ایــــلام ( آلامتـــو ) استان کردنشین و عروس زاگرس ------ پەروەردەێ کوردم ئیلام خاکمه‌، خاک گشت کوردان دڵ پاکمه---
معرف استان های کردنشین:. . . ایـــــلام، کردستان، کرمانشاه، آذربایجان غربی، خراسان شمالی---------++++++++++++++++++++----------------------------------------------------------------------ئه ر خوسره و بووم ده س و جامه وه ----- ئه روام گل مه خوه ی وه ئیلامه 

کرد یعنی خروش کاوه

کرد یعنی نسیم پاوه

کرد یعنی فرزند آرش

کرد یعنی خون سیاوش

کرد یعنی نیزه بر ضحاک

کرد یعنی سوار بی باک

کرد یعنی نیای کوروش

کرد یعنی ندای زرتشت

کرد یعنی پناه فرهاد

کرد یعنی ناله و فریاد

کرد یعنی داد افریدون

کرد یعنی سینه ی پر خون

کرد یعنی شیر دالاهو

کرد یعنی هژبر شاهو

کرد یعنی شاه هورامان

کرد یعنی خروش سیروان

کرد یعنی سوار کلهر

کرد یعنی نگین و در

کرد یعنی بال قلاجه

کرد یعنی داغ حلبچه

کرد یعنی  ناله شکینه

کرد یعنی آهی در سینه

کرد یعنی بابک خرم دین

کرد یعنی اهور زرین

کرد یعنی استوار چون کوه

کرد یعنی درفش شکوه

کرد یعنی فرزند ماد

کرد یعنی شیرین و فرهاد

کرد یعنی نام کردستان

کرد یعنی فرزند ایران

 

[ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ۳:۱۸ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

فیفا تیم ملی فوتبال کُردستان را به عنوان یکی از اعضای رسمی خود پذیرفت


 


 فدراسیون بین المللی فوتبال (فیفا)، تیم فوتبال کردستان رابه عنوان یک از اعضای رسمی خود پذیرفت.

آک نیوز به نقل از سلام حسین دبیر کل فدراسیون فوتبال اقلیم کردستان بااعلام این خبر می گوید تیم فوتبال کردستان ازاین به بعد قادر خواهد بود در جامهای بین المللی شرکت کند و در اولین جام بین المللی فوتبال کە در فاصله روزهای سیزدهم تا بیست و سوم ماه می در فلسطین با حضور تیم‌ههای فلسطین، ازبکستان، تونس، موریتانی ، پاکستان ، سریلانکا و اندونزی برگزار خواهد شد ،حضور خواهد یافت .

این اولین حضور تم فوتبال کردستان در یک تورنمنت بین‌المللی خواهد بود.

-------------------

تیم ملی فوتبال کُردستان ( اقلیم کُردستان - شمال عراق )  توسط فیفا به رسمیت شناخته شد . این تیم عضو کنفدراسیون فوتبال آسیا قرار گرفته است و بازیکنان صاحب نامی همچون نشاط اکرم ،  هوار ملا محمد  و ... را در اختیار دارد . لازم به ذکر است با به رسمیت شناخته شدن تیم ملی کردستان ضربه بزرگی به ساختار تیمی عراق وارد شده است .

تیم ملی عراق ساختمان تیمی خود را از دست داده است و  عمده ی بازکنان شاخص خود را از دست داده است . تیم امید عراق که در سطح آسیا تیمی قدرتمند بهشمار میرفت با جدا شدن بازیکنان کردستانی خود عملا شرایط مشابهی همچون تیم بزرگسال عراق را دارد. 

سلام حسین دبیر کل فدراسیون فوتبال اقلیم کردستان عراق با اعلام این خبر می گوید: تیم فوتبال کردستان از این به بعد قادر خواهد بود در جامهای بین المللی شرکت کند و در اولین جام بین المللی فوتبال کە در فاصله روزهای سیزدهم تا بیست و سوم ماه می در فلسطین با حضور تیم‌ههای فلسطین، ازبکستان، تونس، موریتانی ، پاکستان ، سریلانکا و اندونزی برگزار خواهد شد ،حضور خواهد یافت.

[ ۱۳٩۱/٢/۱٦ ] [ ۳:٠۳ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

 

 وجود پدیده های نادر طبیعی و خدادادی در استان ایلام از دریاچه دوقلو گرفته تا شکاف طبیعی زمین باعث شده که ایلام لقب سرزمین شگقتیها، عروس زاگرس و نگین غرب را در کشور یدک بکشد.
هرجای ایلام دارای شگفتی است از دشت ها و کوهها گرفته تا دریاچه ها و خانه ها و روستاها که هر کدام جلوه ای طبیعی است.

ایلام هر چند کوچک است ولی ظرفیتها و پتانسیلهای بسیار زیادی از جمله در بخش گردشگری دارد که برای هر گردشگری لذب بخش است.

سرزمین طلوع آفتاب در غربی ‌ترین گوشه جغرافیایی این سرزمین پهناور و در مجاورت کشور عراق و استانهای لرستان و کرمانشاه جای گرفته است.

استان سرسبز و کوهستانی ایلام همچون نگینی در صدف در دل کوه ‌های سر به فلک کشیده و همیشه استوار زاگرس جای گرفته و دارای جاذبه ‌های فراوانی برای جذب گردشگران است.

ایلام اگرچه جزو کوچک ترین استان های کشور محسوب می‌ شود اما دارای تنوع جالب توجهی است، تا حدی که می ‌توان به راحتی چهار فصل را در آن حس کرد، فاصله کوهستان های برف پوش تا دشت های گرم و بلوط های کهنسال تا نخل های سر برافراشته تنها چند کیلومتر است.



چشم‌اندازهای سیمره ایلام

رودخانه سیمره از تلاقی رودخانه های قره سو و گاماسیاب شکل گرفته و در مرز ایلام و لرستان جریان دارد و تا انتهای حوزه کرخه 650 کیلومتر طول دارد.

رودخانه سیمره نامی بزرگ در استان ایلام محسوب می شود چراکه سیمره جزئی از تاریخ استان است و شهر تاریخی به همین نام در شهرستان دره شهر محل سد سیمره وجود دارد.



این رودخانه بزرگ دارای قسمتهای بزرگ و طولانی است و عمق آب در این رودخانه بسیار زیاد و در نقاطی هم نامشخص است.

به دلیل وجود این دریاچه بزرگ، سد بزرگی در روستای چشمه شیرین از توابع بخش بدره شهرستان دره شهر شکل گرفته است و حدود چند ماهی است که آبگیری این سد شروع شده است.

تنگه رازیانه؛ شاهکار طبیعی ایلام

این اثر طبیعی که در دامنه ارتفاعات کبیرکوه قرار گرفته دقیقا از کنار جاده ایلام - دره شهر امتداد یافته و محلی برای تفرج گردشگران نیز هست اما این اثر طی سالهای گذشته در فهرست آثار طبیعی ملی کشور نیز ثبت شده است ولی حتی یک تابلو برای معرفی این پدیده زیبا در کنار تنگه کار گذاشته نشده که گردشگران بیشتر با آن آشنا شوند یا کسانی که از کنار جاده عبور می کنند از این اثر هم بازدید کنند.

این اثر زیبا علاوه بر جاذبه های گردشگری دارای خصوصیات علوم مطالعه پژوهشگران علوم زمینی، هیدرولوژی، محیط زیست و سایر رشته ها و زیستگاه مناسبی برای حیات وحش است.



هم اکنون نیز به دلیل بارش باران آب در داخل این دره بسیار زیبا جریان دارد و بر زیبایی ها آن افزوده است.

دره ای شگفت انگیز با رود روان در ایلام خودنمایی می کند و وجود سنگهایی از جنس و رنگ و اندازه های مختلف در این دره خود گواه خارق العاده بودن این اثر دارد.

در فصل بهار همه این مکان سبز می شود و سرسبزی با زیبایی های دره تلفیق می شوند که در نوع خود مکانی بکر برای گردشگران است.

کبیرکوه

در کوه های استان ایلام از جمله کبیرکوه جلوه ها، زیبایی ها و گونه های مختلف جانوری و گیاهی وجود دارد که بر ابهت این کوه بزرگ افزوده است.

یکی از نعمت های خدادادی در کوه ها، وجود گونه های درختی متنوع، گونه های گیاهی، فرآورده های کوهی که ارزش غذایی دارند و به شکل میوه هستند، است.



بخشی از رشته کوه کبیره است و در پایین این کوه بزرگ درختان مختلف با جلوه ای خاص و زیبا چیده شده اند.

رشته کوههای کبیرکوه مرتفع و موازی کبیرکوه به طول 160 کیلومتر از شمال غربی تا جنوب شرقی استان ایلام را در برگرفته است.

بلندترین ارتفاع کبیرکوه منطقه ای به اسم "ورزرین" نام دارد که دارای سه هزار و 62 متر ارتفاع از سطح دریا است.

کبیرکوه به عنوان یک منطقه حفاظت شده جنگلی تعیین شده و وسعت آن حدود 20 هزار هکتار است.

تنها غار خفاش کشور در ایلام

غار خفاش شهرستان دهلران به عنوان تنها غار خفاش کشور، یکی از پدیده های نادر طبیعی است که تاکنون برای علاقمند به طبیعت گردی ناشناخته مانده است.

این غار طبیعی حدود یک کیلومتر از چشمه های آبگرم شهرستان دهلران فاصله دارد.

غار خفاش دهلران حدود 265 متر طول دارد و دارای استالاکیتها و استالاکمیتهای فراوانی است و ده ها گونه از خفاش دمدار- خفاش بال پهن در آن زندگی می کنند و این غار بسیار حائز اهمیت است.



فراوانی خفاش در این غار باعث می شود در هنگام غروب در زمان خروج این خفاشان از غار که اغلب به صورت دسته های بزرگ انجام می شود، فضای جالبی را برای علاقمندان به طبیعت ایجاد کند.

این خفاشها مسیر سه کیلومتری تا شهر را طی می کنند و بعد از مدتی به محل غار باز می گردند.

کلم؛ روستای زیبای هدف گردشگری

یکی از روستاهای استان ایلام که به روستای بوته های سرسبز مشهور است روستای "کلم" است.

کلم بدون شک زیباترین روستای استان ایلام است و ظرفیتهای نهفته گردشگری و تاریخی و مذهبی در این روستا باعث شده این روستا هر سال و به خصوص در ایام تابستان و بهار و حتی زمستان و پاییز، گردشگران زیادی حتی از کشورهای خارجی به این روستا سفر کنند.



روستای کلم در 70 کیلومتری شهر ایلام قرار دارد و در تقسیمات استان ایلام جزو شهرستان دره شهر است.

برای رسیدن به روستای کلم باید از جاده های پر پیچ و خم و جاده قدیمی دره شهر به ایلام رفت و از جاذبه های گردشگری روستا بهره برد.

"سیاه گاو" یکی از دریاچه های نادر دنیا

این دریاچه در روستایی به همین نام در شهرستان آبدانان واقع شده است و دریاچه ای زیباست که به طور کاملا اتفاقی به شکلی خاص به دو قسمت شبیه به هم که به دوقلو تعبیر می شود، تبدیل شده است.

اطراف این دریاچه بسیار زیبا را دشتها و کوه های نسبتا مرتفع فرا گرفته است و جلوه هایی زیبا در بهار و پاییز در اطراف این دریاچه موج می زند.

گلزارهای حاشیه دریاچه و و وجود حیوانات آبی در این دریاچه بر جذابیت و زیبایی این دریاچه افزوده است.



دریاچه دوقلوی سیاه گاو شامل دو دریاچه است که بر اثر به وجود آمدن یک راه باریکه به دوقلو تبدیل شده اند و اثری دیدنی برای گردشگران به وجود آورده است.

رودخانه سیاه گاو پس از عبور از میان صخره ها و دره ها و ارتفاعات کبیرکوه واقع در شهرستان آبدانان به دو دریاچه تبدیل می شود که دریاچه نخست با اختلاف سطح اندک در بالادست دریاچه دوم قرار گرفته است.

منبع: ایلام ساتراپ مهر

[ ۱۳٩۱/۱/٩ ] [ ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

 

 

پیرەمێرد‌:

ئەم ڕۆژی ساڵی تازەیە نەورۆزە ھاتەوە
جەژنێکی کۆنی کوردە بە خۆشی و بە ھاتەوە

مەولەوی:

نیشانەی نەورۆز وادەی وەھارەن
یا نەشئەی ئامای نامەی نیگارەن

ھەژار:

مزگێنی دا بە ‌سروە بای بەھاری
وا ھاتەوە نەورۆزی کوردەواری

سەید کامیل ئیمامی(ئاوات):

ھەی ھەی چ بەھارێکە وەک جەننەتی مەئوایە
وەک بولبولی زار عاشق ئاو بردەیی سەحرایە

گۆران:

ئەی نەتەوەی کاوەی زنجیر قەف قەف بڕ
رۆژی نەورۆز دای بە ‌ھەوری زستان دڕ

نالی:

تەشریفی نەوبەھارە کە عالەم دەکا نوێ
دڵ چونکە میسلی خونچەیە بۆیە دەپشکوێ

دڵدار:

گوڵی سوور ئەی ‌کچی نەورۆز ئەرێ کام دەس لەباغی ژین
لەبۆ یەک دەفعە بۆن کردن بەناکامی ئەتۆی ھێنا


حاجی قادری کۆیی:

رۆژتە ئەی بایی نەورۆزی لەبن بەفری گران
کانی پێی سڕ بوو چناریش دەستی چوو پەنجەی تەزی
سونبولی زوڵف و گوڵی روخسار و سەروی قامەتی
مانگی نیسان و گوڵان نەیدی لە نێو باخی وزەوی

وەفایی:

نەسیمی بایی نەورۆزی شەمیمی عەبھەری ھینا
موریدی عاشقان دیسان پەیامی دولبەری ھێنا
نەوید ئەی عاشقانی دڵفگار یار ھاتە سەر خەندە
سەڵا ئەی بولبولان دیسان درەختی گوڵ بەری ھێنا

 

قانع:

هەوای شنەی بای نەسیم دیاره
مەعلوومه وادەی گوڵ و گوڵزاره

مامۆستا حەقیقی:

مزگێنی بێ ھات ساڵی نوێ
خۆشی دوای خۆشی جوێ بە جوێ
بڵێن بەخت چیدی نەنوێ
ئەستێرەی مەش سەری ناسوێ
وە بیرت دێ چمان دی دوێ
زوو راپەڕن مەبن شلوێ
ئەوا ھات پەیکی ئازادی
بە رووخۆشی و کەیف و شادی
کۆشێ گوڵی گەشی پێیھ
مەعلووم بەشی مەشی پێیە

ھێدی:

جێژنی کۆن و ساڵی تازەی کوردەواری ھاتەوە
ھاتەوە ئاگری خەباتی ئەو گەلە خۆش کاتەوە
ھاتەوە جوانتر لە جاران جێژنی کاوەی قارەمان
شوێنەواری میدیا باپیرە گەورەی کوردەکان

حەریق:

ئەڵێن وا جەژنی نەورۆزە دڵم پڕ ئاتەش و سۆزە
وەرە ‌بۆ جەژنە پیرۆزە بدەم رۆحم لەبەر ماوم
وەرە سەر چاوەیی چاوم، دەڵێی دەریای عەممانە
تەماشای ئەشکی گوڵنارم لە سایەی چاوی خوێناوم

شێخ نافێع مەزھەر (شپرزە):

شەماڵ لە لووتکەی کێوی نەکەرۆز
ھێنایە سەقز پەیامی نەورۆز
وتی ئەم جەژنەی کاوە و فەرەیدوون
لە کوردانی پاک پیرۆز بێ پیرۆز

رەحیم لوقمانی:

رۆژ لە ئاسۆی سوور شەوق ئەداتەوە
ئەڵێ ئەمساڵیش نەورۆز ھاتەوە..
کەوی دڵداری ئازادی و جوانی
دەروونی کەیلی سۆزی گۆرانی
بەری حەسرەتی دڵ ئەکاتەوە
بانگی پەڕاوپەڕ دەنگ ئەداتەوە
لە سەر قەندیل و شاھۆ و نەکەرۆز
ئەڵێ: گەلی کورد نەورۆزتان پیرۆز

مەلا کەریمی زاری:

سەبا ھەستە لە خەو نەورۆز واھات
بڵێ با لەشکری زستان بڕوات
بەسە جەور و جەفای بەھمەن و دەی
لە دڵ سەبر و لە تەن خۆ گیان دەرھات
بە ‌سەرمانا کڕێوەی بەفر تاکەی
بدات و دابپۆشێ شار و دێھات
ھەتا کەی تەم بەری خورشێد بگرێ
لە رووناکی بەری بن ھەردو باغات..
لە بەندیخانەکەی دەردێ گوڵاڵە؟
ئیلاھی تا بولبول بگات بە ئاوات
بە ئاوی شەونمت پێویستە سەوزە
سەر و زڵف و دەم و چاوێک بشوات
سەبا بێ دێرە نازانی کە "زاری"
لە جەوری بەھمەن و دەی چی بە سەر ھات؟


دەروێش فەھیمی:

دوێنێ شاخ سەری ھەڵبڕی:
ئەمڕۆ سینگی گوللەم دڕی
لەشم کێڵگەی ئەرغەوانھ
دێتە ‌دەرێ نەورۆزانە

موحەممەد‌ ساڵەح سووزەنی:

بەھارە، جێژنە، رۆژی پێکەنینە
بەھار گۆوەندی ئاسمان و زەمینە
ئەوا جێژنی سەری ساڵ و سروشتە
زەماوەندی گوڵانە، ھەڵپەڕینە
وەرە ئەی دڵبەرم خۆت دامەشارە
کە ئەمرۆ رۆژی دڵداری و ئەوینە..

سەعید نەجاری (ئاسۆ):

بووکی بەھار رازایەوە سروشت پڕ پڕ لە جوانیە
دەنگی شەتاو جریوەی مەل بەسۆزترین گۆرانیە
لە گڤەی باڵی تەیری مەست مەلی خەیاڵ رادەچڵەکێ
لە ھەرچی دەڕوانی جوانە چی دیمەنە نەھەر یەکێ

ئەمین گەردیگلانی:

بە ‌زەبری مشتی تیشکی خۆر شکا پشتی رنوو ئەمڕۆ
شنەی با دایڕنی کفنی سڕی داران بەفوو ئەمرۆ
چلوورە و بەستەڵەک پاکی بەجارێ تەفرو توونا بوون
عەتر دەڕژێ لە ئاسمان و نەما باوی کولوو ئەمڕۆ

مەلا عومەر ساڵحی ساحێب (کۆلیل):

بەھارێکم گوڵی شێن ھەردەکەم شین
لە "حەوسین"م نراوە ناوی‌ حەو شین
شەل و شێت و شەق و شڕ، شێعر و شیوەن
شەوی تاریکی یەلدای بێ گڕ و تین

مەلا غەفوور کەسنەزانی:

سەری ساڵە ‌و سەحەر بۆنی عەنبەری
ئەپڕژێنێ لە حەیفی زمھەریری
دەبا بولبول بکا شاباش لە ‌بۆ گوڵ
کە بووکی ئارەزووی ھاتن بەپیری

ژیلا حسەینی:

وا نەورۆز دێ و شاخ، دارستان دائەسپارێ
کانی و رووبار وەک ساڵی پار
گوڵاڵەکان بکەن بە ‌ئەڵقەو ملوانک بۆ مل کۆسار
زۆر بەپڕتاو نامەی دڵداری ئەنێرێ بۆلای ھەتاو
دەستی بەسەرخاکدا دێنێ
بە ھێمنی ئەیدوێنێ

مەلا رەحمان ئاوارە:

یادگاری چەکوشی کاوەیە نەورۆز
قەڵای زوحاکی کرد بە ‌تەپ و تۆز
ئاوری تۆڵەیە، بۆکوردەواری
لە رەش و رووتی کودستان پیرۆز

حەسەن ئەمینی:

دژ کردەوھ
بە بەژنی بەرزی تابلۆیەک
رەنگێ ھەرە رەشیان بڕی
بێ‌ سێ ‌و دوو
شەوی نەخشاند
رەنگی سووریان لە سەرپژان
سوور یادێ بوو لە شەھیدان
رەنگی سەو‌زیان لە سەڕۆ کرد
سەرھەڵدان بوو و بووژانەوھ
رقیان ھەستاو چوون بۆ سپی
وتی حاشا
شەڕو ئاشتی..
چارە ملی
ئاگریان ‌دا
بەرز و پیرۆز
تابلۆیەتر بوو بە نەورۆز.


مادێح پیریۆنسی:

به شیری تیشکی خۆر په‌ی بوو په‌لی سه‌رما له بن ده‌ستا

به تیری چاوی نه‌رگس بوو، دڵی زستان که ڕاوه‌ستا

قه‌ناری و قومری و شه‌وبۆ له‌گه‌ڵ هێرۆ هه‌موو مه‌ستن

زه‌وی و کانی و شه‌و و ڕۆژیش له سایه‌ی نه‌رگسی مه‌ستا

قه‌ڵه‌م کۆڵه له وه‌سفی کۆڵه‌باری جوانی دنیا دا

که شێعرم ناگرێ به‌رگه له تینی ئاگری هه‌ستا

 

[ ۱۳٩۱/۱/٢٠ ] [ ٥:٢۳ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

پەروەردەێ کوردم ئیلام خاکمه‌، خاک گشت کوردان دڵ پاکمه

 

 

ئه ر خوسره و بووم ده س و جامه وه ----- ئه روام گل مه خوه ی وه ئیلامه 

 

ئیلام جای هونه ر ، هونه ر په روه ره

جای کورده مالان ، لاله ی په ر په ره

جای گولان مه س ، جای مه ریه م گوله

ده نـــام ئــیران هه رنـــگ دلـــه

 

 

ئیلام دلنشین ، ئیلامی خاسه

ئیلام سه راسه ر مه یر و سه فاسه

هام راز گولن ده وینه ی بلبل

شرین مه خوه نن ده په ی شوق گول

 

 

سلام. واقعیت آن است که حرکت خزنده ای علیه هویت کردی ایلام در جریان است که جلودار این حرکت لرها هستند. به نظر می رسد بحث تقسیمات اقتصادی و اجتماعی و احتمالا سیاسی در ایران و تشکیل مناطق فدرالی بر اساس ترکیب جمعیتی صورت بگیرد و افراد صاحب نفوذی مثل  ... و  با تمرکز در مجمع تشخیص می خواهند جمعیت بیشتری برای لرها بتراشند تا ایالتی و ولایتی به نام لرستان درست کنند غافل از این که لرها در لرستان هم اکثریت ندارند و با انکار هویت لک ها نام لرستان را بر آن منطقه ی جغرافیایی گذاشته اند. ما ایلامی ها باید هوشیار باشیم تا قربانی این بازی کاسبکارانه و حیله گرانه نشویم.
عده ای از لرهای ایلام هم با این حرکت همراه شده اند که آن ها را می شناسیم و اخیرا اقدام به تشکیل وبلاگی با عنوان لرستان پشتکوه کرده اند-

 

[ ۱۳٩۱/۱/۱۸ ] [ ۱:۳٦ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

فارسی:

وارد هر شهری میشوی از شکل وشمایل اون شهر میفهمی که شهر از تمام امکاناتی که دارند استفاده میکنند که شهری زیبا داشته باشند.آبشارهای مصنوعی , تپه های مصنوعی ...!

ولی تو شهر ما خدا زحمت مسئولین رو کم کرده!همه چیز به صورت طبیعی و آماده در اختیار ما گذاشته !ولی نمیدونم بودجه نیست یا مسئولین تنبل اند یا چون ایلام شهری کورد زبانه بهش نمیرسند!به هر حال کاری به دلیلش ندارم میخوام درباره ی جایی بنویسم که هر روز تو شهرمون چه بخواهیم چه نخواهیم اونو میبینیم و راحت از کنارش میگذریم!تپه خرگوشان! یا به اسمه امروزی تپه شاهد(هرچند با تغییر اسامی کاملا مخالفم)

"تپه خرگوشان (کردی =چگا کرویه است) تپه ای که خرگوش دارد.این تپه از تپه های تاریخی شهر ایلام است که آثاری از تمدن کاسیت وفلز در ان پیدا شده و امروزه به بوستان تفریحی تبدیل شده است"حمید یعقوبیان

اطلاعاتی که خودم دارم و تا جایی که حافظه ام یاری میکند بچه که بودم شهربازی روی این تپه بود که تعطیل شد ! خلاصه گذر زمان و بلااستفاده موندن , این تپه رو به مکانی برای معتادا و آدمای بیکار تبدیل کرد.

از بزرگترا که پرس وجو کردم فهمیدم که درگذشته این تپه مکانی برای تفریح وشادی مردم و بسیار زیبا وخرم بوده!شاهده این حرفم چندتا عکسی بود که دیدم .بخاطر خانوادگی بودن عکسها از نمایشش معذورم!

نوشتم!شاید یه جور دیگه ای به تپه ای که هروز اونو میبینیم نگاه  کنیم  که اونو اینجوری که الان هست نبینیم!با کاجهای بلند وکج و بی خاصیت!به امید روزی که اگه مسافری به شهرمون اومد ازمون درباره جاهای دیدنی شهرمون پرسید کنار قلعه والی و کاخ فلاحتی وتنگه ارغوانو....بگیم تپه زیبای خرگوشان!

کوردی:
شێوه‌ و وێنه‌ی هه‌ر شارێ نیشان ده‌رێ یه‌سه‌ که‌ ئه‌و شاره‌ چه‌نێ ده‌ چێشته‌یلێ (ئێمکانات) که‌ دێرن ئێستێفاده‌ که‌ن و چه‌نێ هه‌ول ده‌ن (تلاش) که‌ شار ڕه‌ئینێ داشتوون !تاڤه‌یلێ ده‌سکرد ، چگایه‌یل ده‌سکرد ....!

به‌ڵام ( ولی) ده‌ شار ئیمه‌ خودا زه‌حمه‌ت مه‌سئولین که‌م کردییه‌ و هه‌مه‌ چێشتێ وه‌ جوور سرووشتی(ته‌بیعی) نائه‌سه‌ ئێختیار ئێمه‌ . وه‌لی نیه‌زانم پیل نیه‌ یا مه‌سئولین ته‌مبه‌ڵن یا ئه‌ڕا یه‌سه‌ ک ئیلام شار کوردیه‌ وه‌ی نیه‌ڕه‌سن .وه‌ هه‌ر حاڵ کار وه‌ ده‌لیله‌ی نه‌یرم ، خازم وه‌ یه‌ جێی بنووسم ک  هه‌ر ڕۆژ وه‌ نام شاره‌مان چ بخازیم چ نه‌خازیم بینینیم و ده‌ که‌نا‌ری ڕه‌د دوویمه‌ن .

"تپه‌ خرگوشان"! یا وه‌ نام ئمڕۆزی "تپه‌ شاهد" ( هه‌ر چه‌ن  ک دژ(مخالف) گۆڕان (تغییر) نامه‌یلم)   !

تپه‌ خرگوشان(چگا کرویه‌) چگایێکه‌ ک خه‌رگووش دێرێ . ئی چگائه‌ ده‌ چگائه‌یل مێژوویی شار ئیلامه  ک  ئاساڕێ ده‌ ژیار(تمدن) کاسیت و فلز ‌ ده‌ نامه‌ی په‌یدا بییه‌و ئێمڕۆ بیه‌ سه‌یرانگا . "حه‌مید یه‌عقووبیان"

چێشته‌یلێ که‌ خوه‌م زانم و تا ئه‌ی جێیه‌ ک ده‌ یادم بوو ، بیچهگی که‌ بیم  شه‌هربازی ده‌ مل ئهی چگائه‌ بی ک ته‌ئتیل بی . خۆلاسه‌ گۆزه‌ر زه‌مان و بێ ئێستێفاده‌ مه‌نه‌ی ، ئی چگاده‌ کردیه‌ جیێ مۆعتاده‌یل و بیکاره‌یل .

ده‌ گه‌په‌یل پرسیم زانستم ئی چگائه‌ جێیێ بیه‌ ئه‌ڕا گه‌ڕان و شادی و فره‌ ڕه‌ئین و خۆڕه‌م بیه‌. شاهد ئی قسه‌مه‌ چه‌ن دانه‌ عه‌کس بی ک نووڕام . وه‌لی ئه‌ڕا یه‌ که‌ خانوادگی بین نیه‌تانم نیشانه‌ی به‌م .

نووسام !شایه‌د ی جور تر بنووڕیمه‌ن چگایێ ک هه‌ر ڕۆژ نووڕیم ، ک ئه‌ی ئی جووره‌ که‌ ئیسه نیه‌نووڕیم. وه‌ کاجه‌یلێ به‌رز و لار و بێ خاسیه‌توه‌ ئومێد یه‌  ک  ئه‌گه‌ر ریواری هاته‌ شاره‌مان و ج باره‌ی جێیه‌یل دیده‌نی شاره‌مان پرسی ، ده‌ پاڵ قه‌لعه‌ی والی و کاخ فه‌لاحه‌تی و ته‌نگه‌ی ئه‌رغه‌وان و... بیشیمه‌ن ته‌په‌ی ڕه‌ئینێ خه‌رگووشان .

تپه شاهد(خرگوشان)

شهر ایلام از چشم‌دید کوه شلم!

باتشکر ازآقای یعقوبیان

منبع:ئیلام ,ئه رووس زاگروس

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱۸ ] [ ۱:٠٥ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

سرآغاز شعر کودکانه­ی کردی در ایلام

       کامران رحیمی

مصطفی بیگی در سال1350درشهر مهران چشم به جهان گشود و تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند.پس ازآن به جهت وقوع جنگ تحمیلی واشغال مهران توسط حزب بعث،راهی ایلام شد. وی درسال1376 موفق به اخذ مدرک فوق لیسانس از دانشگاه علم وصنعت تهران گردید. در همان دوران به گردانندگان مجله­ی کردی ئاوینه پیوست و با دلسوزی بسیار در معرفی کردی جنوبی ،گام‌های استوار برداشت.

بیگی متخلص به « مهران فیلی» از شاعران نوپرداز ادبیات کردی در ایلام محسوب می شود. او در اوان جوانی در محافل ادبی به معرفی ادبیات پیشرو کردی پرداخت ودر این راستا اهتمام تمام ورزید. دغدغه­ی اصلی او درادبیات کردی، کشف فضا‌های نو، دمیدن جوهره­ی مدرنیته درمضامین شعر کُردی،پرهیزاز خلق تصاویرسنتی وتکراری وتلاش در جهت معیارسازی کردی جنوبی از طریق بهره گیری از قابلیت‌ها و توانایی‌ها وظرفیت ‌های گویش‌های کردی است.در واقع این اقدام اخیر وی، یعنی تلاش در جهت معیارسازی کردی،  بسیار ستود نی است اما در پاره‌ای موارد شاعر در برزخ فصاحت و اصالت کلام، اصالت را بر می گزیند! دیگر آن که منظور از معیارسازی یک گویش در هر زبانی،خاصه کردی استفاده ازواژگان مشترک بر اساس اصل استقرا و جمعیت گویشوران می باشد نه گرایش‌های سلیقه‌ای؛ که امید می رود شاعر با بازخوانی و تصحیح اشعارش راهگشای دیگران باشد؛ چه، در واقع از دید آسیب شناسی، خلع گویش معیار در کردی جنوبی و گرایش‌های طایفه‌ای شاعران و نپرداختن کلیه‌ی نویسندگان به این مقوله، از جمله مصائب و مسائل ادبیات ایلام و کرماشان پس از افول زبان ادبی گورانی (هورامی)  محسوب می شود.

پر واضح است قدم در وادی ادبیات کودکان آن هم کردی بسیار دشوار وغامض است شاعر باید هم زمان چند فاکتور مهم از جمله: ادب، آموزش،روانی کلام، ریتم وآهنگ واژگان و از همه مهم‌تر فهم مخاطب را در نظر داشته باشد. بیگی با تسلط و توانایی خاصی - که از او انتظار می‌رفت- توانسته است با زبان روان در عین حال اصیل و خلق تصاویر تازه، آشنا، امروزی واز همه مهم تر با درونمایه‌ی کردی وپرهیز از تقلید، اشعاری در خور بسراید. در ذیل چند نمونه شعر او که در واقع از نخستین تجارب در حوزه‌ی ادبیات کودکانه در ایلام و کرماشان محسوب می‌شود با هم می‌خوانیم:

 

« زاڕوو »

 

یەک

    دو

       سێ

زاڕوو ِخاسێ

خوارد، نان و ماسێ

چگ، وە کـڵاسێ

کرده، وەر کرواسێ

دە دەنگ و باسێ

دروو، نیەنـاسێ

هە، ئۊشێ راسـێ

*

یەک

    دو

       سێ

            چوار

هەێ روڵەێ رێوار

وتم وەت سەد جار:

نـەچـی گـژدار

دوویت سەرەو خوار

چـۊ پـار و پێـرار

هەم کەفیت وە خوار

هـەم دوی بـیـمار

*

یەک

    دو

       سێ

            چوار

زاڕوە، چگە گژ دار

زیەڵگێ چگ دماجار

وە قیڕقاڕ، هاتە خوار

□□□

 

 

«بمارگەبمارگە»

 

کەێک و نوقڵ و شرینی

ماڵووکان وەێ قەوێنی

عەروسەک وەێ رەێنی

هـزارگلـە بسێـنی

سەد ساڵ تـر بـمێنی

ژان وبـڵا نـەویـنی

باپیرە، باوگ و تاتگ

داپیرە، میمگ، داڵگ

گشتێ ئۊشن: بمارگ

بمارگ و بمارگ

تەوەلدت بمارگ

بمارگ  و بمارگ

*

پشیلە ئۊشێ : مەو و مەو و مەو

گەماڵە ئۊشێ: هەو و هەو و هەو

ئەسپە ئۊشێ: پتقەو پتقەو

پەسا دێان وە دەوە دەوە

چۊ کەڵەشێر

چۊ  وارگ

گشتێ ئۊشن: بمارگ

بمارگ  و بمارگ

تەوەلدت بمارگ

بمارگ  و بمارگ

*

ئەسپە: وە یاڵ ئاڵێ

بزن: وە باڵە باڵێ

کاوڕ: وە باڕە باڕێ

مامر: وەگارەگارێ

پەروانە، گوڵ دێارێ

خەرەنگز و زەڕداڵگ

ئەو یەک ئۊشن: بمارگ

بمارگ  و بمارگ

تەوەلدت بمارگ

□□□

 

 «قرواقە»

 

قیڕقیڕ قرواقە

ئەڵس یە روژ پاکە

جنگ، منگ بکە وەر

شاڵ وکڵاو بکە سەر

بێا،هەم دەس ودەم بشوور

وەێ زاڕوەیـلە  بنـووڕ

بڕە چۊ دەسە دەسە

دێرن چنە مەدرەسە

تونیش ئەڵس،یە رووژە

کات کت وکـرووژە

تەمەڵی، نەکەی دوارە

چگەسە سەر،شەوارە

بنووڕ، خوەرە دیارە

روژەو بۆە دوجارە

قیڕ قیڕ قرواقە

ئەڵس یە روژ پاکە

ئەڵس یە روژ پاکە

□□□

 

«خوەر»

خوەرە چەنێ نازارە

منێ گوڵ وەهـارە

دە پێشت ئەور تەی تەی،کەێگ

رووژان وەمان دیارە

...

یەێ سەوەتە ئاسارە

دە لاێ مانگە،دیارە

ئاسارە، دەێ شەوگارە

لوتفێ، هـزارهـزارە

...

خوەر و مانگ و مانگەشەو

گشت،هن ئاسـمانن

رووژناێ زەمینـن

هەنیـن ومهرەبانن

...

 □□□

 

معنی واژگان:

دەنگ وباس:حال وخبر

 مالووکان:عروسک

پەسا: دارند

 بره: مخفف بنوور:نگاه کن

 جنگ منگ: لباس،اسم اتباع

 کات: هنگام

سەوەته: سبد

 هەنینن :گوارا،شیرین.

منبع:ئیلام ئاسوو / ilamasu / ایلام آسو

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱۸ ] [ ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

هیمان هایه خیالم



خواننده و شاعر محبوب استان ایلام آقای ارسلانی مجموعه اشعار خودش را با عنوان هیمان هایه خیالم به چاپ رسانده است که در زیر چند بیت از اشعار این عزیز را با هم می خوانیم.

پیشنهاد می کنم جهت لذت بردن خودتان از خواندن شعر کوردی و همچنین حمایت از او این کتاب را حتماً تهیه کنید.

 

ئیلام دلنشین ، ئیلامی خاسه

ئیلام سه راسه ر مه یر و سه فاسه

هام راز گولن ده وینه ی بلبل

شرین مه خوه نن ده په ی شوق گول

.

.

.

ئیلام جای هونه ر ، هونه ر په روه ره

جای کورده مالان ، لاله ی په ر په ره

جای گولان مه س ، جای مه ریه م گوله

ده نـــام ئــیران هه رنـــگ دلـــه

منبع:ایــــــلــــامـتـــو

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٦ ] [ ۳:۳۸ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

یادی از ولی محمد امیدی؛ شاعر بزرگ کُرد

 


چند سال پیش در چنین روزی ولی محمد امیدی پیکر خسته و رنجورش را به زمین سپرد و روح بلند و بالنده اش را به آسمان­ها کشاند تا در افق های نامکشوف همپا و همراه عناصر کیهانی ماجرایی دیگر آغاز کند. دقیقاً نمی دانم این چندمین سالی است که او در میان ما نیست؛ چرا که قطار روزها و شب ها چنان به شتاب می گذرد که کسی  را فرصت شمارش واگن­ ها نیست.

ولی محمد نماینده ی بزرگ و تمام و کمال نسل شاعرانی کردی سرایی است که از چند قرن پیش از او در سراسر مناطق غرب کشور و کردستانات به شور شعر زنده بودند و کام مردم را به شهد شعر شیرین می کردند. شاعرانی چون شاکه و خان منصور و غلام رضاخان ارکوازی و ملا حقعلی سیاه پوش و ترکه و نجف و خانای قبادی و شفیع کلیایی و خان الماس و دیگران؛ او آخرین شعله ی فروزان شعر کردی گورانی بود.

ولی محمد، شاعری مادرزاد بود. طبعی قوی و حافظه ای شگفت داشت. او «امی» بود و از خط و سواد بی بهره، اما از «زبان» بهره ور؛ و آدمی چیزی نیست جز زبان؛ چرا که زبان همان قوه ی ناطقه است و از نگاهی دیگر همان اندیشه است. اندیشه در ذات همه ی آدمیان جاری است و نعمتی است خداداد که هر کسی در حد وسع و توان خود از آن سود می جوید. آن چه بر زبان ما جاری می شود زبان در مفهوم حقیقی آن نیست تنها نمودی لفظی است از آنچه در اندیشه ی آدمی می گذرد. ولی محمد به دریای زبان در این مفهوم راه داشت و بیش از آن که به کتاب و کتابت وابسته باشد به تفکر و نگرش و شهود باطنی اتکا داشت. ناخودآگاهش به سرچشمه های جوشان شعر نقب زده بود و از افکار و اندیشه ها و انگیزه های کاغذی پیراسته بود و راز وارستگی اش در این نکته بود.

ولی  محمد بدیهه گویی بی نظیر بود و اشعارش را در حافظه نگهداری می کرد و ذهن وقاد و سیالش هر زمان در این اشعار تصرف می کرد و گاه اتفاق می افتاد که شعری را هر بار به گونه ای متفاوت می خواند و از این حیث غث و سمین به هم درآمیخته بود و نقادی می بایست تا سره از ناسره تمیز دهد و گوهرهای درخشان را در رسته ی گوهرفروشان عرضه دارد. و نیک بختانه این اتفاق افتاد و آقای یاسر سنایی دست به کاری بزرگ زد و اشعار ولی محمد را فراهم آورد.

شعر ولی محمد، چنان که گفتم فراز و فرود بسیار داشت؛ گاه به ستیغی می رسیدی و گاه به دره ای. با این همه شعر او یک حسن بزرگ داشت و آن، این که شعرش متوسط نبود و می شد در کنار انبوه اشعار دیگرش به رگه های خیره کننده ای از ظرافت و خیال پردازی و لفظ آرایی و زیبایی رسید.

او به شدت حساس بود و هر واقعه ای – حتی وقایعی که ممکن است در نظر دیگران شاعرانه نیاید- او را برمی انگیخت تا شعر بسراید با این همه چند موضوع بیش از موضوعات دیگر در شعرهایش به چشم می آید؛ نخست موضوع جنگ و نبرد با دشمن و سپس موضوعات دیگری چون مدح و نعت بزرگان دین و مذهب، و توصیف طبیعت و حسرت بر زندگی عشایری و ایلی که چنان شیوه ی زیستنی را بسیار دوست می داشت و جبر زمانه چنان مقدر کرده بود تا آن روح سرکش و دوستدار طبیعت و زندگی ایلی و عشایری بیشتر عمرش را در محلات شلوغ شهرهای بزرگ بگذراند. او هر جا که بود از ایلام می گفت و آن را بسیار دوست می داشت و می گفت:

ئه ر خوسره و بووم ده س و جامه وه

ئه روام گل مه خوه ی وه ئیلامه

او تنها دوستدار ایلام نبود و هر جا که کردی می زیست روحش درآن جا پر می کشید و آرزو داشت که خاکستر پیکرش را به باد صبا بسپارند تا آن را بر سیاه چادرها و خانه های کرد بیفشاند:

گه رتم به ن وه ده س بای شه ما له وه

تا بیگه ی و زید کورده ماله وه

از ولی محمد خاطرات بسیاری داریم. او را دوست می داشتیم و دوست می داریم. صفای باطن و شعر بلند و دردها و دغدغه های بزرگ  و متعالی اش را تحسین می کنیم و یادش را گرامی می داریم.

منبع:ئیلام ئاسوو

[ ۱۳٩٠/۱۱/٤ ] [ ٤:٤٠ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

یکی از ذخیره گاه های نادر استان ایلام درختان 2600 ساله معروف به "سروهای زربین" است که علاوه بر ناشناخته ماندن این محوطه طبیعی تاریخی، درختان سرو نیز بر اثر سوزندان و قطع نابود شده اند.

