|
ایــــلام ( آلامتـــو ) استان کردنشین و عروس زاگرس ------ پەروەردەێ کوردم ئیلام خاکمه، خاک گشت کوردان دڵ پاکمه--- معرف استان های کردنشین:. . . ایـــــلام، کردستان، کرمانشاه، آذربایجان غربی، خراسان شمالی---------++++++++++++++++++++----------------------------------------------------------------------ئه ر خوسره و بووم ده س و جامه وه ----- ئه روام گل مه خوه ی وه ئیلامه
| ||
|
ایران را پرورانده و ساختم تا پناهگاه آزادگان باشد "
دیاکو، شاه ماد، اولین پادشاهی است که یک سلطنت سراسری را در ایران تشکیل داد و ایران را به عنوان یک قدرت مهم جهان آن زمان مطرح کرد. مردم ایران ( ماد، پارس و پارت ) او را به پادشاهی برگزیدند.
دولت ماد یکی از سه تیره آریایی ( ماد، پارس و پارت ) فلات ایران است در سال ۱۳۳۲ پیش از تاریخ خورشیدی بود . مردم ایران او را به پادشاهی برگزیدند. شاهنشاه دیاکو همدان ( هگمتانه ) را به پایتختی خود برگزید و در آن بر روی تپهای، هفت دژ تو در تو ساخت و هر یک را به رنگ ویژهای در آورد.دیاکو ۵۳ سال بر ایران فرمانروایی کرد. او توانست اتحادی تاریخی بین تیره های مختلف نژاد آریایی ایجاد نماید . دیاکو ابتدا توانست 7 طایفه قوم ماد را با هم متحد کند ، وی سپس به عنوان رهبر و قاضی آن 7 طایفه انتخاب شد که این مساله در سال 701 قبل از میلاد مسیح اتفاق افتاد. پس از 7 سال رهبری در بین این 7 طایفه، وی از طرف مادها ، پارسها و پارتها به عنوان پادشاه ایران انتخاب شد و تا سال 656 قبل از میلاد مسیح حکومت کرد. ماجراهای به قدرت رسیدن دیاکو در کتاب تاریخ هرودوت آمده است. دیاکو پسر کیاکسار (کسی که میتواند خوب نشانهگیری کند) و کیاکسار نام پدرش دیاکو را بر فرزند گذاشته بود .
فرهاد پسر دیاکو و دومین پادشاه ایران بود و بین سالهای 665 قبل از میلاد تا 633 قبل از میلاد حکومت کرد. مانند پدرش ، فرهاد هم جنگ بر علیه آشوریان را آغاز کرد اما متاسفانه شکست خورد ، به دست آشور بنی پال افتاد و به دست او کشته شد. جانشین فرهاد ، کیاکسار نام داشت او ارتش ماد را تجدید سازمان و نوسازی کرد و با نَبوپَلَّسَر شاه بابل متحد شد کیاکسار در جوانی، شکست پدرش، فرهاد را در برابر آشوری ها دیده بود و از آن درس عبرتی آموخته بود. او فهمید که برای مقابله در برابر آشوریان، می بایست نیروی نظامی مجهزی تشکیل دهد. زیرا سربازانی که رؤسای زمین دار جمع آوری می کنند، هرگز از عهده ی سپاه منظم بر نمی آیند. از این رو، بر آن شد که سپاهی رزمی، مانند آشور، بنا کند. این نیرو، مجهز به تیر و کمان و شمشیر و سواره نظام ماهر بود. کیاکسار با این نیروی نظامی، به سوی نینوا حرکت کرده، آن شهر را محاصره کرد. اما پس از مدتی، به او خبر رسید که سکاها، به ایران هجوم آورده اند. او دست از محاصره برداشت و به مقابله با آنان شتافت. کیاکسار ، در شمال دریاچه ی ارومیه، نبردی سخت با آنان کرد و از آنان شکست خورد. سکاها، 28 سال بر سرزمین ماد تسلط یافتند و کیاکسار، در این مدت، مطیع آنان بود. سکاها، شهر سقز را بنا کردند و آن شهر را پایتخت خود قرار دادند. با گذشت زمان ، کیاکسار ، تصمیم به بیرون راندن سکاها گرفت. او، فرمانده ی سکاها و سردارانش را به یک میهمانی دعوت کرد و همه ی آنان را یکجا مسموم کرد. سپس، لشکریان سکاها را از سرزمین ایران بیرون راند. چون از این جهت، آسودگی خاطر فراهم شد، کیاکسار برای بار دوم، تصمیم به نابودی آشوریان گرفت. او و نبوپلسر توانستند با همیاری، امپراتوری آشور را درهمشکسته و پایتخت آن یعنی شهر نینوا را در ۶۱۲ پ.م فتح کنند. ساراگوس، چون در برابر ایرانیان و بابلی ها، تاب مقاومت نیاورد، خود و خانواده اش را در آتش، سوزاند. سپس، شهر نینوا، با خاک یکسان شد و دنیا از جنایات دولت ستمگر آشور، رهایی یافت. پس از این پیروزی ، ایرانیها میان رودان ( بین النهرین) ، ارمنستان و بخشهایی از آسیای صغیر و بخش شرقی رود قزل ایرماق را نیز ضمیمه امپراطوری خود کردند. در این شرایط رود قزل ایرماق به عنوان مرز بین امپراطوری قدرتمند ایران و سرزمین لیدیه شد. جنگ معروف بین ایرانی ها و لیدی ها که با نام جنگ قزل ایرماق معروف است ، در 28 ماه می 585 قبل از میلاد مسیح ، به دلیل کسوف ناگهانی پایان یافت. کیاکسار پس از این که جنگ با پیروزی پسرش ، آستیاگ به پایان رسید از دنیا رفت. آستیاگ مرزهای ایران را تا اروپا گسترش داد او پدربزرگ مادری کوروش هخامنشی بود.
