال وارد شد، متوجه آن است.
ای. م. ارانسکی خاورشناس روس در کتاب ارزشمند خود به نام مقدمه فقه الغه ایرانی، گویش‌های کردی را چنین تقسیم کرده است:
«1- کرمانجی(گویش‌های شمال غربی زبان کردی)؛و 2- کردی (گویش‌های جنوب شرقی)». و آورده است: « لهجه کرمانجی بیشتر در میان کردان ترکیه (نواحی ماردین و نخجوان و بهدینان و حق یاری و وان و موش و ارزوم ) و ایران ( در نواحی‌ای که از قسمت مغرب به دریاچه رضائیه (ارومیه) متصل می‌باشد و در خراسان) و شمال عراق(کردان سنجار و موصل) و سوریه و شوروی متداول است».
«در کردستان ایران ( در کرمانشاه و سنندج و مهاباد و غیره) و شمال شرقی عراق (ناحیه رواندوز و اربیل و کرکوک و سلیمانیه بیشتر به لهجه «کردی» سخن می‌گویند.» و افزوده است :« لهجه‌های بعضی از قبایل کردی با لهجه‌های اصلی مزبور آنچنان متفاوتند که محققان آنها را زبانهای مستقلی می‌دانند؛ مثلاً از آن جمله است لهجه گورانی( در ناحیه کرمانشاه) که افراد قبیله گوران بدان متکلمند و لهجه زازا (متکلمان به این لهجه را «دیملی» می‌خوانند ) که در میان کردان بعضی از نواحی ترکیه متداول می باشد.»
از این تقسیم بندی‌ به دست می‌آید که بر خلاف دیگر تقسیم‌بندیها« لری» جزء گویش‌های کردی محسوب نشده است و به پیروی از همان شائبه پیشین و توجه به تقسیمات سیاسی و اداری ، اشاره‌ای به گویش کردی ایلامی در زمره گویش‌های کردی نکرده است حال آنکه که گویش اهالی کرمانشاه، کردی ذکر شده است. پیداست نظر به همسانی گویش کردی ایلامی و کرمانشاهی این نظریه خلل‌پذیر است.
« جه‌مال نه‌به‌ز» در کتاب خود به نام« زمانی یه کگرتوی کوردی»{زبان منجسم کردی} زبان کردی را به دو شاخه اصلی و دو شاخه فرعی تقسیم کرده‌ است. 1- شاخه‌های اصلی عبارتند از : کرمانجی(کردی) شمالی ، شامل گویش های : بوتانی، جزیره‌ای ، هکاری بادینانی ، آشیته‌ای و بایزیدی(با محوریت گویش جزیره‌ای)؛ و 2- کرمانجی(کردی) میانه، شامل گویش‌های سلیمانه‌ای ، سنه‌ای – اردلانی، کرکوکی، گرمیانی، اربیلی- سورانی، مکری و شارباژیری( با محوریت گویش سلیمانیه‌ای)
و دو شاخه فرعی را چنین تقسیم کرده است: 1- کرمانجی(کردی) جنوبی، شامل گویش‌های : فیلی ، کرماشانی، لکی ، کلهری و خانقینی؛ و 2- کرمانجی(کردی) گورانی- زازایی.
این محقق مجموعه گویش‌های فرعی جنوبی را تحت عنوان «لری» آورده است و چنین به دست می‌آید که تلقی ایشان از «لری» همان است که ما تحت عنوان کردی جنوبی می‌شناسیم و به عبارتی دیگر هیچ اشاره‌ای به لری لرستان و بختیاری نکرده است اینجاست که «لری» یک معنی اصطلاحی یافته است و معنایی جز آنچه ما از «لری» در می‌یابیم، یافته است . پیداست این کژتابیها منشأ اختلاف ها و دریافت‌های متفاوت از «لری» می‌شود کما این که چنین نیز شده است . این اصطلاح امروز نیز رایج است و به نظر می رسد هر جا که به لر اشاره می‌شود ، کردهای جنوبی منظور است . اما این پرسش پیش می‌آید که لرها نه به معنی اصطلاحی که به معنای قاموسی و اصلی خود چه هستند و در کجای این تقسیم بندیها قرار می‌گیرند .
واژه « لر» برای اولین بار در نوشته‌های بعضی از مورخین و جغرافی‌نگاران قرن چهارم هجری و بعد از آن می‌بینیم که اغلب به صورت «اللریه، لاریه، بلاد اللور و لوریه » ضبط شده است . با این حال تا قرن هفتم هیچ گونه نظری درباره وجه تسمیه این قوم ابراز نشده است و از قرن هشتم به بعد است که بعضی از مورخین چون حمدالله مستوفی، معین الدین نطنزی و قاضی احمدبن محمدغفاری کاشانی مطالبی در این زمینه نوشته‌اند . ماحصل این نظرات در باب وجه تسمیه‌لر چنین است ؛ برخی لرها را از نسل شخصی به نام لر دانسته‌اند . بعضی واژه لر را مشتق از کلمات ایرانی چون لهراسب و غیره گرفته‌اند و برخی واژه لر را مخفف «اللور» به حساب آورده و تعدادی نیز «لر» را مخفف «لیر» یا «لِر» به معنی کوههای پوشیده از جنگل دانسته‌اند.