درخت سرو از درختانی است که ریشه در فرهنگ ایرانی دارد و جایگاه ویژه ای بین مردم دارد. این درخت به عنوان یک درخت همیشه سرسبز و استوار حتی در سرما پایداری می کند.

درخت سرو از هزاران سال پیش در ایران کاشت شده است و یکی از نمونه های کهنسال این درخت، سرو کاشمر بوده است که بنا به قول مشهور به دست زرتشت کاشته شده بود.

اکنون نیز نمونه های کهنسال دیگری از درخت سرو در برخی از نقاط ایران همچنان استوار است که مهمتر از همه سرو کهنسال چند هزارساله در شهر ابرکوه یزد است که کهنسال ترین سرو جهان به شمار می رود.

درختان 2600 ساله سرو در استان ایلام

استان ایلام دارای عجایب بسیار زیادی در زمینه تاریخی و طبیعی است ولی به دلیل عدم معرفی عجایب این استان در سطح کشور شناخته شده نیست.

درختان سرو زربین واقع در روستا بان سول در بخش چوار از توابع شهرستان ایلام قرار دارند.

همین درختان سرو که بیش از 22 اصله سرو با قدمت بیش از 2600 سال هستند هیچ نامی در کشور ندارند.

جای تاسف دارد که عجایب و شگفتی های دیدنی استان ایلام جایی در کشور ندارند و حال اگر این درختان سرو در استانی دیگر قرار داشتند اکنون شناخته شده بودند در حالیکه این درختان با این عظمت و قدمت تاریخی هنوز در فهرست آثار ملی کشور ثبت نشده است در حالی که خود مسئولان اعلام کرده اند که قدمت تاریخی این درختان 2600 سال است.

گونه ژنتیکی سرو زربین

معاون فنی منابع طبیعی استان ایلام در این ارتباط به خبرنگار مهر گفت: تعدادی از مناطق هستند که توسط اداره کل منابع طبیعی استان ایلام شناسایی می شوند تا گونه های ژنتیکی و بسیار نادر این مناطق زیر چتر حفاظتی بیشتر قرار بگیرند.

عبدالسلام پیری بیان داشت: یکی از این گونه های درختان سرو، زربین هستند که در روستا بان سول چوار قرار دارند.

وی افزود: این سروهای کهنسال طبق اعلام کارشناسان و دستگاه های مرتبط برای سنجش سن و تحقیقات و مطالعات، با 2600 سال قدمت تخمین زده شده اند.

این مسئول عنوان کرد: این درختان سرو جزو قدیمی ترین سروهای کشور هستند.

نابودی درختان سرو ایلام

این درختان کهنسال در محوطه‌ تاریخی ـ طبیعی بان‌سول برفراز روستای بان سرو چوار قرار گرفته است که فاصله روستا تا این محوطه 60 متر است.

اول از همه درختان بر روی تپه ای از درو خودنمایی می کنند ولی از نزدیک عظمت این درختان بیشتر است.

برای اینکه از نزدیک بدانیم حال و روز درختان سرو زربین ایلام در چه وضعیتی قرار دارند به روستای بان سول رفتیم و با  صحنه های بسیار تاسف بارتر روبرو شدیم.

سوزاندن این درختان سرو در حالی اتفاق افتاده است که این درختان با ساقه بسیار پهن دارای زیبایی و عظمت هستند.

متاسفانه مسئولان دستگاه های مرتبط برای حفاظت و مستندسازی برای عدم نابودی این درختان کاری انجام نداده اند این در حالی است که این درختان روز به روز بیشتر تخریب می شوند.

طبق اعلام مسئولان سازمان میراث فرهنگی استان ایلام به زودی این درختان در آثار معنوی کشور ثبت می شود اما سئوال اینجاست که مسئولان طی این مدت چرا از درختان تاریخی نگهداری نکرده اند و حال که این درختان به چنین حال  و روزی افتاده اند به فکر ثبت افتاده اند.

اثر گرد و غبار و خشکیدگی و همچنین قطع بعضی شاخ و برگ های درختان سرو ایلام باعث شده تعدادی از درختان نیز به طور طبیعی نابود شوند.

ریشه این درختان آنقدر زیاد است که در بین سنگهای رسوبی صحنه های زیبایی را به وجود آورده است ولی باز هم انسانها دست به قطع ریشه بعضی از این درختان زده اند.

به نظر می رسد تاکنون نه مردم نه مسئولان به این درختان تاریخی هیچ توجهی نکرده اند و در مراقبت این درختان کوتاهی کرده اند.

یکی از درختان سرو نیز به طور کامل سوخته و قطع شده است و دستهای انسان برای از بین بردن این درخت زیبا نیز دیده می شود.

به هر حال این درختان سرو در حالی که می توانند به یک اثر مهم تاریخی و طبیعی در آثار ملی کشور ثبت شوند اکنون به حال و روز بدی دچار شده اند.

منبع: خبرگزاری مهر

[ ۱۳٩٠/۱۱/۳ ] [ ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

 یکی از مهمترین آثار تاریخی استان ایلام آتشکده چهارطاقی شهرستان دره شهر است ولی وجود علوفه دام و ریزش دیوارها و یادگاری نوشتن روی این اثر تاریخی هویت آن را از بین برده است.

 شهرستان دره شهر از توابع استان ایلام دارای آثار تاریخی متعددی از دورانهای مختلف تاریخی به خصوص ساسانی و قرون اسلامی است و هر وجب خاک این شهرستان جای آثار تاریخی به چشم می خورد.

یکی از این آثار آتشکده چهار طاقی است که در حاشیه شهر دره شهر در روستای سرخ آباد در محلی مرسوم به "تنوره سرخ گچی" واقع شده است.

این اثر تاریخی مهم مربوط به دوران قرون اسلامی است و در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است و در نوع خود بی نظیر ساخته شده است.

روایت است که چارطاقی ها را آتشکده های دوره ساسانی می دانند و آتشکده‌ها عموما از دوره ساسانی و اسلامی به وجود آمده است.

برای اینکه بدانیم بر آتشکده چهار طاقی شهرستان دره شهر و این اثر تاریخی مهم چی می گذرد به کنار این آتشکده آمده ایم.

 در کناره چپ رودخانه سراب دره شهر بر روی تپه ماهوری تنوره سرخ ساختمان یک چهار طاقی به چشم می خورد که به چهار طاقی دره شهر معروف است.

با توجه به مصالح و سبک معماری، بنا مربوط به اوایل دوره اسلامی است و قدمت آن به بیش از 1400سال می رسد.

در قسمت جنوبی چهارطاقی بقایای پلکانی به طول 10 متر و عرض یک متر با شیب ملایم وجود دارد که احتمالا ورودی بنا بوده است.

این چهارطاقی بر پلانی مربع شکل به ابعاد5 در5 متر بنا شده است و عرض دیواره ها 80 سانتی متر و ارتفاع طاق از زمین 70 سانتی متر است.

گنبد تک جداره آن بر چهارطاق قوسی شکل و با سیستم گوشواره ساخته شده است و بر بالای گنبد دریچه ای وجود دارد که به هنگام مرمت این دریچه بسته شده است.

این اثر تاریخی که در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است و در ابعاد کوچکی نیز هست ولی حتی مسئولان یک حفاظ برای این اثر تاریخی درست نکرده اند.

 حضور تعداد زیادی دام در کنار این اثر تاریخی حکایت غریبی است که نشان می دهد این اثر تاریخی هیچ جایگاه و ارزشی نزد متولیان ندارد و البته تنها قرار گرفتن گاو در کنار این اثر تاریخی نیست و وقتی به خود اثر نزدیک تر می شویم با آثار حضور دام مواجه می شویم.

در این اثر مهم تاریخی علوفه هایی دیده می شود که نشان می دهد از این چهار طاقی به عنوان طویله و انبار علوفه نیز استفاده شده است، هر چند در زمان خود این آتشکده کاربردهای مختلفی داشته است اما این اثر با بی توجهی مسئولان، امروز کاربردهای خود را عوض کرده است و به نظر می رسد برای دامداری از نظر مسئولان مناسب تر است.

حداقل کار مسئولان این بود که با یک حفاظ ساده از ورود گاو و ریختن علوفه در این اثر تاریخی جلوگیری کرد اما وضعیت تاسف بار این اثر تاریخی فقط به این علوفه و گاو ختم نمی شود که خود صحنه ای بسیار زشت هستند و گردشگر تحمل دیدن چنین صحنه هایی را ندارد بلکه در سایه این بی توجهی ها خود بنای اثر نیز تخریب شده است.

متاسفانه دیوارهای این اثر مهم تاریخی تا حدود زیادی ریزش و تخریب شده اند که بر روی عکس کاملا واضح است و بیشتر دیوارهای اثر با یادگاری نوشتن هویت خود را از دست داده است.

شاید برای مرمت این اثر تاریخی چند میلیون تومان اعتبار بیشتر نیاز نباشد تا حداقل این اثر تاریخی به عنوان میراث یک هویت تاریخی، آن هم در کنار شهر و چند قدمی میراث فرهنگی شهرستان دره شهر به عنوان یک اثر گردشگرپذیر در کشور معرفی شود.

چرا باید این آتشکده چهار طاقی به عنوان یک اثر مهم تاریخی به چنین حال و روز بدی افتاده باشد که طبق گفته مردم شهرستان همه این مسائل از بی توجهی نشات می گیرد.

اما در داخل بنا علاوه بر علوفه جای آتش زدن دیوارها نیز دیده می شود که البته بسیاری از این صحنه ها را باید گردشگران رعایت کنند.

 

مجموع این اتفاقات یعنی وجود علوفه و گاو، تخریب، یادگاری نوشتن و آتش زدن در یک اثر تاریخی کوچک نگران کننده است.

در شهرستان دره شهر آثار تاریخی زیادی وجود دارد که در گزارش های بعدی در مورد وضعیت آنها نیز گفته می شود و نشان داده می شود که متاسفانه روزگار بدی در انتظار آنها است.

منبع: خبرگزاری مهر

[ ۱۳٩٠/۱۱/۳ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

سیاه گاو به عنوان تنها دریاچه دوقلوی کشور واقع در استان ایلام از نادرترین آثار طبیعی دنیا به شمار می رود ولی متاسفانه این دریاچه بسیار زیبا از چشم گردشگران به دلایل مختلف پنهان مانده است.

 خداوند زیبایی های زیادی در استان کوچک ایلام خلق کرده است و در این استان و هر نقطه آن آثاری طبیعی و خدادادی یافت می شود که هر ببینده ای را سر ذوق می آورد.

"سیاه گاو" یکی از دریاچه های نادر دنیا در روستایی به همین نام در شهرستان آبدانان واقع شده است و دریاچه ای زیباست که به طور کاملا اتفاقی به شکلی خاص به دو قسمت شبیه به هم که به دوقلو تعبیر می شود، تبدیل شده است.

برای رسیدن به این دریاچه باید راه زیادی را طی کرد و از طریق جاده ایلام وارد شهرستان دره شهر و بعد وارد شهرستان آبدانان شد.

بعد از رسیدن به این شهرستان از طریق جاده اصلی آبدانان به شهرستان دهلران و در بین جاده روستاهای شوشه گل به سیاه گاو  به دریاچه دوقلوی سیاه گاو می توان رسید تا این اثر طبیعی زیبا به وسعت سه هکتار را مشاهده کرد.

نام اصلی این دریاچه به دلیل سیاهی آب، سیاه آب است ولی آب این دریاچه حتی قابل شرب است البته شاید به دلیل هلالی شکل بودن (شاخ گاوی) بودن شکل دریاچه، از آن به عنوان دریاچه سیاه گاو نیز یاد کرده اند.

اطراف این دریاچه بسیار زیبا را دشتها و کوه های نسبتا مرتفع فرا گرفته است و جلوه هایی زیبا در بهار و پاییز در اطراف این دریاچه موج می زند.

گلزارهای حاشیه دریاچه و و وجود حیوانات آبی در این دریاچه بر جذابیت و زیبایی این دریاچه افزوده است.

دریاچه دوقلوی سیاه گاو شامل دو دریاچه است که بر اثر به وجود آمدن یک راه باریکه به دوقلو تبدیل شده اند و اثری دیدنی برای گردشگران به وجود آورده است.

رودخانه سیاه گاو پس از عبور از میان صخره ها و دره ها و ارتفاعات کبیرکوه واقع در شهرستان آبدانان به دو دریاچه تبدیل می شود که دریاچه نخست با اختلاف سطح اندک در بالادست دریاچه دوم قرار گرفته است.

آب این دریاچه از زیر زمین تامین می شود و طبق گفته مردم این دریاچه همیشه دارای آب است هر چند در سالهای اخیر به دلیل خشکسالی آب دریاچه کم شده است.

این قسمت اول دریاچه  به شکل بیضی است که آب زلال در دریاچه چنان به چشم می خورد که می توان عمق آب را که شبیه آکواریم است مشاهده کرد.

در این بین، فرسایش باعث شده است روز به روز مساحت دریاچه سیاه گاو کم شود و دلیل اصلی زلالی بودن آب دریاچه قرار داشتن مواد جیوه در آب است.

همانطور که در قسمت بالا هم گفته شد این دریاچه از دو قسمت تشکیل شده که به وسیله کانالی طبیعی به عرض هشت متر و عمق چهار متر و به طول 70 متر به هم متصل شده اند.

اینجا همان کانل متصل کننده دو دریاچه است که آب از این کانال به دریاچه پایین می ریزد و این کانال کاملا طبیعی شکل گرفته و انسانها در ایجاد این کانال نقش نداشته اند.

آب زلال و پاک از دریاچه اول به دریاچه دوم می ریزد تا اثری را شکل دهد که در دنیا بی نظیر است هرچند در کشور ما این پدیده هنوز ناشناخته مانده است.

کم کم به قسمت دوم دریاچه نزدکی می شویم که تصویر آن از نمایی نزدیک تر گرفته شده است تا زیبایی، زلالی و گلزارهای حاشیه دریاچه بیش از پیش خودنمایی کنند.

قسمت دوم دریاچه از قسمت اول بزرگ تر است و دسترسی گردشگران به این قسمت بیشتر است و آب که از دریاچه اول به قسمت دوم رسیده از این قسمت نیز راه خود را به کانال ادمه می دهد و به حالت رودخانه ای کوچک به روستاهای پایین دست می رود.

هر ساله تعداد زیادی از پرندگان نیز وارد این دریاچه می شوند که جلوه های زیبای این اثر نادر را بیشتر کرده است در این بین گردشگران نیز در ایام مختلف سال به خصوص فصل بهار از این دریاچه دوقلو بازدید می کنند.

این دریاچه گرچه زیبایی های خاص خود را دارد اما صحنه های تاسف باری نیز در کنار این اثر طبیعی دیده می شود و نشان دهنده بی توجهی به این اثر جذاب است.

ریختن روغن در آب، وجود آشغال در کنار دریاچه و نبود امکانات تفریحی و گردشگری مناسب از مهمترین موارد تاسف بار این دریاچه زیبا است.

در مسیر آب هر دو دریاچه، انواع زباله یافت می شود که رفع این نقص آشکار نیازمند نگاه مسئولان و فرهنگ سازی عمومی گردشگران است.

این تصویر گویای حقیقت تلخ ریختن زباله در دریاچه و کنار گلزارهاست و البته بی توجهی مسئولان تنها به ریختن زباله در این دریاچه ختم نمی شود و کمبود امکانات و نبود جاده مناسب دسترسی، دو مشکل عمده در ناشناختگی این دریاچه است.

این دریاچه حتی یک تابلو راهنما ندارد و گردشگران دیگر مناطق کشور نمی توانند در این کوه ها دنبال دریاچه بگردند تا به آن برسند.

متاسفانه آثاری مثل دریاچه دوقلوی سیاه گاو در استان ایلام کم نیستند و به دلیل بی توجهی در غربت کوه ها پنهان مانده اند و کسی نیست از این آثار زیبا در مسیر مثبت استفاده کند.

شهرستان آبدانان در دامنه جنوبی کبیرکوه قرار دارد و به خاطر آب فراوان و وجود جنگل و مراتع دارای سرزمین مستعد کشاورزی است.

این شهرستان دارای آثار تاریخی و گردشگری متنوعی است که ذوق را برای گردشگران ایجاد می کند که در گزارشهای بعدی خبرگزاری مهر آثار شهرستان مورد بازدید و معرفی قرار می گیرد.

منبع: خبرگزاری مهر

[ ۱۳٩٠/۱۱/۳ ] [ ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

ایلام - خبرگزاری مهر: قلعه تاریخی هزار درب شهرستان آبدانان از توابع استان ایلام در حال حاضر روزگار بدی را سپری می کند و وجود سرنگ و فیلتر سیگار در این قلعه نشان می دهد که این اثر تاریخی به کمپ معتادان تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، شهرستان آبدانان در جنوب استان ایلام دارای آثار تاریخی فراوانی است که هر کدام از این آثار بخشی از تاریخ کهن ایران است.

این شهرستان دارای آثار تاریخی مثل شهرهای تاریخی جولیان، گورگبران، آثار پشت قلعه و..است که هر کدام به نوبه خود دارای جذابیت و شاهکاری از زمانهای گذشته است.

قلعه هزار درب یکی از آثار تاریخی مهم این شهرستان است که در حال حاضر روزگار بدی را سپری می کند و اثری از تاریخی بودن در این قلعه پیدا نمی شود.

به همین منظور به این قلعه در پنج کیلومتری شرق شهرستان آبدانان سفر کرده ایم که ببینیم حال و روز این قلعه باستانی چطور سپری می شود.

قدمت این قلعه باتوجه به مصالح به کار رفته در آن، ازجمله سنگ و گچ مربوط به دوره ساسانی (سده سوم تا ششم)‌ است.

آثار به جا مانده در قلعه نشان دهنده وجود برجهای نگهبانی، شاه نشین، اتاقهای مسکونی و سه در، در آن بوده است. این قلعه بیشتر جنبه نظامی داشته است.

اول از همه اینکه این قلعه همانطور که اسمش پیداست خیلی بزرگ است ولی در حال حاضر فقط قسمتی از این قلعه از خاک بیرون کشیده شده است و جالب اینکه دقیقا در کنار این قلعه تاریخی یک مدرسه احداث شده و به احتمال بسیار قوی بخشی از این قلعه در زیر این مدرسه است که هنوز کشف نشده است.

این قلعه در حال حاضر بدون حفاظ به حال خود رها شده و مثل یک خرابه در شرق شهرستان آبدانان افتاده است.

با این حال در قسمتی از قلعه باز است و می توان به آن ورود پیدا کرد و آثار به جا مانده در این قلعه و متعدد بودن در و پنجره ها حاکی از دلیل نامگذاری قلعه به نام "هزار درب" است.

با توجه به مصالح به کار رفته همچون قلوه سنگهای تراشیده و گچ پخته شده که به عنوان ملات در این بنا به کار رفته و آثار به جای مانده در قلعه از جمله برجهای نگهبانی و شاه نشین و اتاق های مسکونی، به نظر می رسد که این قلعه کاربرد نظامی داشته است.

پلان اصلی این قلعه مستطیل شکل است و راهروهایی طولانی در چهار جهت قرار گرفته و به وسیله درگاه‌هایی به اتاق‌های داخل مرتبط می‌شود.

قلعه هزار درب دارای زیر‌زمین، طبقه همکف و طبقه بالاست و نور و تهویه آن از طریق دریچه‌هایی به قطر یک متر در سقف و دالان و اتاق‌ها تامین می‌شده است.

اما حکایت وضعیت کنونی قلعه هزار درب حکایتی غریب و ناشی از بی توجهی مسئولان است که نشان می دهد این اثر تاریخی هیچ ارزشی بین مردم و مسئولان ندارد.

به ته قلعه که می رسیم با صحنه های بسیار تاسف بار روبرو می شویم به طوری که فراموش می کنیم اینجا قلعه ای تاریخی است و احساس می کنیم اینجا کمپ و جایگاه معتادان است.

این قلعه تاریخی مملو از سرنگ، فیلتر سیگار و ... است و در این بین بی تدبیری و بی توجهی برای حفاظت از این قلعه بر این امر دامن می زند.

این صحنه ها فقط حاکی از تغییر کاربری یک بنای تاریخی نیست بلکه در جای خود نشانه ای از بروز بیکاری و گرایش جوانان به اعتیاد نیز هست.

در بیشتر نقاط قلعه از این صحنه وجود دارد و در کنار آن روشن کردن آتش در درون قلعه و سیاه شدن دیوارهای قلعه هویت این اثر را از بین برده است و کم کم در حال تخریب این قلعه است.

روشن کردن آتش باعث سیاه شدن بسیاری از دیوارهای قلعه هزار درب شده است و با این شرایط هیچ گردشگری رغبت نمی کند که از این قلعه بازدید کند.

در قسمتهایی از دیوارهای قلعه نیز آثار تخریب و مرمت غیراصولی دیده می شود که کامل کننده ویران شدن قلعه است.

به هر روی ایلام و شهرستان آبدانان دارای آثار تاریخی جذاب و شگفت انگیزی هستند مشروط بر اینکه مسئولان در حفاظت از این آثار تلاش کنند.

هزار درب آبدانان را با تمام زخمهایی که بر پیکره آن وارد شده است ترک می کنیم و به امید روزی می نشینیم که مشکلات جونان شهرستان حل شود و از آثار تاریخی به خوبی مراقبت شود تا شاهد چنین صحنه های ناراحت کننده ای نباشیم.

منبع: خبرگزاری مهر

[ ۱۳٩٠/۱۱/۳ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

ایلام - خبرگزاری مهر: قلعه تاریخی هزار درب شهرستان آبدانان از توابع استان ایلام در حال حاضر روزگار بدی را سپری می کند و وجود سرنگ و فیلتر سیگار در این قلعه نشان می دهد که این اثر تاریخی به کمپ معتادان تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، شهرستان آبدانان در جنوب استان ایلام دارای آثار تاریخی فراوانی است که هر کدام از این آثار بخشی از تاریخ کهن ایران است.

این شهرستان دارای آثار تاریخی مثل شهرهای تاریخی جولیان، گورگبران، آثار پشت قلعه و..است که هر کدام به نوبه خود دارای جذابیت و شاهکاری از زمانهای گذشته است.

قلعه هزار درب یکی از آثار تاریخی مهم این شهرستان است که در حال حاضر روزگار بدی را سپری می کند و اثری از تاریخی بودن در این قلعه پیدا نمی شود.

به همین منظور به این قلعه در پنج کیلومتری شرق شهرستان آبدانان سفر کرده ایم که ببینیم حال و روز این قلعه باستانی چطور سپری می شود.

قدمت این قلعه باتوجه به مصالح به کار رفته در آن، ازجمله سنگ و گچ مربوط به دوره ساسانی (سده سوم تا ششم)‌ است.

آثار به جا مانده در قلعه نشان دهنده وجود برجهای نگهبانی، شاه نشین، اتاقهای مسکونی و سه در، در آن بوده است. این قلعه بیشتر جنبه نظامی داشته است.

اول از همه اینکه این قلعه همانطور که اسمش پیداست خیلی بزرگ است ولی در حال حاضر فقط قسمتی از این قلعه از خاک بیرون کشیده شده است و جالب اینکه دقیقا در کنار این قلعه تاریخی یک مدرسه احداث شده و به احتمال بسیار قوی بخشی از این قلعه در زیر این مدرسه است که هنوز کشف نشده است.

این قلعه در حال حاضر بدون حفاظ به حال خود رها شده و مثل یک خرابه در شرق شهرستان آبدانان افتاده است.

با این حال در قسمتی از قلعه باز است و می توان به آن ورود پیدا کرد و آثار به جا مانده در این قلعه و متعدد بودن در و پنجره ها حاکی از دلیل نامگذاری قلعه به نام "هزار درب" است.

با توجه به مصالح به کار رفته همچون قلوه سنگهای تراشیده و گچ پخته شده که به عنوان ملات در این بنا به کار رفته و آثار به جای مانده در قلعه از جمله برجهای نگهبانی و شاه نشین و اتاق های مسکونی، به نظر می رسد که این قلعه کاربرد نظامی داشته است.

پلان اصلی این قلعه مستطیل شکل است و راهروهایی طولانی در چهار جهت قرار گرفته و به وسیله درگاه‌هایی به اتاق‌های داخل مرتبط می‌شود.

قلعه هزار درب دارای زیر‌زمین، طبقه همکف و طبقه بالاست و نور و تهویه آن از طریق دریچه‌هایی به قطر یک متر در سقف و دالان و اتاق‌ها تامین می‌شده است.

اما حکایت وضعیت کنونی قلعه هزار درب حکایتی غریب و ناشی از بی توجهی مسئولان است که نشان می دهد این اثر تاریخی هیچ ارزشی بین مردم و مسئولان ندارد.

به ته قلعه که می رسیم با صحنه های بسیار تاسف بار روبرو می شویم به طوری که فراموش می کنیم اینجا قلعه ای تاریخی است و احساس می کنیم اینجا کمپ و جایگاه معتادان است.

این قلعه تاریخی مملو از سرنگ، فیلتر سیگار و ... است و در این بین بی تدبیری و بی توجهی برای حفاظت از این قلعه بر این امر دامن می زند.

این صحنه ها فقط حاکی از تغییر کاربری یک بنای تاریخی نیست بلکه در جای خود نشانه ای از بروز بیکاری و گرایش جوانان به اعتیاد نیز هست.

در بیشتر نقاط قلعه از این صحنه وجود دارد و در کنار آن روشن کردن آتش در درون قلعه و سیاه شدن دیوارهای قلعه هویت این اثر را از بین برده است و کم کم در حال تخریب این قلعه است.

روشن کردن آتش باعث سیاه شدن بسیاری از دیوارهای قلعه هزار درب شده است و با این شرایط هیچ گردشگری رغبت نمی کند که از این قلعه بازدید کند.

در قسمتهایی از دیوارهای قلعه نیز آثار تخریب و مرمت غیراصولی دیده می شود که کامل کننده ویران شدن قلعه است.

به هر روی ایلام و شهرستان آبدانان دارای آثار تاریخی جذاب و شگفت انگیزی هستند مشروط بر اینکه مسئولان در حفاظت از این آثار تلاش کنند.

هزار درب آبدانان را با تمام زخمهایی که بر پیکره آن وارد شده است ترک می کنیم و به امید روزی می نشینیم که مشکلات جونان شهرستان حل شود و از آثار تاریخی به خوبی مراقبت شود تا شاهد چنین صحنه های ناراحت کننده ای نباشیم.

منبع: خبرگزاری مهر

[ ۱۳٩٠/۱۱/۳ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
مدیر حوزه هنری تبلیغات اسلامی استان گفت: نرم‌افزار صدای شاعران کرد زبان استان تولید و ساخته شد.
"محمدعلی قاسمی" در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، اظهار کرد: این نرم‌افزار نخستین محصول فرهنگی کانون شعر و ادب "هانا" وابسته به حوزه هنری استان است.
وی افزود: در این نرم‌افزار که تا پایان امسال منتشر می‌شود، متناسب با صدای شاعران و محتوای اشعار آنان قطعه‌های موسیقی نواخته شده است.
مدیر حوزه هنری تبلیغات اسلامی استان اضافه کرد: در این نرم‌افزار شعر و صدای شاعران پیشکسوت کرد زبان استان نظیر شادروان "ولی محمد امیدی"، "دکتر ایرج خالصی"، "علی‌اصغر عباسی‌آرام"، "حشمت‌الله منصوری"، "ظاهر سارایی"،"عبدالحمید یعقوبیان"،"حیدرعلی شفیعی"،"نورالدین رحیمی"، "مصطفی بیگی" گردآوری شده است.
قاسمی تصریح کرد: همچنین صدای شاعران جوان استان همچون "فرهاد شاهمرادیان"، "نورمراد رضایی"، "حسین شکربیگی"،"سمیه مهری"،"عبدالقایم محمدیان" و"علی‌محمد ارسلانی" نیز شنیده می‌شود.
وی تنوع قالب‌های شعری و وجود گویش‌های مختلف را از ویژگی‌های بارز این اثر دانست و گفت: رونمایی از این اثر در آیینی ویژه در محل حوزه هنری انجام می‌شود.
منبع: ایلام امروز
[ ۱۳٩٠/۱۱/۳ ] [ ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

فهرست:

چند ضرب المثل کردی

آینده ی زبان کردی در ایران

کردی ایلامی

 نیشتمان/ وطن   

 که له پیاوان و ئافره ته کانی کورد/ شخصیت های کورد  

 ناوه کانی کوردی هه نگاوی به ره و ره گه ز / اسم های کردی گامی به سوی اصالت

  الفبای کردی

 

چند ضرب المثل کردی

 

یکی از نمود های فرهنگ ضرب المثل است در کردستان بزرگ نیز مه سله ت هایی رواج دارد. این ضرب المثل ها را به فارسی ترجمه می کنم و معادل آنها را نیز می نویسم.

 

 ضرب المثل

 معنی

معنی واژه ها در فارسی

 

خودا کووه  ناسیگ  وه فر نیگه  بان

 

خدا  کوه  را می شناسد که روی آن برف می گذارد.

ناسیگ :‌ می شناسد

وه فر:‌ برف *

نیگه :‌ می گذارد

بان : بالا

 

 رووی   ده سی   وه  ئه نجیر  نه ره سی وه ت   که ره سه

 روباه دستش به انجیر نمی رسد می گوید نارس است.

رووی : روباه

نه ره سی: نرسید 

وه ت : گفت

که ره: کال و نارس

 کابرا  سه ر  بئاو  تاشیگ

 یارو سر بی آب می تراشد

( کار  غیرعاقلانه ای انجام می دهد.)

 کابرا: یارو

ئاو :‌ آب

تاشیگ: می  تراشد

 میه وانه ل     یی مال    ده   خون    یه ک        تیه نگن.

 مهمان های  یک  خانه به خونی هم تشنه هستند.

 میه وان :  مهمان

تیه نگ :‌ تشنه

 خالوو  که فیگه  سه ر  ئاو  خوارزا  ده خوار  ئاو  فیریگ   کیگ

 دایی در سر آب غرق می شود خواهر زاده  در پایین آب دنبالش می گردد.

 خالوو: دایی

که فیگ :‌ می افتد.

خوارزا: خواهرزاده

خوار: پایین

فیریگ کیگ: دنبالش می گردد.

  

آینده ی زبان کردی در ایران

 

ناچارم مطلب امروز را به زبان فارسی بنویسم. پیش از آن از لطف تمام دوستان تشکر می کنم.

در آغاز باید بدانیم که کردهای ایران در کجا زندگی می کنند. به طور کلی می توان گفت که در استان های کردستان و کرمانشاه و ایلام و جنوب استان آذربایجان غربی زندگی می کنند و تقریبا ۱۲ درصد جمعیت ایران را تشکیل می دهند. در این استان ها زبان رسمی و اداره ای همان فارسی است و این امر تاثیر منفی بسیاری بر زبان کردی دارد.

در تمامی مناطق کردنشین تنها دو تلویزیون و رادیو به زبان کردی برنامه پخش می کنند و تعداد بسیار اندکی روزنامه و مجله به زبان کردی چاپ می شوند و این امر باعث شده است که دوری مردم از زبان مادری به یک امر پررواج تبدیل گردد. در این میان تلاش خستگی ناپذیر صدا و سیما در رواج بخشیدن به زبان فارسی و از بین بردن زبان های دیگر بی تاثیر نبوده است.

به هر حال امروز تاثیر این دوری از زبان مادری را می توان در فارسی حرف زدن مردم کرمانشاه دید. اگر بیشتر از این به زبان کردی بی توجهی شود می توان نابودی زبان کردی حداقل در بخش هایی از ایران را شاهد بود. 

کردی ایلامی

 

کردی ایلامی که به اصطلاح کردی فیلی گفته می شود یکی از شاخه های کردی جنوبی ( باشووری ) است که در محدوده ی استان ایلام و جنوب استان کرمانشاه تکلم می شود. در زیر جدول پیوستگی کردی ایلامی با سایر گویش های کردی را می بینیم.

در جدول زیر پیوستگی زبان کردی ایلامی با زبان های باستانی بررسی می شود:

این تنها گوشه ای از پیوستگی های زبان کردی ایلامی با زبان های باستان است.

 

نیشتمان/ وطن

 

عشقت وێنه ی خوێن ها له ره گانم

 تان  و  پوو  دڵم  مه زگ  سۆخانم

هه ناسه ێ سینگ، نۆر چاوانم

ناوت هه میشه ورد زوانم

گیانم وه فدات ئێ نیشتمانم

ئارام گیانم روو‌ح و ره وانم

ویر و خێاڵ رووژ و شاوانم

ئاساره ی به ختم له ئاسمانم

تووزی له خاکت ها له گیڕفانم

رووڵه ی په روه رده ێ کورده مالانم

گیانم وه فدات ئه ێ نیشتمانم

رووڵه ی گیان وه فداێ کوردێستانم

گیانم وه فدات ئه ێ نیشتمانم

                           شێر له دۆکتۆر ئێرێج خاڵسی ـ ئیلام

                           به زمانی کوردی خواروو ( فه یلی )

 

که له پیاوان و ئافره ته کانی کورد/ شخصیت های کورد

   

در این جا به معرفی بزرگان کرد که معروفیت دارند می پردازیم.

۱- دیائه کوو: پاشایی گه وره ی کورد ی ئیران و سه ر پاشای میدیایی.

۱- دیاکو: شاه کورد ایران و سرسلسله ی حکومت ماد.

۲- زه ردووشتی په یه مبه ر: حه زره تی زه ردووشت( دروودی له سه ر بی) ته نیا   پیه مبه ری  کورد  له  کاتی که دیار نابی  له  شاری شیز یا گه نجه ک  له  دایک  بووه. زه ردووشت یا زه ر تووشتره کوری  پوورووشه سپه. په رتووکی  گه وره ی زه ردووشت  ئه ویستا  بی  که به زمانی  کونه ی  کوردی  نووسیه.  ئه م  په رتووکه  یه کیک  له  کیتابه کانی   ئه سمانیه. به داخه وه  ئیستاکه  که سی  په ره ی  ئایینی  زه ردووشتی  نه ستینی و ئه م  ئایینی  گه وره  به راو  له بین  چوون  ری  به ری.

۲- زرتشت پیامبر: حضرت زرتشت ( درود بر او باد ) تنها پیامبر کرد است  که  در زمانی  نا مشخص در شهر گنجه یا شیز به دنیا امده است. زرتشت یا زرتشتره پسر پورشسب می باشد. کتاب بزرگ  ایشان اوستا می باشد که به زبان کوردی  قدیمی نوشته شده است. این کتاب بزرگ یکی از کتاب های آسمانی است. متاسفانه  امروز دیگر کسی به دین زرتشت نمی گرود و این دین بزرگ به سوی نابودی کشیده می شود.

۳- باربود: موسیقازانی زور گه وره ی کورد له زه مان  ساسانی دا.

۳- باربد: موسیقی دان بزرگ کرد زمان ساسانی.

۴- مانی: نه قاشیکه ر   و  ره نگه  پیامبه ری  کورد.

۴- مانی : نقاش و احتمالا پیامبر کورد.

۵- په رین: ئافره تی زانای کوردی ئیرانی. کچی  گوبادشا.

۵- پرین: زن دانشمند کورد ایرانی و دختر قباد شاه ساسانی.

۶- ئازاد: یه که م  ئافره تی  کوردی  ئیرانی  که  له  سالی  ۱۱  کوچی  مانگی دا  موسولمان بی.

۶- آزاد: اولین زن کورد ایرانی که در سال ۱۱ هجری مسلمان شد.

۷- پووران خاتوون : ئافره تی زانا و ئه ستیره ناسی کۆرد له ساڵی ۱۹۲ی کۆچی مانگی دا له  دایک بووه.

۷- پوران خاتون : زن دانشمند و ستاره شناس کرد که در سال ۱۹۲ هجری قمری به دنیا آمده است.

۸- پووراندۆخت: شێڕژنێ کورد و پاشاێ ساسانی

۸- پوراندوخت: شیرزن کورد و پادشاه ساسانی

۹- بۆزۆرگمێهر: وه زیری گه وره ی کوردی ساسانی.

۹- بزرگمهر : وزیر بزرگ کرد ساسانی.

۱۰- داره مرواری : ئافره تی به ناوبانگی کورد.

۱۰- دار مروارید: زن مشهور کرد.

۱۱- سه ڵا‌حه دینێ ئه یووبی: مه زنی به ناوبانگی کورد که شاری ئورشه ڵیم بۆ مۆسۆڵمانه کان ئازاد کراوه.

۱۱- صلاح الدین ایوبی سردار مشهور کرد که توانست شهر اورشلیم را برای مسلمانان آزاد کند.

۱۲- نادێر شاێ هه وشار: پاشاێ کوردێ ئێران و سه رپاشای ئه فشار( هه وشار)

۱۲- نادر شاه افشار: پادشاه کورد ایران و سرسلسله ی افشار یا هه وشار

 

ناوه کانی کوردی هه نگاوی به ره و ره گه ز / اسم های کردی گامی به سوی اصالت

ره نگه دیته ن که له ناوه ندی ولاتمان که سی په ره ی نا وه کانی کوردی نه ستاندنه وه. بو ئیمه که توایم بو رزگاری ولاتمان خه بات که یم زور ناباش بی ناوی بو کوره کان و دویته کانمان ناوی ئه ره وی بدوزینه وه.

دوستان گرامی برای آشنایی شما با نام های اصیل کردی نام های کردی را پیشکش به حضور می کنم. امید است که ما ایرانی ها از نام های اصیل ایرانی از آن جمله نام های کردی استفاده کنیم. توضیح اینکه در بخش اول نام به خط کردی در بخش دوم به خط فارسی و در بخش سوم معنی آن در فارسی و در بخش آخر کارکرد آن برای پسر یا دختر آمده است.

ئارارات/ آرارات/ نام کوهی در کردستان ترکیه/ پسر

ئاران/ آران/ قشلاق/ پسر

ئاراس/ آراس/ رود ارس/ پسر

ئارمین/ آرمین/ نام پسر کیقباد منسوب به آرام/ پسر

ئاریان/ آریان/ آریایی/ پسر

ئارینا/ آرینا/ آریایی نژاد/ دختر

ئاساره/ آساره/ ستاره/ تنها درکردی ایلامی رواج دارد./ دختر

ئاسکول/ آسکل/ بچه آهو. در کردی ایلامی بدان آسک می گویند./ دختر

ئاسمین/ آسمین/ یاسمن/ دختر

ئاسو/ آس/ افق. در کردی ایلامی به صورت ئاسوو( آسو) کاربرد دارد./ عمومی( پسر و دختر)

ئاکام/ آکام/ انجام/ پسر

ئاکوو/ آکو/ کوه بزرگ. قله ی کوه/ پسر

ئاگرین/ آگرین/ آتشین. کنایه از آدم شجاع/ پسر

ئالان/ آلان/ منطقه ای در کردستان/ دختر

ئامیار/ آمیار/ یار و یاور. در کردی ایلامی هاویار گفته می شود./ پسر

ئاوات/ آوات/ آرزو/ عمومی

ئایرین/ آیرین/ آتشین/ دختر

ئه ر ده لان/ اردلان/ نام قدیمی کردستان/ پسر

ئه سرین/ منسوب به اشک/ دختر

ئه وین/ اوین/ عشق/ دختر

باشوان/ باشوان/ نام کوهی در بانه/ پسر

باوان/ باوان/ خانه ی پدری/ دختر

بریا/ بریا / کاشکی / پسر

بوران/ بوران / توفان / عمومی

بووژان/ بوژان / بالیدن و نمو کردن. نام روستایی در ایلام/ دختر

بیخه وش/ بیخوش / ناب و خالص . کردی باشووری/ دختر

بیری / بیری/ شیردوش / دختر

بیگه رد/ بگرد / بی عیب / عمومی

به رزان / برزان / بلندی / پسر

به رکاو/ برکاو / دامنه ی کوه / پسر

به فراو/ بفراو / آب برف ذوب شده . کنایه از زلالی و پاکی/ دختر

به فرین/ بفرین / برفی. کنایه از سفیدی و پاکی/ دختر

به ناز / بناز / نازنین / دختر

به یان / بیان / سپیده دم. بامداد / پسر

به یانه / بیانه / میوه ی به / دختر

پاکو / پاک / دسته گیاه بسته نشده / پسر

پشکو / پشک / اخگر/ پسر

پیشه وا / پیشوا / رهبر/ پسر

په پرووک / پپروک / شکوفه. تنها در کردی ایلامی رواج دارد./ دختر

په رژان/ پرژان / کار / دختر

په ره نگ / پرنگ / گوشواره / دختر

په ژاره / پژاره / نگرانی / عمومی

په ژماره / پژماره / فکر و خیال . تنها در کردی ایلامی کاربرد دارد. / عمومی

په شیو / پشیو / افسرده / عمومی

 

  

   یک شعر کردی مشهور/ شیری به ناوی کوردی

   

اگر به تاریخ بنگرید می بینید که تلخ ترین بمباران شیمیایی جهان در شهر کردنشین حلبچه رخ داد. یکی از شاعران کرد شعری در وصف این جنایت سروده است که بنده آن را با ترجمه ی فارسی خدمت شما عرضه می کنم. این شعر مشهورترین شعری است که به زبان کردی سروده شده است.
دنیا خه مه ژیان ژانه و شاره که ی به هاری سوور
هیرووشیمای کوردستانه حه له بچه ی دایکی شاره زوور
کورپه بوچکه به لانکه وا مندال به سینکی دایکه وا
بو یادی نه ورووژی ئمسال سووتانه بوین وه کوو زووخال
مه رچ بی هه مووی به رد و داری حه له بچه ی تینی رزگاری
ده کینه خه نجه ری توله ی به ر پیشته ینی کورده واری
اما ترجمه ی این شعر به فارسی با ذکر این نکته که هر چند هم ترجمه ی این شعر قوی باشد نمی تواند مانند متن کردی آن درد ملت کرد را بیان کند و سوز خود را از دست می دهد.
دنیا غم است و زیستن چون درد و شهر ( حلبچه ) بهاری سرخ ( نشانه ی بدبختی ) دارد.
هیروشیمای کردستان است حلبچه مادر منطقه ی شاره زور( شاره زور منطقه ای وسیعی در کردستان است.)
نوزاد کوچک در گهواره ی خود و کودک در آغوش مادرش به بزرگداشت نوروز امسال مانند زغال سوخته شدند.
عقد ( وعده) باشد که تمامی سنگ ها و درختان حلبچه حلبچه ای که تشنه ی آزادی است را یک خنجر کنیم و این خنجر را برای انتقام ملت کرد در پشتین ( کمربند کردی و شالی که کردها به کمر می بستند و خنجر را در ان غلاف می کردند ) همراه خود خواهیم داشت.