[ ۱۳٩٠/٩/۱۳ ] [ ٥:٥۳ ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
وی عبدالرحمن شرفکندی متخلص و مشهور به هژار در ششم شعبان ۱۳۳۹ قمری در قریه شرفکند مهاباد در یک خانواده روحانی پا به حرصه وجود نهاد و چون پدرش روحانی بود از ۵ سالگی پسر را به تحصیل ترغیب کرد و در نتیجه استعداد ذاتی قران قران و کتب مقدماتی را بزودی اموخت و توانست بخواند و بنویسد بعدا بر اثر تشویق پدرش به مسجد محل که دارای طلبه و مدرس بود وارد شده به تحصیل عربی پرداخت وبه اصطلاح به کتابت پرداخت و نزدیکی از طلاب مستعد به اموختن صرف و نحو و فقه و غیره مشغول شد و به قول خودش یگانه ارزویش این بود که راه نیاکان خود را دنبال کند و ملا شود ام تقدیر با تدبیر موافق نبود و سرنوشت را دیگری را فراروی او گسترد وی پدرش را در سن ۱۷ سالگی از دست داد و لذا خود مسئول و سرپرست عائله گردید و از تحصیل دست کشید و برای امرار معاش خود و خانواده به انجام کارهای شخت مانند کارگری چوبداری و دست فروشی مشغول گردید در همین اثنا بر اثر برخورد با بعضی میهن پرستان که ان هنگام در تشکیلاتی به نام کومه له ژیانه و ه کردستان (ژک) به رهبری شهید قاضی محمد بر علیه رژیم پهلوی سازماندهی شده بود شرکت کرد و فعالانه به انان پیوست در این گیرودار با ادیبی همچون هیمن اشنا گردید که بعدها با همیاری یکدیگر توانستند به دو نفر از بزرگان و بزرگترین شعرای اذادیخواه قوم کرد تبدیل شوند و عرض اندام کنند پس از حمله ارتش شاه و شکست جمهوری دمکرات مهاباد قاضی محمدوچند تن از یارانش بر سر دار رفتند و عده ای نیز دستگیر شدند وعده ای نیز متواری شدند هژارهم پس از دربدری وتحمل مصائب زیادموفق شد که به خارج از وطن فرار کرده و به بغداد برود و در انجا نیز برای امرا ر معاش به کارهای طاقت فرسا دست زد که بر اثر بدی شرایط محیط و عدم بهداشت و غذای کافی به بیماری سل دچار گردید و مدتی بعد به وسیله کسانی که از طریق اشعار پر مغز و با محتوای بلندش با وی اشنا شده بودند تسهیلاتی برایش فراهم نمودند و در بیمارستان مسلولین واقع در جبل لبنان بستری گردید و دو سال و اندی در بیمارستان مان تا رفته رفته حالش رو به بهبودی گذاشت و هر روز از کتابخانه ای که در بیمارستان قرار داشت استفاده می کرد و انقدر کتب تاریخی و ادبی و سیر گذشتگان و عربی خواند که بعدا" مراجعت به بغداد وی را در سلک عربی دانان مهم جای دهد و بعد از بیمارستان در یک عکاسی مشغول به کار شد اما بعد از مدتی پلیس عراق وی را مجبور به ترک این کشور کرد و ناگذیر به سوریه رفت و طی ۳ سال اقامت در سوریه با اکراد کرد ترکیه اشنا شد و بعدا" باز وارد بغداد شد . در حالیکه از لحاظ زندگی سخت در عسرت بود در سال ۱۹۵۸ که مجاهد و وطنخواه و خداپرست و بزرگوار قوم کرد ملا مصطفی بارزانی پس از ۱۳ سال اقامت در شوروی به کردستان عراق بازگشت و هزار جزو اولین کسانی بود که به پیشمرگی وی درامد و تفنگ بر دوش گذاشت در این دوران با سرودن اشعار مردم کرد را تشویق و تاثیرات زیادی بر ملت کرد گذاشت پس از قرارداد الجزایر و توطئه مشترک امریکا و شوروی و عوامل انها یعنی ایران و عراق ان زمان نهضت ۱۷ ساله کردستان به شکست انجامید و هژار و چندین هزار پیشمرگ و زن و کودک عراقی اواره گردیدند و به واسطه سفارش اکید ملا مصطفی بارزانی رژیم وقت ایران او را بخشید و همانند فردی از اوارگان در کرج اسکان یافت مدتی با نوشتن مقالات تحقیقی کردی و ترجمه کتب عربی به فارسی یا کردی در رادیو ایران به کار مشغول بود. اثار وی: ئاله کوک.