مسعودی و یاقوت حموی «لرها» را در زمره طوایف کرد محسوب کرده‌اند. حمدالله مستوفی (قرن هفتم) از گروهی خبر می‌دهد که اواسط قرن ششم از جبل‌السماق شام به بختیاری مهاجرت کرده‌اند. و فضل الله العمری (در گذشته به سال 740) از وجود طوایف لر در شام و مصر گزارش داد است که صلاح‌الدین ایوبی آنها را از آن مناطق رانده است.
مؤلف شرفنامه لرها را – چنانکه اشاره شد- یکی از شعبات کرد محسوب کرده است و اسامی‌ای چون: دهکرد، شهرکرد، رودخانه کردستان و نظایر آن دال بر پیوستگی تاریخی لرها با کردهاست.
مع‌الوصف اهل قلم لرستان تلاش کرده‌اند که لرها را جدا از کردها بدانند و در این امر نیز اصرار دارند. نمونه‌ای از این دست کتاب «قوم لر» است که علاقه‌مندان می‌توانند بدان رجوع کنند. این طیف کوشیده‌اند کرد را به معنای صحرانشین و چادر نشین معنی کنند تا بدین وسیله اشارتهای مورخین به کرد بودن لرها توجیه گردد. از دلایل دیگری که ذکر کرده‌اند این است که کردی جزء گروه زبانهای شمال غربی ایرانی است و لری جزء گروه زبانهای جنوب غربی ایران. این دلیل در مورد لری صدق می کند اما آیا می‌توان همین نکته را در مورد گویش لکی به کار بست. نکته‌ای که در آراء این دسته خلل وارد کرده است، آن است که لکی را به پیروی از تقسیمات جغرافیایی و سیاسی و اداری یکی از گویشهای لری دانسته‌اند چنانکه آقای امان اللهی گفته است: «لرها به دو زبان لری و لکی صحبت می‌کنند. »
حال آنکه به تصریح خود ایشان ، لکی جزء گروه زبانهای شمال غربی است و محققان نیر به این نکته اشاره کرده‌اند چنانکه لرد کرزن گفته است:« ایشان (لرها) به هیچ وجه خوش ندارند که در زمره کردها که لک شمرده می‌شوند، محسوب شوند.»
این نکته که از سویی خود را کرد نمی‌شمارند و از سوی دیگر لکی را لهجه‌ای از لری ذکر می‌کنند، تعارض آشکاری ایجاد کرده است که تلاش های عالمانه محققی چون دکتر امان‌اللهی هم نتوانسته است آن را بپوشاند . این تضاد در تلاش مرحوم اسفندیار غضنفری امرایی به شکلی عینی نمود یافته است . ایشان کتابی تنظیم کرده‌اند به نام«گلزار ادب لرستان» که جز چند قطعه شعری لری، مابقی اشعار متعلق به گویش‌های کردی لکی ، فیلی ، کلهری و زبان ادبی گورانی است و مؤلف به نحو عجیبی اصرار دارد همه این آثار را لری بشمارد نه کردی. ایشان نمونه‌هایی از اشعار شاعران کرد در مناطق مختلف کردنشین انتخاب کرده است از جمله : منوچهر خان کولیوند ، غلام‌رضا ارکوازی، صیدی اورامی، ملاپریشان دینوری، تمکین کرمانشاهی، خان الماس ، میرزا شفیع کلیایی، خانای قبادی شهرزوری، و ...
اگر این همه جزء محدوده لری قرار می‌گیرد طبعاً این دو گویش مفهومی یکسانی می‌یابند و به قول باباطاهر :
اگر دل دلبره، دلبر کدومه وگر دلبر دله، دل را چه نومه!
از مجموع این مباحث حاصل می شود که لری جدای از لکی است. لکی یکی از زیر مجموعه‌های زبان کردی است و لری علی رغم مشترکات بسیارش با کردی و این که از دیرباز در زمره کردی محسوب شده است ، با فاصله بیشتری نسبت به کردی و در زیر مجموعه زبانهای ایرانی گروه جنوبی غربی قرار دارد و در حقیقت می توان گفت که لری حلقه‌ای است که کردی را به فارسی پیوند می‌دهد . و البته شایان ذکر است که لری خود به دو بخش لری رایج در لرستان و لری بختیاری تقسیم می‌شود که با هم اختلاف‌های نمایانی دارند اما به هر حال عادتاً تحت عنوان «لری» قلمداد می شوند.
جهت نتیجه‌گیری از بحث و رسیدن به نوعی تقسیم بندی واقع‌بینانه‌تر ، ناگریز از اشاراتی مختصر به زبان ادبی موسوم به گورانی هستیم و بحث مفصل‌تر در این باره را به فرصتی دیگر موکول می‌کنیم.