الفبای کردی


در خط کردی برای کم شدن فاصله ی نوشتار و گفتار تغییراتی در خط فارسی به وجود آمده است که به طور خلاصه بیان می کنم . البته برای یاد گرفتن کامل خط کردی می توانید به کتاب فرهنگ کردی هه ژار مراجعه کنید.
۱- فتحه: در خط کردی به صورت (ه) نوشته می شود مانند به همه ن به جای بهمن.
۲- ضمه: در خط کردی به صورت (و) نوشته می شود مانند کورد به جای کرد
۳-او در خط کردی به صورت (وو) نوشته می شود.
۴- تشدید : کلمات مشدد به صورت تکرار حرف نوشته می شوند مانند مه ککه به جای مکه
۵- الف در خط کردی در وسط کلمه به صورت ا نوشته می شود ودر آغاز کلمه به صورت ئ نوشته می شود مانند ئه حمه د به جای احمد و بار به جای بار
۶- در خط کردی حروفی چون ث س ص به صورت س نوشته می شوند مانند سه د به جای صد
۷- در خط کردی حروفی چون ز ذ ض ظ به صورت ز نوشته می شوند مانند زوهر به جای ظهر
۸- در خط کردی حروفی چون ت ط به صورت ت نوشته می شوند مانند ته ناب به جای طناب

سه عدی شیرازی   


یه کم بانه مه ر رووژی جیهانی سه عدیه.
سه عدی یه ک ده گه وره ترین شایرانی ئه م ولاته سه ک بو سه ر به رزی ئیران کووشاگه.
به م هو ۱ بانه مه ر ناوی ئه م کله پیاوه به خوی گرتیه تا بتوان ناوی به رزی سه عدی بو هه میشه به رز هیشت. هیوادارم رووژی بای که زانی و فه رهه نگ ئیران به به رزترین جیگای خوی بره س.
اول اردیبهشت روز جهانی سعدی است.
سعدی یکی از بزرگترین شاعران این سرزمین است که برای سربلندی ایران کوشیده است.
به این سبب اول اردیبهشت نام این بزرگ مرد را به خود گرفته است تا بتوان نام بلند سعدی را برای همیشه بلند باقی گذاشت. امیدوارم روزی بیاید که دانش و فرهنگ ایران به بالاترین جایگاه خود برسد.

به شان سینگ/ قسمت های سینه

   
پووس: پوست
ده نگ: دنده
ناو زگ: به بخش های داخلی بدن می گویند.
پف: ریه
دل: قلب
گورچگ: کلیه
گه یه: معده
جه رگ: جگر
لخه روو: روده
لخه رووی گه وره: روده بزرگ
لخه رووی بوچک: روده کوچک
مه مگ: پستان
مازگ: پشت شکم
ناو شان: میان شانه ها
نه وگ: ناف

به شان سه ر/ قسمت های سر

   
تیول : پیشانی
برم: ابرو
بژانگ: مژه
چاو: چشم
گوپ: گونه
پت: بینی
لوت: بینی
قاو: شقیقه
گووش: گوش
لچ: لب
سول: سیبیل
ریش: ریش
چناوه: چانه
زنج: چانه
مل: گردن
پووق مل: پس گردن
قورگ: حلق
ده م: دهان
دنان:دندان
دنان وه رگ: دندان نیش
کاکیله: دندان آسیاب
ئاروو: لثه
قرووژنه ک: نای
گه وگ: قبقب

به شان له ش / قسمت های بدن


که پوول - سه ر: سر
مل: گردن
ده س: دست
شان - کوول: کتف
سینگ: سینه
زگ: شکم
پیشت: پشت
تیه تگ: باسن
ران: ران
قول: پا
زرانی: زانو
پوز: ساق پا
کلگ: انگشت

رنگ های کردی


ره ش: سیاه
چه رمگ: سفید
که و: آبی
سور: قرمز
زه رد: زرد
ساوز: سبز
قاوه ی: قهوه ای
بوور: خاکستری

 

چند صفت کردی


گه وره: بزرگ
بووچک: کوچک
خاس : خوب
گه ن : بد
ره ئین: زیبا
قیز : زشت
تیه ریک: تاریک
رووشن: روشن
سه ر خوش: شاد
خه مین: غمگین
کار که ر: کوشا
ته مه ل: تنبل
چاخ: چاق
له ر: لاغر
تنک: نازک
پیه ن: پهن
دریژ: دراز
کو ل: کوتاه
پیر: پیر
جووان: جوان
تژ: تیز
کول: کند
به رز: مرتفع
قول: عمیق
فیس: تر
هشک: خشک
بان: بالا
خوار: پایین
چوول: خالی
په تی: خالی
زور: زیاد
که م: کم
پوک: خالی
پر: پر
شرین: شیرین
تیه ل: تلخ
سوول: شور
تورش: ترش
ته نیا: تنها
هووفه ل: آدم دروغگو
درووزن: دروغگو
دروو: دروغ
راس: راست
ته میس: پاک
چرکن: کثیف
دوله مه ن: پولدار
هه ژار: فقیر

اوقات کردی/کاتی کوردی

اعداد کردی /ژماران کوردی   
یه ک ۱
دوو ۲
سی ۳
چوار ۴
پینج ۵
شه ش ۶
هاوت ۷
هه یشت ۸
نوو ۹
ده ی ۱۰
یانزه ۱۱
دووانزه ۱۲
سینزه ۱۳
چوارده ۱۴
پانزه ۱۵
شانزه ۱۶
هه وده ۱۷
هه ژده ۱۸
نووزده ۱۹
بیس ۲۰
سی ۳۰
چل ۴۰
په نجا ۵۰
شه س ۶۰
هه فتا ۷۰
هیشتا ۸۰
نه وه د ۹۰
سه د ۱۰۰
دووویس ۲۰۰
سسه د ۳۰۰
چوارسه د ۴۰۰
پانسه د ۵۰۰
شه شسه د ۶۰۰
هه فسه د ۷۰۰
هه یسه د ۸۰۰
نووسه د ۹۰۰
هه زار ۱۰۰۰

  

 

روزهای کردی رووژان کوردی


شه ممه : شنبه
یه کشه ممه : یکشنبه
دوو شه ممه دوشنبه
سی شه ممه سه شنبه
چوار شه ممه چهار شنبه
په ن شه ممم پنجشنبه
هه ینی آدینه
پشوودان تعطیل

 

 

 

 

 

 

 

 

خانواده کردی /هووز کوردی


ژن(ئافره ت): زن
پیا : مرد
کور : پسر
دوه ت(کیچ) : دختر
باوک : پدر
دالک(دایک) :مادر
برا : برادر
خوه یشک : خواهر
باپیر : پدر بزرگ
داپیر(نه نگ) : مادربزرگ
مام(تاتگ) : عمو
خالوو :دایی
میمگ : خاله و عمه
زاوا : داماد
وه یو : عروس
خه سوره : مادرزن و پدر زن و پدر شوهر و مادر شوهر و برادر زن
شو : شوهر
ژن : زن و عیال
هاو زاوا : باجناق
ئامووزا : پسر عمو و دختر عمو
خالووزا : پسر دایی و دختر دایی
میمزا : پسر عمه و پسر خاله و دختر عمه و دختر خاله
ژن خالوو : زن دایی
ژن تاتگ : زن عمو
شو میمگ : شوهر خاله و شوهر عمه
دوه ته ر زا : نوه دختری
کررزا : نوه پسری
دش : خواهر شوهر

 

 

 

 

 

فصل های کردی به شان کوردی

 
کوردی سنی
بو هار : بهار
هاوین : تابستان
پایز : پاییز
زیستان :زمستان
کوردی که لهور
وه هار : بهار
پایز : تابستان
سه رده وا : پاییز
زمسان :زمستان

فارسی 

کردی ایلامی 

سورانی 

کرمانجی 

لری 

پدر 

 باوگ

 باوک

باڤ 

باوه 

مادر 

 داڵگ

 دایک

دایک 

دایا 

برادر 

 برا

 برا

برا 

برار 

خواهر 

 خوێشک

 خوشک

 خوشک

خوه 

پدربزرگ 

 باپیر

 باپیر

 باپیر

بابا 

 مادربزرگ

داپیر 

نه نک 

 داپیر

ننه  

عمو 

 تاتگ

 مام

 ئاپۆ

 ئاموو

عمه 

 میمگ

میمک 

 پوور

کچی 

 دایی

 خاڵوو

 خاڵۆ

 خاڵ

هالوو 

 خاله

 میمگ

میمک 

پوور 

 هاله

 داماد

 زاوا

 زاوا

 زاڤا

زوما 

 عروس

 وه و

وه وی 

 بووک

 بی

 

 

فارسی امروزی 

پارسی باستان 

پهلوی 

کردی ایلامی 

خشک 

هوشکه 

 هوشک

 هشک

 کوه

 کیوفه

 کوف

کو 

 باد

 واته

 واد

وا 

خورشید 

خوره

خور

 خور

برگ 

 ورکه

 ولگ

ولگ 

برف 

وفره 

 وفر

وفر 

مغز 

 مزغه

 مزغ

مزگ 

منبع:بهداشت ایلام

[ ۱۳٩٠/۱۱/۳ ] [ ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

پل گاومیشان از آثار تاریخی و ملی استان ایلام که بنایی نیمه ویرانه از گذشته بوده،میزان تخریب آن روز به روز بیشتر می شود و البته در این بین اسم ایلام از روی این اثر پاک شده است.

 در زمانهای قدیم که امکانات امروزی وجود نداشت مردم با فکر و اندیشه خود دست به شاهکارهایی می زدند که تا به امروز برای بشر راز و رمز آنها کشف نشده است.

یکی از شاهکارهای تاریخی ساخت پل بر روی رودخانه بوده است و افرادی بدون هیچ امکانات پیشرفته ای پلهایی بر روی رودخانه ساخته اند که بشر به فکر فرو می رود و با خود می گوید چطور می شود این پل بر روی این رودخانه در آن زمان ساخته شده باشد.

پل تاریخی گاومیشان در استان ایلام از جمله این پلهاست که انسان را حیرت زده می کند و از ساخت چنین پل عظیمی بر روی رودخانه سیمره به  تعجب وا می دارد.

به همین منظور به این پل تاریخی رفته ایم تا ببینیم روزگار این پل چگونه می گذرد.

پل تاریخی گاومیشان بر روی رودخانه سیمره در شهرستان دره شهر در منطقه موسوم به گاومیشان بنا شده است و در سال  1377 به شماره 2222 توسط سازمان میراث فرهنگی کشور در آثار ملی کشور به اسم استان ایلام ثبت شده است

رودخانه سیمره و چشم اندازهای زیبا در کنار پل تاریخی گاومیشان باعث شده این محل یکی از تفرجگاه های گردشگری مردم استان و دیگر استانهای کشور باشد.

بر اساس  نظریات مختلف وجه تسمیه نام این پل بر گرفته از "گومیشه" یعنی محل پرورش گاو است اما عده ای نیز نام این پل را "گاماسا" می دانند  و معتقد هستند"گاماسا" از دو کلمه"گا" یعنی گاو و "ماس" به معنی ماهی تشکیل شده است.

متاسفانه در کنار این پل تاریخی هیچ گونه امکانات گردشگری قرار نگرفته است و در بدو نزدیک شدن به پل تاریخی گاومیشان تابلو معرفی اثر خود گویای روزگار بد پل تاریخی گاومیشان است.

در این تابلو نکات قابل تامل زیادی وجود دارد اول از همه اینکه این اثر تاریخی که به اسم ایلام در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده   و در تابلو هم به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان ایلام قید شده است  اما بعد از چند وقت کلمه ایلام از روی اثر پاک شده است.

و در متن تابلو همانطور که در تصویر مشاهد می شود دقیقا جاهایی که نام ایلام نوشته همان جاها پاک شده است.

نکته دوم اینکه در تابلو نوشته شده است هر گونه دخل و تصرف و تجاوز به حریم بنای تاریخی پل گاومیشان ممنوع و پیگرد قانونی دارد حال آنکه اصلا این پل تاریخی حریم ندارد و هیچ گونه حفاظی برای جلوگیری از تخریب وجود ندارد و به راحتی می توان به وارد این پل تاریخی شد.

قرار گرفتن بر روی پل تاریخی گاومیشان نشان می دهد روزگاری آب رودخانه سیمره خیلی بالا بوده است و برای اینکه راه ارتباطی به آن طرف رودخانه ممکن شود این پل بسیار بزرگ،  فنی و پیچیده ساخته شده است.

پل تاریخی گاومیشان از پنج چشمه بزرگ به طول 175 متر و عرض گذر 8.20 سانتی متر با استفاده از قلوه سنگ و آجر و ملات و گچ نیم کوب ساخته شده است و در حال حاضر فقط یکی از این چشمه ها سالم است و ارتباط چشمه ها با مسیر حرکت آب و طغیان آن محرز است.

به اعتقاد مورخان این پل در سال 1334 هجری قمری بر اثر زلزله از بین رفته است اما در حال حاضر روز به روز با تخریب  آن به هویت این پل آسیب جدی وارد می شود.

ریختن سنگهای پل جلوه از زیبایی های پل گاومیشان را از بین برده است و یادگاری نوشتن و ریختن زباله به امری عادی در آثار تاریخی استان ایلام تبیدل شده است که در این اثر نیز وجود دارد.

متاسفانه روز به روز به تخریب این اثر بزرگ و عظیم افزوده می شود و مسئولان باید به این اثر تاریخی رسیدگی کنند و با استفاده از حریم ها و حفاظت از تخریب بیشتر اثر جلوگیری کند.

همچنین پل تاریخی گاومیشان نیاز مبرم به مرمت اصولی ندارد نه اینکه مثل قسمتهایی دیگر پل مرمتهای غیر اصولی انجام شود.

در قسمتهایی از پل تاریخی گاومشان سنگها روز به روز کمتر می شوند و قسمتهایی که سالهای گذشته مرمت شده است باز دچار تخریب شده است.

این قسمت از پایه های بزرگ پل تاریخی گاومیشان است که به مرمت اصولی نیاز دارد و اگر روند کنونی ادامه یابد سنگهای پایه پل ریزش می کنند و هویت این اثر به طور کامل از نیمه ویرانه به ویرانه تبدیل می شود.

 پایه ها و تکیه گاه های اصلی پل مدور و قطور است و مصالح آن از سنگهای مکعبی بزرگ و تراشیده در ابعاد مساوی است که به صورت  "رگ چین" به روی هم چیده شده اند و پایه اصلی پل را به وجود آورده است.

داخل پایه ها نیز از قلوه سنگ و ملاط گچ پر شده و مصالح پل سنگ و ملاط گچ و در سقف تاقها از آجر است که همگی در پیچیدگی این پل نقش دارند.

تاقهای جناغی، دالانها و راهروها همگی از آجرهایی به ابعاد 20 در 25 سانتی متر ساخته شده است و نمای این پل تاقچه های مسدود و باز و موج شکن هایی دارد که به وسیله راهروها با چند پل به هم متصل می شوند که این نیز حتی در دوران کنونی بسیار مهندسی شده به نظر می رسد.

وجود پله‌ها در میان دالان ستونی میانی، بیانگر این امر است که این پل فقط یک پل ارتباطی نبوده و با توجه به راهروها‌ی داخلی، پلکان و … کاروانسرا از آن عنوان سر پناه به هنگام عبور استفاده می‌کرده‌اند.

پل گاومیشان با 175 متر طول بر روی رودخانه سیمره واقع شده و از دوره ساسانیان تا قاجاریان مرمتهای دوره‌ ای بر روی این پل صورت گرفته است. 

شرایط و ویژگی‌های منحصر به فرد پل گاومیشان واقع در شهرستان دره‌ شهر این اثر تاریخی را واجد شرایط ثبت جهانی کرده است.

معماری و قرار گرفتن پل گاومیشان بر روی رودخانه سیمره و در مسیر یکی از راه‌های فرعی جاده ابریشم، این پل را از سایر پل‌های تاریخی در غرب کشور متمایز کرده است.



  منبع  "خبرگزاری مهر"  .

[ ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ ] [ ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

برای دریافت بر روی دانلود کلیک نمایید . . .. .

 

 

 

 

 

 

منبع: سایت سافت گذر ( اولین دانشنامه نرم افزار ایران)

[ ۱۳٩٠/۱٠/٢۱ ] [ ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

استان ایلام از دیرباز محل زندگی ملت کورد بوده و هست، هنوز مردم این استان تعصب خود را نسبت به زبان و فرهنگ خود داشته و در برابر تحاجمی که بر ضد زبان و فرهنگ کوردی وجود داشته جانانه مقاومت کرده اند، تهاجمی که از سوی اقوامی مثل لر و غیره.

اما من از طرف هم استانی های عزیزم اعلام می کنم که استان ایلام کورد بوده و هست و نمی توانند از طریق سایت فرهنگ و اصالت استانی رو عوض کرده و نسبت لر یا فارس یا چیز دیگری بدهند.

ما افتخار می کنیم که جزئی از سرزمین کوردستان از خاک پاک ایرانیم و به کورد و ایرانی بودن خود می بالیم.

هه ر بژی ایــــــــــــــران

هه ر بژی ایـــــــــــــلام

هه ر بژی گشت ولاتیل کوردواری

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱۸ ] [ ۸:۱٤ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
نمونه ای دیگر از خیانت

اگر بخواهیم دقیق و ریزیبین باشیم نمونه های زیادی از استفاده معنی دار و هدفمند از زبان(لهجه) ، موسیقی ، لباس و... لرها در  سطح استان و به مناسبت های مختلف می باشیم که قبلاً هم در موردشان بحث کردیم.

نگرانی و ناراحتی ما بیشتر از این است که در پشت این مسائل حامی به نام ارگانهای دولتی قرار دارد، اداراتی که باید فرهنگ های بومی و محلی استان را زنده و تقویت کنند نه به فکر ترویج فرهنگ استان های دیگر(لرستان) در استان ایلام باشند.

یک نمونه دیگر که قابل ذکر است مربوط به پخش سی دی موسیقی محلی ایلام و با عنوان مهران  با صدای آقای قربانی می باشد که در آن از شعر و زبان لری استفاده شده است. آیا این هم بدون برنامه ریزی و هدف خاصی می باشد؟؟؟؟ به عکس ها و شماره های روی آن توجه کنید.

 

تصاویر روی جلد این سی دی را دیدید قضاوت با شما

[ ۱۳٩٠/۱۱/٥ ] [ ۱:٠۳ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

روایت غلبه مردان ایل بر ارتشی مدرن!

ایلام - دستش را روی قنداق نقره کاری شده برنو قدیمی و نقش و نگار حک شده کشید و روی آن را لمس کرد. حالا چند سالی می شد که برنو که یادگار پدرش بود جاخوش کرده بود روی دیوار مهمانخانه و فقط گاهی برای گردگیری نوازش دستهای آدمی را حس می کرد.

روایت غلبه مردان ایل بر ارتشی مدرن!

گلنگدن را کشید و نشانه گرفت، ذهنش پرکشید به 30 سال پیش که جوانتر بود و با این یادگار خانوادگی از کبیر کوه و قلارنگ گرفته تا سیوان و دشتهای مهران را زیر پا گذاشته بود.

حالا بعد از همه آن سالها دوباره هر دو به هم رسیده بودند، قنداق نقره کاری شده با نقش قوچ و عقاب عجیب خوش دست بود.

لباسهای کردی اش را که پوشید این بار شال کمر را محکمتر بست، قطار فشنگها را حمایل سینه و شانه ها کرد و راه افتاد سمت خانه بزرگ حاج 'اسدالله عالی پور' که از بزرگان ایل خزل و نماینده استان ایلام در مجلس شورای اسلامی بود.

قرار بود امشب بزرگان ایل گرد هم بیایند و درباره موضوعی ویژه و پر اهمیت سخن بگویند، مسئله ای به نام جنگ و تجاوز یک غریبه به خاک ابا و اجدادیشان که برای سالها ریشه های این ایل بزرگ را در خود حفظ کرده بود و حالا ایل خزل درختی گشن بود در دامنه زاگرس و هم ریشه با ایل  کرد.

پاسی از شب نگذشته بزرگان ایل گرد هم آمدند، بعضیها با قطار فشنگ بسته و با برنو و ام یک و پنج تیر و سرپر، با لباسهای کردی و سربند و پاتاوه، هر کدام نمادی از مردی و مردانگی، پاسدار حرمت نام مرد ایل، چهره هایشان سرخ بود از خشمی که می توانستی شعله هایش را در چشمهایشان ببینی.

نشستشان خیلی طول نکشید، همان لحظه اول که حاج 'اسد الله عالی پور' گفته بود: 'تا حالا پیش نیامده کسی بتواند یک وجب از ملک آبا و اجدادیتان را به زور غصب کند و شماها ساکت بمانید.'

'حالا هم تکلیف روشن است، یک غریبه تا بن دندان مسلح سوار بر تانک و زره پوش پایش را از گلیمش درازتر کرده و می خواهد خاکتان را ازتان بستاند، کسی اگر هست که یکدل نیست برای بیرون راندن دشمن از این ملک، از جمع بیرون برود.'

هیچکس تکان نخورد، مردان ایل همه زل زده بودند به آتش بخاری هیزمی اجاق وسط خانه که شعله هایش شرر می افکند.

آن شب در چشمهای مردان ایلیاتی می توانستی لهیب شعله های خشم را ببینی که شعله می کشید، حاج 'محمدعلی' که بالای مجلس نشسته بود، دید خیلیها قنداقهای اسلحه را بیشتر در مشتشان فشردند و در دلش به اینکه مردی از این ایل است احساس غرور کرد.

سکوت مجلس با طنین صدای 'محمد چمن آرا' یکی دیگر از مردان ایل شکست.

'تکلیف روشن است مرد!، ما قسم خورده ایم تا زمینهایمان را پس نگیریم نه اسلحه را زمین بگذاریم و نه پاتاوه از پا درآوریم. این قطار و فشنگ و برنو هم نباشد با قمه و خنجر و چنگ و دندان برونشان می رانیم.'

با اینکه همه می دانستند جنگ با ارتش بعثیها که تانکهایشان از میمک و دشتهای صالح آباد و مهران گذشته بود و داشت به سمت ایلام می آمد امکانات و سپاهی مدرن می خواهد اما کسی از کمبود امکانات و سلاح حرف نزد.

مردهای ایل اگر چه تنها تعداد کمی اسلحه قدیمی و فشنگ محدودی داشتند اما در رگ و جانشان خون اصیل و به جوش آمده ایلیاتی می دوید و غیرت عشایریشان تنها چیزی بود که ماشین جنگی مدرن و مجهز عراق و کارشناسان مزدور وابسته به قدرتهای استکباری در معادله های جنگی خود آنرا ندیده بودند.

بامداد بود که مردها یاعلی گفتند و برخاستند. شانه های همدیگر را بوسیدند و نمایندشان را راهی کردند در قرارگاه با سران سپاه و ارتش سخن بگویند و همه شان مردانی یکدل شوند از ایل بزرگی به نام ایران که نمی توانست خاک و ناموسش را زیر چکمه های اهریمن ببیند.

اینها روایتی از زبان حاضران در آن نشست است، که هنوز هم پس از 30 سال حس و حال آنروزها را خوب به یاد دارند.

نشست بزرگان ایل خزل در نخستین روزهای جنگ تحمیلی و پس از اشغال منطقه میمک بوسیله نیروهای بعثی، برگزار شد و آنها با هم پیمان بستند تا در پاسخ به فرمان معمار کبیر انقلاب برای حضور نیروهای مردمی در جبهه و دفاع از میهن اسلامی، ارتفاعات میمک را از چنگال متجاوز باز پس بگیرند.

ارتفاع لوبیایی شکل «میمک» در غرب استان ایلام واقع شده است و به علت نزدیکی اش با مرز ایران و عراق، یکی از نقاط راهبردی و با اهمیت نظامی به شمار می رود.

این ارتفاعات از دید و تیررس خوبی برخوردار است و تسلط قابل توجهی بر بخش وسیعی از خاک عراق و مناطق مرزی دارد.

منطقه میمک، از مناطق گرمسیری استان ایلام است و چندان درختی در آنجا نمی روید، پوشش گیاهی آن را علف ، بوته های گون، درختچه هایی با نام محلی «خلف»، وایم، خوشک و شور تشکیل می دهند و از دیرباز یکی از مکان های مهم برای قشلاق دامداران به ویژه ایل خزل از بزرگترین ایلهای عشایری استان ایلام محسوب می شود.

اوایل شهریورماه 1359 تجمع انبوه نظامیان عراق، نوع آرایش و صف آرایی آنان در مقابل بخش شمالی و میانی استان ایلام، حکایت از هجوم گسترده به این استان داشت.

دوازده روز قبل از آغاز رسمی جنگ تحمیلی، در تاریخ 19 شهریور1359 نیروهای بعثی عراق وارد استان ایلام شدند و به منطقه میمک حمله کردند.

هنگامی که ارتش عراق با نیرویی به استعداد یک تیپ پیاده، به منطقه میمک حمله کرد، نیروهای مدافع ایران را در آن ارتفاعات فقط یک گروهان مکانیزه و یک گروهان تانک تشکیل می داد که به صورت دسته و گروه، برای تقویت پاسگاه مرزی به کار گرفته شده بودند به عبارت دیگر استعداد رزمی نیروهای خودی کمتر از یک گروهان رزمی بود به همین سبب، عراقی ها موفق شدند ارتفاعات میمک را اشغال کنند و معابر وصولی به آن را که از شمال به جنوب، شامل تنگه بیجار، بینا و معبر اصلی صالح آباد سرنی بود، سد کنند.

'محمد چمن آرا' که آن روزها سرپرستی نیروهای مردمی ایل خزل را برعهده داشت در خصوص روند شکل گیری نیروهای مردمی می گوید: بر اساس نظر مسوولان چون جنگ تازه آغاز شده بود و از سوی دیگر نیروهای نظامی بدرستی سازمان یافته نبودند، حضور نیروهای مردمی مانند بسیج و عشایر لازم و ضروری بود.

او ادامه می دهد: نیروهای عشایر با این مناطق آشنا بودند و آنجا را مثل کف دست می شناختند، هم به رزمندگان خودی کمک می کردند و هم اینکه ارتش بعث عراق را سردرگم کرده بودند و کمتر کسی باور می کرد این نیروهای مردمی بدون تجربه جنگ این چنینی و با امکانات اندکشان تا این حد بتواند نقشی موثر ایفا کنند و نخستین پیروزی رزمندگان ایران در جنگ با فتح میمک اتفاق بیافتد.

وی ادامه داد: به همین منظور در شامگاه 19 دیماه 1359، نیروهای مردمی ایل خزل به همراه تعدادی از نیروهای نظامی با استفاده از ابتدائی ترین تجهیزات نظامی و با استفاده از نیروی ایمان، در مقابل آن همه تجهیزات نظامی غرب و شرق که در اختیار ارتش عراق بود ایستادند و به لطف پروردگار توانستیم میمک را از دست دشمن متجاوز آزاد کنیم.

بر اساس اسناد دوران دفاع مقدس عملیات 'ذوالفقار'، اولین عملیاتی بود که در آن نیروهای ایرانی به کمک عشایر غیور منطقه، توانستند ارتفاعات بسیار مهم و راهبردی میمک را از دست قوای بعثی آزاد کنند.

در این عملیات ' هوانیروز' نقش بسیار بارز و تعیین کننده ای داشت و با شهادت شهید 'احمد کشوری' یکی از بزرگترین رزم آوران خود را از دست داد.

در این عملیات که نیروهای عشایر منطقه و ایلات و طوایف استان، از نظر تعداد نیرو که به عنوان خط شکن در این نبرد، نقش تعیین کننده ای داشتند، به استناد کتابهای منتشر شده اعم از کتاب ' فتح میمک ' نوشته 'سعید بساطی' و کتاب ' ضربت ذوالفقار ' از مجموعه خاطرات فرماندهان ارتش در دوران دفاع مقدس، به طور مبسوط به نقش و جایگاه نیروهای عشایر و نوع عملیات ونحوه درگیری آنان با ارتش عراق اشاره شده است.

چمن آرا که حالا سالهاست برای بازدیدکنندگان کاروانهای راهیان نور از منطقه میمک خاطره آن روزها را تعریف می کند می گوید : پس از فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر حضور مردم در مناطق جنگی، و تسکیل ستادی برای ساماندهی نیروهای مردمی بسیاری از بزرگان طوایف و ایلهای استان ایلام و شخصیتهایی مردمی از جمله مرحوم آیت الله حیدری ایلامی خود با بدست گرفتن سلاح نظامی و بسیج مردان عشایر طوایف و ایلات مختلف استان، هر یک بخش هایی از این وظیفه ی بزرگ را بر عهده گرفتند و در مناطقی که زمین های آن متعلق به ایل و طایفه ی خود بود، به مقابله با قوای بعثی پرداختند.

به گفته او در همین راستا ایل خزل، در منطقه میمک، مستقر شد و هر یک از دیگر ایلات ایلام از جمله ارکوازی در تنگ بینا و ملکشاهی و شوهان در مناطق «ترشابه»، «چنگوله» و «گرشیر» مستقر شدند.

چمن آرا می گوید: 4 گردان از سپاه و 4 گردان از ارتش در نخستین ساعات بامداد روز 19 دیماه با اعلام کلمه‌ی رمز یا الله از سرنی به منظور آزادسازی ارتفاعات میمک وارد عمل شدند و پس از چند روز نبرد توانستند قله‌های اصلی آن را آزاد سازند.

او می افزاید: بدین ترتیب آزادی ارتفاعات محکم کله‌قندی و قله های 620 و 625 و 540 میمک تثبیت شد، در این عملیات همچنین 200 کیلومتر مربع از سرزمین‌های اشغالی آزاد شد و بیش از دو هزار نفر از نیروهای ارتش بعث صدام کشته و مجروح شدند.

این حماسه که در تاریخ دوران دفاع مقدس ایران اسلامی برگی زرین از جوشش غیرت خون ایلیاتی و حدیث دلدادگی مردان پاک باز و بی ادعای عشایر به خاک و میهنشان است سبب شده هر ساله در هفته دفاع مقدس و علاوه بر آن در سالروز فتح میمک برنامه های ویژه ای از سوی بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس و ایل بزرگ خزل برای گرامیداشت فتح میمک اجرا شود و داستان آن روزها از زبان رزمندگان این ایل روایت شود.

با وجود اینکه این روزها دارد 30 سال از آن شب فراموش نشدنی و آن عهد ایلیاتی مردان خزل برای دفاع از خاک میهنشان می گذرد، هنوز هم بازگویی این روایت از زبان هر ایلامی که برای کودکانش از علت نامگذاری میدان 'فاتحان میمک' در شهر می گوید، بغضی سنگین گلویش را می فشارد و رو به سوی میمک، یاد می کند از بزرگمردان ایلی بزرگ.

آنانی که رفتند و آنانی که اکنون با موی سپید راوی رفتن مردان ایلشان هستند و در مناسبتهای مختلف با سر زدن به خانواده شهدای این حماسه از جمله شهیدان 'بشیری'، 'مامی زاده'، 'کمرزاده'، 'عزیزی'، 'حاجیان'، 'جعفری' و... به آنها ادای دین می کنند.

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) / کد خبر 30574039
[ ۱۳٩٠/٩/٢٦ ] [ ٩:٥٦ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز                                                                                                      فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٤ ] [ ٦:٢٧ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

شعر(ترانه)ی کُردی

کُردی جنوبی - لهجه ی ناصرعالی

نوشته شده با هر دو نویسه(رسم الخط)کُردی 

--------------------------------------------

Reńî dill-firêv

زیبای دلفریب

 

Négirê qirar, kûrpé dillekem

 

نێگرێ قرار کوورپێ دڵه که م

 

pellm i tö girê teńya gullekem

 

په ڵمه توێ گرێ ته ڼیا گوڵه که م

 

Çî gull i nergis xweşbû gullêkîn

 

چی گوڵه نه رگس خوه ش بوو گوڵێ کین

 

séwzi çéw-şîrîn, yar demkullêkîn

 

سێوزه چێوشیرین، یار ده م کوڵێ کین

 

Dillxwazim yi sa, bûwîn vi yarim

 

دڵخوازم یه سا، بوو وین ڤه یارم

 

teńya gullekem, teńya ğemxarim

 

ته ڼیا گوڵه که م، ته ڼیا  غه مخارم

 

Pirîşonitim é yar i çew-mes

 

پریشۆنتم ئێ یاره چێو مه س

 

reńî dill-firêv çî gull i kellmes

 

ره ڼی دڵفرێڤ چی گوڵه که ڵمه س

 

Ver millk i xwemo bêya biçêmin

 

ڤه ر مڵکه خوه مۆ بێا بچێمن

 

raz i dillimo verê beşêmin .

 

رازه دڵمۆ ڤه ری  به شێمن .

 

 --------------------------------------------------------------------------------

ترجمه به فارسی:

البته این ترجمه بصورت لفظ به لفظ صورت گرفته است- آن هم تنها جهت تطبیق دادن واژه ها و بدیهی ست که هرگز بار عاطفی و معنایی لازم را مانند اصل شعر(ترانه) را ندارد.

 

کودک دلم آرام نمی گیرد

بهانه ی تو را می گیرد ای یگانه گُل من!

 

تو گُلی خوشبویی، بسان گُل نرگس

سبزه ی زیبا چشم، دلبر دهن شکرین

 

آرزویم این ست که تو یار و دلدارم شوی

ای تنها گُل من و یگانه غمخوارم

 

ای دلبر دیده مست! من پریشان توام

تو که زیبا و دلفریبی بسان گُل حسرت

 

بیا تا برویم(کوچ کنیم) به سرزمین خودمان

راز دل خویشتن را با زادگاهمان در میان بگذاریم.

 

 

شعر(ترانه): کاوا  24-11-1379

منبع:


بلوت زار آبدانان(بلوط زار)
[ ۱۳٩٠/٩/۱۳ ] [ ٥:٥٠ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

 

تحلیل برخی از باورهای کُردی

بررسی باورها، آغازگاه پیدایی فرهنگ است . با تحول باورها به عنوان بنیادی ترین جهان بینی انسان ، فرهنگ سویه های گوناگونی به خود می گیرد . شناخت فرهنگ هر ملتی بی شناخت تحولاتی که در باورهای آن قوم بوجود آمده امکان پذیر نیست . بنا براین شناخت تحولات و تطوراتی که در باورها، خرافات و موهومات یک قوم تاکنون در رخساره های گوناگون نمود پیدا کرده ، ما را در شناخت بسیاری از تحولات اجتماعی ، اعتقادی ، سیاسی و فکری ایران زمین یاری خواهد نمود . عقاید و باور داشتهای هر قومی با توجه به شیوه ی زندگی در عمق فکر و ذهن آن قوم ریشه دارد و هنگامی با دید باز و تفکری ژرف به مفهوم این اعتقادات توجه داشته باشیم، در خواهیم یافت که در هر کدام از آن باورهای ویژه ، دستوری، بهداشتی ، اخلاقی و انسانی بسیار مفید نهفته است که رعایت کردن آنها نه تنها مفید و لازمه ی زندگی می باشد.

بلکه در نهایت در راستای رهنمود دادن به مردمی خواهد بود که به این باورها معتقدند حتی در افراطی ترین این دستورات راز و رمزی پنهان است که به علت فراموشی فلسفه ی وجودی آن آداب، معمولا آنها را خرافات می نامند . آنچه در اجتماعات کنونی به عنوان خرافات و موهومات به چشم می خورد جلوه هایی از اندیشه ها و گروش های نیاکان ارجمند ماست که ریشه یابی و تحلیل این باورها که در زمانهای دراز، دگرگونی ها به خود گرفته ، در اثر پیشرفت روز افزون بشر به دست فراموشی سپرده شده است . خیلی از این باورها نشان دهنده ی عدم شناخت بشر اولیه از محیط و طبیعت اطرافش بوده است که امروزه به سبب بالا رفتن علم و آگاهی اش به صورت پندار و خرافه در آمده، ولی به عنوان گنجینه های مسیر تکاملی و پیشرفت اندیشه ی بشری، بایستی به ثبت رسانده شود .

پاره ای از این باورها مثل دخیل بستن و درمان خواهی از درختان دارای ریشه ای مردم شناسی هستند . سوگند به «خورشید نازنده » که در زبان کُردی « وه خوه ره نازار » بیان می شود اشاره به آیین مهرپرستی است . در این جستار به ریشه یابی و تحلیل چند باور کردی می پردازیم .


1-درخت
آب و درخت از دیر باز در ایران مقدس و دارای ارج بوده است . در نقش های مختلف تاریخی ایران نقش درخت زندگی یکی از مظاهر مذهبی بود که از دوران های پیش از تاریخ تا پس از دوران ساسانیان همواره زینت گر اشیای نقش دار بوده است .
گیاه و سبزه و درخت از دیرباز در میان کُردان، حالتی تقدس آمیز داشته است . وجود نظر گاهها و درختان نظر کرده در روستاها و مناطق عشایری غرب کشور نشان دهنده ی اعتقاداتی است که از صمیم قلب برخاسته و به آن پایبند می باشند . چنانکه آرزو و مراد خود را با درختی که آن را
« نظر کرده » می خوانند در میان می گذارند و سپس پارچه ی سبزی را بر شاخه ی آن بسته و در انتظار بر آورده شدن حاجت خود می نشینند . البته در بیشتر تمدنها در باره ی درخت اعتقاداتی مذهبی رواج دارد و مردم عبادتشان می کنند . به اعتقاد یونانیان دریادها(daryade) یعنی رب النوعی nimpne که در جنگل ها می زید و موکل درختان و نگهبان بیشه زاران است ) در درخت سکنی دارد و « مقدر چنین بوده که اقامت گاه ثابت این الهه گاه ظریف > زیر پوست درختان جنگلی باشد » در قرون وسطی باور داشتند که درخت منزل پریان است و از این رو در نزدیکی هر روستا « درخت پراین » یافت می شود که آن را با تاج گل می آراستند و دختران جوانسال روستا دورش به رقص و پایکوبی می پرداختند . « تایو» (taive )*درختی است که در نزد عشایر غرب کشور بویژه کلهر مقدس است و اعتقاد دارند که عصای دست چوپان اگر از جنس این درخت باشد مبارک است و باعث خیر و برکت می شود از چوب این درخت به اشکال کوچک و نقش و نگاری بر آن درست می کنند و به گردن احشام می اندازند .

2-مهره

استفاده از مهره ی آبی در بین عشایر و روستائیان غرب کشور برای دفع چشم زخم رایج است آنها حتی به لباس بچه ها و پیشانی گاو و گوسفند و بز می آویزند . در کتاب « رمزهای زنده جان » یاقوت کبود نماد پهناوری آسمان نیلگون است . در یونان باستان یاقوت کبود شفای درد چشم است و در مشرق زمین قدر و قیمت یافته زیرا می پندارند که طلسمی است ضد « چشم زخم » یاقوت کبود گوهر زُحل است و بدین جهت از اثرات سوء آن سیاره که عبارت اند از : باد مفاصل ( رماتیسم ) و عرق النساء و صرع و غیره جلوگیری می کند .
تابش و درخش نیلگون این گوهر صلح و آرامش می آورد و خشم و کینه را فرو می نشاند . در قرون وسطی یاقوت کبود نگین انگشتری اسقفان بود که آن را در دست راست خود می کردند . یاقوت کبود که گوهر عدل الهی است نماد وفاداری و مناسبات و صلح خواهی است .
داشتن مهره ی خاص از زمانهای بسیار قدیم در ایران باستان معمول بوده و فردوسی در شاهنامه اشاراتی در این باره دارد . از جمله در داستان
« کشته شدن سهراب به دست رستم » چنین می گوید :
« کنون بند بگشای از جوشنم
برهنه ببین این تن روشنم
چو برخاست آواز کوس از درم
بیامد پر از خون دو مادرم
همی جانش از رفتن من بخست
یکی مهره بر بازوی من ببست
مرا گفت کاین از پدر یادگار
بدار و ببین تا کی آید بکار »
شاهنامه 2/504
فردوسی در جای دیگر « در باز آمدن بیژن با گستهم » چنینی می گوید :
بفرمود پس شاه آزرم جوی
که آرند گستهم را نزد اوی
دریغ آمد او را سپهبد به مرگ
که سندان کین بود سرش زیر ترگ
ز همشنگ و طهمورث و جم شید
یکی مهره بد خستگان را امید
رسیده به میراث نزدیک شاه
به بازوش بودی همه سال و ماه
ابر بازوی گستهم بر ببست
بمالید بر خسگی هاش دست
شاهنامه 5/1270


مهره ی گهواره :
در قدیم مهره ی کبود یا نظر قربانی را برای دفع چشم زخمک بر بالای گهواره آویخته اند چنانکه صائب تبریزی در بیتی می گوید :
نونیاز عشق چون فرهاد و مجنون نیستم
بود از سنگ ملامت مهره ی گهواره ام
مهره ی گیس بند :
مهره ای باشد که به گیسوی اطفال بندند برای محافظت از چشم بد :
به دکان او مهره ی گیس بند
فرو ریخته بهر دفع گزند
میرزا طاهر وحید به نقل از لغت نامه ی دهخدا

3-دایره کشیدن
در بسیاری از مناطق کُرد نشین این حوالی ( کرمانشاه ، ایلام ) اطراف بستر زائو را خطی دایره ای می کشند این
خط حضرت داوود است . به خاطر آنکه زائو از شر بلایا و نظر بد به دور باشد و هنوز به زبان آوردن «کرٌ داوت »** در زبان عموم کُردی کرمانشاهی(کُردی جنوبی) رایج است .
جمله « کرداوت وه ده ورد بوود » یعنی خط حضرت داوود به دورت باشد . هنگامی که کسی قصد سفر داشته باشد یا هنگامی که کسی در مورد بیماری لاعلاجی سخن می گوید ، این جمله را تکرار می کنند و اعتقاد دارند که با تکرار این جمله خود و مخاطب سخنش را از آن بیماری محفوظ خواهند بود . اسطوره شناس معروف
«میرچا الیاده » می گوید : « دایره ساختن و دایره زدن ایمنی بخش است و مانع از هجوم ارواح خبیثه می شود » .
نمونه هایی از فضای قدسی دایره را می توانیم در هنگام برداشت محصول در بین کشاورزان غرب کشور مشاهده کنیم ، آنها وقتی گندم و جو کوبیده شده را بوسیله ی باد پاک می کنند ، محصول پاک شده را به صورت فله ای به حالت دایره در می آورند که در اصطلاح محلی به آن « ماسیه »*** می گویند . سپس دور ماسیه را خط می کشند و قبل از اینکه محصول پاک شده را در گونی بریزند ، نوعی نان به نام « گرده» از شیر ، آرد و زرد چوبه تهیه می کنند و با اطرافیان می خورند . و بر این باورند که با این کار برکت محصول افزایش می یابد.