منتشر از سوی انجمن فرهنگی شوروی مه م و زین خانی از کرمانجی به مکریانی را ترجمه کرده است (شعر) منظومه سه ر مه به تقلید سگ و مهتاب چاپ سوریه ۱۹۵۷ م ترجمه رباعیات حکیم عمر خیام به کردی (شعر) بو کردستان(شعر)کردی ترجمه قانون ابن سینا از عربی به فارسی ترجمه تاریخ سلیمانیه از عربی به فارسی ترجمه روابط فرهنگی مصر و ایران از عربی به کردی ترجمه یک در کنار صفرهای بی پایان تالیف دکتر شریعتی از فارسی به کردی ترجمه پدر و مادر ما متهمیم تالیف دکتر شریعتی از فارسی به کردی ترجمه عرفان در برابر ازادی از فارسی به کردی نوشته دکتر شریعتی ترجمه اری اینچنین بود از فارسی به کردی نوشته دکتر شریعتی شرح دیوان ملا جزیری به شیوه سورانی فرهنگ فارسی به کردی فرهنگ کردی به فارسی تاریخ اردلان به کردی [ ۱۳٩٠/۸/۱٢ ] [ ٤:۱۸ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
ماد نام سرزمینی بود که تیرهٔ ایرانی مادها در آن ساکن بودند. این سرزمین دربرگیرنده بخش غربی فلات ایران بود. سرزمین آذربایجان در شمال غربی فلات ایران را با نام ماد کوچک و بقیهٔ ناحیه زاگرس را با نام ماد بزرگ میشناختند. ادامه مطلب [ ۱۳٩٠/٤/٩ ] [ ٦:٢٥ ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
در بخش زیر گزیده ای از کتاب «آمریکا، خاورمیانه، نفت و قدرت» نوشته لاری اورست را از نظر شما می گذرانیم. این کتاب به تازگی در آمریکا انتشار یافته است. نویسنده کتاب، لاری اورست، یک مائوئیست و خبرنگار نشریه هفتگی کارگر انقلابی (ارگان حزب کمونیست انقلابی آمریکا) می باشد. وی از نزدیک با مبارزات خلق کرد آشنا بوده و در 25 سال گذشته بعنوان یک انترناسیونالیست توجه زیادی به تحولات جنبش ملی کردستان کرده است. فصل کردستان از کتاب «آمریکا، خاورمیانه، نفت و قدرت» تاریخچه خیانت آمریکا به کردها را بطور مستند شرح می دهد و می گوید: در سال 1972 نیکسون، کسینجر و شاه ایران برای رسیدن به مقاصدشان در خلیج فارس، طرح شومی ریختند. طرح این بود که کردهای عراق را به شورش ترغیب کنند تا دولت بغداد تضعیف شود. ماه مه، نیکسون و کسینجر به مسکو رفتند و وعده دادند که آنها همراه با شوروی، برای ارتقاء شرایطی که در آن تمام کشورها در صلح و امنیت بسر برند و در معرض مداخله خارجی نباشند، تلاش خواهند کرد. سیمور هرش، محقق و روزنامه نگار پرسابقه در نیویورک تایمز و روزنامه نیویورکر، در بیوگرافی کسینجر چنین می نویسد: «روز بعد، نیکسون و کسینجر به تهران پرواز کردند و بطور پنهانی با شاه قرار گذاشتند که وی برای فراکسیون شورشیان کرد عراق سلاح قاچاق فراهم کند.» بعدها کسینجر توضیح می دهد هدف این بود که شاه «با حمایت کردهای شورشی درون عراق، آن کشور را به اشغال در آورده و ارتش بزرگی در نزدیکی مرز مستقر نماید.» ادامه مطلب [ ۱۳٩٠/٤/٤ ] [ ۱٠:٠٥ ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
|
||