در قرون اخیر در اکثر مناطق کردنشین نوعی زبان معیار ادبی رایج بود که شاعران مناطق مختلف بدان آثارشان را می‌سرودند. این زبان ادبی ترکیبی بوده است از گویش اورامی و دیگر گویش‌ها مخصوصاً کردی جنوبی که به « گورانی »شناخته‌تر است. حساب این گویش معیار ادبی را باید از گویش‌های رایج محاوره جدا دانست چه این گویش معیار نوعی گویش ترکیبی است که به اتکای آن نمی‌توان گورانی را همان اورامی یا بالعکس دانست.
اینک که به نظر می‌رسد کژتابیهای قضیه دسته بندی گویش‌های زبان کردی تا حدی آشکار شده است، نگارنده این گویش‌ها را به ترتیب زیر تقسیم‌بندی می‌نماید.
1- کردی شمال غربی( کردی کرمانجی)؛ که شامل لهجات مختلفی است و در مناطق کردنشین ترکیه، سوریه، شمال خراسان و بخشهایی از کردستان عراق و آذربایجان ایران و مناطقی از جمهوری‌های شمالی مانند ارمنستان رایج است.
2- کردی شمالی(کردی سورانی)؛ که شامل لهجات متعددی است و در کردستان عراق و ایران و بخشهایی از استان کرمانشاه و آذربایجان غربی بدان تکلم می‌شود.
3- کردی میانه(اورامی(هورامی))؛ که گویشورانش در اورامانات ایران و عراق پراکنده‌اند. عده‌ای زازاها را نزدیک به این دسته شمرده‌اند.
4- کردی جنوبی؛ که شامل لهجه‌های کلهری- گورانی، فیلی و لکی است.
5- کردی جنوب شرقی ؛ که شامل لری لرستان و لری بختیاری است. لرها در استانهای چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و بویراحمد و بخشهایی از نواحی جنوب استان ایلام وشمال خوزستان ساکن هستند. لرها- چنانکه ذکر شد -به استناد روایات و کتب تاریخی همواره در زمره کردها محسوب شده‌اند گرچه مطالعات زبان شناسی بر اختلاف گویشی آنان با کردها تأکید دارد و به نظر می‌رسد چنانچه لرها مستقل از کردها مطالعه شوند، پسندیده‌تر باشد.
باز می‌گردیم به کردی جنوبی و لهجات مختلف آن را به شرح زیر بررسی می‌کنیم.
الف: کلهری- گورانی؛ پیشتر اشاره کردم که زبان ادبی گورانی با زبان محاوره و تکلم گورانی متفاوت است. این گویش عمدتاً در کرمانشاه و بخشهایی از استان ایلام همچون ایوان و نیز در میان پاره‌ای از طوایف ، رایج است. این گویش با کردی فیلی که در ایلام رایج است، اندک اختلافی از حیث صرف افعال و پاره‌ای واژگان (شاید کمتر از پنجاه واژه) دارد.
ب: کردی فیلی(Feyli) ؛ کردی فیلی گویش عمده مردم استان ایلام از جمله طوایف عمده و قدیمی آن است و با اختلافاتی در شهرهای ایلام، مهران، شیروان‌چرداول ، بدره و بخش‌های قابل توجهی از جنوب استان مانند دهلران، دره‌شهر، آبدانان و نیز مناطقی از کشور عراق نظیر مندلی و خانقین و بدره رایج است.
در باب وجه تسمیه این گویش به «فیلی» ، گفتنی است که این عنوان در بین مردم استان ایلام تا سالهای اخیر چندان شناخته شده نبود. این نام را کردهای ساکن عراق به واسطه والیان لر موسوم به فیلی بر ایلام رواج داده‌اند و منظورشان از کردهای فیلی،کردهای ساکن در مناطق تحت حکومت والیان موسوم به فیلی بوده است. شاید بتوان عنوان سنجیده‌تر برای کردی رایج در ایلام یافت اما از‌ آنجا که این عنوان شهرت جهانی یافته و در همه جا این گویش را بدین نام می شناسند، ما نیز همین عنوان رایج را به کار می‌گیریم.
ج- لکی ؛ این گویش در سطح نسبتاً گسترده‌ای در استانهای لرستان، کرمانشاه و بخشهایی از ایلام گویشوران بسیاری دارد . گویش لکی از حیث صرف افعال و واژگان ، اختلافات چشمگیری با دو گویش دیگر کردی جنوبی ؛ یعنی، کلهری- گورانی و فیلی دارد و پاره‌ای خصایص زبانی‌اش همچون شیوه صرف افعال به کردی سورانی و هورامی نزدیک است.
نکته آخر درباره کردی جنوبی آن است که این گویش ، زبان کردهای شیعه مذهب است؛ به عبارتی کردی جنوبی ، کردی شیعی است و جز کردهای خراسان که کرد کرمانج‌اند و شیعه مذهب، مابقی شیعیان به این گویش تکلم می‌کنند. شاید یکی از دلایل کم توجهی محققان کرد به مطالعه این گویش ، متأثر از این نکته بوده باشد.