 
1- دایره و رقص مدور (çûpî)
چوپی نوعی رقص کُردی است که به صورت گروهی و دایره وار همرا با ساز و دهل برگزار می شود . رهبری رقص را
« سرچوپی کش » دارد که در یک دست دستمال و در دست دیگرش به دست دیگر رقصندگان وصل است و با حالتی دَوَران می چرخند . « ماری شیمیل» در کتاب « شکوه شمس » در مورد مولانا شاعر بزرگ صوفی و پیشوای درویشان چرخ زن چنین می گوید :
با نه پدر در هر فلک یک چند دوران کرده ام
با اختران در برج ها من سالها گردیده ام
رقص دورانی یا چرخشی این مسلمانان دیندار از رمز گرایی کیهان سود برده و تقلیدی است از گردش دوازده سیاره پیرامون خورشید ، آنان بر محور خویش می چرخند به صور فلکی یا صور کواکب . و در عین حال همه ی گروه دور درویشی که در مرکز می رقصند و نمودگار خورشید است ، می چرخند .


 
2- دایره و اشیاء زینتی
اشیاء زینتی دایره مانند از قبیل : دستاورنجن ، کمربند ، حلقه ، توق و گردنبند در تمام تمدنها علاوه بر آنکه باعث زیب و زینت آدمی از دوران ماقبل تاریخ بوده اند ، به عوان طلسمی که خواص جادویی داشته مورد استفاده واقع شده اند . حتی در هنگام مرگ با همین اشیاء مردگان را دفن کرده اند .

3– دایره و معماری :
کنگره های برج و بارو و ارگ حصار و خندق که به صورت دایره وار می باشند ، با برگزاری آیینهایی هزیمت دیوان و اهریمنان و دفع بیماری های واگیر ساخته شده اند . هر چند کنش اساسی آنها حفاظت است زیرا ذهنیت جادویی مردم تمدنهای پیشین دایره را عامل حفاظت و نگهداری دانسته اند . به همین خاطر بسیاری از شهرها بر طبق الگویی دایره ای بنیان شده اند مثلا شهر
رُم که دو قطر آن را به چهار بخش تقسیم می کنند و به چهار دروازه منتهی می شود و طرح شهر بغداد نیز که در سال 145 هجری ساخته شده ، مدور است . برای آنکه نماد جهان باشد .
استاد دکتر شفیعی کدکنی در کتاب گزیده ی غزلیات شمس در باره ی بغداد از نظر مولانا چنین می گوید : بغداد از نظر مولانا رمز مرکزیت و شهر بزرگ ( ام البلاد ) جامعه ی اسلامی است و مولانا هر جا بخواهد از شهری که دارای دیدنی ها و خوشی های بسیار است سخن بگوید بغداد را مثل می زند .

4-تقدس آب چشمه :
در ایران بخصوص در مناطق کُرد نشین چشمه ها مقدس هستند و گاه برخی از چشمه ها از احترام ویژه ای برخورداند . قصه های عامیانه ی بسیاری در باره ی چشمه سارها و پریان نیکوکار این چشمه ها هنوز بر سر زبان هاست که نشانی کهن از ایزد بانوی ایران زمین
« آناهیتا » دارند.از این رو اگر امروزه شمار زیادی از بناها و پله در ایران که بسیاری از آنها بازمانده های بناهای کهن هستند و به نامهای قلعه ی دختر ، برج دختر و پل دختر می باشند . اثر از نام این ایزدبانوی آبها و چشمه سارها دارد و باید آن را نشانه ی جایگاه والای این ایزد بانوی اساطیری در باورهای مردم این مرز و بوم دانست حتی دایره نفوذ این ایزد بانو را در ادبیات بویژه در شعر فارسی می توانیم ببینیم . در شعر فارسی بارها از ناهید( زهره) به عنوان نمادی برای موسیقی نام برده می شود . به عنوان نمونه حافظ چنین می گوید :
زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد
آداب کهن طلب باران که در بعضی از روستا ها بر جای است و سفره ی دختر شاه پریان که هنوز مرسوم است نشانه ای از فدیه ای است که به آناهیتا اهدا می شده است .

 


 سوگند به خورشید نازنده ( وه ئی خوه ر نازاره )

یکی از سوگند های رایج در میان مردم این ناحیه برای اثبات صداقت و راستی در گفتار خود به خورشید نازنده است . ( وه ئی خوه ر نازاره قه سه م )**** که رگه هایی ازآیین « مهری »را در این سوگند می توانیم ببینیم .« مهر» به عنوان فرشته و ایزد راستی و پیروزی از زمانهای بسیار کهن مورد ستایش و احترام اقوام آریایی بوده است ، در اسناد مکتوب ایران باستان ، اشارات متعددی مبنی بر نیایش مهر وجود دارد .


شاهان هخامنشی از جمله : اردشیر دوم و اردشیر سوم در کتیبه ی خود « مهر» را ستوده اند و در اوستا نیز در قسمتی از « یشتها » ( مهریشت ) به نام اوست . در دوره ی ساسانیان نیز این ایزد که ناظر بر « عهد و پیمان» است و « نظم و راستی » را می پاید، اهمیت ویژه و جایگاه خاصی در اعتقادات و باورهای ایرانیان داشته است بطوریکه در نقش برجسته ای در تاقبستان که مراسم تاجگذاری اردشید دوم ( 383-379م) از دست اهورا را نشان می دهد ، مهر را می بینیم که ناظر بر این صحنه است . در این نقش ، مهر در حالیکه تاجی از اشعه ی خورشید بر سر و شاخهای « برسم » در دست دارد ، دیده می شود . در زبان فارسی امروزی از واژه ی مهر مفاهیم و معانی مختلفی از جمله : خورشید ، عهد و پیمان و نیز دلبستگی و محبت استفاد می شود .


نام هفتمین ماه شمسی هم مهر است و از آنجا که در ایران باستان هر یک از روزهای ماه به نام ایزدی خوانده می شود ، شانزدهمین روز هر ماه به نام ایزد « مهر » بود و از این رو روز مهر از ماه مهر ، «مهرگان » خوانده می شد ، جشن مهرگان برپا می کردند . ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه در این خصوص چنین می گوید : « گویند مهر که اسم خورشید است ، در چنین روزی ظاهر شد و به همین مناسبت این روز را بدو منسوب کرده اند . پادشاهان در این جشن تاجی که به شکل خورشید و در آن دایره چرخ مانند نسب بود به سر می گذاشتند » .

-------------------------------------------------------

توضیحاتمدیر وبلاگ:

*در منطقه ی ما و در گویش ما این درخت را تاوی(ته وی) Tawî(Tewî) – می گویند و این باور، در اینجا و بین مردمان مخصوصا عشایر، نیز به همین صورت است که در متن آمده است.

**این باور "کڕه ده وت" در منطقه ی ما دقیقا به همان گونه می باشد.

***محصول پاک شده در گویش ما "مه ویه Mewyi" گفته می شود.

**** سوگند به خورشید و آفتاب تابان در بین ما نیز مانند دیگر مردم کُرد، از همین موضوع نشات می گیرد. 

 

 

پی نوشت :


-1
باقری ، دکتر مهری ، دین های ایرانی پیش از اسلام ، دانشگاه تبریز ، 1376
-2
بیرونی ، ابوریحان، آثار الباقیه ....، ترجمه ِ دکتر اکبر داناسرشت ، تهران ، 1363
-3
پرنیان ، موسی، فرهنگ عامه ی کرد کرمانشاه ، چشمه ی هنر ودانش کرمانشاه ، 1379
-4
پیربایار، ژان، رمز پردازی در آتش ، ترجمه جلال ستاری ، نشر مرکز ، تهران ، 1376
-5
دوبوکور ، مونیک، رمزهای زنده ی جان ، ترجمه ِ جلال ستاری ، نشر مرکز تهران ، 1373
-6
دهخدا، عل اکبر ، لغت نامه 
-7
شفیعی کدکنی ، دکتر محمد رضا ، گزیده ی غلیات شمس ، شرکت کتابهای جیبی ، تهران ، 1376
-8
شمس ، صادق ، نگاهی به فرهنگ مردم کرمانشاه ، فکر نو ، تهران ، 1377
-9
گویری ، سوزان ، آناهیتا در اسطوره های ایرانی ، جمال الحق ، تهران ، 1372
-10
ماری شیمیل ، ان، شکوه شمس ، ترجمه ی حسن لاهوتی ، شرکت انتشارات علمی فرهنگی ، تهران ،

[ ۱۳٩٠/٩/۱۳ ] [ ٥:٤٢ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

هوره :
هوره ساده ترین، ابتدایی ترین و اصیل ترین گونه موسیقی است که اکنون به تکثر و هزارگونه گی زبانی و کیفی در آمده است.
ما ایرانیان بخصوص مردمان کردزبان غرب کشور این گونه ابتدایی  و اصیل آواز را هوره می نامیم، کلمه هوره و نامگذاری آن قدمتی حدوداً 7000 ساله دارد و به دوران پیامبری حضرت زردتشت می رسد در ”گات های یسنا“ که بخش مهمی از اوستا کتاب مقدس زرتشتیان می باشد بصورت منظوم نگاشته شده و لذا در آن زمان، مردم برای خواندن آن و نیایش اهورا مزدا آوازی را سر داده که آنرا هوره نامیده اند، هوره ندای حق طلبی بوده و کرداری نیک، پنداری نیک و گفتاری نیک را آواز کرده است.


مقام های هوره:
بان بنه ای، بنیری چر، دودنگی، باریه، غریبی، ساروخانی، گل و دره،پاوه موری، قطار، هجرانی، مجنونی، سحری و هی لاوه.
هوره آواز ممتدی است که خواننده، شعرها و ابیات بیشماری را در ذهن داشته و آنها را هنگام آواز به صورت پی در پی استفاده می کند، گاه شعرها سروده خود خواننده است و گاه شعرهای مورد استفاده را از دیگر شاعران به عاریت می گیرد، هوره در گذشته های دور، مضمونی مذهبی داشته و بیشتر به آواز کردن آیات کتب آسمانی یا آموزه های منظوم مذهبی پرداخته است اما امروزه مضمونی عاشقانه دارد.
هوره مختص به یک دوره تاریخی و یا یک جغرافیا و فرهنگ خاص نیست، هوره یا همان آواز اصیل ابتدایی، مادر همه آوازه، تصنیف ها و ترانه های مردمان جهان است، مادر آوازها و ترانه های تمام ملل دنیا صرف نظر از نژاد و فرهنگ و زبان و معیشت و آیین و جغرافیا و تاریخ آنها.
همانگونه که برکه، دری، رودخانه، سیل، اقیانوس، باران، ابر ومه همه و همه از آب اند و آب مادر و اساس همه این دگرگونی هاست، هوره نیز مادر همه تکثر ه، تنوع و هزار چهرگی آوازها و ترانه های شاد و ناشاد مردم جهان است.
برای درک درست این موضع باید به گذشته بر گردیم به آن زمانی که سازها و آلات موسیقی وجود نداشته اند، آیا در آن زمان موسیقی چیزی غیر از هوره بوده است؟
البته هر صدای موزونی از صدای نی گرفته تا آواز قناری موسیقی تلقی می شود اما منظور ما در این نوشتار موسیقی به معنای متعارف آن است، در گذشته ه، انسان ها به تنهایی و یا بصورت دسته جمعی به خواندن ممتد آواز روی می آوردند، بعد به مرور زمان انواع ساز ها و آلات موسیقی به میان آمدند و آن هوره ممتد و موزون را به قطعات و اجزاء متنوع و متکثر امروزی بدل ساخته اند، امروزه آوازهای سنتی ایرانی همان هوره است که به صورت ردیفی و دستگاهی خوانده می شود.
در مناطق کرد نشین غرب کشور خصوصاًَ استان ایلام هنرمندان بزرگی وجود دارند که خواندن آواز هوره را به حد کمال رسانیده اند، از سرایندگان بزرگ این آواز در گذشته می توان به شادروان داراخان و مرحوم علی نظر اشاره نمود.


سرایندگان هوره :
 سید قلی کشاورز، علی کرمی نژاد معروف به حاجی طوسی، بهرام بیگ ولد بیگی، سید علی عسکر کردستانی، نجات، بساط عثمانوند، ابراهیم حسینی، ایل خان ارکوازی، اولعزیز، یاسمی، کریم صادقی و عبد الصمد عبدی پور هوره خوانان معروف استان های ایلام، کرمانشاه و کردستان هستند اما پس از مرحوم علی نظر، سید قلی کشاورز سرآمد همه هنرمندان این گونه موسیقی است.

بولبول ته ن مه گیر ده نگ وه زاره وه
بـه ش ته ن مـایه ی گـول وه داره وه
هـه ر جـای گولیـگه په ر چینی خاره
ئـه رای بولبول  نـه ی  گـول  ئنتـزاره
ئـه گه ر خار نه وی وه په رچیـن گول
مرای مه تله وه یل زو مه وی حاصل

 برگردان به فارسی:
چنین با صدای محزون و اندوهبار گریه مکن هنوز سهم تو گل بر شاخسار درختان باقی مانده است.
هر کجا گلی هست پرچینی از خار به همراه دارد، ولی بلبل همواره به انتظار گل است.
اگر خارها پرچین گل نباشند بلبلان به سادگی به مقصود خود می رسند.
منبع: ایلام امروز
[ ۱۳٩٠/٩/۱۳ ] [ ٥:٢٢ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
2-اعلام نظرات به صدا وسیما ، و دیگر رسانه های گروهی


این کار یاری همه جانبه می طلبد.و از عهده یک شخص یا یک گروه  خاص خارج است.

در بیشتر برنامه های صدا و سیما راه های مختلف برای بیان نظرات و پیشنهادات قرار داده شده.

مثلا از طریق پیامک و تلفن، و یا از طریق نامه و آدرس های اینترنتی و یا حتی مراجعه حضوری.اگر همه ی مردم از گروه ها و قشرهای مختلف ، دست به دست هم بدهیم و نظرات خود را در این رابطه به صدا و سیمای استان(ایلام و کرمانشاه و ...)اعلام کنیم مطمئنا از طرف این مرکز به خواسته ما رسیدگی می شود.فقط این کار انسجام و همبستگی می خواهد. و اعلام نظر به صورت انفرادی و شخصی کاری را از پیش نخواهد برد.

حال بیان راهکار :

برای بیان نظر در رابطه با برنامه های مختلف صدا و سیما (اخبار کردی،فیلم ها و ...)به راهنما نیاز هست تا نظرات انفرادی نشود.

در این رابطه زبان شناسان و صاحب نظران کردی جنوبی می توانند راهنمای خوبی برای بیان نظرات و دیدگاه ها شوند.

پس به نظر ما راه درست برای به ثمر رساندن این هدف این است که :

اولا این کار از طرف کسانی که با اینترنت سروکار دارند به دوستان ، اطرافیان ، خانواده و... منعکس شود و از طرف عامه مردم اعلام امادگی شود.تا دلگرمی باشد برای صاحب نظران و زبان شناسان کردی جنوبی.

بعد در مرحله دوم، بزرگانی چون ظاهر سارایی ، کامران رحیمی و ... با هم فکری هم نظری را که قرار است به صدا و سیما اعلام شود را از طریق وبلاگ های شخصیشان به مردم ابلاغ کنند.

در مرحله سوم همه با هم این نظر و خواسته را به صدا و سیما اعلام کنیم.

بدون شک هرچه تعداد درخواست کننده ها بیشتر شود احتمال رسیدگی به این موضوع از طرف مسئولین صدا و سیما بیشتر خواهد شد.

در این بین ما افراد فعالی داریم که می توانند در پیش برد این هدف ، بسیار موثر باشند.به طور مثال آقای علی خیری که بیشتر با اسم (سیوان ئیلامی) در بحث های مربوط به کردی جنوبی شرکت می کنند.اگر امثال آقای علی خیری فعالیت خود را به این گونه که در دنیای مجازی اینترنت هست ، در خارج از فضای اینترنت عملی کنند به راحتی می توان کردی جنوبی را به آن چه که ارزشش را دارد رساند.


  به امید روزی که رسمی شدن زبان کردی جنوبی را به یکدیگر تبریک بگوییم

(محسن درخشنده)

منبع: کردی جنوبی

[ ۱۳٩٠/٩/٢٥ ] [ ٥:٢٠ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
انتقاد شدید از پاسداران کردی جنوبی

در ابتدای این بحث باید بگوییم که این انتقادها از سر دلسوزی برای کردی جنوبی است و جنبه تخریب شخصیت کسی را ندارد و با عرض پوزش از دوستانی که اسامی آنها بدون کسب اجازه در این مطلب ذکر شد.

میخواهییم بگوییم ایا دیگر وقت عمل فرا نرسیده؟

ایا دیگر صحبت در سایت ها و وبلاگها خسته کننده نشده؟ تا کی انتقاد و شکایت؟

ایا این انتقادها نتیجه ای که به چشم بیاید را به دنبال داشت؟ 

کار ما به این گونه شده که جمعی از وبلاگ نویسان دور هم را گرفته اند و برای همدیگر نظر می نویسند و گاهی اوقات کارشان به جنجال و دعوا می کشد،گاهی اوقات هم دل و قلوه تحویل یکدیگر می دهند و نظرات همدیگر را تایید می کنند.بی خبر از این که از کجا شروع کرده اند و به کجا می روند.اصل هدف را فراموش می کنند و هر کدام قصد به کرسی نشاندن حرف خود را دارند.

حال ما می خواهیم این سوال را مطرح کنیم،شما که انتقاد می کنید ایا راهکاری را نیز پیشنهاد کرده اید؟

به صدا و سیما انتقاد شد که چرا اخبار کردی را به گونه ای نادرست ارائه می دهند.ایا این کار دردی را دوا کرد؟ایا پیشنهاد راه درست به صدا و سیما از جانب یک نفر،ان هم در یک وبلاگ که شاید یک مسئول ان را بخواند و شایدهم نخواند، مشکلی را حل می کند؟

حال نظر ما در این رابطه این است که وقت عمل فرا رسیده و یا شاید اندکی هم دیر شده

منظور ما از عمل ، اقداماتی است که در حد توان افراد باشد

به چند مورد در زیر اشاره شده است: 

  1-جمله سازی و کلمه سازی: این عمل از جانب مردم عامه و افرادی که با ادبیات کردی اشنایی زیادی ندارند، کاری غیر ممکن است.وحتی ممکن است باعث نتیجه عکس شود. مثلا در صدا و سیمای مرکز ایلام گاهی کلمه سازی از جانب گویندگان این مرکز صورت می گیرد.که در صورت اشتباه بودن ، این عمل نتیجه عکس برای پاسداری از کردی جنوبی را دارد.

به نظر ما این ایراد برمی گردد به بزرگانی که ادعای اشرافیت کامل بر ادبیات کردی جنوبی را دارند.

مثالی از کلمه سازی در کردی سوران :  در کردی سورانی بعضی کلمه سازی های جالب صورت گرفته که بقای این گویش کردی را به دنبال خواهد داشت.

مثلا: به جای صافکاری می گویند  "راساو که ره وه" به جای گشت(منظور گشتهای انتظامی یا امدادی است) می گویند : "هاتوچو"  

ایا کسانی که در زمینه ادبیات تحصیل کرده اند و در میان پاسداران کردی جنوبی شناخته شده اند ، توانایی این گونه کلمه سازی را ندارند که مردم عامه در جمله ای که به اصطلاح کردی است ، 90 درصد را فارسی بیان نکنند؟

  ما به اندازه درک و فهم خودمان از موضوع راهکارهایی را پیشنهاد کرده ایم :

راهکار پیشنهادی ما این است که بزرگانی چون (ظاهر سارایی،کامران رحیمی و....) درزمینه ادبیات کردی جنوبی هم علم کافی دارند و هم در بین پاسداران کردی جنوبی شناخته شده اند ، به ان اندازه که به شعر اهمیت می دهند به زبانی که به ان شعر می گویند هم اهمیت دهند.به این منظور که همایت خود را از کردی جنوبی همانند شعرهایشان عملی کنند. به عبارتی ما از این بزرگان درخواست داریم که با کمک همدیگر ساخت فرهنگ لغت کردی جنوبی را با ساخت واژه ها و کلمات اصیل به گونه ای علمی ، شروع کنند.

اگر به فرهنگ لغتهای موجود در بازار نگاه کنید می بینید که در گویش کرمانجی و سورانی کلمه سازی های زیبایی صورت گرفته ، اما متاسفانه در مورد کوردی جنوبی به این گونه نیست و بیشتر همان کلمات فارسی را با رسم الخط کردی نوشته اند. فرهنگ لغت به این گونه ، بیشتر به کردی جنوبی ضربه وارد می کند تا پاسداری کند. در ابتدای بیان این کلمه سازی ها متاسفانه شاید برای مردم عامه ما خنده دار باشد و این روحیه اشتباه ناشی از این تفکر است که کردی را مانند فارسی رسمی نمیدانند.ولی در فارسی هم کلمه سازیهایی صورت می گیرد که برای همه عادی است و کسی ان را خنده دار نمی داند.

به طور مثال : (موبایل----> تلفن همراه) و (هلیکوپتر----> بالگرد)

پس ما کردهای جنوبی هم اگر سنگ زبانمان را به سینه میزنیم باید از این روش برای مقابله با کلمات جدید به وجود امده در زبانهای دیگر (فارسی ، انگلیسی و...) استفاده کنیم و معادل ان کلمات را بسازیم. حتی بعضی کلمات که در گذشته معادل سازی نشده اند هم باید اصلاح کنیم.

با انجام این کار است که ما می توانیم به هدفهای بزرگتر فکر کنیم و خواهان اجرای اصل 15 قانون اساسی در رابطه با تدریس زبان کردی در مدارسمان باشیم.

برادران و اساتید عزیز نگذارید زبان کردی یکی از لهجه های زبان فارسی شود.

(محسن درخشنده)

منبع: کردی جنوبی

[ ۱۳٩٠/٩/٢٥ ] [ ٥:۱٩ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

در ابتدا باید بگویم هدف اصلی ما از باز کردن این بحث بدست اوردن روشهایی برای تبلیغات صحیح در زمینه گسترش و رسمی تر کردن گویش جنوبی(فیلی کلهری گورانی و لکی)  است. ما میخواهیم با شرکت دوستان در این بحث و بیان نظرات به این هدف دست پیدا کنیم و به کسانی که در زمینه رسمی کردن و تقویت گویش جنوبی فعال هستند کمکی کرده باشیم. این موضوع که گویش جنوبی مانند گویش سورانی رسمی شود کار راحتی  نیست و از توان یک شخص یا قشر خاص خارج است.این هدف یاری همه جانبه میطلبد.به همین منظور در زیر به زمینه هایی که پررنگ تر در زمینه تبلیغات به نظرمان رسیدند اشاره کردیم تا اغازگر بحث شویم و با یاری خداوند متعال به راه های مفیدی برای تبلیغات و در نهایت رسیدن به گویشی واحد برای کردهای جنوبی دست پیدا کنیم.

میخواهم در مورد این که چطور شد که به یکباره اسم الامتو در بین مردم ایلام پخش شد کمی تفکر کنید به یکباره اسم خیلی از مغازه ها و سایتها و.... گذاشته شد الامتو.الان کمتر کسی هست در ایلام اسم الامتو برایش غریب باشد.این تحولات در طول 2یا 3 ماه اتفاق افتاد.این موضوع شما را به فکر نمیبرد؟ ایا فقط در طول ان 2 سه ماه مردم رفتند سراغ تاریخ و تمدن ایلام؟قبل از ان چرا کسی نمیدانست منظور از الامتو چیست؟ ایا کسی به این موضوع ساده فکر کرده بود که این تحولات بعد از ساختن یه اهنگ به اسم الامتو اتفاق افتاد؟ایا کسی میدونست این اهنگ رو چهار پنج تا نوجوان 16 هفده ساله با هزینه شخصی ساختن؟ کاری که این نوجوانان ایلامی برای ایلام کردند از نظر تبلیغاتی مفیدتر از چندین سال زحمت تاریخ نویسان بود؟شاید اگر صدها وبلاگ و سایت با اسم الامتو ساخته میشد و ده ها کتاب با هزینه های زیاد در مورد الامتو نوشته میشد از نظر تبلیغات به اندازه کار این نوجوانان تاثیر نداشت

هدف ما از بیان این بحث این بود بگوییم که تبلیغات در مورد کوردی جنوبی برای پیشرفت ان .شیوه و روش خاص دارد در اینجا به چند روش تبلیغاتی اشاره کرده ایم: 

1-تبلیغات از راه سرودن شعر توسط شاعران به زبان کردی جنوبی

2-نوشتن داستان توسط داستان نویسان در زمینه کردی جنوبی

3-ساخت فیلم در زمینه کردی جنوبی

4-افزایش سایتها و وبلاگها در زمینه کردی جنوبی

5-ساختن موسیقی با زبان کردی جنوبی

6-....  

با نظرات و پیشنهادات خود ما را یاری کنید 

 

محسن درخشنده

منبع: کردی جنوبی

[ ۱۳٩٠/٩/٢٥ ] [ ٥:۱٤ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

نظر خیلی از دوستان که در این زمینه همکاری میکنند این است که بعضی روش ها مانند ساخت فیلم برای تبلیغ کردی جنوبی هم هزینه زیادی دارد هم زمان زیادی نیاز دارد

گفته ی این دوستان کاملا درست است ولی اگر فیلم نامه نویسان و فیلم سازان ما تلاش خود را در این زمینه اغاز کنند در دراز مدت این هدف قابل دسترسی است به شرطی که اولا فیلم نامه نویسان و فیلم سازان اغازگر این حرکت باشند و دوما این که در مسیر خود از زبان شناسانی که در زمینه کردی جنوبی فعالیت میکنند راهنمایی بگیرند که خدای ناکرده اشتباها و ناخواسته تبلیغات شکل عکس و منفی به خود نگیرد.

متاسفانه در صدا وسیمای مرکز ایلام اکثر فیلم هایی که به زبان کردی ساخته شده در غالب عشایری و چادر نشینی است و یا موضوعاتی طنزگونه را دنبال میکنند

عرض ما این نیست که به این شکل نباید فیلم ساخته شود ما میگوییم که این روش فیلم سازی هم تکراری شده و هم این تفکر را در مردم ایجاد میکند که کردی حرف زدن فقط برای مردمان عشایر و چادر نشین است و یا برای طنز و شوخی است

در صورتی که در ایلام و کرمانشاه همه ی مردم به زبان کردی حرف میزنند

حال درخواست ما از فیلم سازان این است که در این زمینه هنر خود را به نمایش بگذارند

و با همکاری زبان شناسان فعال در زمینه کردی جنوبی دامنه فعالیتهای خود را در این زمینه گسترش دهند چون همه ما میدانیم تاثیری که فیلم بر مردم یک جامعه دارد بسیار بیشتر از وبلاگ نویسی و خیلی از فعالیتهای دیگر است.

کردی جنوبی

[ ۱۳٩٠/٩/۱۳ ] [ ٤:٥۸ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

 تپه باستانی علی کش که اسامی دیگر آن بزمرده و محمدجعفر میباشددر دشت دهلران واقع شده و توسط فلانری و نیلی در سال 1961 میلادی حفاری شده است  در علی کش سه دوره فرهنگی مشخص شده است که از قدیم به جدید با اسامی سه گانه تپه نامگذاری شده است .

 

و این اسامی عبارتند از بز مرده علی کش و محمد جعفر  بز مرده قدیمترین و محمد جعفر جدید ترین لایه ان میباشد.

دوره بزمرده در علی کش مربوط به دوره نوسنگی بدون سفال یعنی قدیمترین دوره فرهنگی دشت دهلران و دوره محمد جعفر مربوط به دوره نوسنگی با سفال میباشد.

 

ابزارهای سنگی تپه علی کش متعلق به دوره بزمرده و علی کش میباشد که از سنگ چخماق و ابسدین ساخته شده اند

دوره بز مرده متعلق به 6750----7500 قبل از میلاد میباشد معماری این دوره شامل اتاقهای کوچک راستگوشه به ابعاد 2*2 و با خشت ساخته شده اند این خانه ها فاقد پی بوده  و دیوارها بدون قفل و بست به هم چفت شده اند قسمتهایی از این خانه ها به عنوان انبار و اتاق ذخیره کاربرد داشته است.

 

ساکنان علی کش در دوره بزمرده از گندم دانه درشت ((emer )) استفاده میکردند و 67درصد مواد حیوانی متعلق به بز و گوسفند بوده است .

 

دوره بز مرده یکی از قدیمترین محلهایی است که گوسفند اهلی از آن به دست آمده است.

بافت معیشتی ساکنان بز مرده نشان از عدم وابستگی به کوهای زاگرس است در حقیقت الگوی معیشتی مبتنی بر کشت گیاه و داشتن گله حیوانات بوده است.

 

 

نوع صنعت سنگ در بزمرده شبیه به کریم شهیر است و از لحاظ فعالیتهای فرهنگی دوره بزمرده شبیه به جارمو در کردستان عراق است .

 

به طور خلاصه دهکده بز مرده با دهکده های زاوی شمی و کریمشهیر در کردستان عراق و دهکده های اسیاب و گنج دره (لایهe ) در کرمانشاه همدوره است.

و اما سیلک کاشان

تپه سیلک اولین زیست گاه بشر در دشت،  با قدمتی بیش از 7000سال معرف بخشی از تمدن این سرزمین می باشد. به تصریح گریشمن، "سیلک" اولین تمدن دشتیِ تاریخ بشر است، بدین معنا که قدیم ترین محل سکونت بشر که در دشت ساخته شده، منطقه "سیلک" در نزدیکی کاشان است. در واقع سیلک دارای دوره های مختلف تاریخی می باشد که از 5000 سال قبل از میلاد آغاز می شود.

منبع:ایلام ساتراپ مهر

[ ۱۳٩٠/۸/٢۱ ] [ ٢:٢۱ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

در سرزمین پارسیان که ساسانیان بعدها از آنجا برخاسته اند از زمانهای باستان طوایف مختلفی می زیسته اند : پاتیشخوارها - هخامنشیها - کورتیها و مردیها که منظور از کورتیها و مردیها قوم کرد بوده است...

ابن البلخی در کتاب فارسنامه درباره ی طوایف کورد ساکن پارسیان از جمله شبانکاره چنین می نویسد : " به روزگار قدیم شبانکاره را در پارس ذکری نبودی که ایشان قومی بوده اند که پیشه ی ایشان شبانی و هیزم کنی و مزدوری بودی و به آخر روزگار دیلم در فتور , چون فضلویه فراخاست ایشان را شوکتی پدید آمد و به روزگار زیادت می گشت , تا همگان سپاهی و سلاح ور و اقطاع خوار شدند از جمله اسماعیلیان اصیلند و نسب حال شبانکاره این است. "

در جای دیگر می نویسد : " ذکر کوردان پارس به روزگار قدیم , کوردان پارس پنج رم بوده اند و هر یک رم صد هزار حومه ... و چندان شوکت که لشکر فارس را بودی از این کوردان بودی که سخت بسیار بودند و با اسبان و سلاح و چهارپایان."پروفسور ان لمبتون در تاریخ ایلات ایران از قول ابن البلخی می‌نویسد: کوردان زبدگان لشکر ساسانی بودند. از جمله طوایف کورد در فارسی شبانکاره است که در حدود سال 421 میلادی حکومتی تشکیل دادند و تا 756 دوام آوردند.

در مجمع الانساب شبانکاره یی آمده است : " طایفه ی شبانکاری از اسباط اردشیرند و نام شبانکارگی برایشان بر دو وجه است... ". بنابر آنچه در فارسنامه ی ابن البلخی مسطور است , یکی از عشایر شبانکاره رم الباذنجان بوده که همان بازرنگی است و ساسان که در استخر فارس می زیست و موبد معبد آناهیتا بود - زنی از خاندان بازرنگی به نام رام بهشت را به همسری برگزید که از او پاپک به وجود آمد.

بنا بر مقدمات مذکور جد اردشیر یعنی ساسان از طایفه ی شبانکاره و مادر پاپک از طایفه ی کورد بازرنگی است. با این ترتیب می توان اردشیر را کورد نامید. در تاریخ طبری و الکامل ابن اثیر ترجمه ی نامه ای از اردوان پنجم آخرین پادشاه اشکانی خطاب به اردشیر درج شده است. با این عبارت : " انک قد عدوت طورک و اجتلبت حتفک ,"ایها الکوردی المربی فی خیام الاکراد من اذن لک فی التاج الذی لبسته؟ " یعنی : تو پای از گلیم خویش بیرون نهادی و مرگ را به جانب خویش کشیدی ای کوردنژاد که در چادر کوردان پرورده شده ای! ترا که اجازت داد که تاج بر سر گذاری؟ با توجه به دلایل مذکور و قرائن دیگر , بسیاری از مورخان ساسانیان را کرد می دانند و لااقل ساسانیان را به نام دومین حکومت قدرتمند کوردی به حساب می آیند.

منبع: ایلامتو

[ ۱۳٩٠/۸/۱٢ ] [ ٤:۱٦ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
خیانت در حق مردم ایلام

در طی چند سال اخیر  مبارزات آرام و نا محسوس برنامه ریزی شده ای در رابطه با فرهنگ و اصالت کردی استان ایلام شکل گرفته که روز به روز هم قوی تر و علنی تر می شود و متاسفانه هیچ کس در مقابل این امر موضع گیری نکرده و اکثراْ در خواب غفلت به سر می بریم.

۱-غلامرضا خان ارکوازی ما را ببخش:(تصویر را ببینید)

چند سال پیش و قتی که غلامرضا خان ارکوازی به سرقت رفت!! شاید خیلی ها حتی خبردار هم نشدند و نمی دانستند  شاعری را که از آن به عنوان شاعر بزرگ کرد و افتخار فرهنگی ایلام نام برده می شود به عنوان شاعر لر و لرستانی؟؟ به کشور معرفی شود و حتی زبان مادری او را نیز تغییر دهند.این مرد همان کسی بود که به خاطر جان و مال و ناموس مردم کرد با والیان لر مبارزه کرد و در زندان آنها زجرها کشید ولی حالا پس از گذشت سالها و در زمانی که هنوز نوادگان او زنده اند او را لر و لرزبان و اهل لرستان معرفی می کنند . چند اتفاق این چنینی دیگر باید بیفتد تا رگ غیرت ما به جوش بیاید؟ گذشتگان ما کافی نبودند حال با ما و فردای ما می جنگند.

 

۲-توهین به هنرمندان ایلامی:

چند روز پیش ( ۷ / ۸/۹۰ ) در سطح شهر بنری با عنوان  ــ جنگ شادی با حضور گروه های موسیقی و نمایش لری ــ دیدم که خیلی جای تاسف داشت . یعنی ما در استان ایلام کمبود هنرمند داریم که برای هر مراسمی از لرها استفاده می کنند؟چرا از هنرمندان بومی و همزبان خودمان استفاده نمی شود ؟ در سالروز آزادسازی مهران هم این چنین اتفاق نامبارکی را شاهد بودیم مراسمی که در پارک چغاسبز برگزار شد و به صورت زنده و ماهواره ای برای سراسر ایرانیان  قابل مشاهده بود  چرا در این روز از ۲ خواننده لر زبان و با لباس لری استفاده شد؟؟ آیا این همان مبارزه با فرهنگ و اصالت کردی مردم ایلام نیست؟

 

۳-صدا و سیما به اسم ایلام و به کام لرستان:

شبکه استانی که باید نماد و حامی فرهنگ و اصالت مردم ایلام باشد کاملاْ برعکس عمل کرده و علناْ در حال تلاش برای تضعیف فرهنگ و حتی جایگزینی فرهنگ ( فرهنگ لر به جای کرد ) در ایلام می باشد این مسئله کاملا مشخص بوده و به هیچ وجه قابل انکار نیست اگر به دقت برنامه های شبکه استانی را دنبال کنیم به راحتی متوجه این امر خواهیم شد.

ما هر روز و هرشب شاهد پخش برنامه و موسیقی های متعدد لری از رادیو و تلویزیون ایلام می باشیم  که هر سال و هر ماه و هر روز بر شدت آن افزوده می شود آیا این هم برنامه ریزی شده نیست؟ چرا در روزی که شبکه ایلام با شبکه چهارمحال و بختیاری!برنامه مشترک داشت تصاویری از چند مرد و زن با لباس لری!!! به عنوان تصاویری از ایلام برای مردم چهارمحال و دیگر استان های ایران پخش شد؟

اگر شما با صداوسیما تماس بگیرید و درخواست موسیقی کردی کنید یا اصلا پخش نمی شود یا باید چند هفته صبر کنید ولی اگر یک نفر از لرستان تماس بگیرد و در خواست آهنگ لری داشته باشد سریعاْ قابل پخش می باشد؟ این توهین نیست؟ تنها بهانه برای صداوسیما هم این است که ما به خاطر مردم دهلران موسیقی لری پخش میکنیم در صورتی که طبق آمار سال ۸۵ استانداری ایلام بالای ۶۶درصد مردم دهلران کرد می باشند و مابقی لر و عرب و خود مردم دهلران نیز از این بهانه صدا و سیما ناراحت هستند. مگر می شود به خاطر اسم یک شهر گفت حتما مردم آن شهر همان زبان و فرهنگ را دارند؟ اگر این طور باشد پس همه مردم شهر کرد در چهارمحال و بختیاری کرد هستند.

چند سال پیش مقام معظم رهبری در جمع مردم همدان گفتند که برای مقابله با غرب زدگی باید فرهنگ های بومی و محلی را رونق داد و جوانان را به آن تشویق کرد. ولی متاسفانه ما در ایلام رونق و تلاش که نمی بینیم هیچ هر روز شاهد مبارزه و خیانت در حق فرهنگ اصیل کردی خودمان هم هستیم.