[ ۱۳۸٩/٢/۱۱ ] [ ٤:٥۸ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

مردم کُرد از اقوام ایرانی‌تباری هستند که در سرتاسر ایران پخش شده و در بخش‌های دیگری از خاورمیانه و آسیای مرکزی نیز زندگی می‌کنند.

کردها در سرتاسر ایران در استان‌های ایلام، آذربایجان غربی، بلوچستان، کردستان، کرمانشاه، همدان، لرستان، خراسان شمالی، خراسان رضوی، گیلان، مازندران و استان‌های قم، قزوین، کرمان، و استان فارس زندگی می‌کنند. بخش کردنشین جداشده از ایران (در جنگ چالدرانکردستان ترکیه، کردستان عراق و کردستان سوریه هم اکنون جزئی از خاک سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه می‏باشند، این سه کشور پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی عثمانی با توافق انگلستان، درسال ۱۹۲۳ تاسیس شدند. در جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان، جمهوری ازبکستان و جمهوری تاجیکستان، نیز کردها زندگی می‌کنند.

جمعیت کردها ۲۵ میلیون تا ۲۸ میلیون تن  برآورد شده ‌است که ۵ تا ۷ میلیون تن از آنها در ایران زندگی می‌کنند.

زبان کردی اخص را کرمانجى مینامند که خود لهجه هاى متعدد دارد مانند: مکرى، سلیمانیه اى، سنندجى، کرمانشاهى، بایزیدى، عبدویى، زندى. زبان کردی با دسته شمالى لهجه هاى ایرانى غربى بعض مشابهات دارد، و از زبانهاى مهم دسته غربى بشمار میرود وصاحب اشعار و تصانیف، قصص و سنن ادبى است.

بیشتر کردها مسلمان هستند و سایر آنان نیز یزیدی، یارسان (اهل حقمسیحی و یهودی هستند. کردها اعیاد نوروز، قربان، فطر و جشنهای مولودی را گرامی می‌دارند. نامدارترین فرد کرد، صلاح الدین ایوبی فاتح جنگهای صلیبی و فرمانروای مصر است. از شاعران نامدار کرد مستوره اردلان و مولوی کرد را می‌توان نام برد. امیرنظام گروسی دانشمند و سیاست‌مدار دوره ناصرالدین شاه قاجار نیز کرد بوده‌است. درودگری، قالی و جاجیم و گلیم بافی (به ویژه قالی بیجار و گلیم نقش برجسته ایلام) از صنایع دستی عمده کردها است.