 

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

منبع:ایلامتو

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٢ ] [ ۳:٥۸ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

قلعه‌ی تاریخی چوار (قلا) موقعیت: قلعه‌ی تاریخی چوار معروف به قلا در 12 کیلومتری غرب شهر چوار و20 کیلومتری شهر ایلام بر سر راه چوار به نواحی مرزی با کشور عراق واقع شده است. مجموعه‌ی بناهای این دژ بر فراز و دامنه‌های ناهمواری که حدود 300 متر از زمین های پیرامونی ارتفاع دارد. ساخته شده است، این قلعه به صورت دژی مستحکم ساخته شده است و شامل سه قسمت است: - بنای اصلی قلعه - دیوارهای جانبی و دیوارهای بلندی که از راس تپه تا سطح زمین‌های پیرامونی امتداد می‌یابند - ساختمان‌های داخل محوطه قلعه و برج‌های دیده بانی که به نظر می‌رسد همانند سایر قلعه های محدوده غربی زاگرس کاربرد نظامی داشته است. موقعیت قلعه و سبک معماری بنا این نظر را تقویت می‌کند. این اثر مهم تاکنون مورد بررسی و کاوش علمی قرار نگرفته است. مدیریت میراث فرهنگی استان اخیراً نسبت به شناسایی و مستند سازی آن اقدام نموده است که قدم آ‎غازین در جهت بررسی و پژوهش علمی آن تلقی می‌گردد. برخی نویسنده‌های محلی در نوشتارهای خود از این قلعه و موقعیت آن مطالب اندکی ارائه داده‌اند. شواهد فرهنگی به جای مانده از این اثر نشان می‌دهد که احتمالاً در اواخر دوره‌ی تاریخی و قرون اولیه اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است. این قلعه یکی از بزرگترین قلاع منطقه است که برفراز تپه‌ای بلند در مسیر چوار، مورت، تجریان به سمت دهستان«چکر بولی» و ناحیه مرزی با کشور عراق ایجاد شده است. این اثر در حاشیه شمالی رود فرعی قلا که به رود «گدار خوش» می‌پیوندد، قرار گرفته است. جاده خاکی روستای مورت به قلاع ، درست از جنوب این محل می‌گذرد. تقریباً شمال و غرب این تپه به پرتگاه طبیعی محدود می‌شود که این امر شرایط مناسب امنیتی را برای ساکنان قلعه در این قسمت فراهم می ساخته است. دامنه جنوبی و جنوب شرقی این محوطه با شیبی تقریباً ملایم به محیط زمین‌های اطراف خود منتهی می‌شود. بنای قلعه برروی این تپه به گونه‌ای است که نشان می‌دهد این مکان در ادوار گذشته جایگاهی استراتژیک برای ساکنان آن بوده است. می‌توان گفت «پشت قلعه» از جمله قلاع مهم تدافعی است که در موقعیتی مناسب بر سر راه گنجوان و حاشیه غربی استان ایلام واقع شده است. موقعیت جغرافیای این قلعه با دیگر قلاع مهم منطقه به صورتی است که با هم در ارتباط بوده‌اند. ارتباط جاده‌ای، ارتباط با امکانات اولیه (علائم در شبانه روز) و… قلعه سرنی در ناحیه مرزی ایران و عراق و در غرب تپه قلاع واقع شده است و برخی قلاع در نواحی کوهستانی شرقی آن نیز وجود داشته که زنجیره ارتباطی آن ها قابل تصور است. چون ساختمان قلعه بر فراز یک تپه طبیعی مرتفع قرار دارد، دارای ظاهر طبیعی کوهستانی است و در قسمت های مختلف سطح و دامنه تپه، پوشش گیاهی جنگل و مرتع ملاحظه می‌شود. در ساخت بنای این قلعه عظیم ،الگو و نظم هندسی معینی وجود ندارد بلکه شرایط پستی و بلندی تپه بر سبک معماری اثر گذاشته و این ویژگی موجب شکل گیری بافت معماری قلعه بوده است. به طوری که دیوار عرضی کمربند بیرونی حصار و دژ قلعه به جز در دامنه جنوبی و جنوب شرقی که با شیبی تقریباً ملایم به پایین تپه و کنار رودخانه منتهی می‌شود در سایر قسمت‌ها به محدوده‌های پرتگاه‌های طبیعی اطراف تپه محدود می‌شود. همچنین بین دیوارهای دفاعی که از راس تپه و به سطح زمین های پیرامونی کشیده شده در برخی جاها که شیب دامنه تند می‌باشد، بقایای معماری دیده نمی‌شود ولی در جاهایی که مسطح است آثار معماری ملاحظه می‌شود. در تمام سطح و دامنه‌های تپه ونیز زمین های پست پیرامونی تکه های سفال دیده می‌شود که عمدتا چرخ ساز و معدودی از آن ها دست ساز می‌باشند. سفال های پشت قلعه در اندازه‌های ظریف، متوسط و خشن طبقه بندی می‌شوند. اکثر سفال ها بدون لعاب بوده و دارای پوشش گلی است. مواد اصلی به کار رفته برای برپایی آثار معماری گسترده این قلعه قلوه سنگ‌ها و لاشه سنگ‌های محلی و ملات گچ است و نمای دیوارها ساده بوده ،از هیچ اندود گچی استفاده نشده است و ظاهر نامنظم و برهنه قلوه سنگ ها چهره‌ ای خشن به دیوارهای مختلف این بنا داده است. این بنای عظیم دارای قسمت‌های مختلف و متنوعی است، شامل : 1- دیوارهای دفاعی که از راس تپه به سمت پایین کشیده شده‌اند. 2- دیوارهای عرضی کمربندی در پیرامون تپه 3 - آثار معماری که بر فراز تپه در شمال قسمت اصلی تپه وجود دارد 4- مناطق مسکونی دامنه تپه 5- اتاق های نگهبانی6- راهرو زیرزمینی ساختمان اصلی قلعه برفراز تپه طبیعی با دیوارهای بلندی ساخته شده است و در وسط این بنا حفره بزرگی وجود دارد که احتمالا به عنوان نوعی بنای زیرزمینی از آن استفاده می شده است. در دامنه شمالی بنای اصلی و بر فراز سطح تپه، آثار و بقایای پی چندین ساختمان دیده می‌شود. همچنین در این قسمت قلعه ،در ضلع غربی دیوار عرضی کمربند بیرونی حصار، آثار دو برج در کنار دیوار دیده می‌شود که ارتفاع دیوارهای یکی از برجها به سه متر می‌رسد. در مجموع 5 دیوار دفاعی از راس تپه به سمت پایین ایجاد شده، که سه تا از آن ها در سمت جنوب قلعه و یکی در سمت شرق تپه و دیگری در سمت شمال تپه دیوارهای عرضی پیرامونی تپه را به هم وصل می‌کنند. از سه دیوار جنوبی دیوار وسطی عملکرد راهرویی زیر زمینی و پنهانی داشته، که برای آوردن آب از دامنه تپه به بالای قلعه از آن استفاده می‌شده است. برروی برخی از این دیوارها اتاق‌های نگهبانی نیز ایجاد شده است. طول برخی از این دیوارها 300 متر است . همچنین سه دیوار عرضی در پیرامون تپه ایجاد شده است که طول حصار کمربند بیرونی به حدود 500 متر می‌رسد. در قسمت‌هایی از این دیوارها اتاق‌ها و جایگاه‌هایی برای دیدبانی و حفاظت از قلعه اصلی تعبیه شده است. همچنین در جهات شمال شرق، شرق و جنوب محوطه درحد فاصل دیوارهای عرضی پیرامون تپه آثار معماری دیده می‌شود که احتمالاً محل سکونت و استقرار نیروها و دیگر ساکنان این دژ بوده است. قطر برخی از دیوارهای این قلعه به دو متر می‌رسد. سه عامل اصلی به احتمال زیاد موجب شده تا قلعه عظیم چوار در این مکان برپا شود: 1) ارتفاع نسبتاً بلند تپه طبیعی که قلعه چوار برآن قرار دارد و شرایط خاص آن که تقریباً از جهات سه گانه غربی، شمال و شرقی به پرتگاه منتهی می‌شود و تقریباً از این سه جبهه تپه دارای موانع طبیعی است که ورود به قلعه را غیرقابل نفوذ کرده است. حصار عرضی کمربند بیرونی پیرامون تپه نیز به این مهم کمک می‌کند. 2)شرایط خاص قرارگیری این تپه در یک موقعیت استراتژیک بر سر راه چوار، چم ژیه و نواحی مرزی عراق. 3)وجود رودخانه جاری در جبهه جنوبی این مکان ،که مشکل نیاز به آب را رفع کرده است، بخصوص با ایجاد راهروی زیرزمینی در این جبهه بنا از راس تا دامنه‌ی تپه به راحتی می‌توانستند آب مورد نیاز خود را تامین نمایند. این بنا جزء قلاع نظامی- مسکونی می‌باشد و این امر را می‌توان از روی خرابه‌های باقی مانده از دیوارهای اتاق ها و همچنین از روی باروها و برج‌های نگهبانی آن به خوبی مشاهده نمود. آثار فرهنگی سطح تپه وسعت و گستردگی بقایای معماری و نوع مصالح به کار رفته نشان می‌دهد که احتمالاً این بنا متعلق به اواخر دوره‌ی تاریخی و اوایل دوره‌ی اسلامی است البته در مورد قلعه چوار به جز چند منبع محلی اطلاعات علمی و دقیقی در دسترس نیست و در منابع تاریخی به آن اشاره نشده است.

منبع: ایلام امروز

[ ۱۳٩٠/٧/٦ ] [ ۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

گورستان چشمه پهن cheshmeh pahn گورستان چشمه پهن در شمال روستای چشمه پهن و بر روی یک تپه ماهور سنگلاخی در کوهپایه های جنوبی کوه لنه واقع شده است. گورستان بر روی شیب رو به جنوب این تپه ماهور واقع شده است. طول شمالی جنوبی آن حدود 150 متر و عرض غربی – شرقی آن حدود 100 متر است. سطح گورستان به صورت سنگلاخی و شرق آن دره آبکند سیلابی است. در بخش جنوبی و غربی گورستان زمین های کشاورزی وجود دارد. تعدادی از قبور مورد حفار ی غیر مجاز قرار گرفته است. پوشش گیاهی سطح گورستان به صورت مرتعی است و بخشهایی از اطراف آن را زمینهای کشاورزی در برگرفته است. راه دسترسی به این تپه نیز جاده آسفالته ایلام به لومار است که در 500 متری جنوب اثر امتداد دارد. نزدیکترین آثار به این گورستان تپه چغا صیفور در 4 کیلومتری غرب آن است. آثار فرهنگی این محل تعداد زیادی از قبور کلان سنگی است. بدین صورت که در چهار طرف بخش بالای قبر در سطح سنگهای بسیار بزرگ قرار داده اند. طول این سنگها گاهی بیش از دو متر است و عرض آنها نیز گاهی تا حدود یک ونیم متر می رسد و دارای ضخامتی تا حدود نیم متر و گاه بیشتر هستند. سنگها کاملا بصورت طبیعی و بدون هیچ گونه تغییر در آنها در قبور بکار گرفته شده اند. تعداد تکه سفال های غیر شاخص نیز در اطراف قبوری که بصورت غیر مجاز حفاری شده اند بدست آمد. قبور این گورستان قابل مقایسه با قبور گورستان آهنگران در 5 کیلومتری غرب آن است. و این گونه سنت تدفین احتمالا در ادوار تاریخی در این منطقه رایج بوده است . معماری قبور : سنگ گور ها به صورت مستطیل چیده شده و فضای داخلی آنها خالی و کف آن خاک و بدون سقف و سنگ رویی می باشد . به احتمال این نوع معماری فقط جهت مشخص کردن قبور می باشد و تدفین در زیر خاک صورت گرفته است. قبور با فاصله ای در حدود 20 تا 30 متر از هم قرار دارند. و محدوده وسیعی را شامل می شوند. سفال : سفالها از نوع ساده نخودی رنگ با پوشش رقیق گلی – بدون نقش و دارای پخت کافی می باشد. گاهنگاری دقیق این گورستان با توجه به مواد فرهنگی سطح آن به طور دقیق قابل تشخیص نیست و احتمالا متعلق به دوره تاریخی و عصر برنز باشد.

منبع: ایلام امروز

[ ۱۳٩٠/٧/٦ ] [ ۱:٠٢ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

ظاهر سارایی

Saraei_z@yahoo.com

 

·        برای شروع بفرمایید اصولاً زبان کردی رایج در ایلام چه جایگاهی در بین دیگر زبان های کردی دارد؟

واقعیت آن است که به دلیل گسترگی و تنوع بسیار در زبان کردی ، کردها عمدتاً به چهار شاخه ی متفاوت و مشخص حرف می زنند . کردهای ترکیه و قسمتی ازکردهای عراق به کردی کرمانجی تکلم می کنند . بخش بیشتر کردهای عراق و قسمت عمده ای از کردهای ایران به کردی سورانی سخن می گویند و این کردها در استان های کردستان و قسمت هایی از آذربایجان غربی و کرمانشاه زندگی می کنند . در منطقه ی اورامانات کردی اورامی یا هورامی رواج دارد که البته در مقایسه با دیگر کردها جمعیت انبوهی را تشکیل نمی دهند . و نهایتاً قسمت دیگر کردها ، کردهای جنوبی هستند که در قسمت های عمده ای از ایلام ، کرمانشاه ،و مناطقی از عراق همچون بدره و مندلی و خانقین و محلاتی از بغداد زندگی می کنند و می باید جمعیت لک نشین ایلام و لرستان و کرمانشاه و سایر استان های غربی را به این شاخه از کردها افزود .

·              چرا می گویند « کردهای جنوبی» ؟

راستش این اصطلاح دقیقی نیست ، از سر ناچاری است و تا یافتن و پذیرش اصطلاح دقیق‌تر همین ترکیب، بد نیست . در زمان ها و مکان های مختلف،  این زبان از کردی ، نام های مختلف داشته است . در اعصار گذشته زبان و مخصوصاً زبان معیار شعری آن « گورانی » نام داشته است که این واژه به معنای « ترانه و تصنیف » در نزد ما آشناست . طوایف کلهر ساکن در ایوان و اسلام آباد  وگیلان غرب این زبان را کلهری می نامند که البته کسانی چون  بدلیسی و دیگران نیز به این نام اشاره کرده اند . در عراق این زبان به نام « کردی فیلی » معروف است و آن هم ماجرایی دارد . کردهای مهاجر ایلامی ساکن در عراق مخصوصا ً بغداد خود را کرد فیلی معرفی می کردند یعنی کردهایی که زیر فرمان والیان موسوم به « فیلی » اداره می شوند . این نام به دلیل نقش و نفوذی که کردهای شیعه مذهب عراق در معادلات سیاسی و فرهنگی عراق داشتند رایج شد  و گسترش عامی در عراق و جهان ،خاصه اروپا یافت . به گونه ای که درخارج از ایران کردهای جنوبی رابیشتر به نام کردهای فیلی می شناسند . طوایفی از گوران ها در استان کرمانشاه زندگی می کنند که خود را زبان خود را گورانی می خوانند و منظورشان همین کردی جنوبی است . لک ها هم که خود را« قوم لک » می نامند . در سال های اخیر تلاش هایی در جهت جا انداختن کردی کلهری به جای کردی جنوبی صورت گرفته است که البته چندان با کامیابی همراه نبوده است . زیرا این یک اسم طایفه ای است  و دیگر کردهای جنوبی مانند فیلی های عراق ، و ایران که عمده ی شهروندان ایلامی و طوایف بزرگ آن را تشکیل می دهند به آسانی این نام را نمی پذیرند و تا آن جا که شنیده ام کرمانشاهی ها هم  با این اسم مشکل دارند . راه برون رفت از این  مشکل آن است که به اسم عام تری بیندیشیم که ما کوشیده ایم اصطلاح « کردی جنوبی » را بیشتر به کاربگیریم که همه ی مناطق کردنشین را شامل شود و البته  تا حدود زیادی هم این نام پذیرش یافته است . با این وصف فکر می کنم بتوان به نام دقیق تری دست یافت که جامع و مانع باشد . مثلا ً همین اصطلا ح کردی جنوبی به دلیل مقید بودن به جهت جغرافیایی تا حدی جامع نیست ؛ تکلیف اهالی بیجار و قروه و کردهای ساکن درحاشیه ی دریای خزر و جاهای دیگر چیست ؟ دراین جا می خواهم یک پیشنهاد بکنم گرچه می دانم که مخالفت هایی را هم ممکن است در پی داشته باشد و آن پیشنهاد « کردی گورانی » به جای همه ی نام گذاری های پیشین است .

·        کردی جنوبی ، چه پیشینه ی تاریخی و فرهنگی ای دارد؟

کردی جنوبی ، با نام کردی گورانی،  قدمتی شاید کمی کهن تر از زبان و ادبیات فارسی دری یا فارسی نو دارد . منطقه ی غرب ایران به ویژه نواحی ایلام و کرمانشاه و اورامانات در طول تاریخ پایگاه و پناهگاه نحله ها و فرقه هایی بوده اند که گرایش های متفاوت دینی و مذهبی با قرائت رسمی حاکم بر ایران داشته اند . مهرپرستان و زنادقه ومزدکیان و خرم دینان وپس از آن یارسان اهل حق در این منطقه بوده اند و در پناه کوه های سرکش زاگرس ازتعرض و تعقیب اربابان قدرت و سلطه در امان مانده اند . و اتفاقاً استان های ایلام ومناطقی از کرمانشاه ولرستان پناهگاه فرقه هایی از شیعیان بوده اند که بعدها در جریان به قدرت رسیدن سلسله ی صفویه نقش بارزشان در لشکرکشی های شاه اسماعیل محرز است و استاد سلطانی در کتاب « قیام علویان زاگرس » این نکته را به روشنی توضیح داده است . گفتم که مناطق غربی پناهگاه دگراندیشان مذهبی بوده است و از این جهت رد پای اکثر آیین های کهن را در باورهای این منطقه می توان یافت . زبان اکثر این دگراندیشان مذهبی دست کم تا قرن های دوم وسوم هجری قمری همین کردی جنوبی بوده است که به نام گورانی در متون معروف است . بزرگان یارسان تأملات مذهبی و عرفانی خود در قالب مثنوی های ده هجایی کردی گورانی بیان می کرده اند که دفاتر سرانجام اهل حق گواهی آشکار بر این ادعا است . بهلول ماهی در قرن دوم سرسلسه است و دیگران همچون بابا نجوم  و سرهنگ دودان و بقیه ی بزرگان و معاریف  راه را ادامه داده اند . پس کردی جنوبی یا گورانی قدیمی ترین زبان مطرح ، معیار و ادبی کرده بوده است . من و کامران محمد رحیمی درطرح پژوهشی « تاریخ ادبیات استان ایلام » مفصل به این بحث پرداخته ایم که البته این نوشتار مدت هاست به پایان رسیده و فعلاً در قفسه ی  معاونت  پژوهشی ارشاد منتظر تصمیات لازمه است . و این را هم اضافه کنم که زبان کردی جنوبی در قرن های بعد علاوه بر این که محملی برای بیان تأملات مذهبی یارسان بود مورد توجه دیگر شاعران دربیان همه ی دردها و دغدغه ها قرار گرفت و شاعران بزرگی به این زبان شعر گفتند که از آن جمله است ملا پریشان دینوری ، خان الماس کندوله ای ، ملا شفیع کلیایی ، خانای قبادی ، غلام رضا خان ارکوازی ، شاکه و خان منصور، منوچهرخان کولیوند ، ملا حقعلی سیاهپوش  ، نجف و ترکه و شماردیگری از شاعران در تمام نواحی کردنشین . زیرا تا آن جا که می دانم حتی شاعران سورانی زبان هم عمدتأ شعرهایشان را به این زبان سروده اند ، چرا که زبان معیار ادبی و مذهبی کرده بوده است و در طول تاریخ قداستی مذهبی هم داشته است . این که امروزه شاهدیم دیگر زبان های کردی محوریت یافته اند به دلایل سیاسی و اجتماعی بوده است که شاید برای کردهای جنوبی چندان اولویتی نداشته است . و نهایتاً در اتمام این بحث از موضوع ، جالب است این موضوع را باز یادآور شوم که کردی جنوبی زبان کردهای شیعه مذهب است و یارسان را نیز باید در این گروه به حساب آورد .

 

·        کردی جنوبی در شعرو ادبیات معاصر چه تحرکی داشته است ؟

کردی جنوبی در قرن اخیر چندان پرتحرک نبوده وجای خود را در محوریت زبان ادبی به کردی سورانی و تاحدی کرمانجی سپرده است و به دلیل عدم حساسیت در مسائل و معادله های جدید قدرت و سیاست شاید در خود نیازی به بازسازی و نوسازی نمی دیده است . و البته این بدین معنا نیست که هیچ کوشایی ای نداشته است . به هرحال عده ای نگذاشته اند این چراغ خاموش بماند و در این میان نقش کردهای فیلی عراق بارزتر است که در جریان فعالیت های سیاسی روز عراق بوده اند . اما در یکی دو دهه ی اخیر کردها ی جنوبی در همه جا درصدد بازخوانی و بازکاوی گذشته و تلاش برای حضور در حال و برنامه ریزی برای آینده بوده اند . شاعران  کوشیده اند تجربیات و تأملات خود را در عرصه ی شعر و ادبیات به حوزه ی کردی جنوبی بکشانند و آن را پر بار کنند . نمونه اش همین ایلام خودمان است که شاعران خوب و بسیارش در کنار دفاتر شعر فارسی دفتری به کردی نیز شیرازه بسته اند که به زعم من این دفاتر شعر کردی گاه پربارتراز بقیه است  و روزبه روز این فربهی شعر کردی در ایلام بیشتر می شود و جالب آن که شاعران ما این شعرها را از سرتفنن نمی سرایند بلکه به عنوان شعری جدی و پیشرو بدان می نگرند و می کوشند آن را از حیث ساخت و محتوا با جریات شعری و ادبی جهان همراه  و هم‌سو کنند . در این جا یک خاطره به ذهنم آمد که در یک سمینار فرهنگی که به بهانه ی بررسی زبان و ادبیات کردی جنوبی، استادانی از سراسر مناطق مختلف کردنشین حضور داشتند یکی از استادان دانشگاه خانقین به نام دکتر گرمیانی  در بررسی تحولات شعر کردی جنوبی و اثبات نوآوری و نوآمدگی آن ، همین شعرهای بچه های ایلام را مثال می آورد و کلاً‌ به استناد شعرشاعران ایلامی  مقاله ی خود را ارائه کرد که اتفاقاً یکی از مقالات مطرح آن سمینار بود . منظورم این است که گاه ما عظمت کاری را به دلیل همجواری و عادت کمتر درک می کنیم . تحول و تحرک در شعر جنوبی واقعاً اتفاق افتاده است . آن چه گفتم بیشتر اشاره به شعر شاعران کردی سرای ایلامی داشت حال اگر شاعران توانای ایوان ، گیلان غرب - مخصوصا ً سعید عبادتیان - ، و شاعران کرمانشاه و نواحی لک نشین نیز به این فهرست اضافه گردد اهمیت کار بیشتر مشخص می شود . شاعران ما هم کمیت شعرشان قابل توجه است و هم کیفت شعرشان . و می کوشند درریخت و محتوای آن تحول ایجاد کنند و جریانات مدرن و پست مدرن را نیز به آن بکشانند و در کار خود موفق هم بوده اند .

·              آیا زبان کردی جنوبی همین توفیق را در نثر و ادبیات داستانی داشته است ؟

متأسفانه خیر . کردی جنوبی در اعصار پیش هموار زبان شعر بوده است . اما در دوره ی کنونی این ضرورت کاملأ حس می شود زیرا امکان نوشتن به کردی در رسانه های گروهی و پایگاه ها ی الکترونیکی فراهم شده است ومخصوصاً در اینترنت این امکان آسان تر ، کم هزینه تر و زیباتر است . هر کسی می تواند به سادگی صفحاتی به خود اختصاص دهد و در سطح جهان مخاطبان خود را داشته باشد .علاوه بر آن ، در سال های اخیر در مناطق کردنشین نشریان دوزبانه ی متعددی فعال شده اند که صفحاتی از آن را به نوشتار کردی اختصاص می دهند . برای نوشتن این صفحات لازم است که نثر کردی جنوبی سامان بگیرد و اصولی برای آن تدوین گردد . کامران محمد رحیمی در شماره های گسترده ای در هفته نامه ی پیک ایلام در این راستا تلاش هایی ارجمند مبذول کرد و در نواحی دیگر هم کوشش هایی به عمل آمده است که ارجمند ترین کار مجله ای است به نام « گول سوو» که در بغداد چاپ می شود و از طریق سایت اینترنتی      www.shafaaq.com  قابل دسترسی است . ساده ترین ضرورتی که فعلاً برای ما پیش آمده بخش اخبار کردی سیمای ایلام است که ماجرایی دارد واگرلازم بود به آن اشاره ای خواهم داشت .

 

 

·              به نظر شما نمی شود کردی جنوبی را با همین رسم الخط متعارف نوشت ؟

به دور از هرگونه تعصب و غرض و مرضی اعلام می کنم که واقعاً نمی شود، زیرا در کردی جنوبی واج ها و به تعبیر غیر تخصصی حرف هایی وجود دارد که با این رسم الخط متعارف نشان داده نمی شود که از آن جمله است «لام» و« را» و«فا»ی کردی و یای مجهول و نظایرآن . مخصوصا ً این که ما مصوتی داریم که معادل واج   «  Ö/ Ü » بعضی از زبان های اروپایی است و در فارسی و حتی دیگر زبان های کردی شناخته شده نیست . برایم قابل تصور نیست که مجریان برنامه های کردی صدا و سیمای ایلام چه جور می توانند با شعبده گری متن های کردی خود را بنویسند و بخوانند بدون که از رسم الخط کردی استفاده کنند . نظر به این ضرورت دیده ایم که اقبال شاعران و اهل قلم ایلام و دیگر مناطق به استفاده از آوانوشت کردی بوده است زیرا به هر حال علمی و منطبق بر قواعد زبان شناسی است و آموزش و یادگیری آن بسیار ساده است . من به تجربه دریافته ام که برای آموزندگان متوسط ، آموزش این آوانوشت حدود نیم ساعت و برای فرهیختگان وتیزهوشان زمانی کمتر از این لازم است زیرا همه چیز روشن و علمی و قاعده مند است .

|+| نوشته شده توسط ئاسو فه‌یلی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 22:43  4 نظر  بخش دوم مصاحبه با هفته نامه ی "مهران " در باره ی زبان و ادبیات کردی جنوبی
·        برگردیم به برنامه ی اخبار کردی سیمای ایلام . این برنامه موافقان ومخالفان زیادی داشته است . آن را چگونه ارزیابی می کنید .

اگر به آرشیو  همین هفته نامه ی خودتان مراجعه کنید ، خواهید دید که من پیش از پخش اخبار کردی از سیمای ایلام ، از آن استقبال کردم و یکی از آرزوهایم همین برنامه بود . ظاهراً  اول قرار بود که این برنامه زیر نظر اهل فن تهیه شود و گروهی از صاحب نظران بر ان نظارت داشته باشند و حتی از من هم جهت این کار دعوت شد و در جلسه ای با حضور مدیریت محترم وقت صدا وسیما آقای جعفری که از حامیان و علاقه مندان این برنامه بود ، تشکیل شد . اما آن چه در عمل دیدیم آن بود که تصمیم گرفته شد برنامه را با اتکا به نیروهای دست رس و موجود صدا وسیما به پیش ببرند که آن ها هم انصافاً هر چه در توان داشتند به کار گرفتند و توانستند برنامه را با وضع فعلی و ضعف ها و قوت های کنونی ادامه دهند و الحمدلله هنوز هم ادامه دارد . علی رغم همه ی این زحمات نمی توانم نسبت به ضعف های آن بی توجه بمانم . یکی از ضعف های آن ، استفاده از نیروهای غیر متخصص  در نوشتن اخبار است و این که فکر نمی کنم گروه ویراستاری توانمندی بر آن نظارت کند و ضعف هایش را داوری نماید . مشکل دیگر ، استفاده نکردن از رسم الخط کردی جنوبی است که گاه با خوانش های غلط همراه است . و باز مشکل دیگر آن است که نیروهایی ویژه برای این که تربیت نمی شود و آموزش ها همه تجربی است . سیاست گذاری در این برنامه متمرکز نیست و گاه اتفاق می افتد که یک مجری به خواست خود کلمه ای را به شکلی که خودش دوست دارد تلفظ می کند .  اما علاوه بر مشکلات گفته شده ، این برنامه دو مشکل عمده ی دیگر دارد که عبارتند از:

 1- مشکل واژه سازی و واژه گزینی در محور جانشینی   . به این شکل که یا از کلمه های دم دست استفاده می کنند که بعضاً سست و دست فرسود و غیر معیار و عامیانه است یا خود تلاش می کنند که به اتکای ذوق و سلیقه واژه سازی و واژه گزینی کنند که یا جا نمی افتد یا مورد تمسخر قرار می گیرد و این بهانه ای می شود که ادعا شود این زبان شایستگی یک زبان معیار علمی و آموزشی را ندارد . و حاصل این همه تلاش خالصانه ، بد دفاع کردن از آن شده است . اگر قرار است واژه یا ترکیبی جا بیفتد باید واژه فصیح باشد یعنی مخالف اصول صرفی زبان نباشد ، خوش آهنگ و ساده و زیبا باشد ، ظرفیت تبدیل شدن به «معیار » را داشته باشد ، خیلی متروک و مهجور نباشد ، زایش داشته باشد یعنی این که بتوانیم آن را در ساخت ها ی دیگر هم به کار ببریم ،و ... . برای واژه گزینی چند اتفاق ممکن است روی دهد یا خودمان واژه ی مناسب را داریم ، یا با استفاده از ذخیره زبانی می سازیم ، یا واژه ی کهنی را تغییر معنا می دهیم و در معنای جدید به کار می بریم یا از گویش و لهجه های دیگر وام می گیریم یا در غیر همه ی این موارد همان واژه ی مصطلح را به کار می بریم . حال کسانی لازم است که بر قواعد صرفی و نحوی زبان مسلط باشند ، از دیگر گویش ها و زبان ها اطلاع داشته باشند و یا این که ذوق و ظرافت و توانایی واژه سازی را داشته باشند و همه جوانب را در نظر بگیرند .

2- مشکل نحو و محور هم نشینی :این مشکل ، مخرب ترین مشکل برنامه ی اخبار کردی سیمای ایلام است . آن ها جمله را دقیقاً از همان کلیشه ی فارسی ترجمه می کنند و حاصل کار خیلی گریه آور است چنان که من خودم جرأت تماشای برنامه را ندارم . عزیزان نویسنده و تهیه کننده ی این برنامه باید توجه داشته باشند که نیاز نیست خبر یا موضوع را در همان قالب و کلیشه ی فارسی بیان کنند ، اول آن عبارت و خبر را خوب بخوانند ، خوب بفهمند و آن چه را که فهمیده اند از نگاه یک کُرد زبان بیان کنند و در ساخت و محور هم نشینی آن تغییرات لازم را اعمال کنند و می بینید که این ها نکات ظریفی هستند که انصافاً هر کسی توانایی آن را ندارد . این مشکل یعنی ترجمه ی کلیشه و قالب زبان دیگر ، منجر به نابودی و فساد زبان می شود و از این منظر می بینید که زبان کردی جنوبی هر روز چه آسیب های جان گزایی می بیند . اگر حوصله اش را داشته باشم شاید زمانی نمونه هایی از این گرته برداری ها و کلیشه سازی ها  را ارائه کنم .

·              و اما یک سوال خودمانی . چرا علی رغم همه ی دغدغه ها ، بیشتر دغدغه ی زبان کردی جنوبی را دارید .

   دلیلش ساده است . به خاطر این که زبان مادری ام است و کیست  که زبان مادری اش را دوست نداشته باشد . همه ی زبان ها هدیه ی الهی هستند و باید قدر این نعمت الهی را بدانیم . این زبان ، از مجموعه زبان های ایرانی و آریایی است وبسیاری از پیشینه های فراموش شده در آن زنده مانده اند . شناخت آن می تواند پشتوانه ای برای زبان رسمی ما یعنی فارسی باشد . من همان اندازه که به زبان مادری ام علاقه مندم به زبان فارسی به عنوان زبان رسمی و ادبی کشور هم علاقه مندم و از شیفتگان سینه چاک آن هستم و فرهنگ و هویت ایرانی برایم بسیار ارجمند است . نگاهم به زبان کردی جنوبی نگاهی صرفاً فرهنگی است و آن را با شائبه ای آمیخته نکرده ام . دلیل دیگری که برای پرداختن به این زبان دارم آن است که می بینم وظیفه و رسالتی بر دوشم رها شده است . اکثر کسانی که می توانستند و می توانند بخشی از این رسالت را بر دوش بگیرند به زندگی روزمره مشغول اند و رفاه خود وخانواده را ترجیح داده اند و من و چند آسمان جل مانده ایم که غیرتمان اجازه نمی دهد این زبان و این فرهنگ و این سرمایه از دست برود و در حد شعر و مقاله و کتاب ونقد و نظری می کوشیم این آتش همچنان زبانه بکشد . من از این که می بینم گویشوران کردی جنوبی به آسانی از این نعمت می گذرند و با بچه هایشان فارسی صحبت می کنند ، بسیار متأسف می شوم . من می گویم همه باید زبان فارسی و حتی هر زبان دیگری را کاملا یاد بگیریم و بر آن مسلط باشیم سوالم این است که چرا باید این مسئله به قیمت نابودی زبان مادری مان تمام شود . مگر نمی شود هم زبان مادری را حفظ کنیم و هم فارسی  و انگلیسی و عربی و فلان و بهمان زبان را یاد بگیریم . می گویند هرکس به یک زبان مسلط باشد دنیا را از یک منظر نگاه می کند و آن که به دو یا چند زبان مسلط باشد دنیا را از زوایای متعددی خواهد می نگرد . چرا با فراموش کردن زبان مادری زاویه ای به روی جهان ببندیم . گاه سر کلاس های دبیرستانی با دانش آموزان برخورد می کنم که از درک معنی و ظرافت واژگان و و تعابیر کردی جنوبی عاجزاند واین گناهی است که والدین آن ها بر آن ها روا داشته اند و این معلولیت زبانی فرزندان و ناوباوگان معلول خودکم بینی پاره ای از اولیاست. از همه ی این ها گذشته ما نمونه ی عملی و عینی را پیش روی خودمان داریم . کرمانشاهی از سالیان دور به این بیراهه رفته اند و جز محروم کردن خود و فرزندانشان از یک مولفه ی هویت ساز حاصلی نداشته اند . آیا ما می خواهیم این تجربه ی شکست خورده ی را باز تجربه کنیم . این که فرزندان ما نتوانند زبان مادری را صحبت کنند و نتوانند با ظرافت های فکری و فرهنگی آن ارتباط برقرار کنند چه گلی است که باید  برسر خود بزنیم؟! و تازه آن چه به نام فارسی به خورد بچه ها می دهند ترجمه ای بی در وپیکر و خنده آور است که گاه دستمایه ی طنز و تمسخر می شود . مگر ما که زبان مادری را یاد گرفته ایم بلد نیستیم فارسی حرف بزنیم و به آن بنویسیم . امید وارم طوفان خودکم بینی آسببی به اساس زبان شیرین مادری مان نزند .

·        نام شما تا حدود زیادی با نام غلام رضا خان ارکوازی پیوند خورده است . چه جوری شد که به ایشان علاقه مند شدید ؟

 غلام رضا خان ارکوازی به دلایلی که در کتاب « شاعر قله های مه آلود » نوشته ام شاعر بزرگی است . هم شکل اشعارش عالی است هم محتوایش . علاوه برآن شاعر متعهد و دردمندی است و از جنس شاعران بزرگی چون ناصر خسرو و مسعود سعد سلمان می باشد . در کتاب مذکور که شامل شرح و تصحیح دیوان شاعر است ، راز علاقه مندی ام را به او نوشته ام . تقدیر چنان بود که بر اثر این علاقه مندی هم کنگره ی بزرگ داشت غلام رضا خان ارکوازی در ایلام برگزار شود و هم دیوانش را منتشر کنم . ویک خبر فرهنگی این که چاپ دوم این کتاب با نام تازه ی « دیوان غلام رضا خان ارکوازی » ان شاءالله تا پایان تابستان اتفاق می افتد .

·        این کتاب چه فرقی با کتاب قبلی دارد ؟

 در این کتاب ، مقدمه ی مفصل تاریخی حذف شده ، چرا که معتقدم می تواند در جای دیگری مستقلاً بیاید . شرح حال ها و تعلیقات اندکی تلخیص شده ، حجم اثر تا حد زیادی کاسته شده است اما شعرها با دو رسم الخط قبلی همچنان هستند و اغلاط تایپی رفع شده اند و متن منقح تر و  ویراسته تر شده است با طرح جلدی تازه و نامی تازه یعنی « دیوان غلام رضا خان ارکوازی » و بعضی تغییرات دیگر .

·        متولیان فرهنگی استان برای حفظ و حمایت زبان مادری مان چه کرده اند و چه می توانند بکنند ؟

خیلی کارها می توانند بکنند ؛ این که حمایت مالی کنند ، از کتاب های منتشر شده بخرند ، از طرح های پژوهشی و پایان نامه های مرتبط حمایت کنندو... . می بینم تا به حال چنین اتفاقی نیفتاده و خیلی از شاعران و محققان ما با پول خودشان کتاب هایشان را چاپ می کنند .  یعنی توی شاعر و محقق هم باید شعربگویی و پژوهش کنی ، هم پول چاپش را بدهی و هم بار توزیعش را به دوش بکشی . زیرا می دانیم که در استان ایلام ناشر یعنی کسی که پول چاپ کتاب را پر وپیمان از تو می گیرد و در قبال توزیع آن هیچ مسئولیت ندارد . یک بار با دوستی از روز طنز وطیبت و اندکی شیطنت می گفتم بهتر است از این به بعد به جای واژه ی نامفهوم و نآشنای « ناشر» بگوییم: « چاپِن» زیرا هم کردی است و هم ایهام لطیفی دارد؛ یک معنایش« چاپ کننده » ویک معنایش، آن که کارش « چاپیدن» است . امیدوارم ناشران عزیز از این شوخی من نرنجند . تازه شوخی هایی هم با کتاب فروش های همشهری دارم که به علت پرهیز از دشمن تراشی از آن ها  می گذرم . و اما بعد، عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو. هنوز خاطره خوب کنگره ی بزرگ داشت غلام رضا خان ارکوازی که به همت اداره ی کل فرهنگ ارشاد اسلامی ایلام در زمان ریاست آقای نعمتی برگزار شد از خاطرمان محو نشده است . صدا وسیما - هرچند به سائقه ی وظایف تعریف شده خویش-  نقش مهمی درترویج و حفظ زبان بومی دارد و لازم است از کارکنان خدومش تشکر شود . و شاهد بوده ایم که حوزه ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی ایلام در زمان ریاست آقای فرخنده نیز منشا خدمات ارزشمندی بوده است .  کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به خاطر علاقه مندی به بعضی آداب و رسوم محلی در زمان مسئولیت آقای پاک سرشت در خور تقدیر است و البته نقش مطبوعات استان نیز غیرقابل انکار است  .

·        در این سیاهه ای که ذکر کردید نامی از دانشگاه های استان نبود  ، چرا ؟

  به خاطر این که واقعاً کاری نکرده اند . ممکن است استادی به خاطر علاقه مندی شخصی کاری کرده باشد و کتاب و مقاله ای نوشته باشد یا دانشجویانی با تحمل دردسرهایی انجمن ادبی ای دایر کرده باشند  اما به طور کلی سیاست دانشگاه های استان در این زمینه حمایت از زبان وادبیات کردی استان نبوده است و اصولاً‌ ایلام شناسی جایگاه در خوری در نزدشان نداشته است . با این وصف دانشگاه آزاد ، اندکی بومی تر به نظر می رسد به خاطر پاره ای از کارهایش . متاسفانه باید گفت که نقش دانشگاهیان در تولید علم و تحقیق و پژوهش در حوزه ی مورد بحث ناچیز است .

·              چه کنیم این زبان و ادبیات بالنده بماند ؟

به دور از هرگونه تعصب و حاشیه ای ، به آن علاقه مند باشیم . هر کس در هر جایگاهی که هست به آن خدمت کند . بکوشیم با فرزندانمان به زبان مادری سخن بگوییم . آداب و رسوم و باورهای مثبتش را حفظ کنیم . برای حفظ زبان بومی باید جغرافیا و فرهنگ بومی را نیز پاس داشت . این که با تفرعنی بورژوایانه همه اش به فکر سود باشیم و برای رسیدن به قله های جاه طلبی از مادر خود – منظورم همان زبان ، ادبیات و فرهنگ محلی و کردی است – بگذریم کاری اخلاقی نیست . ما بدون این زبان به جای این که صاحب خانه باشیم مهمان خواهیم بود و به راستی مگر یک مهمان چقدر می تواند طفیل دیگران باشد . این کوه ها و جنگل ها و رودخانه ها دربستر زبان معنا می یابند .

منبع: ایلام امروز

[ ۱۳٩٠/٧/٦ ] [ ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

زندگی عشیره ای و سنتی در استان ایلام باعث رشد و رونق صنایع دستی مرتبط با آن شده است. از دیر باز بافت قالی کردی(قالیچه درشت بافت)، سیاه چادر، چیغ(چیت)بافی، جاجیم بافی، گلیم ساده، نمد مالی، احرامی بافی، گیوه بافی و عبا بافی در استان مرسوم بوده است. در راستای اهداف برنامه های آموزشی پس از ارزیابی قابلیتهای توسعه آموزش رشته های مختلف بومی استان با اولویت مزیت های هر منطقه جهت پاسخ گویی به سلایق مختلف، رشته های دیگری نظیر گلیم نقش برجسته، منبت چوب، سفال گری و طراحی روی سفال، قلم زنی روی مس، و... در این استان راه اندازی شده است و زمینه آموزش آنها فراهم شده است.


۱- قالی بافی:مواد اولیه بکار رفته در این گونه زیر انداز عمدتاً از ابریشم بوده که در بیشتر موارد به صورت تمام ابریشم و در پاره ای از مواقع از کرک و ابریشم با پشم در بافت فرش استفاده می شود. امروزه بخش عمده ای از زیر اندازهای سنتی که در استان استفاده می شود را فرش های گل ابریشم با رج شماره بالای40 و در اندازه های ذرع و نیم(100×150) و قالیچه(140×220) تشکیل می دهندکه عمدتاً در شهرستانهای دره شهر و ایوان از توابع استان ایلام بافته می شود.


۲- گلیم نقش برجسته: این بافته از نظر اصالت و تولید مهمترین و شاخص ترین صنعت دستی استان ایلام است که زمینه آن گلیم ساده و نقوش آن گره کامل قالی است که طبیعتاً بعد از بافت نقوش آن برجسته تر از زمینه است در سایر مناطق ایران از جمله اراک،کرمانشاه و ... نیز بافت این گونه گلیم انجام می شود ولی اصالت آن مختص به استان ایلام بوده و برای اولین بار بافت آن در روستای زنجیره از توابع شهرستان شیروان چرداول استان ایلام شروع شده است.


۳- نمد مالی: به دلیل بافت عشایری این استان و تامین مواد اولیه(پشم)مورد نیاز در داخل منطقه، نمد مالی از رونق خوبی برخوردار است. البته به دلیل تاثیرات جوی, این حرفه فصلی بوده و از اول تابستان تا ابتدای ماه سوم پائیز به مدت پنج ماه در سال انجام می گیرد و فرایند تولید شامل در هم تنیدن الیاف طی مراحل حلاجی کردن پشم، لوله کردن و کوبیدن آن است که در نهایت منجر به تولید نمد زیر انداز، کلاه نمدی و پالتوی(کپنک)خواهد شد. این حرفه عجین با سر انگشتان نمد مالان سخت کوش ایلام، ایوان، دهلران و آبدانان است.


۴- احرامی بافی: یکی از دستبافته هایی است که ماسوره اساس کار آن است و ماکو با الیاف نخی در این نوع بافته به کار می رود و از خامه پشمی رنگرزی شده به عنوان مواد اولیه آن استفاده می شود.
بافت این هنر-صنعت در ایلام، ایوان و مهران انجام می شود و با توجه به تعیین شهر مرزی مهران به عنوان مسیری برای اعزام و تردد زائران کربلای معلی, بافت این گونه دست بافته ها برای سجاده اهمیت بیشتری یافته است.


۵- گیوه بافی:کوهستانی بودن منطقه و نیاز به پای افزار راحت و سبک، انگیزه بافت گیوه را فراهم آورده است. این هنر-صنعت که هم اکنون نیز رواج دارد طی سه مرحله زیر ساخته و پرداخته می شود:
1- آماده کردن رویه گیوه (آجیده) که این کار توسط تخت کش انجام می شود .
۲- بافت رویه گیوه (گیوه بافی) که معمولاً برای بافت ازنخ پنبه ای و ابریشمی استفاده می شو
۳- دوختن رویه گیوه به تخت گیوه که این کار توسط فرد گیوه دوز انجام می شود.
بافت این پای افزار از زمانهای دیرین تا کنون در ایلام، ایوان و مهران رایج بوده است.
 

۶- بافت سیاه چادر: که در اصطلاح محلی( دوار) به آن گفته می شود معمولاً توسط زنان عشایر در استان و با استفاده از موی بز بافته می شود. از جمله ویژگی های سیاه چادر می توان به خواص فیزیولوژی موی بز اشاره کرد که بر خلاف بقیه مواد در گرما منقبظ و در سرما منبسط می شود و این به کاربرد ممتاز آن در سیاه چادر کمک کرده تا در تابستان منافذ سیاه چادر باز شده و هوای داخل سیاه چادر خنک شود و در زمستان منافذ آن بسته تا
از ورود سرما و باران جلوگیری شود.بافت این گونه پوشش حفاظتی در مناطق عشایر نشین کوچ روی استان ایلام انجام می شود.
 

۷- چیغ(چیت) بافی: چیغ از جمله متعلقات سیاه چادر است که همانند حصاری اطراف آن را در بر می گیرد. چیغ با استفاده از الیاف گیاهی(نی) و همچنین موی بز و در پاره ای از مواقع با استفاده از نخ پشمی رنگی بافته می شود ضمناً نقوش در چیغ به سبب ماهیت بافت آن به صورت هندسی است و ناگفته نماند که امروزه تکنیک بافت چیغ به عنوان پارتیشن در خانه های آپارتمانی کاربرد دارد. بهترین نوع این دستبافته به صورت الوان در ایوان بافته می شود یک نمونه از چیغ های این شهرستان با نقش مایه های اصیل و سنتی, بعلت زیبایی که از نظرترکیب بندی رنگ و کیفیت بافت دارد به عنوان سر در نمایشگاه صنایع دستی کشور نصب شده است.


۸- جاجیم بافی: جاجیم بافته ای از پشم تابیده رنگی است که اغلب بافت خشنی دارد. در منطقه ایلام عموماً از الیاف پشمی در بافت جاجیم استفاده شده که به عنوان رختخواب پیچ کاربرد دارد. در اکثر خانواده های استان ایلام از این نوع دستبافته ها برای پیچیدن یک دست رختخواب اضافی برای میهمانان استفاده می شود. لازم به ذکر است که در گذشته های نه چندان دور از رختخواب هایی که با جاجیم پیچیده و مرتب شده اند در کنار دیوار به عنوان تکیه گاهی مناسب برای میهمانان استفاده می شد.علاوه بر این به دلیل تنوع رنگی، جاجیم های میهمان خانه زیبایی خاصی پیدا می کرده است چنانچه از گفته های جاجیم بافان منطقه بر می آید حاکی از این است که هنر جاجیم بافی از دیر باز در مناطق ایلام، ایوان و آبدانان رایج بوده است.


۹- سفال گری: سفالگری هنری با پیشنه تاریخی است که هنرمندان با استفاده از مواد اولیه فراوان و ارزان قیمت گل رس, با روشهای دستی و چرخ سفالگری اقدام به تهیه و تولید انواع فرمهای سفالی می کردند این هنر ارزشمند از سال 1380 با حمایت و نظارت مدیریت صنایع دستی در منطقه ایلام رواج یافته و علاوه بر آن توانسته است علاقه مندان بسیاری را در سایر مناطق استان از جمله دره شهر و سرابله جذب نموده و آموزش دهد.
 


۱۰- عبا بافی: عبا از جمله دستبافته های سنتی ایران است که از دیر باز در مناطقی چون بوشهر, کوهپایه اصفهان و نائین تولید می شده است. در استان ایلام نیز در شهرستان مهران عبا بافی در اندک کارگاههایی رواج دارد. پشم گوسفند و یا شتر مواد اصلی تهیه عبا است ولی امروزه برای چله کشی عبا ازنخ های پنبه ای کارخانه ای استفاده می شود. دستگاه عبا از جنس چوب می باشد که بدلیل بافت ساده و عدم ایجاد نقش تنها دو عدد ورد دارد که آنها تنها برای ایجاد دهنه کار و عبور ماکو از تارهای زیر و رو مورد استفاده قرار می گیرد. در منطقه مهران علاوه بر عبای مردانه, عبای زنانه نیز تهیه می شده که کوتاهتر از نوع مردانه است و در زبان محلی به آن قتره می گویند.

  منبع: ایلام امروز

[ ۱۳٩٠/٥/۳٠ ] [ ۳:٥٧ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

در این جستار تاریخی به علل ظهور ،  زمینه ها ، دلایل و نتایج قیام ایلام و همچنین نقش رهبران آن در ایجاد اتحاد و همدلی در میان ایلات و طوایف ایلام اشاره شده است  روش پژوهش در این مقاله عموماً مبتنی بر منابع و مآخذ معتبر و اسناد مرکز مطالعات تاریخ دیپلماسی وابسته به امور خارجه و مصاحبه با کهن سالان و حاضران در قیام و تحلیل و واکاوی آن ها توسط نگارنده است .

 کلید واژه : ایلام ، جنگ جهانی اول ، شاه محمد یاری ، رضاخان ، والی

مقدمه :

استان ایلام با مساحتی بالغ بر 19044 کیلومتر مربع و جمعیتی حدود 620 هزار نفر و هشت شهرستان در غرب ایران قرار گرفته است . زبان مردم ایلام کردی است که آن را کُردی جنوبی یا فَیلی نیز می گویند در این مبحث به گوشه ای از تاریخ ایلام پرداخته می شود.

قیام رنو فراز برجسته ای از تاریخ پرفراز و نشیب ایلام به شمار می رود و این رخداد به یادماندنی که با اتحاد و همکاری ایلات و طوایف کُرد به وقوع پیوست شاهدی بر سلحشوری و دلاوری های آنان است .

اما کشور ایران در طول تاریخ ادوار دشواری را از سرگذرانده و از این رهگذر تجارب گرانبهایی اندوخته است . یکی از این ادوار اواخر سلطه ی  قاجاریه بر ایران است که آخرین شاه این سلسله هیبت و ابهت کشور را جریحه دار نمود.

با آنکه احمد شاه به علت سن کم و نیز کم تجربگی قادر به اداره ی امور کشور نبود جنگ جهانی اول به وقوع پیوست و طبیعی بود که ایران به دلیل موقعیت خاص استراتژیکی و ضعف و ناتوانی دولت در کنترل و حفظ تمامیت ارضی کشور و همچنین وجود حکومت های نیمه مستقل همچون والیان ایلام و والیان سرکش خوزستان صحنه کشاکش و درگیری شود. با وجود حضور قوای انگلیس و شوروی در آن زمان در ایران با تهاجم گسترده عثمانی به غرب کشور و نیز پیوستن آنها به آلمانی ها و سعی شان برای نفوذ در نواحی غرب ایران عملاً این کشور جولانگاه بیگانگان شد .

 به رغم حملات گاه و بیگاه عثمانی ها به صفحات غربی به ویژه ایلام ، مهران و... که سرتیپ حاجعلی رزم آرا از آنها نام برده ودر این مناطق امنیت نسبی حکمفرما بود به گونه ای که برخی از رهبران مذهبی با سفر به کرمانشاه به رهبری نظام السلطنه مافی دولت موقت تشکیل دادند. سرانجام در حوت 1299 رضاخان میر پنج که فرمانده  بریگاد قزاق ارتش ایران بود ، کودتا کرد.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/٤/۱۸ ] [ ۳:۳٧ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

جمعیت استان ایلام در سال 1385 و بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ، 545787 نفر بوده است که از این تعداد 278566 نفر مرد و 267221 نفر زن بوده که بر همین اساس مردان 51 درصد و زنان 49 درصد جمعیت استان را تشکیل می دهند.

جمعیت شهر نشینی با 231/331 نفر حدودا" 61 درصد و جمعیت روستایی با 214556 نفر حدودا" 39 درصد جمعیت استان را شامل می شوند.

تراکم جمعیت استان در سرشماری سال 1385 برابر با 1/27 نفر در هر کیلومترمربع می باشد.

از کل جمعیت استان 43/25 درصد در گروه سنی صفر تا چهارده ساله و 10/70 درصد در گروه سنی 15 تا 64 ساله و 77/4 درصد در گروه سنی 65 و بیشتر قرار دارند.

جمعیت افراد با سواد بالای 6 سال 000/316 نفر است که از این مقدار 000/172 نفر مرد و 000/144 نفر زن می باشند.

از کل جمعیت بالای 6 سال استان 90/81 درصد باسوادند که این آمار در مناطق شهری 76/86 درصد و در مناطق روستایی 95/74 درصد می باشد.

زبان مردم استان ایلام

در استان ایلام تنوع زبانی یا گویش های محلی وجود دارد . به نحوی که مردم ایوان ، ایلام و شیروان چرداول با مناطق جنوبی استان مانند دهلران و دره شهر ، آبدانان دو لهجه متفاوت دارند و گویش های متعددی در سراسر استان رایج است.

زبانهای کردی ، لری و عربی در استان ایلام رایج است . کسانی که به زبان کردی سخن می گویند در شهرهای ایوان (کردی کلهری) ، شیروان و چرداول ، ایلام ، مهران و تعدادی در آبدانان و دهلران زندگی می کنند.

کسانی که در استان ایلام با زبان لری صحبت می کنند در شهرهای دهلران، آبدانان سکونت دارند.

در شهرهای دهلران و بخصوص در موسیان ، عده ای به زبان عربی صحبت می کنند که گروه اقلیت زبانی استان را تشکیل می دهند.

بطور کلی زبان اکثریت مردم استان ایلام ، کردی است ، گویش کردی در کرمانشاه گورانی و در ایلام فیلی می گویند.

در حال حاضر در استان ایلام ، اقوام کرد حدود هفتاد درصد و بقیه لرولک و عرب ساکن هستند.

ایلام امروزی گرچه مدت ها جزئی از ولایت لرستان بوده ، اما هویت فرهنگی جداگانه ای داشته است و از دیرباز محل زندگی طوایف و قبایل کرد بوده است.

چون اکثریت مردم ایلام کرد هستند ، این مردم جزو گروه نژادی و زبانی کردها محسوب می شوند و نمی توان آن ها را جزو لرها بدانیم و در دوره قاجار بدان جهت به این منطقه لرستان پشتکوه می گفتند چون والیان این ناحیه لر بودند. اما باید گفت مردم استان ایلام کرد هستند و در گروه زبانی و نژادی کردها قرار دارند.

 

[ ۱۳٩٠/٤/۱۳ ] [ ۳:۳٥ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

پیشینه
نام منطقه استان ایلام در زمان باستان، اریوجان بوده‌است. در جای خود شهر ایلام کنونی در قدیم شهری به نام ردین بوده و بعدها یعنی در زمان فرمانروایی حاکمان محلی آن یعنی والیان، حسین‌آباد نام داشته که در سال ۱۳۰۸ خورشیدی در زمان رضاشاه پهلوی ایلام نام گرفته‌است.

 تقسیمات کشوری
استان ایلام دارای هشت شهرستان به این شرح است: آبدانان، ایلام، ایوان، دره شهر، دهلران، شیروان و چرداول، ملکشاهی و مهران.

ایلام تاسال ۱۳۴۲ بخشی از استان کرمانشاه بود اما بر اساس تقسیمات کشوری آن سال به استان تبدیل شد. طی این تقسیمات، بخش‌هایی از لرستان و خوزستان به ایلام ملحق شدند. این ملحقات شامل دره‌شهر دهلران آبدانان از لرستان و موسیان از خوزستان می‌شد.

نقاط شهری استان ایلام عبارت‌اند از: آبدانان، آسمان‌آباد، ارکواز، ایلام، ایوان، بدره، پهله، توحید، چوار، دره‌شهر، دهلران، زرنه، سرابله، صالح آباد، لومار، مورموری، موسیان، مهران و میمه.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/٤/٩ ] [ ٧:۳۱ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

پیشینه تاریخی و موقعیت جغرافیایی کردستان جنوب

 پیشینه استقرار در این حوزه فرهنگی ،تاریخی به استناد مطالعات و کاوشهای باستانشناسی صورت گرفته در آن-‌‌‌‌ـ بخصوص در تپه هایی  چون ؛ علی کش، چغا سفید ، سبز،خزینه و...در دهلران و کزآبادو چشمه ماهی در هلیلان درهزاره های پیش از تاریخ وکاوشهای منسجم در قبرستانهای دوران تاریخی ؛ ورکبود ،جوب گوهر کل نسار ، بردبال و... و کاوش در شهر تاریخی دره شهر مربوط به قرون اولیه اسلامی ـ پیشینه تاریخی آن  را از هزاره هشتم ق.م تا قرون اولیه اسلامی به صورت تداوم دوره ها به اثبات رسیده است.

 استان ایلام فروزان از تمدن دیر پای سرزمین ایلام باستان است. این استان بخشی از تمدن ایلام قدیم بوده که حدود 3000 ق.م بوجود آمده که در این دوران تا سال 640 ق.م به حیات خود ادامه داده است و در دوران طلایی خود از اقتدار خاصی برخوردار بوده است. ایلام که در کتیبه های بابلی (آلام یا آلامتو) آمده است به قولی معنی کوهستان یا (کشور طلوع خورشید) را میدهد.

در دوران ماد ،هخامنشی، سلوکی واشکانی این سرزمین به جهت همسایگی باحوزه های همدان کردستان کرمانشاه لرستان واز همه مهمتر قرار گرفتن در آغوش شوش(خوزستان) دارای آثاری مربوط به این دوران بوده که متاسفانه پژوهشهای آنچنانی در این زمینه صورت نگرفته است. ایلام در دوران ساسانی به جهت نزدیکی به تیسفون پایتخت ساسانیان ومحل  گذربه داخل کشوردارای بیشترین آثارمربوط به این دوران بوده است.در عهد ساسانیان سرزمین ایلام امروزی را ایالت های مهرجانقذق با مرکزیت سیمره و ماسبذان با مرکزیت سیروان تشکیل داده بود که پس از تصرف مسلمین اعراب آنرا سرزمین جبال یا کوهستان نامیدند.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/٤/٩ ] [ ٧:۱۳ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

کامران ره‌حیمی


(شیکردن جمشت فه‌رهه‌نگی کوردی خوارگ)

ئویشن روژێ روژگارێ ده‌ ده‌وران وه‌رین، هه‌ ده‌ێ ئیلام خوه‌مانه‌ چل ئه‌ڤداڵ ِئازا و عاقڵ و قسه‌خوه‌ش بۆنه‌، که‌ کارێان فه‌قه‌ت گرده‌نشینی و باس خودا و په‌ێغامبه‌ر و قسه‌یل خاس  بویه‌‌.

تا روژێ، تێخ سه‌رده‌وا، ته‌خت و به‌ختێان شێونێ ؛ زقوم ده‌ یه‌ێ لا، بێ ماڵی ده‌ لاێ تره‌و ، زوور پ‌ێان دێارێ . تا جی که‌ ده‌ ناچاری په‌لام به‌نه‌ ئشکه‌فتێ. ئمجا ژه‌ وه‌ێشت ورسگی و رۆتیه‌ڵی که‌فنه‌ چه‌بکه‌م، چه‌بکه‌م.

زه‌مین یه‌خ و ئاسمان ره‌ق، پیر ئه‌ڤداله‌ێل ناچار که‌ێ، گشت هاوڕێه‌یل وموریده‌یلێ ده‌ ده‌ور خوه‌ێ کووه‌و بکه‌ێ.

ئه‌ڤداله‌ێل چوی جار جاران ، دۆماێ که‌مێ قسه ‌وباس و زکر و هوو هوو، چوی چه‌مه‌ری ده‌ ده‌ور یه‌ک جه‌مه‌ دون. پیر روی خه‌ێ وه‌ یه‌کێ له‌ یارانێ ئویشێ: « یه‌سه‌ دوینی زقوم و ورسگی ده‌په‌سا به‌ن به‌ن گیانمان بڕن، تو که‌ له‌ گشت بویچگتری ئه‌ڵس باوشێ هێزم و چیلگ گرده‌و بکه‌، تا ئاگره‌و بکه‌یم».

پیاگ دوگه‌زی نام قه‌ێ جه‌ڕیاگ، که‌مێ ده‌ خوێه‌و دوێ که‌ ئه‌ڕا چه‌ ده‌ ناو هه‌مێان وه‌ ئه‌وی وت. ئه‌ڕا یه‌ له‌ ژێر کار ده‌ر بچوو وه‌ نه‌وه‌دڵی وناراحه‌تی ده‌س ئه‌ڵ شان ره‌فیقێ نه‌ێ و ئویشێ: « وه‌ شه‌رتێ چم که‌ ئه‌وه‌ڵ ئێ ره‌فیق لاراسمه‌ بچوو».

ره‌فیقه‌یش واقێ به‌ێ وه‌ ناراحه‌تی ئویشێ: « منیش وه‌ شه‌رتێ چم که‌ ئه‌وه‌ڵ ئێ ره‌فیق که‌شمه‌ بچوو».

خوڵاسه‌ ئێ شه‌رت و مه‌رج باتڵه‌ ده‌ نامێان خڕ خوه‌ێ تا دۆماێ چه‌نێ، زقوم سقان سووز، چۆ سان بان سه‌رێان، ره‌قێان که‌ێ و گشت بێ سه‌ر شوون دون...

یه‌ خوو تا ئێره‌ ده‌ ویرتان بمینێ ،تا بچیمه‌ سه‌ر باستر. گشتمان زانیم خاسیش زانیم، زوانێ که‌ وه‌ێ قسه‌که‌یم و وه‌ردێ گه‌په‌و بۆمنه‌ و هاوژین و هاورێمانه‌، کوردیه‌. ئێ زوانه‌ هه‌ر چه‌ن ده‌ دریژاێ عمرێ، ده‌قیقه‌ پێ نه‌خوه‌نریاگه‌ و نه‌نویسریاگه‌‌، وه‌لێ ده‌ بێن هزاران زوان ده‌ دنیا مه‌قام چلم دێرێ. له‌ێ باوه‌ته‌ زوانمان خاس تویه‌‌نستگه‌ ژه‌ زه‌خم زه‌مان و زیان زوانه‌یل تر ده‌ ئه‌مان بوو.

وه‌لێ  یه‌ ، که‌ زوان کوردی ده‌ عمر دویر و دریژ دو سێ هزار ساڵه‌ێ خوه‌ێ، چۆن حفز بویه‌‌ یا حفز کردنه‌ باس تره‌. ئیمه‌ باس ئه‌سڵیمان یه‌سه‌ که‌ زوان کوردی ئیلام – که‌ ده‌ ده‌ر و ده‌ێشت وه‌ کوردی فه‌یلی ناسریاگه‌ چ بخوازیم (؟) چ نه‌خوازیم دێرێ ده‌ به‌ێن چوو، ئه‌وه‌یش ده‌ قه‌رن بیس و یه‌کم، که‌ ده‌ وڵاتمان، سداوسیماێ مه‌رکه‌زی و هه‌فت هه‌فته‌ نامه‌ و هزاران بنویس و بئویش و روژنامه‌ نویس دێرێ.

ئمڕووژه‌ ئه‌گه‌ر ده‌ وڵات ئاخر وه‌ شه‌ڕمان خاس هویرده‌و بویمن دوینیم، زورم مه‌ردم وه‌رد زارووه‌ێلیان فارسی ئویشن  و  ده‌ عه‌راقیش عه‌راوی. ئه‌وه‌یش چ فارسیێ؛ فارسی قه‌رقاتی که‌ سه‌د به‌رابه‌ر ده‌ فارسی چه‌پی چه‌واشه‌ێ کرماشان ناشێرین تره‌.

تازه‌ وه‌ختێ ده‌ کویچه‌ و خێاوان جومله‌یل نه‌ کوردی نه‌  فارسی جوور: «خاسم قوربان شما»، «وه‌ ایشان وتم»، «خسته‌ نباشن» و... له‌ ده‌ م سه‌واددار و بێ سه‌واد، گه‌پ و بویچگ، مناڵ و مه‌زن، ئژنه‌وی، ده‌ وه‌ێشت خه‌نگ ،ده‌ یادت چوو، جوور هه‌میشان خوسه‌ بخوه‌ی و مق بوه‌ی وه‌ دڵ.

ئمجا وه‌ختێ وه‌رد دانشجوو یا ئوستادێ که‌ رساڵه‌تێان روشنگه‌ریه،‌ قسه‌ که‌ی، قه‌ژمه‌ریێان وه‌ زوان و فه‌رهه‌نگ خوه‌مانی دێاێ. یانه‌ مودڕنیته‌ و پێشکه‌فتن گه‌ن هالی بۆنه‌، فکر که‌ن فه‌رهه‌نگ خوه‌مانی، یانێ وه‌ دۆما که‌فتن؛ وه‌ ژێرپا ناین فه‌رهه‌نگ ئه‌ژدادی و چه‌سپین وه‌ یا و ئه‌وی، به‌رابه‌ره‌ وه‌رد پێشکه‌فتن وتکنولوژی! ده‌ حاڵێ که‌ مودڕنیته‌ هن قه‌رن بیسمه‌. ئێسه‌ ده‌ قه‌رن بیس ویه‌کم، پوست مودڕن وه‌ فکرنوو چه‌ن فه‌رهه‌نگی وفره‌ده‌نگی، گشت فکره‌یلِ شوونیستی وئستعمارگه‌ره‌یل فره‌خواز، پێشت سه‌ر ناگه‌.

ئه‌ڵبه‌ت ئیمه‌ به‌دمان ده‌ فارسی نێاێ . ئه‌ڕا یه‌ که‌ فارسی و کوردی له‌ یه‌ێ بنه‌ماڵه‌ن وه‌لێ هه‌ر کامێان بایه‌د ده‌ جی خوه‌ێان وه‌ کار بچن. ئه‌گه‌ر ئیمه‌ ته‌قه‌لا بکه‌یم زوان کوردی و فارسی وه‌ شیوه‌ێ علمی وزانستی دورس یاد بگریم، ده‌ ئه‌سڵ ، وه‌ دڵنیایی توانیم بۆشیم نه‌ ته‌نیا خزمه‌ت گه‌پێ وه‌ هه‌ردگ زوانه‌؛ به‌ڵکم وه‌ ته‌مام به‌شه‌ریت کردیمنه‌ چون زوان هه‌ر وڵاتێ ،به‌شێ ده‌ میرات فه‌رهه‌نگی گشت جه‌هانه‌.

وه‌ ئێ هه‌مه‌ وته‌ زوان باوگ و باپیرانمان وه‌ بووت نائاگاهی مه‌ردم و په‌ڵپ کڵاس و پرستیژ ئجتماعی، دێرێ ده‌ وه‌ر چاومان گیان کنێ، گشتمانیش کزو کوور و ته‌سلیم، فه‌قه‌ت ئیسفای گرتیمنه‌.

ئایا رساڵه‌ت ِروشنفکره‌یل وجامعه‌ ناسه‌یل وژدان وریا فه‌قه‌ت ئیسفاگه‌ریه‌ ! که‌ هه‌ر چشتێ ده‌ به‌ێن بچوو ئامار و ئه‌رقامێ بگرن. ده‌قیق خه‌وه‌رێ بنۆسن؟... ده‌ راسی ئی دویزه‌مه‌ێ بێ هویه‌تی و ره‌وان شێویاگیه‌ ده‌ کوو هات؟ چوی تویشمان هاورد؟

ئمرووژه‌ ئه‌ڕا حفزِ کوچگ نویسیاگێ یا چوارگله‌ کاسه‌کوچڵه‌ شکیاگ، هزاران که‌س مه‌ئموور نه‌ن و بودجه‌ خه‌رج که‌ن. ئویشن: یه‌ میرات باستانیه‌ ده‌ روی  یانه‌ توانیم ئه‌وبڕه‌سیم  ئیمه‌ کی بویمنه‌ و چ فه‌رهه‌نگ و ته‌مه‌دونێ داشتیمنه‌.

یانه‌ گشتێ دورس و وه‌جی. وه‌لێ ئه‌ڕا چه‌ زوان ِکوردی که‌ ریشگ ده‌ ئه‌وستا و په‌هله‌وی دێرێ هێمان زینگه‌ و هه‌ناس کیشێ هویچ حمایه‌تێ لێ نیه‌و. زوانێ که‌ ئه‌ژدادمان وه‌ خۆن دڵ و نان به‌روی ده‌ هڵامات ترک و عه‌ره‌و و موغول و... حفزێ کردنه‌، تا وه‌ ده‌س ئیمه‌ ره‌سیه‌.

جار جارێ ئویشم نه‌که‌ێ ئیمه‌ چوی ئاکد ،ئاشوور ،بابڵ و... ته‌رف توین بوویم و ده‌ تاریخ فه‌قه‌ت نامێ لێمان بمینێ.  هه‌ڵبه‌ت ئاێم نه‌بایه‌د هه‌، ده‌م له‌ نهات و نامه‌ی به‌ێ. هه‌ر له‌ێ وڵات خوه‌مانه‌ فره‌ که‌سه‌یل هه‌سن که‌ دووسدار و لاینگر زوان و فه‌رهه‌نگ خوه‌مانین وه‌لێ وه‌ داخه‌و ده‌ قسه‌ و تئووری بان¬تر نیه‌چن (؟) یانه‌ فه‌قه‌ت چوار قسه‌ێ بازگ یاد گرتنه‌و ده‌ ئیلا و ئوولا ئۆشنێ. وه‌ختێ واده‌ێ کار و عه‌مه‌ڵ دێاێگه‌و وه‌ر، یا خوه‌ێان شارن یا هزار شه‌رت و مه‌رج داتراشن.

خوه‌زه‌و چاره‌نویس ئه‌و چل ئه‌ڤداڵه‌ نه‌وه‌ تویشمان. چون ئیمه‌یش جوور ئه‌وان چاوه‌رێیم که‌س تر یا که‌سان تر کارێ بکه‌ن، ئه‌و که‌سانیش چاوه‌رێن ئیمه‌ کارێ بکه‌یم ده‌ێ ده‌ور باتڵه‌، گیر که‌فیتیمنه‌ مه‌گه‌رخودا خوه‌ێ...

وه‌ هه‌ر حاڵ هه‌ر چشتێ وه‌ ئه‌ڵکه‌فته‌، خاسه‌ ئه‌و چڵ ئه‌ڤداڵه‌ مردن و ئیمه‌ ده‌  لان و چین ئه‌وان نیم (؟) وه‌گه‌رنه‌ ئێ جگڵه‌ێ جم وجویلیش لێمان نه‌وی.

[ ۱۳٩٠/٤/٩ ] [ ٧:۱۱ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

 

 

 

 

وه نام خودای گه پ (گه ورا)

جگی قسه کردن یه (له) باوه ت ئیلام گه ن نیه! ئی سرزمینه که ئینگه وه نام ئیلام ناسیایه، ئه گر که سی شوون گردو مه زانی که سابقه ژیان فره دوور و دریژی دیره شاید یه کی له  جایل شروع  ته مه دون! وه لات ئیلام دارسان (زیاتر داربلوی) و ده یشت خوشی دیره ده هه رچوارفه سل سال! ولی وه داخوه که له بن به س گه نی که فتیه که یه هه م باعیس بویه یه فره باوه تو نسبت وه جایل ترده نام ئیران ئمروژی بکفه ئو دوما. جه معیت ئیلام نزیک وه 700 هزار نه فره و بیشریان و زووان کوردی (جنوبی) و زاراوه  ناسریا وه نام کوردی " فه یلی" قسه که ن. نام فه یلی هه م وه علت حوکومه ت نزیک وه 505 سال حاکمیل فه یلی (حاکمیل لووری ئوستان لوورسان ئینگه) له ئی ئوستانه، نام ده رکردیه. وه داخوه خیلی کسیل که خاس شوون گرنه یونه هه وه ئی عیلته ئی سه رزمینه وه ئیشتیبا وه نام  لوورنشین ناسانه نه ( وه علت به ش بوونه یل سیاسی)! جالیبه که له دوران حوکومه ت ئی والییل فه یلیه بیشترمه ردوم ئی ولاته ژیرده س و هه ژار و ده ربه ده ر بوونه تا ئوره که جه م فری له ئی مه رد ومه ده ده س زولم و زوور و هژاری چینه وه ره و بغدا، مندلی، بدره و... . ئیسه هم یه نام بین سه د سالی پیش ئه گرچی و ه زمان وه نسبت ئوسا روژ وه  روژ خاسترئو بوویه ولی هیمان هم مه حرومترین ئوستان ئیرانیم. یه یه ک ئاشنایی کول بوو، له ژیر بیشتر بخوه نن.

[ ۱۳٩٠/٤/٩ ] [ ٦:٥٧ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

استان ایلام بخشی از تمدن عیلام باستان بوده که حدود ۳ هزار سال قبل از میلاد به وجود آمده است و از آن دوران تا سال ۶۴۰ ق. م نیز به حیات خود ادامه داده است. ایلام که در کتیبه های بابلی آلام یا آلامتو نام گرفته به معنی کوهستان یا

کشور طلوع خورشید است و در دوران ساسانی و اسلامی، جزئی از ایالت ماسبذان بوده و این منطقه تا قبل از ورود حسین قلی خان والی به ده بالا معروف بوده است که هم زمان با حکومت حسین قلی خان ابوقداره حسین آباد نام گرفت. این سرزمین، در سال ۱۳۰۹ شمسی باتوجه به سابقه تاریخی منطقه و تصویب فرهنگستان ایران، ایلام نامیده شد.شهر ایلام با واقع شدن در حصاری از کوه ها و ارتباط نزدیک شهر با جنگل، دارای  آب و هوای معتدل کوهستانی است.این استان که دارای ۸ شهرستان شامل ایلام، ایوان، شیروان چرداول، مهران، دهلران، آبدانان، دره شهر و ملکشاهی است صنایع دستی متفاوت و بسیار هنرمندانه ای مانند گلیم نقش برجسته که از نظر اصالت و تولید مهم ترین و شاخص ترین صنعت دستی و بومی استان است، فرش کرکی، فرش ابریشم، جاجیم، نمد، گیوه بافی، قتره بافی، چیت بافی و صنایع چوبی دارد. از مهم ترین سوغات های محلی ایلام می توان به روغن حیوانی و کره محلی با طعم بسیار لذیذ، عسل کوهی و ناب مناطق سورگه و شلم، کشک، کنجد و گردو، سقز محلی، شیرینی های بژی برساق، کله کنجی و کهک، حلوای بگل (ترکیبی از پودر کشک و خرما) و ترخینه که با توجه به مواد به کار رفته در آن درمان بسیار خوبی برای سرماخوردگی است، اشاره کرد.جمعیت استان ایلام از اقوام کرد است، کردها درصد بالای جمعیت را به خود اختصاص داده اند. ایلام به دلیل زیبایی های طبیعی فراوان «عروس زاگرس» نامیده می شود و فصول سال در این منطقه آن چنان به هم آمیخته است که نقاط گرمسیری، سردسیری و معتدلش در کنار همدیگرند.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/٤/٩ ] [ ٦:٢٩ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]


خبرگزاری میراث آریا:به مناسبت سالروز آزادسازی مهران صورت می‌گیرد

نامگذاری یک میدان به نام «مهران» در تهران

«مسعود اسکندری» در گفت‌و‌گو با میراث‌آریا (chtn)، با اشاره به نام‌گذاری هفته منتهی به آزادسازی مهران به نام هفته پایداری استان ایلام در تقویم کشوری، گفت: تلاش می‌کنیم نقش بی‌نظیر مردم استان به ویژه مردم شهید پرور شهر مهران را در این هفته به خوبی نمایان کنیم.

او با بیان اینکه در سال‌های گذشته ویژه‌ برنامه‌های سالروز آزادسازی مهران در سطح استانی برگزار می‌شد، خاطرنشان کرد: امسال طی مکاتبه‌ای با شهرداری تهران مبنی بر برگزاری هفته پایداری در یکی از فرهنگسراهای پایتخت، مقرر شد با توجه به نام این هفته، ویژه‌ برنامه‌های مورد نظر و هفته فرهنگی استان در فرهنگسرای پایداری برگزار شود.

مدیرکل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان ایلام به جمله‌ تاریخی امام(ره) (مهران را هم خدا آزاد کرد) اشاره کرد و افزود: هفته فرهنگی و پایداری استان ایلام از هفتم تا دوزادهم تیرماه با محوریت گردشگری جنگ و برگزاری نمایشگاه‌های مختلف برگزار خواهد شد.

او ادامه داد: برنامه‌هایی همچون نورافشانی سطح شهر در شب منتهی به سالروز آزادسازی مهران، پخش موسیقی و نوارهای انقلابی و حماسی، فعالیت هیات‌های مذهبی در سطح شهر، تزئین سطح شهر مهران با تمثال مقدس شهدای کربلای یک، برپایی ایستگاه‌های صلواتی در طول هفته پایداری، ارسال پیامک به مشترکان تلفن همراه و تبریک سالروز آزادسازی مهران در سطح استان و شهر مهران توسط مخابرات و ادارات مجهز به سیستم ارسال پیامک، برپایی شب شعر، برگزاری مسابقات ورزشی با عنوان جام آزادسازی مهران، اعلام برنامه‌های روز شمار هفته پایداری، اجرای برنامه در پایانه و بازارچه مرزی بخشی از برنامه‌های در نظر گرفته شده در شهرستان مهران است.

رئیس ستاد برگزاری هفته فرهنگی استان ایلام در تهران اظهار داشت: همچنین دهم تیرماه همایشی با حضور فرماندهان جنگ، ایلامی‌های مقیم تهران، مدیران کشوری، برگزاری و طی مراسمی از نخبگان استان ایلام تجلیل به عمل خواهد آمد.

[ ۱۳٩٠/٤/٦ ] [ ٤:٠۱ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

معاون حفظ، احیا و ثبت آثار تاریخی اداره‌کل میراث‌فرهنگی استان ایلام از تکمیل اطلاعات فنی و تاریخی پل گاومیشان به عنوان بزرگترین پل تاریخی غرب کشور خبر داد.

«محمدجواد خانزادی» در گفت‌و‌گو با میراث‌آریا (chtn)، با بیان اینکه این اثر تاریخی متعلق به دوره ساسانی و به شماره 2222 در فهرست آثار ملی کشور جای گرفته است، افزود: معماری و قرار گرفتن پل گاومیشان بر روی رودخانه سیمره و در مسیر یکی از راه‌های فرعی جاده ابریشم، این پل را از سایر پل‌های تاریخی در غرب کشور متمایز کرده است.

او با ابراز امیدواری نسبت به تهیه پرونده ثبت جهانی این اثر تاریخی گفت: شرایط و ویژگی‌های منحصر به فرد پل گاومیشان، این اثر تاریخی را واجد شرایط ثبت جهانی کرده است و امیدواریم بتوانیم به همراه دیگر آثار تاریخی دره‌شهر به فهرست ثبت میراث جهانی راه یابیم.

معاون حفظ، احیا و ثبت آثار تاریخی استان ایلام با بیان اینکه اداره کل میراث‌فرهنگی استان ایلام سیاست‌های خوبی برای حفاظت و تهیه طرح‌های مطالعاتی اتخاذ کرده است، اظهار داشت: از سال 79 تا کنون برنامه‌های مرمتی، مطالعاتی و حفاظتی مختلفی بر روی این اثر انجام گرفته است.

این مقام مسوول در اداره‌کل میراث‌فرهنگی استان ایلام تصریح کرد: طی این مدت هفت فصل مرمت بر روی پل تاریخی گاومیشان با صرف اعتباری حدود 300 میلیون تومان انجام گرفته است.

«خانزادی» گفت: طرح جامع مطالعاتی مرمت این اثر شامل آسیب‌شناسی، آسیب‌نگاری، حفاظت اضطراری و مرمتی تهیه شده است که هر سال بر اساس این طرح،‌ پروژه‌های مختلفی انجام می‌گیرد.

او با بیان اینکه اطلاعات فنی و تاریخی پل گاومیشان تکمیل شده است، افزود: ساماندهی محوطه، تعیین عرصه و حریم، نقشه‌برداری، تهیه مدارک فنی،‌ مطالعات زمین‌شناختی، خاک‌شناسی و به طور کلی مطالعات جامع این اثر توسط اداره کل میراث‌فرهنگی استان انجام شده است.

معاون حفظ، احیا و ثبت آثار تاریخی استان ایلام، استحکام‌بخشی دهانه پل‌ها که بر اساس سیلاب‌ها و طغیان رودخانه آسیب دیدند را حائز اهمیت دانست و یادآور شد: سال 89، پایه دهنه جنوبی پل که بر روی رودخانه سیمره قرار گرفته و در اثر سیلاب سالیان گذشته و طغیان رودخانه شسته شده بود مورد مرمت و استحکام‌بخشی قرار گرفت.

«خانزادی» افزود: این استحکام‌بخشی به روش شات‌کریت و یک دیوار مارونی با مصالح سنتی اجرا شد که تاثیر بسیاری در انتقال فشار به اطراف پایه‌های پل و جلوگیری از تخریب زیر پایه داشت.

این مقام مسوول در اداره کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان ایلام گفت: پس از اتمام پروژه استحکام‌بخشی، اقدامات مرمتی بر روی نما و عرشه پل انجام خواهد گرفت.

منبع: میراث فرهنگی استان ایلام

[ ۱۳٩٠/٤/٦ ] [ ۳:٥٥ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
ایلام - رم، رم، رم. این صدا برای کسی که منتظر چشیدن اتفاقات شیرین است، کاملا آشناست و کد بانوی ایلامی سخت مشغول کوبیدن چیزی در درون 'چالگ میه کت ' است ، گویا او می خواهد شیرینی محلی بپزد.

اینک در آستانه شکفتن فصل بهار،بانوان در این دیار کهن،با خانه تکانی و تهیه مقدمات پخت شیرینی های محلی به استقبال نوروز رفته اند.
شیرینی های محلی 'برژی برساق، کله کنجی و شله کینه'، تنها بخشی از شیرینی های معروف ایلام است.
ایلامی ها 'شله کینه' را به سبب ارزش بالای غذایی آن، بیشتر جایگزین یک وعده غذایی خود می کنند.
زیبا عبداللهی بانوی 46 ساله ایلامی، مواد مورد نیاز و روش تهیه شیرینی های محلی را ساده خواند و گفت: شیرینی' کله کنجی' از آمیخته 'زی' یا خرمای خشک و کنجد تهیه می شود.
وی افزود: سخت ترین بخش تهیه این نوع شیرینی، کوبیدن این دو مواد در 'چالگ میه کت' است که اکنون نیز به سبب رهایی از این سختی ، برای کوبیدن و مخلوط کردن خرما با کنجد از چرخ گوشت استفاده می شود.
عبداللهی بر این نظر است که استفاده از وسیله کوبش سنتی در تهیه شیرینی' کله کنجی' به خوب عمل آمدن و روغن انداختن کامل این شیرینی کمک می کند.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/٢/٢۱ ] [ ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

پل زیبای گاومیشان بر روی رودخانه سیمره پس از تلاقی با رود کشکان ساخته شده است. محمد علی ساکی وجه تسمیه‌ی آن را بر گرفته از کلمه‌ی “گومیشه“ یعنی محل پرورش گاومیش می‌داند و سراورل استین نام اولیه‌ی این پل را “گاماسا“ می‌نویسد. گاماس از دو کلمه‌ی “گا“ به معنی “گاو“ و “ماس“ به معنی ماهی تشکیل شده است. گاومیش یا گاو میشو نام‌های دیگر این پل هستند. بعضی بر این باورند که گاومیش نر در قدیم جفت خود را گم می‌کند و در پی یافتن آن تمامی دره‌ها و غارها را در هم می‌نوردد و سرانجام آن را در غاری در این محدوده می‌یابد. از آن پس این منطقه را گاو میشو نامیده‌اند.

                                                            

 

 


ادامه مطلب
[ ۱۳۸٩/٤/۱٦ ] [ ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

ارتفاعات و کوهها:

کبیرکوه:

کبیرکوه به مجموعه کوه های بلندی است که خود قسمتی از رشته کوه بزرگ زاگرس است گفته می شود . این رشته از دیوارهای جنوبی درة رودخانة آب آفتاب و کنجان چم شهرستان مهران شروع شده و رو به رودخانة کرخه در دهستان الوار گرمسیری از شهرستان خرم آباد لرستان ادامه می یابد . دامنه های شمال و شمال شرقی آن به دره های رودخانه سیمره ، کرخه و دامنه های جنوب  و جنوب غربی آن به مرز ایران و عراق منتهی می شود.

درة کنجان چم تا درة رودخانه کرخه 175 کیلومتر و عرض آن در حد فاصل رودخانه سیمره یا کرخه تا مرز ایران و عراق بین 45 تا 80 کیلومتر است . این کوهستان پهنه ای به وسعت 9500 کیلومتر مربع را زیر پوشش قرارداده است .

این رشته کوه از شاخه های بسیاری تشکیل یافته که به سمت غرب و جنوب غربی از ارتفاع آن ها کاسته می شود و بلند ترین آنها که خط الرأس رشتة مزبور را تشکیل می دهند دربخش شرقی آن واقع شده اند . بلندترین این کوه ها ، قله ای به نام کبیرکوه است که 2790 متر ارتفاع دارد و در 18 کیلومتری شرق روستای ارکواز واقع شده است . از این رشته که کوهستان وسیعی را تشکیل داده است رودخانه های فراوانی سرچشمه می گیرند. و اکثراً به خاک عراق وارد می شود و تعداد دیگری ازرودخانه ها نیز به رودخانه سیمره و کرخه می پیوندند.

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مرجعه کنید . . .


ادامه مطلب
[ ۱۳۸٩/٤/۱٦ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

موزه مردم شناسی قلعه والی شهر ایلام  :

تنها موزه مردم شناسی شهر ایلام در قلعه والی  که در سال 1326 ه. ق به دستور غلامرضا خان والی « ابو قداره » بر روی تپه ای تاریخی به نام چقا میرگ شکل گرفت قرار دارد.در خصوص قلعه باید گفت که  ساختمان قلعه مزبور در زمینی به مساحت 17/6487 متر  احداث شده است . قلعه با نمائی تقریباً ذوزنقه ای 01/1466 مترمربع زیر بنا دارد .