[ ۱۳۸٩/۱/۱٧ ] [ ۸:٠٩ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سنی و شیعه بودن دسیسه ای است که سالها دشمنان ملت کرد از آن برای تفرقه افکنی و جلوگیری از اتحاد بین ملت کرد،مخصوصا کردستان شرقی و جنوب شرقی استفاده می کنند و متاسفانه این دسیسه تا حد زیادی برای خائنین به ملت کرد مثمر ثمر واقع بوده است و تا حد قابل توجهی کردهای شیعه و سنی را از هم دور انداخته است، اما امروز کردها به خودشان آمده اند و شیعه و سنی برایشان فرقی نمی کند کرد، کرد است چه شیعه باشد چه سنی. و اما ریشه این اختلاف: زمانی که امپراطوری عثمانی به شدت در حال توسعه بود و تهدیدی جدی برای دولت های اروپایی محسوب می شد ، دولتهای اروپایی مخصوصا انگلیس برای جلوگیری از قدرتمند شدن امپراطوری عثمانی به رسمی شدن مذهب شیعه در ایران در زمان صفویه کمک نمودند و دو کشور عثمانی و صفویه را وارد جنگهای مذهبی خونین کردند و بدین ترتیب دولت های اروپایی به اهداف خود دست یافتند اما،تنها ملتی که در این بین مظلومانه قرار گرفت ملت کرد بود که به دلیل موقعیت جغرافیایی اش در مرکز اختلافات و جنگهای عثمانی و صفویه قرار داشت و این جنگها و اختلافات منشا ایجاد مرزهای سیاسی در کردستان و جدا شدن ملت کرد از همدیگر شد. در ایران اقلیت مذهبی و در ترکیه اقلیت ملی. عقاید و مذهب هر کردی و هر انسانی برای بقیه کردها قابل احترام است و این عقاید دیگر باعث تفرقه و جدایی ملتمان نخواهد شد و ما دیگر اجازه نخواهیم داد که دشمنان ما فرهنگ مان را، زبانمان را، جوانانمان را و...... را به بهانه شیعه وسنی بودن ،ایرانی و عراقی و ... بودن ازما بگیرند ما کرد بوده ایم، کرد هستیم ،کرد خواهیم ماند و کرد خواهیم مرد. کرد، کرد است مهم نیست که شیعه باشد یا سنی،یهودی باشد یا مسیحی، مهم نیست که کرمانشاهی باشد یا سنندجی،مهابادی باشد یا ایلامی مهم نیست که روژهه لاتی باشد یا باشوری،روژآوایی باشد یا باکوری مهم نیست که سورانی باشد مهم این است که کرد باشیم . . . . . . . --------+++++-----+++++-----+++++ این وبلاگ به هیچ وجه سیاسی نیست، هیچ هدف سیاسی را دنبال نمی کند و مطالب آن برای نشان دادن فرهنگ غنی کوردزبانان به سایر هموطنانمان می باشد. ئاکرێ - ئامێدی - پردێ - پێنجوێن - تەقتەق - چەمچەماڵ- خانەقین - دەربەندیخان - دھۆک - دووزخورماتوو - دووبز - ڕانیە - زاخۆ - سلێمانی - کفری - کەلار - کەرکووک - کۆیە - موسڵ - ھەڵەبجە - ھەولێر - سیدەکان - سۆران - چۆمان - مێرگەسۆر- ڕەواندز باکوور ئاگری - ئامەد - ئێلح - ئەرزرۆم - ئەرزنگان - ئەفرین - ئەلەزیز - بازید - بەدلیس - جۆلەمێرگ - چەولک - دیلۆک - دێرسیم - رھا - سێرت - سێواس - سەمسوور - شرنەخ - قەرس - مدیاد - مووش - مێردین - مەرەش - مەلەتی - وان ڕۆژئاوا قامشلۆ - جزیر - حەسیچ - سه‌رێکانیێ - عەفرین - کۆبانی ڕۆژھەڵات بانە - بیجاڕ - دیواندەرە - سنە - سەقز - سەوڵاوا - کامیاران - قوروە - مەریوان - بۆکان - پیرانشار - سەردەشت - شنۆ - مەهاباد - نەقەدە - پاوە - جوانڕۆ - ڕەوانسەر - سونقوڕ - سەحنە - سەرپێڵ - قەسر - کرماشان - کەنگاوەر - گێڵان - هەرسین - ئابدانان - ئیلام - ئەیوان - دەڕەشەهر دیگولان - ده له رو - مه ران - مه لک شاهی - به دره - چه ر داول - شه روان
صفحات اختصاصی
امکانات وب


onLoad and onUnload Example

جاوا اسكریپت

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