قلعه مذکور  دارای سه در ورودی  در سه ضلع که ورودی اصلی به شیوه یک هشتی منظم با طاق و دو چین آجری است . قسمت میانی ضلع جنوبی آن به وسیله پله های منظم و کم شیب به خیابان و محوطه جنوبی مقابل قلعه مشرف می شود . وجود پله های مورد بحث بیانگر اختلاف سطح محوطه زیر بنای قلعه با اراضی مجاور جنوب قلعه است . در منتهی الیه درها دوهشتی وجـــود دارد که نور تعدادی از اطاقها  از آنجا تأمین می شود . این هشتی ها به هشت ضلع منظم تقسیم و با شکستگی در آجرهای دیوار اجرای انواع قوس بر سر نعل درگاهها و تزیینات آجری بالای آن و اجرای طاق نمااهایی در دیوار مزین شده است . سقف کلیه اطاقها از ملات گچ و آجراست . در آن ها از انواع و اقسام قوس های بار بر و غیر بار بر « تزئینی » به شیوه رومی استفاده شده است و اطراف آنها با شکستگی و برجسته نمودن آجرها و همراه با کاشـی های ریز رنگی تزئین کرده اند . قلعه دارای 22 اطاق تودرتو است . ضلع شرقی و غربی با سه راه پله چرخش 90 درجه ای به پشت بام متصل می شود .

اتاقهای مشرف به انتهای اضلاع غربی و شرقی در قسمت جنوب دارای تزئینات آیینه کاری و نقاشی هایی با نقوش انسان و تزیینات گوناگون است . در تزئین درهای چوبی و پنجره ها از شیشه های رنگی استفاده شده است . قســمت اعظم نقـــوش انسانی این بخش را تصاویر حکام وقت و زنان آنان تشکیل می دهد . در منتهی الیه اضلاع شرقی و غربی در فضای تقریباً قرینه و به شکل  هشتی نامنظم وجود دارد . از این فضــا به راهــــروهائی کم عرض و باریک به داخل حیاط و فضای سرباز مشرف به برجها راه می یابند .

قلعـــه دارای شش زیر زمین است . با توجه به وجود شومینه و معماری خاص زیر زمین ها احتمالاً از آن به عنوان محل استراحت در بهار و تابستان و گاه نیز به عنوان زندان و شکنجه گاه استفاده می شده است . اتاق شاه نشین دارای پنجره بزرگ چوبی ، گچ بری های منحصر بفرد با نقوش گل وگیاه و نیز حوض سنگی کوچک است .

در سال 1385 فاز اول موزه مردم شناسی  راه اندازی گردید . این موزه دارای بخش های مختلفی است که به معرفی آداب ،سنن،فرهنگ وایلات مختلف استان وشخصیتهای سیاسی و فرهنگی می پردازد.

معرفی اقوام کرد،لر،لک و عرب در اتاقهای قلعه والی از بخشهای مهم موزه است . چگونگی تهیه نمد محلی استان ، گلیم نقش برجسته در کنار زنان و مردان با لباسهای محلی از دیگر بخشهای موزه است.

مجسمه شخصیت های مختلف از جمله غلامرضان خان والی  پشتکوه، حسینقلی خان والی ایلام لرستان، علامه سیدجعفر اعرجی را می توان مشاهده کرد.

بواسطه اینکه در استان ایلام آسیاب های آبی متعددی وجود دارد جهت آشنایی بازدیدکنندگان یکی دیگر از اتاق های موزه به آسیاب آبی تعلق دارد که بسیار زیبا طراحی شده است.

در حال حاضر موزه مردم شناسی شهر ایلام از غنی ترین موزه های تخصصی مردم شناسی محسوب می شود.این موزه در صبح وعصر پذیرای دوستداران تاریخ ایلامیان است و فقط در روزهای دوشنبه تعطیل است.

منبع:ایلام سرزمین ناشناخته

[ ۱۳۸٩/٤/۱٦ ] [ ٩:٤٥ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

کرد فیلی در ایران در شهرهای استان ایلام و سرپل ذهاب و قصر شیرین هستند و شهرهای اسلام آباد و کرند و ... از طایفه کلهر هستند . و اما کورد فیلی از واژه فهلی و آن از واژه پهلی گرفته شده است که همان کورد پهلوی میباشد که قبلا دارای کشور ایلام بوده اند و بعد از تصرف سرزمین آلامتو( ایلام قدیم) توسط کورش به ایلام لقب سرزمین کورد کورش داده شد و بطور کلی بغیر از شهر آلامتو در آن زمان لقب کورد به هیچ طایفه دیگری بغیر از ایلام داده نشده بود و کورد تنها به ایلام منسوب بوده است . و اما کوردهای سوران و گوران را بعدها کرمانج خوانده اند بقول خودشان کرمانج همان کردمان ( یا کوردمانا )به معنای( مانند کورد )است . در واقع آنها چون شبیه به کورد بوده اند کورد کرمانج لقب گرفته اند و کرد اصلی همان کورد فیلی است و بقیه نام ما را به یدک می کشند . امروزه کردهای سنندج و مهاباد در ایران ادعا می کنند که کرد اصلی و اصیل هستند در حالی که ایلام با قدمت ده هزار سال شهرنشینی در شهرهای آلامتو و ماداکتو بعنوان قدیمی ترین و باابتکارترین قومهای ایران شناخته شده اند و دلیل آن اختراع خط و وجود نماد زن در این سرزمین است .

ذکر این نکته نیز لازم است که کردهای فیلی تنها کردهایی هستند که دارای حکومت خودمختار بوده اند و بعد از ظهور رضا حان تنها گروهی بوده اند که بصورت جدب با رضاخان مبارزه کرده اند و ترس رضاخان از کورد فیلی بیش از سایر اقوام ایرانی بئده است و یکی از دلایل آن اعلام عفو عمومی بعد از شکست ارتش پهلوی توسط سرداران ایلامی (همانند شاممد یاری معروف به شامگه رزا خان) می باشد . در حالی که رضاخان در هیچ جای دیگر در ایران اعلام عفو عمومی نکرد و هرگونه شورشی را براحتی سرکوب کرد . همچنین در سایر نقاط ایران به زور عشایر را یکجا نشین کردند اما در مورد کردهای فیلی با پول ( خانواری 100 تومان) کردها را در ایلام ساکن کردند . در حالی که در سایر نقاط ایران حجاب را از سر زنان و دختران درآوردند در مورد کردهای فیلی این برنامه اجرا نشد . در حالی که در سایر نقاط ایران مراسم عاشورا و تاسوعا قدغن شد کردهای فیلی مراسمات را براحتی اجرا می کردند . اما در این میان باید به نقش سرداران رضاخان همچون حاجعلی رزم آرا( ترور توسط فداییان اسلام) در سرکوب مبارزات کردهای فیلی اشاره کرد که در خاطرات وی که بصورت کتاب چاپ و منتشر شده به نحوه سرکوب و اوج مبارزات کردهای فیلی در  ایلام  و بلاهایی که این اکراد بر سر ارتش رضاخان آوردند اشاره شده و روش سرکوب را اعلام عفو عمومی و فرستاذن نامه به سران طوایف ذکر کرده . بعد از سرکوب و در اوج دوران خفقان رضاخان سیاست فقر اقتصادی شدید را در مورد کردهای فیلی اجرا کرد تا مجبور شوند برای امرار معاش به عراق کوچ کنند زیرا از این اکراد می ترسید و وجود دومیلیون و پانصد هزار کرد فیلی در عراق گواهی بر اوج ظلمی است که بر اکراد فیلی شده است .

منبع:علمی و آموزنده

[ ۱۳۸٩/٤/۱٦ ] [ ٧:۳٧ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]


با وجود گذشت 21 سال از پایان جنگ در کشور، همچنان در مرزهای غربی کشور وبه ویژه استان ایلام هزاران هکتار زمین آلوده به مین وجود دارد که با وجود برنامه برای پاکسازی، جان بسیاری از ساکنان مرزی استان را تهدید می کند.

مردم استان ایلام که در طول هشت سال جنگ تحمیلی با رشادت و فداکاری از ایران اسلامی دفاع می کردند، با گذشت سالیان متمادی از دفاع مقدس در معرض خطرات ناشی از آثار باقیمانده جنگ تحمیلی نیز هستند.

در طول سالیان گذشته، بسیاری از مردم عزیز استان ایلام بر اثر انفجار مین کشته و یا مجروح گردیده اند و صدمات جبران ناپذیری بر خانواده های این عزیزان وارد آمده است.

در نهم فروردین ماه امسال، انفجار مین باز هم قربانی گرفت. نبی اله رستمی جوان 24 ساله و ورزشکار ایلامی، در حین خدمت مقدس سربازی، بر اثر انفجار مین در منطقه مرزی موسیان به درجه رفیع شهادت نائل آمد. این شهید بزرگوار، 13 ماه از خدمت خویش را در این منطقه گذرانیده بود و در حالی که 3 ماه به پایان خدمت مقدس سربازی باقیمانده بود، به دیدار حق شتافت.

البته این جوان اولین و آخرین سربازی نیست که بر اثر انفجار مین در مناطق مرزی جان خویش را فدای کشور عزیزمان می کند، اما به راستی مردم ایلام  که همیشه وفاداری خود را به این آب و خاک ثابت نموده اند چه زمانی به آرامش می رسند؟ سالها درد و رنج و گرفتاری مردمان سرزمین ایلام کی پایان می پذیرد؟

به نظر می رسد باید کماکان شاهد از دست رفتن عزیزانمان باشیم و در جبهه ای پنهان، جنگ با سلاح نامرد مین را ادامه دهیم.

با مرگ یک نفردهها خانواده عزادار می شوند و چه بسا دهها فرزند یتیم و بی سرپرست می گردند که تبعات روحی، روانی، اجتماعی، اقتصادی و... فراوانی را در پیش دارد.

لازم است؛ همه مسئولین بلند پایه نظام ، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و همه مسئولین سطح اول استان نگاهی ویژه و جدی به این موضوع داشته باشند و در پاکسازی مناطق مین گذاری شده اهتمام و تلاش مضاعفی را بنمایند تا بیش از این شاهد پرپر شدن عزیزانمان در میادین مین نباشیم.

 

 

 

منبع: ایلام امروز

[ ۱۳۸٩/۳/۸ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

هنر که زبان نگفتنی های وجود انسان است وقتی وارد عرصه تاریخ وجامعه می شود گفتنی های فراوان دارد ، میراث نهفته فرهنگی بشر ، کارآیی و کار گشایی های هنر، زبان گویای این حقیقت است .

 

یکی از کارهایی که دست به کمک ذهن انجام می دهد شکستن طلسم بی شکلی ماده است، چراکه هر ماده ی بی شکلی دارای مقاومت است واین مقاومت تنها به نیروی تخیل انسان وقدرت دستهای او در هم  می شکند در واقع هنر ارزش ماده را با عمل تعالی می بخشد ، دوران این تحول بسیار کند و طولانی بوده است ؛ انسان به تدریج با استفاده از این مهارتها پیچیده تر ، عمیق تر وظریف تر به گذشته ی خود نگریسته  ، و در پیوستگی تاریخ لحظات گذاری زندگی خویش را به نمایش گذاشته ، ماهیت تفکر ، ارزشها ، اعتقادات واحساسات مردم زمانه خود را آشکار ساخته واز ظلمت ها و تباهی ها ویا تلاش وبی قراری های دوران خود سخن گفته است واین قصه قدمتی به درازای تاریخ انسان وعظمتی به اندازه انسان بودن او دارد. در ایران این سرزمین افسانه های کهن ، شعرها ونقش ونگار ها وگنجینه های هنری، تنوع وگوناگونی این آثار که با عنوان صنایع دستی وهنرهای مردمی از آنها یاد می‌شود چنان است که به حق می توان هر شاخه از آن را موضوع پژوهش جداگانه ای قرار داد.

 

اکنون شناخت وباز آفرینی این پیشینه فرهنگی وهنری بعنوان ضرورتی تازه در برابر نسل ما قرار گرفته است ، این ضرورت از آن ناشی می شود که از یک سوباید در برابر هجوم فرهنگی بیگانگان و تلاش برای یکسان سازی وبی هویتی فرهنگی بر فرهنگ ، هنر ، هویت تاریخی ومیراث خود به خوبی تکیه کرد واز سوی دیگر هنرهای کهن را با شیوه های نوین زنده نگه داشت ودر زندگانی امروز وارد کرد ..

 برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید . . .


ادامه مطلب
[ ۱۳۸٩/٢/٢٦ ] [ ۸:٤۱ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

گویش کردی ایلام یکی از گویش های زبان کردی است و به عنوان گونه ای از گویش  کردی جنوبی در کنار گونه های کلهری،سنجابی و لکی قرار دارد.این گویش را«فیلی» نیز می نامند و گویشوران آن عمدتاً در استان ایلام و نیز منطاق کردنشین جنوب شرقی عراق ساکن هستند.

دستگاه واجی گویش کردی ایلام متشکل از 35 واج همخوان و 8 واج نیز واکه هستند

 

زبان کردی و گویش های آن:

 

زبان کردی یکی از زبانهای هند و ایرانی است که زبان شناسان آن را در زمره زبانهای ایرانی شمال غربی قرار داده اند.آن چه که امروزه کردی نامیده می شود در واقع گویش های مختلفی است که گاه اختلاف آنها چنان زیاد است که گویشوران سخن همدیگر  را در نمی یابند،اما اگر دقیق مورد مطالعه قرار گیرند مشخص می شود که همگی دارای اشتراکات فراوان هستند.شاید بتوان گفت که دلیل اختلاف زیاد گویش های کردی،زیستن در مناطق مختلف جغرافیایی و همسایگی با اقوام مختلف باشد که در شکل گیری این گویش های متنوع بی تاثیر نبوده است.

 

وجود گویش های مختلف زبان کردی از یک سو و پراکندگی گویوشران آن در کشورهای مختلف از سوی دیگر باعث شده است تا تقسیم بندی های مختلفی درباره آنها ارائه شود.

 

ظاهر سارایی گویش های کردی را بر حسب موقعیت جغرافیایی به شرح زیر تقسیم کرده است:

 

1-کردی شمال غربی:که شامل گویش کرمانجی و فروع آن است.این گویش در مناطق کرد نشین ترکیه،سوریه،بخش های از کردستان عراق،آذربایجان ایران و شمال خراسان،مناطقی از جمهوری های شمالی مانند ارمنستان،آذربایجان،گرجستان و ترکمنستان رایج است.

 

2- کردی شمالی:که شامل گویش سورانی و شعبات آن است و در کردستان عراق و ایران و بخش هایی از استان کرمانشاه و آذربایجان غربی بدان تکلم می شود.

 

3-کردی مرکزی:که شامل گویش هورامی است و گویشورانش در اورامانات ایران و عراق پراکنده اند.

 

4-کردی جنوبی:که شامل کلهری،ایلامی و لکی است.

 

گونه های کردی جنوبی

 

کردی جنوبی به گونه های زیر تقسیم می شود:

 

1-کردی کلهری:که در کرمانشاه و مناطق از استان ایلام،از جمله شهرستانهای ایوان و شیروان چرداول و بخش چوار رایج است و با گویش کردی ایلامی اندکی تفاوت دارد.

 

2-کردی ایلامی:گویش عمده مردم استان ایلام از جمله طوایف عمده و قدیمی آن است که با اندک اختلافاتی در شهرهای ایلام،مهران،سرابله،بدره،بخش های عمده ای از نواحی جنوبی استان مانند دهلران،دره شهر،آبدانان و مناطقی از کشور عراق نظیر مندلی و خانقین بدان تکلم می شود.

 

3-لکی:این گویش در سطح نسبتاً گسترده ای در استان های لرستان،کرمانشاه،همدان و بخشهای از ایلام گویوشران بسیاری دارد.این گویش اغلب به اشتباه لری یا شعبه ای از آن  قلمداد شده است.

 

نظام آوایی،واژگان و نحو و نیز سنتهای فرهنگی و بسیاری از ویژگی های دیگر نشان می دهد که لکی گویشی اصیل و برجسته از کردی است.

 

جستاری در باب کردی ایلامی

 

کردی ایلامی که گاه آن را «فیلی» نیز نامیده اند،در بیشتر مناطق استان ایلام رایج است.واژه فیلی در بین مردم ایلام معروفیت بسیار ندارد.این را کردهای ساکن عراق به مناسبت سلطه والیان لرستان موسوم به فیلی بر ایلام،رواج داده اند و آن از مقوله مجاز خاص و عام است(سارایی)

 

گویش فیلی دارای لهجه های گوناگونی است که مهمترین آنها عبارتند از :

 

1-ملکشاهی:در شهرستان های ایلام و مهران

 

2-خزلی:در بخش های از شهرستان شیروان چرداول

 

3-آبدانانی:در شهرستان های آبدانان،دهلران و دره شهر

 

4-ایلامی:در شهرستانهای ایلام،مهران،شیروان چرداول

 

5-بدره ای:در بخش بدره از شهرستان دره شهر

 

منبع:بنیاد ایرانشناسی شعبه ایلام

[ ۱۳۸٩/٢/٢٦ ] [ ۸:۳٧ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

امروز جایگاه ورزش و نقش و تاثیر آن بر حیات انسانی بر کسی پوشیده نیست،گرایش به ورزش  و انجام بازی های مختلف به دلیل ضرورت و نیاز برای استمرار سلامتی و شادابی انسان در برنامه هایی روزمره ی جوامع و اقشار و توده های مختلف مردم از اولویت برخوردار است از جهتی برخی بازی ها و ورزش ها اثرات مختلف اجتماعی داشته،لذا جایگاه سازمانی خاصی در تشکیلات اداری و اجرایی ممالک مختلف پیدا کرده است.در این مطلب از بازی ها و ورزشهای دیرینه  و گذشته جامعه سخن به میان آمده است و در این راستا سوالاتی مطرح می باشد که پاسخ دادن به آنها در این نوشتار مورد توجه قرار گرفته است.

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید . . .


ادامه مطلب
[ ۱۳۸٩/٢/٢٦ ] [ ۸:۳٢ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

تالاب سیاب دریوش:

این تالاب در جنوب غربی بخش ملکشاهی واقع شده است . مساحت آن در حدود چهار (4) هکتار وارتفاع آن 2740 متر از سطح دریا های آزاد میباشد. حداقل درجه حرارت در این تالاب 14 درجه سانتی گراد ومتوسط بارندگی سالیانه آن بیش از 600 میلیمتر است.تالاب فوق الذکر دارای آب دایمی و شکل آن دایره ای میباشد. به دلیل قرار گیری در ناحیه کوهستانی  جزو منطقه سردسیری و ییلاقی استان محسوب میشود.

 

 تالاب زمزم:

تالاب زمزم در 74 کیلومتری شرق شهر ایلام واقع گردیده است. مساحت آن در حدود یک هکتار و ارتفاع آن ازسطح دریاهای آزاد 675 متر است. آب آن به صورت چشمه بوده و دارای آب دایمی است. پوشش گیاهی اطراف آن چشم انداز زیبایی را بوجود آورده و زیستگاه بسیار مناسبی برای حیات وحش فراهم نموده است.

 

 تالاب چکر:

درغرب شهرستان ایلام ودر منطقه بولی  و در ناحیه چکر تالاب زیبای چکر قرار دارد. مساحت آن در حدود 3 هکتار و ارتفاع آن 600 متر است. عمق آن در حدود 5/2 متر است . این تالاب در منطقه گرمسیری قرار دارد ولی آب آن دایمی است .عمق آن بستگی به میزان بارش در طول سال دارد. منبع آب آن نزولات جوی  و چند چشمه جوشان میباشد .متوسط دمای آن 24 درجه سانتی گراد است. نیزارهای اطراف آن به همراه طبیعت بکر زیبای اطاف آن واقعا دلنشین است.

منبع:www.ilam-miras.ir

[ ۱۳۸٩/٢/٢٥ ] [ ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

دشت ها:

دراین استان دشت های کم وسعتی وجود دارند که مهم ترین آنها دشت های ایلام،شیروان چرداول و هلیلان است . دراین مناطق به علت دسترسی به آب های سطحی ، شهرکهای آبادیهایی با تراکم بالای جمعیت وجود دارد .دشت های دیگر منطقه عبارت اند از : صالح آباد ، مهران ، محسن آباد ، نصیریان ، دهلران ، موسیان و دشت عباس که از  نوع دشت های آبرفتی و رسوبی کنار رودخانه هستند . اغلب این دشت ها ، خاک رسی با ضخامت زیاد دارند .

در هر فصل دشتیهای استان با توجه به موقعیت جغرافیایی آن دراری مناظر دل انگیزی میشوند بخصوص دشتهای واقع در مناطق گرمسیری استان که در اواخر زمستان و اوایا بهار با طبیعت بسیار دیدنی خود جذاب جمعیت بسیاری است.

منبع:www.ilam-miras.ir

[ ۱۳۸٩/٢/٢٥ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

چشمه ها:

از دیگر منابع طبیعی کردشکری استان ایلام چشمه ها  هستند که معمولاً در دامنه ارتفاعات جریان دارند . با توجه به شرایط طبیعی تعداد چشمه ها در مناطق کوهستانی زیادتر و در نواحی جلگه ای کمتر است . ولی از تعداد واقعی چشمه ها آماری در دست نیست .معمولاً از آب چشمه به عنوان آب زراعی استفاده می شود و چنانچه آب چشمه زیاد باشد ، چشمه به طور مستقیم به باغ ها ، و مزارع هدایت می شود بعضی از چشمه ها معمولاً به وسیلة آبراهه هایی که در مجموع رودهای کوچکی را تشکیل می دهند و در اصطلاح محلی به آنها " گلال " گفته می شود ، به منظور آبیاری کشتزارها به سوی روستاها هدایت می شوند .

مهمترین چشمه های استان با قابلیت جذب حداقل جمعیت به قرار زیر میباشند:

 

چشمه آبگرم دهلران:

در فاصلة 3 کیلومتری شهر دهلران چشمة آب گرممی با خواص گوگردی قرار گرفته که از اهمیت ویژه ای برخوردار است . در چند سال گذشته هم با تجهیز آن و سرو سامان گرفتن این آبگرم در جذب گردش هر چند اندک اقداماتی مثبت انجام گرفته است .

دیگر چشمه های استان:

از دیگر چشمه های استان  ایلام میتوان به چشمه قیر دهلران اشاره کرد که به علت عبور از سنگ های حاوی مواد آلی آب آن آغشته به قیر است و چشمه همانطور که از اسمش برمی آید چشمه ای از قیر طبیعی است.

همچنین در حاشیه رودخانه چنگوله در شهرستان مهران چشمه آب گرم چنگوله ، در کناره راست رود کنجانچم نیز چشمه آبگرم کنجانچم،در ساحل سمت راست رود خانه تلخاب آبگرم تنگ حمام بولی با دمای تقریبی 40 درجه سانتیگراد قرار دارند.

منبع:www.ilam-miras.ir

[ ۱۳۸٩/٢/٢٥ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

دریاچه ها :

  دریاچه دوقلوی سیاه گاو آبدانان:

دریاچة دوگانه سیاه گاو در فاصلة 8 کیلومتری سراب باغ آبدانان واقع شده است . اطراف این دریاچه را دشت ها و کوه های نسبتاً مرتفع فرا گرفته است . جلوه های بهاری و پاییزی این دریاچه جذاب و دیدنی است. گلزارهای حاشیة دریاچه و پرندگان وحشی آب، گردشگاه جالب توجهی را به وجود آورده اند.

 

دریاچه سد ایلام:

سد ایلام که در سالهای اخیر با هدف اصلی تامین اب شرب شهر ایلام به بهره برداری رسیده است در کلیه فصول سال به خصوص بهار و تابستان مملو از جمعیتی است که به قصد کذراندن اوقات فراغت خود این محل زیبا راانتخاب میکنند.

منبع:www.ilam-miras.ir

[ ۱۳۸٩/٢/٢٥ ] [ ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

کبیرکوه:

کبیرکوه به مجموعه کوه های بلندی است که خود قسمتی از رشته کوه بزرگ زاگرس است گفته می شود . این رشته از دیوارهای جنوبی درة رودخانة آب آفتاب و کنجان چم شهرستان مهران شروع شده و رو به رودخانة کرخه در دهستان الوار گرمسیری از شهرستان خرم آباد لرستان ادامه می یابد . دامنه های شمال و شمال شرقی آن به دره های رودخانه سیمره ، کرخه و دامنه های جنوب  و جنوب غربی آن به مرز ایران و عراق منتهی می شود.

درة کنجان چم تا درة رودخانه کرخه 175 کیلومتر و عرض آن در حد فاصل رودخانه سیمره یا کرخه تا مرز ایران و عراق بین 45 تا 80 کیلومتر است . این کوهستان پهنه ای به وسعت 9500 کیلومتر مربع را زیر پوشش قرارداده است .

این رشته کوه از شاخه های بسیاری تشکیل یافته که به سمت غرب و جنوب غربی از ارتفاع آن ها کاسته می شود و بلند ترین آنها که خط الرأس رشتة مزبور را تشکیل می دهند دربخش شرقی آن واقع شده اند . بلندترین این کوه ها ، قله ای به نام کبیرکوه است که 2790 متر ارتفاع دارد و در 18 کیلومتری شرق روستای ارکواز واقع شده است . از این رشته که کوهستان وسیعی را تشکیل داده است رودخانه های فراوانی سرچشمه می گیرند. و اکثراً به خاک عراق وارد می شود و تعداد دیگری ازرودخانه ها نیز به رودخانه سیمره و کرخه می پیوندند.

 برای صعود به بلندترین قلة این کوه می توان از راه اتومبیل رو ایلام به دره شهر و از طریق روستای بهرام خانی و راه کولم به روستای گوران  و پس از طی گردنة پینه به خط الرأس  رشته مزبور دست یافت به طول 5/12  کیلومتر طی کرد تا به قله رسید.

 

                                                

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
[ ۱۳۸٩/٢/٢٥ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

موقعیت کوهستانی ، تنوع آب و هوا ، بالا بودن مقدار نزولات جوی و دیگر خصوصیات طبیعی باعث شده که استان ایلام از جنگل طبیعی پوشیده شده باشد هر چند به مرور زمان از تراکم و وسعت اراضی جنگلی استان کاسته شده ، لکن در حال حاضر نیز باقی ماندة جنگل های استان نسبت به برخی از استان های کشور قابل توجه است و چشم اندازهای زیبایی از طبیعت استان را به نمایش می کذارد . در گذشتة نه چندان دور ، این استان دارای جنگل های وسیع و متراکم با درختان تنومند در مناطق  کوهستانی و بیشه شمالی استان می توان مشاهده کرد که عمدتاً از گونة بلوط هستند.نواحی جنگلی استان علاوه بر زیبائی های طبیعی ، دو نوع محصول سقز و کتیرا نیز دارد که درآمد قابل توجهی برای مردم بومی به بار می آورد. مساحت جنگل های استان را حدود 500 هزار هکتار تخمین می زنند .

انواع گونه های درختی آن عبارتند از : پسته کوهی ، کیکم ، زالزالک ، بادام کوهی ، زبان گنجشک ، شِن ، انجیرکوهی ، ارغوان ، گیلاس وحشی ، مورد ، کُنار و ارژن (ارجن ).

  مهم ترین مکانهای تفریحی جنگلی موجود در استان عبارتند از :

 پارک جنگلی چقاسبز « چقا جنگیه» :

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
[ ۱۳۸٩/٢/٢٥ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

دراستان ایلام تعداد محدودی آبشار وجود دارد که هر کدام فضای طبیعی دلنشینی را ایجاد کرده اند. که با وجود محدودیت و سختی دسترسی به آنها جاذب جمعیت هستند:

 

آبشار چم آو:

این آبشار در فاصلة 18 کیلومتری مسیر ایلام به صالح و درحد فاصل روستای چم آو و منطقه عمومی ماربره در میان تخته سنگ ها جریان دارد آب این آبشار که از کوه های ایلام سرچشمه می گیرد ، پس از طی مسافتی کوتاه به رودخانه گدارخوش می ریزد.

 

آبشار آبتاف :

آبشار آبتاف در مسیر میمه به پهلة زرین آباد شهرستان دهلران واقع شده است . آبشار آبتاف در زمرة آبشارهای زیبای استان ایلام است که از پیرامون آن به عنوان تفرجگاه استفاده می شود .

 

آبشار سرطاف :

آبشار سرطاف در شهرستان ایلام واقع شده است و یکی از تفرجگاه های عمومی مردم ایلام می باشد .

                                    

آبشار گچان:

آبشار گچان در 15 کیلو متری شمال شهر ایلام و در میان تنگ که خود یکی از تفرجگاه های ایلام است قرار دارد. در این منطقه که کوه های زیبا و معظم مانشت و قلارنگ به همراه گچان گویی به هم رسیده اند منظره بسیار زیبایی را ایجاد کرده است.به گونه ای که در فصول بهار ، تابستان و پاییز و حتی زمستان بعلت دسترسی تقریبا راحت آن پذیرای خیل عظیم دوستداران طبیعت است.

منبع:www.ilam-miras.i

[ ۱۳۸٩/٢/٢٥ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

عیلامی‌ها یا ایلامیان یکی از اقوام سرزمین ایران بودند که از ۳۲۰۰ سال پیش از میلاد تا ۶۴۰ پیش از میلاد، بر بخش بزرگی از مناطق جنوب غربی فلات ایران فرمانروایی می‌کردند.(تاریخ مکتوب موجود از ۳۲۰۰ پیش از میلاد است.[نیازمند منبع]) تمدن عیلام یکی از قدیمی‌ترین و نخستین تمدن‌های جهان است. بر اساس بخش‌بندی جغرافیایی امروز، عیلام باستان سرزمین‌های خوزستان، فارس، ایلام و بخش‌هایی از استان‌های بوشهر، استان کرمان، لرستان، استان چهارمحال و بختیاری، و کرمانشاه و در دوران هایی تا جنوب دریاچه ارومیه را شامل می‌شد.


برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب رجوع کنید


ادامه مطلب
[ ۱۳۸٩/۱/٢٩ ] [ ۱:٢٩ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

حکومت عیلامیان - اصولا حکومت ایالات خودمختار، یا بهتر بگوئیم نوعی حکومت فدرال بوده است. بدین معنی که هر یک از ایالات دارای حکومت‏های جداگانه بوده‏اند زمانی که دولت مرکزی اهمیت و اقتدار کافی نداشت هر یک از آنان با استقلال می‏زیسته و هنگامی که دستگاه حکومت مرکزی قدرت می‏یافت، موفق می‏شد دوباره این حکومت‏های خودمختار را تحت قدرت واحد خود درآورد. هر چند این حکومت‏ها استقلال داخلی خود را هرگز از دست نمی‏دادند، و از این رو تاریخ عیلام گاه بسیار مغشوش و درهم می‏نماید.
سلسله هایی که به ترتیب در عیلام حکومت نموده‏اند عبارتند از:
1 - سلسله آوان از حدود 700،2 تا 200،3 ق.م. دارای قدرت بوده‏اند تاکنون نام دوازده نفر از پادشاهان این سلسله ثبت گردیده است.
2 - سلسله سیماتش: این سلسله در حدود 300 سال و از 000،3 تا 850،2 ق.م. حکومت کرده‏اند از پادشاهان این سلسله تاکنون نام ده نفر ثبت شده است.
3 - سلسله انزان: انزانیان از سال 350،1 تا 210،1 ق.م. حکومت نموده‏اند.
عیلامیان برای پادشاهان خود تقدس و الوهیت خاصی قایل بودند و آنان را پدر - شاه انزان و شوش می‏خواندند.
عیلام از ابتدای تولد تا واپسین دم حیات در کنار همسایگانی می‏زیست که هر یک دارای تمدن‏های بسیار پیشرفته‏ای بوده‏اند. فی المثل آکادیان و سومریان که پس از مدتی درهم آمیخته و تشکیل دولت بابل را دادند و از آن زمان است که بابل وحدت یافته، تمدن درخشان خود را به عیلام عرضه داشت بی گمان دولت آشور نیز در این نقل و انتقال دارای سهم بسزایی بوده است؛ و یا کشور اورارتو (واقع در سرزمین ارمنستان کنونی) که دارای تمدنی بسیار معتبر بوده است که هر چند دور از عیلام قرار گرفته بود، ولی از طریق معابر کوهستان زاگرس و توسط اقوام واسط و مسکون در سر راه - چون لولوییان و گوتیان - و یا از راه تجارت و تماس‏های اقتصادی، تمدن خود را به عیلام عرضه می‏نمود.
به عبارت دیگر می‏توان گفت علاوه بر آن که عیلامیان تحت تاثیر تمدن‏های پیشرفته‏ای همچون سومر و اکد و بعد بابل و آشور قرار گرفته بودند، نقش رابط میان تمدن کوه نشینان شمالی و دشت نشینان نواحی جنوب را نیز داشتند. این تماس‏ها و ارتباطات، گاه دوستانه و مسالمت‏آمیز، و زمانی دیگر خصمانه و شدید بوده است.
سرانجام با سلطه آشور بر بابل، آشوریان با عیلام در همسایگی قرار گرفتند که در نهایت منجر به اضمحلال تمدن عیلام گردید.
مهم‏ترین شهرهای عیلام، شهرهای شوش، ماداکتو و خایلدالو بوده‏اند، از این میان شهر شوش از اهمیت و قدمت بیش‏تری برخوردار بوده است. این شهر در پیشرفت حیات اقتصادی و اجتماعی دنیای قدیم نقش مهمی داشته و دارای شهرت فراوان در تمدن دنیای آن روز بوده. دمرگان شهر شوش را به چند بخش تقسیم نموده است:
1 - ارگ یا قلعه شوش که از زمان بنا تا حمله اسکندر به ایران مسکونی بود.
2 - محله تجاری‏
3 - محله‏ای در بخش راست رود کرخه که تالار آپادانا، قصرهای داریوش و اردشیر سوم را نیز در بر می‏گرفت.
4 - شهر دورانتاش نزدیک شوش که در زمان اونتاش گال پادشاه عیلامی بنا گردید. از این شهر، زیگورات معروف به چغازنبیل در محلی به همین نام باقی مانده که باستان شناسان فرانسوی توانسته‏اند طی چند سال طبقاتی از این زیگورات را از زیر خاک بیرون آورند.

منبع:www.goonagoon.org

[ ۱۳۸٩/۱/٢٩ ] [ ۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
عیلامی

بازرگانان عیلامی،مسیر ترانزیت خلیج فارس را که یکی از مهم ترین راه تجاری آّبی آن زمان بود، در اختیار داشته و محدوده تجاری شان از مدیترانه تا چین گسترده بود.

عیلامی ها،از جمله تمدن های قدیم فلات ایرانند که تقریبا از هزاره سوم قبل از میلاد، در جلگه خوزستان تشکیل دولت دادند. خوزستان، ایلام، لرستان تا کناره های کویر مرکزی و کرانه های خلیج فارس، در زمان اقتدار این سلسله تحت سیطره آنان بود. تا قبل از مادها و پارس ها و تشکیل نخستین سلسله های ایرانی، اطلاعات باستان شناسی ایران، برای عیلامی ها از تمام تمدن های ایرانی بیشتر است.

تاریخ سیاسی این تمدن کهن ایرانی همواره در فراز و نشیبِ رقابت با همسایگان صاحب نام، چون آشور و بابل گذشته است. عیلامی ها در دوره اقتدار خود چندین بار به امپراطوری بابل در بین النهرین حمله کرده و در مقاطعی شهرهای مهم این کشور را نیز، تصرف کردند اما سرانجام، قربانی وحشی گری و خونریزی آشوری ها شدند. در سال ۶۴۰ ق.م. آشور بانیپال پادشاه نیرومند آشور، شوش را تصرف کرد و مردم عیلام قتل‌عام شدند. تمدن دیرینه عیلام، پس از هزار سال مقاومت در برابر اقوام نیرومندی چون سومریها، اَکَدی‌ها، بابلی‌ها و آشوری‌ها نهایتا از دشمن دیرینه شکست خورد و از صفحه روزگار محو گردید.

عیلام در زمینه بازرگانی پیشرفت خوبی داشتند و برخی از مهم ترین راه های تجاری آن روز در جنوب ایران و نیز محور آبی خلیج فارس را در اختیار داشتند به گونه ای که محدوده عملیات بازرگانی آنها از سویی تا دریای مدیترانه و از سوی دیگر تا چین، گسترده شده بود. این موضوع را از سفالینه ها و دیگر محصولات عیلامی که در مناطق مختلف از مدیترانه تا چین یافت شده است، می توان دریافت. شهر شوش پایتخت امپراطوری عیلام همواره در رقابت با رونق و شکوه فزاینده نینوا، تختگاه  بابل، باشکوه ترین تمدن بین النهرین در آن زمان بوده است.

 تمدن دیرینه عیلام، پس از هزار سال مقاومت در برابر اقوام نیرومندی چون سومریها، اَکَدی‌ها، بابلی‌ها و آشوری‌ها نهایتا از دشمن دیرینه شکست خورد و از صفحه روزگار محو گردید.

عیلامی

عصر طلایی تمدن عیلامی، در دوره شاهان انشان و شوش در حدود سال های 1300-1100 ق.م بوده است. اونتاش گال، از معروف ترین شاهان عیلام در نیمه اول هزاره دوم است که یکی از شاهکارهای معماری دنیای باستان، منسوب به اوست. معبد چغازنبیل، در شهر کهن «دور انتاش»، جایگاهی برای خدایان عیلامی بود که «این شو شیناک» بزرگ ترین خدای آنان، بالاترین جایگاه را در این معبد از آن خود کرد. بقایای چغازنبیل در شهر شوش در خوزستان امروزی، خود بیانگر شهرت و عظمت این بنای عظیم است. این نیایشگاه در اصل 53 متر ارتفاع وبه صورت 5 طبقه بوده است. در حمله ویرانگر آشوربانیپال، پادشاه خونریز آشور به عیلام، چغازنبیل زیر تلی از خاک مدفون شد و تا قرن ها متمادی سر از خاک بر نیاورد. در زمان پهلوی دوم، رومن گیریشمن فرانسوی نقاب خاک از چهره این بنای با شکوه کنار زد؛ اما از آن آسمان خراش عهد باستان، اکنون بنایی با 25 متر ارتفاع به یادگار مانده است که شامل 2 طبقه از ساختمان اصلی می باشد. محوطه مقدس چغازنبیل از طریق هفت دروازه با محیط اطراف ارتباط دارد. در درون این مجموعه سه معبد با حیاط های سنگ فرش وانبارهای متعددِ آلات وادوات جنگی قرار دارد. مطالعه بقایای این زیگورات ثابت می کند که چغازنبیل از بی نظیر ترین بناهای جهان باستان و گویای مهندسی های بسیار دقیق بشر آن زمان برای ساختن این چنین سازه عظیمی است. بیا به شواهد تاریخی عیلامی ها معابد و زیگورات های دیگری نیز در شهرهای دیگر احداث کرده بودند که در فراز و نشیب های زمان چیز از آن به جا نمانده است. چغازنیل اولین اثر باستانی ثبت شده از ایران در یونسکو می باشد.

در باب هنر عیلامی می باید به ظروف سفالی و فلزی و مهره های عیلامی اشاره کرد. سفال های منقش به نقوش حیوانی و طرح های انتزاعی، با رنگ های طبیعیِ قهوه ای سرخ گون، صورتی و آبی تیره، با چنان ظرافتی طراحی و شکل گرفته اند که بشر امروز را از ذوق هنری و دقت فنی پدرانش در سه هزار سال پیش به تعجب وا می دارد. مجسمه های مسی و برنزی بعضا با روکش طلا نیز در زمره افتخارات هنری تمدن عظیم عیلام به شمار می رود. آجرهای لعاب دار رنگین که در هزاره دوم قبل از میلاد در عیلام ابداع شد، و برای تزئین کاخ ها و معابد و نقش برجسته ها بر دیوارها به کار رفت، بعد ها نیز الهام بخش هنر هخامنشی شد.

عیلامی ها به فنون آبیاری و آبرسانی هم توجه داشته اند و از سده 13 پیش از میلاد به ایجاد نهرهایی برای استفاده از آب رودخانه و رساندن آب به شهر ها و کاخ ها و معابد پرداخته اند. هنوز هم می توان بقایای ترعه ها و نهر هایی که عیلامی ها برای آبیاری در جنوب غربی ایران حفر کرده اند و فنون بسیار جالب و دقیق آنها برای استفاده از آّب چه برای کشاورزی و چه برای مصارف دیگر را مشاهده کرد.

عیلامی

در مورد خط عیلامی هم حرف و حدیث زیاد است، برخی خط عیلامی را ابداع شده خود عیلامی می دانند اما عده ای هم معتقدند که این خط از بین النهرین به عیلام آمده است اخیرا هم نظریه ای مطرح شده که خط عیلامی ریشه در خط تمدن جیرفت دارد. به هر حال آنچه مهم این است که خط عیلامی به مرور زمان جنبه بین المللی پیدا کرد و یکی از سه خطی که کتیبه های  هخامنشی با آن نوشته می شد؛ خط عیلامی بود.

آشوربانی پال، در کتبیه ای که به او منسوب است، تصرف عیلام را این گونه توصیف می کند:

«تمام خاک شهر شوشان و شهر ماداکتو و شهرهای دیگر را با توبره به آشور کشیدم، و در مدت یک ماه و یک روز کشور عیلام را به تمامی پهنای آن، جاروب کردم. من این کشور را از حَشَم و گوسپند، و نیز از نغمه‌های موسیقی بی‌نصیب ساختم و به درندگان، ماران، جانوران و آهوان رخصت دادم که آن را فرو گیرند.»

منبع:www.tebyan.net

[ ۱۳۸٩/۱/٢٩ ] [ ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

عیلامی ها :

درابتدای تاریخ بشر که انسان متمدن با اختراع ذوب فلز و خط به پیشرفت چشمگیری دست یافته بود ، منطقه بین النهرین جایگاه ویژه ای داشت . سه تمدن مشهور در این قسمت در جوار یکدیگر می زیستند :آشوری ها ، عیلامی ها و بابلی ها . شوش پایتخت عیلام از موقعیت ممتازی برخوردار بود . عیلام در واقع تلفظ آشوری سرزمین هل تم تی به زبان عیلامی است و هل تم تی به معنای سرزمین خدایان است . دلایل اصلی پیشرفت عیلامی ها و پایتخت آنان شوش از حدود ۷۰۰۰ سال پیش به این شرح است:

 ۱- دلایل ژنتیکی مبتنی بر هوش ذاتی

 ۲- دلایل اقلیمی و مناسب بودن جلگه خوزستان برای کشاورزی و دامپروری

 ۳- رقابت با تمدنهای مجاور به خصوص تمدنهای بین النهرین .

به این ترتیب عیلامی ها توانستند برای هزاران سال در پایتخت خود شوش قدمهای بسیار مؤثری برای پیشرفت خود و تمدن بشر بردارند ، به طوریکه پیشرفت خط ، معماری ، ذوب فلزات و شیشه و هنر پیکر تراشی همگی مدیون مردمان عیلام است . گستره سرزمین عیلام گاهی بسیار وسیع بوده است ، به طوریکه گاهی تمامی تمدن های بزرگ اطراف خود را مطیع خویش می ساختند و تمدن آنها تا مرزهای مصر گسترش می یافت . در آن هنگام شوش علاوه بر پایتخت بودن یک شهر مذهبی و کانون عبادی تمام عیار محسوب می شد .آثاری که از شوش ، هفت تپه ، چغازنبیل و ایذه به دست آمده است حقایق زیادی را در مورد نوع زیست و نگاه ایدئولوژیک آنها روشن ساخته است . اما بسیاری از سؤالات راجع به تمدن عیلامی هنوز در پرده ابهام باقی مانده است .

از میان آثار باستانی شوش در دوره عیلامی ، پیکره خدایان جایگاه ویژه ای دارد . یک نمونه که در موزه لوور نگهداری می شود و از جنس طلاست بسیار چشمگیر است . جام معروف شوش که چند نمونه از آن در اکتشافات باستانی به دست آمده است و یک نمونه آن در موزه لوور فرانسه نگهداری می شود اثری بسیار زیبا و سمبولیک است . نوع اغراقی که در تصاویر روی جام به کار رفته است انسان را به یاد سبک های هنری معاصر مثل کوبیسم می اندازد . معبد چغازنبیل و آثاری که در آن کشف شد اوج درخشش تمدن عیلامی را نشان می دهد . حفاری ها و پژوهش های آقای گیرشمن در ابتدای قرن گذشته نشان داد که عیلامی ها از عناصر طبیعی مثل شیشه ، قیر ، فلزات و لعاب کاشی در ساختمان سازی استفاده می کردند . استفاده از چرخ در ابعاد بزرگ و ایجاد شکافهای موازی روی زمین به مثابه ریل از دیگر ابتکارات بی نظیر عیلامی ها بوده است . نوع روابط اجتماعی و شیوه های قانون گذاری نیز در دوره عیلامی بسیار جالب توجه است و زمینه ای بسیار جالب و بکر برای پژوهشگران تاریخی است .

منبع:گروه تاریخ پژوهان چهارباغ

[ ۱۳۸٩/۱/٢٩ ] [ ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

ستان ایلام مساحتی حدود 19086 کیلو متر مربع دارد. این استان یک منطقه کوهستانی و مرتفع است که در غرب وجنوب غربی کشور در میان رشته کوه های کبیرکوه از سلسله جبال زاگرس قرار دارد و ازشمال به کرمانشاه، از جنوب به خوزستان, ازشرق به لرستان و از غرب به کشور عراق محدود است. ایلام پیشینه تاریخی بسیار دیرینه ای دارد. تحقیقات وکشفیات علمی در تپه های معروف (هلیلان) و «دهلران»استقرار اولیه انسان ها را با شرایط فیزیکی و جسمی موجود در هزاره 9 قبل از میلاد دراین سرزمین تایید می کند.

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید . . .


ادامه مطلب
[ ۱۳۸٩/۱/٢٩ ] [ ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

این شهر در کنار رودخانه کنجان چم قرار دارد و فاصله چندانی با مرز عراق ندارد. در گذشته،  شهر مهران به منصور آباد معروف بوده است. این شهر نیز مانند سایر شهر های مرزی کشور عزیزمان در ابتدای جنگ تحمیلی به چنگ عراقی ها افتاد و ویران شد. ولی آخرین بار در سال 1365 به آغوش میهن بازگشت و از نو آباد شد. در سالهای اخیر این شهر نگین سبز ایران نامیده شد.

مراکز تاریخی و دیدنی

  • تنگ وویله
  • قلعه امیر آباد
  • قلعه زمستانی والی
  • سنگ نوشته آشوری
  • کلک
  • کبیرکوه
  • آب رگزاه
  • پیر محمد
  • چنگوله
  • پالشک آب
  • کنجان چم
  • تایه گه
  • زینه گان
  • مسجد جامع
  • مسجد قمر بنی هاشم
  • امامزاده سید ابراهیم قتال
  • امامزاده علی صالح
  • امام زاده سید محمد عابر
  • امامزاده سید حسن
[ ۱۳۸٩/۱/٢۳ ] [ ۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

این شهرستان از مکانهای بسیار تاریخی استان ایلام می باشد که پیشینه  تاریخی آن به دوره ساسانیان مربوط می باشد. بقایای آثار تاریخی و باستانی مانندآثار شهر سراب کلان،  قلعه تاریخی،  آتشکده سام،  تل توبره ریز معروف به للر یا تل سه پا ،  تعداد 160 تپه و آثار تمدن باستان در بخش هلیلان ومبین ...نشانگر این قدمت  تاریخی است.از شیروان قدیم که شهری در سمت شمال رود سیمره بود،   تاریخی و ویرانه های بسیار زیادی باقی مانده است.

مراکز تاریخی و دیدنی

  • قلعه سام
  • تپه کز آباد
  • شهر تاریخی ماسپندان
  • پل کروئیت
  • آتشکده دو طبقه ساسانی
  • چنارچ
  • قنات آسمان آباد
  • مسجد چامع
  • امام زاده باقر
  • امام زاده شاه قلندر
  • زیارتگاه پیرحسین
[ ۱۳۸٩/۱/٢۳ ] [ ۱:٢٤ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

این شهر که در دامنه جنوب و جنوب غربی دینار کوه قرار دارد  و  از قدیم به ده لران( به معنای جاده کالسکه رو چون در زمان گذشته یکی از شاه راههای ایران بوده است به این نام معروف شده است) مشهور بوده  است. بقایای آثار تاریخی و باستانی و مجموعه اشیاء کشف شده، نشان دهنده  این واقعیت هستند که قدمت این منطقه به زمان قبل از تاریخ و بعد از آن، به ویژه با دوره ساسانیان ارتباط تنگاتنگ دارند. دهلران به لحاظ موقعیت جغرافیایی از مناطق مهم استان ایلام است و همین موقعیت جغرافیایی نیز باعث آسیب آن در طول تاریخ شده است. این شهر اکنون نیز علاوه بر موقعیت توریستی دارای منابع عظیم نفت و اراضی مستعد کشاورزی است که دارای اهمیت اقتصادی و جغرافیایی بسیاری است.

غار خفاش

مراکز تاریخی و دیدنی

  • قلعه شیاخ
  • قلعه پاقفله
  • قلعه کره چکا
  • قلعه انجیر
  • شهر تاریخی سامرا
  • تپه علی کش
  • تپه موسیان
  • تپه محمد جعفر
  • تپه مراد آباد
  • سنگ نوشته میمه
  • آتشکده میمه
  • دینار کوه
  • آبشارآبتاف
  • آب دره جکه
  • آب سارکوه
  • آب مورموری
  • چای قره تپه
  • گلان چینه
  • نصیران
  • چشمه آب گرم
  • غار خفاش
[ ۱۳۸٩/۱/٢۳ ] [ ۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

شهر تاریخی دره‌شهر در زمانهای مختلف تاریخی به علل متعدد بارها ویران و آباد گشته، از جمله عوامل موثردر ویرانی آن می‌توان لشگر کشی سپاهیان آشور واعراب را نام برد. بنا به نظری، دره شهر محل شهر باستانی ماداکتو پایتخت عیلامی بوده است. به نظر می رسد که دره شهر اولین شهر عیلامی بوده است که در حمله آشور بانی پال ویران شده و در زمان حکومت هخامنشیان یا اهمیت گذشته را نداشته و یا همچنان در ویرانی به سر می برده است، ولی در زمان اشکانیان دوره تجدید حیات آن بوده و در عهد ساسانیان نیز مجددا آباد گردیده و رونق یافته است.

در ویرانه های به جای مانده از یک شهر در زمان ساسانیان، آثار  شهر سازی گه در آن دوره معمول بوده  به چشم می خورد. سکه های یافت شده در خرابه های دره شهر به خسرو سوم و جانشینان او متعلق است. در میان ویرانه های آن اثری از مکانی که شاید زمانی  مسجد و یا عبادتگاه دوره اسلامی بوده باشد، یافت نشده است. در حال حاضر این شهر که در دامنه کوه خرابه های شهر باستانی دوره ساسانی و رودخانه سیمره قرار دارد،  با استعداد کشاورزی وافر، منابع آب غنی،  مراتع سبز و جنگلهای انبوه یکی از شهر های باستانی و مهم استان به حساب می آید.

قلعه شیخ مکان

مراکز تاریخی دیدنی

  • قلعه شیخ مکان
  • قلعه ساسانی
  • تنگ بهرام چوبین
  • تنگ ماژین
  • دره شهر
  • ماژین
  • مهرجا نقدق
  • تپه تیخان
  • تپه کوزه گران
  • سر گچله
  • کل یزید
  • قلعه گل
  • قلعه سکه سون
  • پامیل
  • آتشکده دره شهر
  • آتشکده سیکان
  • آتشکده مهدی آباد
  • آبشارآب آسیاب
  • مسجد جامع
  • امامزاده سید اکبر
  • زیارتگاه امامزاده عباس
  • زیارتگاه سید فخرالدین
  • امامزاده سید ابراهیم
[ ۱۳۸٩/۱/٢۳ ] [ ۱:۱۸ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

شهرستان ایوان که از شهرهای حاصلخیز منطقه می‌باشد در واقع از شهرستانهای تاره بنا نهاده شده در استان ایلام می‌باشد که در حد فاصل بین ایلام به اسلام آباد غرب و گیلان غرب قرار دارد. طبیعت زیبای این منطقه بسیار چشم نواز  است. شهر ایوان بسیار مستعد برای کشاورزی و دامداری می باشد. مردم اشهر ایوان از ایل کلهر هستند و به زبان کلهری صحبت می کنند.

مراکز دیدنی

  • آتشکده سه پا
  • غار طلسم ایوان
  • غار انفجاری
  • قنات سراب ایوان
  • مسجدجامع
[ ۱۳۸٩/۱/٢۳ ] [ ۱:۱٧ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

شهر آبدانان در دامنه جنوبی کبیرکوه قرار گرفته است. این شهر منابع طبیعی و معدنی فراوانن مانند نفت و گوگرد دارد و به  علت وجود آب و زمین فراوان، جنگلها و مراتع از نواحی مستعد جهت کشاورزی می‌باشد. قدمت تاریخی این ناحیه قدمتی بسیار کهن دارد و آثار ارزنده تاریخی در سراسر آن به چشم می خورد. همچنین این شهرستان دارای مکانهای تفریحی بسیاری می باشد.

دریاچه دوگانه سیاه گاو

مراکز تاریخی و دیدنی

  • قلعه پشت قلعه
  • قلعه هزارانی
  • رود آبدانان
  • دریاچه دوگانه سیاه گاو
  • مسجد جامع
  • زیارتگاه سید صالح الدین محمد
[ ۱۳۸٩/۱/٢۳ ] [ ۱:۱٧ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

1-  قلعه هزارانی:در امتداد جاده آبدانان-مورموری در ابتدای روستای هزارانی در بخش شمالی  جاده بقایایی قلعه ای بر روی یک تپه طبیعی دیده می شود.ارتفاع این تپه حدود 10 متر می باشد که آثار بجای مانده معماری آن به صورت یک قلعه بوده  که با مصالح سنگ و گچ ساخته شده است پلان بنا به شکل دالانهایی مستطیلی شکل و طویلی است که متاسفانه  کاملاً تخریب و به صورت مدفون و نیمه مدفون مشاهده می شوند و مربوط به دوران ساسانی می باشند.

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
[ ۱۳۸٩/۱/٢۳ ] [ ۱:۱٠ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

کاخ فلاحتی

کاخ فلاحتی در خیابان آیت الله حیدری شهر ایلام بنا نهاده شده  است. این کاخ، با باغ زیبا با سردرهای منقوش، آجرکاری و با سرستونهای زیبا  متعلق به دوران قاجار می باشد.

 

مجموعه کاخ قلعه والی

 قلعه والی بر روی تپه "چقامیرگ" در شهر ایلام قرار دارد.  وسعت کل این قلعه 2500 متر، مساحت زیر بنای آن 1500 متر مربع و حیاط آن 700 متر است، که شامل اطاقها و تالارها با مصالح آجر و گچ و سنگ مرمر می باشد. در داخل حیاط نیز سنگ نوشته ای بلند وجود داشت که در زمان محمد علی شاه قاجار و غلامرضا خان ابوقداره والی لرستان حک شده بود.

 

قلعه قیران

این قلعه در شهر ایلام، بر بالای کوه قلاقیران که مشرف بر ناحیه جنگلی بسیار زیبایی که به نام  ششدار یا ششدان معروف می باشد، بنا نهاده شده است. ساختمان قلعه قیران و قله کوه قلاقیران بر فراز آن، زیبایی و جذابیت خاصی را برای شهر ایلام ایجادکرده است.

 

تپه ورده کبود

این تپه در فاصله 20 کیلومتری شمال غربی ایلام و در نزدیکی رود کشکان واقع شده است. باستان شناسان در گودال قائمی که به طول  26 متر و عرض 11 متر در این تپه ایجاد کرده اند،  تعداد زیادی گور یافته اند. این گورها شامل قلوه سنگهایی هستند که به خاطر استحکام سقف گورها به کار برده شده اند. اجساد داخل گورها به حالت خمیده و همراه با اشیای قیمتی (از جنس مفرغ) و همچنین سلاح متوفی (از جنس آهن) تدفین شده اند. پیشینه آثار کشف شده در گورستان ورکبود متعلق به  اواخر سده هشتم ق.م و آغاز سده هفتم ق.م است.

 

سنگ نوشته آشوری (گل گل)

سنگ نوشته آشوری (گل گل) ملکشاهی بر دیواره کوهی در جوار روستای گل گل در فاصله 25 کیلومتری شهر ایلام حکاکی شده  است. این سنگ نوشته به زمان حکمرانی آشور بانی پال متعلق می باشد که حدود سه هزار سال پیشینه تاریخی دارد. بر روی آن سنگ، نقش برجسته پیکره یک سرباز آشوری با کلاه خود، همراه با  ماه و ستاره در بالای سر آن و در حالیکه پیکانی در دست دارد حک شده است . در قسمت پایین سنگ نوشته آشوری ، چند جمله به خط میخی به چشم می خورد که ترجمه گردیده است .

 

سنگ نوشته تنگه قوچعلی

سنگ نوشته تنگه قوچعلی در ضلع شرقی مسیر تونل آزادی ایلام بر دیواره سنگی کوه انار سنگ واقع شده است که این نوشته تاریخی به ابعاد 50 در 70 سانتی متر در دوران قاجار و حکومت والیان پشتکوه حک گردیده است. خط این سنگ نوشته خط نستعلیق می باشد.

 

سنگ نوشته تخت خان

این سنگ نوشته بر روی سنگی عظیم به ابعاد 1 در 2  متر در مکانی به نام تخت خان (34 کیلومتری جاده ایلام_مهران) حک شده و اطلاعات آن در رابطه با تاریخ ایلام و حکمرانان آن می باشد.

 

سنگ نوشته قلعه والی

این سنگ نوشته در قلعه والی قرار دارد و مضمون این سنگ نوشته در ارتباط با زمان ساخت قلعه والی در سال 1326 هجری شمسی می باشد و متن آن چنین است: "به معماریت عالیجاه خیر الحاج حاجی درویشعلی کرمانشاهی و به نظارت معتمد السلطان مکرم عم عالی مقام صید جواد خان سرتیپ والی زاده".


[ ۱۳۸٩/۱/٢۳ ] [ ۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

ایلام نام شهری است در غرب ایران که مرکز استان ایلام است. جمعیت این شهر بر پایه آمار سرشماری سال ۸۵ برابر با ۱۵۵٬۲۸۹ نفر است ۱۵۵٬۲۸۹ نفر است.

از نظر جغرافیایی ایلام از غرب به کشور عراق از شرق به استان لرستان از شمال به استان کرمانشاه و از جنوب به استان خوزستان محدود می‌شود.این استان دارای ۴۳۰ کیلومتر مرز مشترک با کشور عراق می‌باشد که شهر مرزی آن مهران می باشد و مردم ایران و عراق جهت مسافرت زمینی از مرز مهران عبور می کنند

نام

این شهر در گذشته های دور آلام،آلامتو و بعدها ده بالا و سپس حسین‌آباد نام داشت .

شهرستان ایلام مرکز استان ایلام است که از دوبخش مرکزی و چوار تشکیل شده‌است از غرب به کشور عراق از شمال شرق شهرستان ایوان از جنوب غرب به شهرستان مهران و دره شهر و از شمال به شهرستان شیروان چرداول همجوار است. بخش مرکزی از دو دهستان ده پائین و میشخاص تشکیل گردیده، بخش چوار هم از دو بخش ارکوازی و بولی شکل یافته‌است.

استان ایلام که از میان استان‌های ایران طولانی‌ترین مرز را با عراق دارد در زمان جنگ ایران و عراق بیشترین خسارتها بر آن وارد شد. مردم ایلام در زمان جنگ به مقابله با دشمن پرداختند. خیلی از مردم به کوه‌ها روی آوردند و با سخت‌ترین شرایط کنار آمدند اما منطقه‌ی خود را ترک نکردند و حتی از استان‌های همجوار پذیرای مهاجران جنگی شدند.

مردم

البته نام شهر ایلام ابتدا ده بالا بوده و مردمان طایفه دهبالایی در آن ساکن بوده اند و سپس حسین آباد نام گرفته است. همه مردم استان ایلام شیعه هستند.زبان بیشتر جمعیت این استان کردی می باشد و در حوزه جنوبی استان آمیخته ای از کردی ، لری و عربی نیز وجود دارد. امروزه با راه اندازی پتروشیمی و گاز در این استان کم کم از محرومیت آن کاسته می‌شود.

طبیعت استان بی نظیر است. این استان دارای شهرستانهای با قدمت تاریخی است. از جمله این شهرستانها دره شهر است.

جاذبه های تاریخی استان:

استان ایلام به عنوان بستر مهمی از تمدن های ایلام باستان، هخامنشی، ساسانی و اسلامی از آثار تاریخی و میراث معماری ارزشمندی برخوردار است. داشتن حدود یک هزار اثر و بنای تاریخی و معماری گویای قسمتی از سرگذشت طولانی منطقه ایلام است. این استان به دلیل قرار گرفتن در کنار مرزهای باختری ایران و درگیری هایی که در طول تاریخ حول و حوش آن وجود داشته؛ زخم ها و آسیب هایی بر پیکر خود دارد ولی ریشه کهن و قدمت طولانی این ناحیه سبب شده با وجود فراز و نشیب های بسیار، همواره تنومند و استوار بر جای بماند. آثار تاریخی و معماری با ارزشی که در این منطقه وجود دارند بهترین گواه بر تاریخ تمدن کهن استان ایلام هستند.
بیش ترین آثار تاریخی و معماری منطقه ایلام؛ به دوره ساسانیان و بناهای مذهبی و مقبره امام زاده ها نیز به دوره سلجوقیان و دوره های بعدی مربوط می شود.
پشت قلعه که در نزدیکی شهر آبدانان قرار گرفته به عهد ساسانی تعلق دارد و آتشکده و کوشک قینقر نیز از دیگر بناهای دوره ساسانی است که با دارا بودن چهار دهانه ورودی، یک باغ وسیع و چندین درخت زیتون وحشی در کنار چشمه ساری زیبا نظر هر بیننده ای را به سوی خود جلب می کند.
بنای آتشکده دره شهر به دوره ساسانیان مربوط می شود که هم اینک به صورت چهارطاقی باقی مانده است. شهر باستانی ماژین (سیمره) در قسمت جلویی تنگ ماژین واقع شده و هنوز دیوار بناهای شهر قدیمی و آثار قصرها و بازارهای تاریخی آن برجای مانده است. بقایای شهر قدیم دره شهر نیز بیان گر وجود یک شهر ساسانی با تمامی خصوصیات آن دوره است.
تنگ بهرام چوبین یکی از مهم ترین دره های کم عرض و بسیار مرتفع و استراتژیک در ضلع باختری مسیر جاده دره شهر- پلدختر است. این تنگه که آن را شکارگاه بهرام هم می گویند، دارای آثار ارزنده فراوان در قسمت ورودی، پیشانی و ارتفاعات است.
پل جم نمشت که از آثار دوره ساسانیان است و پل ساسانی به همراه ده ها تپه باستانی از دیدنی های باستانی و تاریخی استان ایلام به شمار می آیند.
سبک معماری آتشکده میمه به دوره ساسانیان تعلق دارد و در زرین آباد میمه واقع شده است و قلعه قیران نیز که بر فراز کوه معروف قلاقیران در ناحیه جنگلی بسیار زیبای ششدان مشرف است، از دیگر بناهای تاریخی و دیدنی استان ایلام به شمار می آید.
گورستان تاریخی چنار در ناحیه چنارباش ایلام واقع شده و به هزار سال قبل از میلاد تعلق دارد. کاخ فلاحتی نیز از دیگر آثار دوره ساسانیان است که بخش عمده ای از تزیینات آن به دوره قاجاریه مربوط می شود.
مجموعه بناهای تاریخی و معماری استان ایلام به همراه جاذبه های زیبای طبیعی، فرهنگی و اجتماعی یکی از زیباترین و دیدنی ترین مناطق ایران را با نام "استان ایلام" به وجود آورده که همواره چشم به راه بازدیدکنندگان و دوست داران تاریخ، طبیعت و فرهنگ است.

[ ۱۳۸٩/۱/٢۳ ] [ ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

قلعه یا دژ توت در ناحیه جنوب روستای بانقلان قرار دارد که از توابع شهر ایلام است . این قلعه در میان کشتزارهاو باغهای کشاورزی و بر فراز یک تپه باستانی از گذشته بر جای مانده است و به نام قلعه توت معروف است. آثار تخریب شده قلعه توت بر فراز تپه باستانی قلعه توت ملاحظه می شود. ارتفاع تپه از سطح زمین‌های اطراف حدود 15 متر اندازه گیری شده است. امروز در بنای این قلعه پلان مشخصی دیده نمی شود. بخش عمده بنا بر اثر فرسایش و تخریب تدریجی از بین رفته است. سنگ بکار رفته در معماری قلعه، به تدریج برای حصار‌کشی باغ ها و مزارع کشاورزی پیرامون انتقال داده شده که همین مساله موجب شده تا از معماری قلعه اثری باقی نماند اما این اثر به عنوان یک تپه باستانی قابل مطالعه است.

بر اساس اثر محمودیان (1383)، در تپه تکه های متراکم سفال و ابزارهای سنگی دیده می شود. سفال های بدست آمده همگی بدون لعاب بوده و اکثرا دارای پوشش گلی نخودی و آجری است. پخت سفال ها ناقص بوده و از مواد گیاهی، شن و ماسه برای شاموت آنها استفاده شده است. اکثر سفال ها از نوع سفال های خشن خمره ای، چرخ ساز و دارای تزیینات افزوده دور کمر یا روی شانه ظروف هستند.

به گفته محمودیان (1383)، در سطح تپه و در گوشه جنوب شرقی آن، توده‌ای از قلوه سنگ به ارتفاع حدودا یک متر دیده می‌شود، همچنین در حاشیه غربی سطح تپه چند ردیف توده سنگی به صورت خشکه چین دیده می‌شود. به احتمال زیاد این سنگ ها بقایای معماری قلعه سطح تپه هستند که در گذشته در ساخت دیوارها بکار رفته است. به دلیل فعالیتهای نامتعارف کشاورزی در سطح تپه و دامنه‌های آن بافت سطحی تپه و بنای قلعه به هم خورده است. در سطح و سمت جنوب تپه آثار و گچ ( و احتمالاً کوره گچ) دیده می‌شود.

    منبع : ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

[ ۱۳۸٩/۱/٢٢ ] [ ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

 

نقش و جایگاه گلیم نقش برجسته، در برنامه‌های توسعه‌ی استان ایلام

چکیده:

     صنایع دستی در استان ایلام مقوله‌ای است که اهمیت آن در سالهای اخیر به عنوان صنعتی درآمدزا و تأثیر گذار در رشد و توسعه اقتصادی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. این صنعت از جایگاه، سابقه طولانی و تنوع گسترده‌ای برخوردار است. این نوع صنایع را می توان به صنایع دستی جامعه عشایری، صنایع دستی جامعه روستایی و صنایع دستی جامعه شهری تقسیم بندی کرد. صنایع دستی ایلام با گذشته‌ی تاریخی غنی و پرفراز و نشیب خود، قسمت عمده‌ی احتیاجات منطقه را تأمین کرده و مازاد آن به خارج استان صادر می شود، ولی با وجود توسعه صنعت در کشور، این صنعت در استان ایلام کماکان مانند قسمت های دیگر صنایع در استان تحول و توسعه پیدا نکرده و ضعیف تر هم شده است. علت اصلی این امر هم عدم حمایت مالی و نبود امکانات مالی پیشه‌وران است که انگیزه‌ای برای فعال کردن این بخش یا وجود ندارد و یا اینکه کم رنگ شده است. در صورت اهمیت به این بخش از شاخصه‌ی توسعه و نگاه ویژه به آن شاهد رشد چشمگیر تولید گسترده صنایع دستی در استان بوده که در صورت حمایت های مالی و معنوی به توسعه پایدار استان کمک می کند.

     استان ایلام در سالهای اخیر به جهت ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی، استعداد مناسبی در رشد صنایع دستی از خود نشان داده است. اختراع هنر گلیم نقش برجسته از سوی یک بانوی ایلامی، مهمترین رویداد فرهنگی و صنعتی استان ایلام طی دو دهه‌ی گذشته است که نشان دهنده‌ی مستعد بودن جوانان ایلامی در تولید و یا اختراع صنایع دستی جدید و معرفی آن به جهان است. گلیم نقش برجسته با برآورده کردن نیاز سلیقه امروز توانسته است به طور سریع جایگاه خود را در صنعت کشور پیدا کرده و نقش تعیین کننده ای در اقتصاد خانواده ها پیدا کند.

     در این مقاله برآن شده‌ایم که به بررسی نقش گلیم نقش برجسته در برنامه‌های توسعه استان اشاره، و با تحلیل مشکلات و موانع سر راه توسعه این صنعت، به بیان راهکارهایی علمی و عملی در راه پیشرفت صنایع دستی استان بپردازیم. امید است با ارائه این مقاله که حاصل سالها تلاش عملی در این راه است، بتوانیم صنعت تولید گلیم نقش برجسته را یک گام به جلو هدایت کنیم.

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید

 


ادامه مطلب
[ ۱۳۸٩/۱/۱۸ ] [ ۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

در گوشه غربی نقشه جغرافیای سرزمین پهناور ایران اسلامی نام ایلام ذهن را به دوردست تاریخ هدایت می کند. سرزمین طلوع آفتاب (معنای واژه عیلام) و سوگلی عروس زاگرس با کوهستانهای سلسله وار و دشتهای پهناور که زیستگاه انواع گونه های گیاهی و جانوری از قابلیت های برجسته ای در زمینه گردشگری طبیعی برخوردار است. از کوههای دالاهو که می گذری قلاقیران سبز می شود، ایلام با ۲۰ هزار کیلومترمربع مساحت اگرچه جزو کوچکترین استانهای کشور محسوب می شود اما تنوع قابل باور آب، هوا و خاک را در سطح خود دارد. فاصله کوهستانهای برف پوش تا دشتهای گرم و بلوط های کهنسال تا نخل های سربرافراشته تنها چند کیلومتر است. در این استان هنوز آداب و رسوم اجتماعی وفرهنگی خود از قبیل پوشش لباس محلی، گویش شیرین کردی و صفای باطن و مهمان نوازی را حفظ کرده است. ایلام به عنوان بخش مهمی از تمدن های قدیمی ایلام باستان، هخامنشی، ساسانی، اسلام و داشتن یک هزار اثر و ابنیه تاریخی از جاذبه های گردشگری فراوانی برخوردار است. جاذبه های طبیعی و تاریخی که در شهرستان دره شهر، سرزمین شگفتی های عروس زاگرس، واقع شده نظیر سیاه گل، تنگه بهرام چوبین، پل گاومیشان و غیره به چشم می خورد همه گویای تاریخ کهن و مانای این دیار است. وجود چند غار آب جذاب و دیدنی نظیر غار زینگان در میانه منطقه گرمسیری صالح آباد باعث خنکای دل بازدیدکنندگان می شود.
    ایلام از نظر موقعیت جغرافیایی و تنوع آب و هوایی شرایط خاصی دارد. بیش از نیمی از استان را کوههای مرتفع و نیمه مرتفع پوشانده است، دامنه های جنگلی کبیر کوه، وجود چشمه ها و آبشارها و رودهای کوچک و بزرگ و زیستگاههای جانوری، با کوهستانهای برفگیر در گوشه و کنار، چشم اندازها و مناظر زیبایی را به وجود آورده است. وجود غارهای طبیعی در دل کوههای منطقه می تواند زمینه مناسبی را برای گسترش فعالیت های گردشگری در ایلام فراهم آورد. غارهای کشف شده در بعضی از مناطق استان از جمله غار سیوان، گل گل ملکشاهی، ایوان، بدره و زینگان صالح آباد دارای بستر آبی و دیوارهای پوشیده از آویزان های آهکی هستند که در صورت مجهز شدن به تأسیسات و امکانات می توانند گردشگران بسیاری را جلب کند.
    چشمه های آب گرم ایلام، داروی بیماریهای پوستی
    چشمه آب گرم و معدنی واقع در ۵ کیلومتری دهلران با داشتن ترکیبات گوگردی در از بین بردن بیماریهای پوستی و تسکین بیماری های روماتیسمی اهمیت ویژه ای دارد. از دیگر چشمه های آب گرم می توان به چشمه قیر دهلران اشاره کرد که به علت عبور از سنگ های حاوی مواد آلی، آب آن آغشته به قیر است. همچنین در حاشیه رود چنگوله در بالادست کوه، یک چشمه آب گرم واقع است. چشمه آب گرم «کنجانچم» در ساحل راست کنجانچم و چشمه آب گرم تنگ حمام بولی در ساحل راست رودخانه تلخاب با دمای ۴۰ درجه از دیگر چشمه های آب گرم استان می باشد. از آبشارهای استان نیز می توان آبشار «سرطاف» و آبشار عمار در منطقه ملکشاهی را نام برد.
    مکان های دیدنی ایلام
    وجود قلعه ها و مکانهای دیدنی و جاذبه های تاریخی باستانی از تاریخ پرآوازه این استان محروم حکایت دارد که بعضی از آنان شناخته و بعضی دیگر همچنان ناشناخته مانده اند. از آثار تاریخی، فرهنگی و طبیعی ایلام می توان قلعه والی ایلام، کاخ فلاحتی، منطقه جنگلی ششدار و کوه قلاقیران، پارک جنگلی پردیس، حیات وحش و شهربازی چغاسبز ایلام، پناهگاههای صخره ای، قلعه اسماعیل خان و تپه ها و قبرستان های تاریخی را نام برد که هر کدام دارای ارزش خاص می باشند. همچنین آثار تاریخی مهران و بخش صالح آباد را می توان دشت صالح آباد و گلان، امامزاده علی صالح(ع) سنگ نبشته تخت خان و غار معروف زینگان و غیره نام برد. شهر تاریخی سیروان در روستای سرابکلان کنونی، تپه های تاریخی منطقه حفاظت شده مانشت، سرچشمه شیروان در سرابکلان در رودخانه سیمره نیز از دیگر آثار ایلام هستند. سیروان در روستای کنونی سرابکلان واقع در بخش شیروان از توابع شهرستان شیروان چرداول دارای آثار باستانی و فرهنگی ارزشمندی است. در گذشته پادشاهان ساسانی از جمله انوشیروان عمارتهای باشکوهی در این منطقه ساخته اند. شهرستان آبدانان نیز همچون دیگر شهرستان های تابع استان ایلام دارای آثار متعدد فرهنگی و باستانی است که مکان های دیدنی زیادی دارد. اما متأسفانه در سالهای گذشته برخی از آثار باستانی در استان مورد دستبرد غارتگران میراث فرهنگی قرار گرفته که دلیل آن را می توان عدم وجود اداره میراث فرهنگی در برخی از شهرستان های استان و کمبود نیرو عنوان کرد. آنچه که در این میان حایز اهمیت است، توجه مسؤولان استانی و کشوری جهت نگهداری از این آثار تاریخی است. با وجود اینگونه مسائل، نکته ای که می توان بدان اشاره کرد، ضرورت افزایش تلاش سازمان گردشگری و میراث فرهنگی برای حفظ و نگهداری آثار باستانی و تاریخی این استان است. مدیر میراث فرهنگی ایلام در این خصوص می گوید: ۲۲۶ قطعه شیء ارزشمند تاریخی طی سال گذشته در این استان کشف شد که متعلق به دوره های مختلف تاریخی بودند. این اشیا شامل زیورآلات ، مجسمه، ابزار و ظروف مختلف از جنس مفرغ، مس، طلا، نقره و سفال است. وی معتقد است، تشکیل انجمن میراث فرهنگی، نقش مهمی در کاهش فعالیت حفاران غیرمجاز و قاچاقچیان اموال تاریخی در این استان داشته و کاهش اشیای مکشوفه نسبت به سال گذشته بیانگر این مسأله است. اما آنچه که به عنوان جمله آخر می توان اذعان کرد، کمک مسؤولان مربوطه و اختصاص بودجه ای در خور توجه نسبت به میراث فرهنگی این استان است، چرا که ایلام خطه ای بسیار کهن و تاریخی است. کم لطفی نسبت به ایلام که روزگاری مهد تاریخ و تمدن ایران بوده بسیار تأسفبار است.

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
[ ۱۳۸٩/۱/۱٧ ] [ ٩:٢٠ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

کاخ فلاحتی

کاخ فلاحتی در خیابان آیت الله حیدری شهر ایلام بنا نهاده شده  است. این کاخ، با باغ زیبا با سردرهای منقوش، آجرکاری و با سرستونهای زیبا  متعلق به دوران قاجار می باشد.

کاخ قلعه والی

قلعه والی بر روی تپه "چقامیرگ" در شهر ایلام قرار دارد.  وسعت کل این قلعه 2500 متر، مساحت زیر بنای آن 1500 متر مربع و حیاط آن 700 متر است، که شامل اطاقها و تالارها با مصالح آجر و گچ و سنگ مرمر می باشد. در داخل حیاط نیز سنگ نوشته ای بلند وجود داشت که در زمان محمد علی شاه قاجار و غلامرضا خان ابوقداره والی لرستان حک شده بود.

قلعه قیران 

این قلعه در شهر ایلام، بر بالای کوه قلاقیران که مشرف بر ناحیه جنگلی بسیار زیبایی که به نام  ششدار یا ششدان معروف می باشد، بنا نهاده شده است. ساختمان قلعه قیران و قله کوه قلاقیران بر فراز آن، زیبایی و جذابیت خاصی را برای شهر ایلام ایجادکرده است.

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید

 


ادامه مطلب
[ ۱۳۸٩/۱/۱٧ ] [ ٢:٠٩ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

تقدیم به دوست خوبم ایوب عطابیگی ممتاز

شهرستـــــان ملکـــــشاهی

موقعیت جغرافیایی :
شهرستان ارکواز ملکشاهی از توابع استان ایلام است که از شمال به کبیرکوه _از جنوب به نواحی باغسای و دره مالی در مرز عراق _ از شرق به میمه و از غرب به رود گل گل تا رضاآباد مهران منتهی میشود.
شهرستان ملکشاهی شامل بخش های مرکزی و گچی می باشد .

سابقه تاریخی:
حاکم ایلام در زمان سلطان ملکشاه سلجوقی در ناحیه ی ارکواز (ارک: پایتخت.
واز : وسیع ) قلعه و برج داشته است.
طوایف ملکشاهی به دو دسته ی گرزینوند و هورده کو تقسیم می شوند.که عبارتند از :
نقیخمیس – روسگه – خوادا – کاظم بگ – حسین بگ – شکر بگ – ملگه - کلوندکناریوند – گراوندی - خیرشه – کوکی – اما – سیرانه – مهر – کل کل – رسولوند کنیاینه – باولگ – قیطول – خرزینوند – گلان – خلیلوند – جمعه – علی نظرکور – شره میر – سیه گه – باوه پیرمحمد - کلگه

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید....


ادامه مطلب
[ ۱۳۸۸/۱٢/٢۱ ] [ ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

کوه مانِشت یکی از کوه‌های استان ایلام واقع در شهرستان ایوان در غرب ایران است.

این کوه در ۶ کیلومتری شمال شرقی شهر ایلام و بین بخش کارزان و بخش سراب ایوان واقع شده و ارتفاع آن ۲۶۲۹ متر است.

مانشت پوشیده از جنگل است و رودخانه‌هایی که از آن سرچشمه می‌گیرند مورت و آسا زنگان نام دارند. ارتفاعاتی که قله مانشت در آن قرار دارد، دره دریرژ که دره‌ای زیبا و بکر در سراب ایوان می‌باشد، نام دارد. در شمال غربی مانشت، کوه بانکول و در جنوب غربی آن کوه گاوه قرار دارد.

غاری به نام غار طلسم در درون کوه مانشت وجود دارد که کُنام جانوران درنده و خفاش‌ها است. با این حال غار طلسم مکانی گردشگری برای کوه‌پیمایان بشمار می‌آید. غار خور مگزان از دیگر جاذبه‌های این ارتفاعات است که به معنای این است که هرگز آفتاب بر آن نمی‌تابد . به همین دلیل همواره درسایه است و در تابستان از هوای خنک و ملایمی برخوردار است.

بر سینه قله این کوه، غاری با ارتفاع حدود ۵ متر از پایه نیز وجود دارد که به نام «شاه افدالان» معروف است. گفته شده قدیمی‌ها برخی طلا و جواهر در آن مخفی نموده‌اند اما اکنون صخره نوردان با وسایل و تجهیزات از آن دیدن می‌کنند و دیگر خبری از آن اشیاء قیمتی نیست.

 

[ ۱۳۸۸/۱٢/٢۱ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

نام ایلام ماخوذ از کلمه ی الامتو در زبان سومری است.سومریان سرزمین های مشرق کشور خود را الامتو میگفتند که به معنای سرزمین مرتفع است.در حقیقت سرزمین های نیمه کوهستانی غرب ایران که در بعضی جاها ارتفاع چندانی نیز از زمین نداشتند برای ساکنان جلگه های پست عراق کنونی سرزمین مرتفعی محسوب می شد.

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید. . . .

 


ادامه مطلب
[ ۱۳۸۸/۱٢/٢٠ ] [ ٧:٢٢ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]

استان ایلام

استان ایلام بخشی از تمدن عیلام باستان بوده که حدود ۳ هزار سال قبل از میلاد به وجود آمده است و از آن دوران تا سال ۶۴۰ ق. م نیز به حیات خود ادامه داده است. ایلام که در کتیبه های بابلی آلام یا آلامتو نام گرفته به معنی کوهستان یاکشور طلوع خورشید است و در دوران ساسانی و اسلامی، جزئی از ایالت ماسبذان بوده و این منطقه تا قبل از ورود حسین قلی خان والی به ده بالا معروف بوده است که هم زمان با حکومت حسین قلی خان ابوقداره حسین آباد نام گرفت. این سرزمین، در سال ۱۳۰۹ شمسی باتوجه به سابقه تاریخی منطقه و تصویب فرهنگستان ایران، ایلام نامیده شد.شهر ایلام با واقع شدن در حصاری از کوه ها و ارتباط نزدیک شهر با جنگل، دارای  آب و هوای معتدل کوهستانی است.

برای مشاهده کامل متن به ادامه مطلب مراجعه کنید....


ادامه مطلب
[ ۱۳۸۸/۱٢/٢٠ ] [ ٧:٠۳ ‎ب.ظ ] [ گیانم بو فدای گشت ولاتیل کوردستان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سنی و شیعه بودن دسیسه ای است که سالها دشمنان ملت کرد از آن برای تفرقه افکنی و جلوگیری از اتحاد بین ملت کرد،مخصوصا کردستان شرقی و جنوب شرقی استفاده می کنند و متاسفانه این دسیسه تا حد زیادی برای خائنین به ملت کرد مثمر ثمر واقع بوده است و تا حد قابل توجهی کردهای شیعه و سنی را از هم دور انداخته است، اما امروز کردها به خودشان آمده اند و شیعه و سنی برایشان فرقی نمی کند کرد، کرد است چه شیعه باشد چه سنی. و اما ریشه این اختلاف: زمانی که امپراطوری عثمانی به شدت در حال توسعه بود و تهدیدی جدی برای دولت های اروپایی محسوب می شد ، دولتهای اروپایی مخصوصا انگلیس برای جلوگیری از قدرتمند شدن امپراطوری عثمانی به رسمی شدن مذهب شیعه در ایران در زمان صفویه کمک نمودند و دو کشور عثمانی و صفویه را وارد جنگهای مذهبی خونین کردند و بدین ترتیب دولت های اروپایی به اهداف خود دست یافتند اما،تنها ملتی که در این بین مظلومانه قرار گرفت ملت کرد بود که به دلیل موقعیت جغرافیایی اش در مرکز اختلافات و جنگهای عثمانی و صفویه قرار داشت و این جنگها و اختلافات منشا ایجاد مرزهای سیاسی در کردستان و جدا شدن ملت کرد از همدیگر شد. در ایران اقلیت مذهبی و در ترکیه اقلیت ملی. عقاید و مذهب هر کردی و هر انسانی برای بقیه کردها قابل احترام است و این عقاید دیگر باعث تفرقه و جدایی ملتمان نخواهد شد و ما دیگر اجازه نخواهیم داد که دشمنان ما فرهنگ مان را، زبانمان را، جوانانمان را و...... را به بهانه شیعه وسنی بودن ،ایرانی و عراقی و ... بودن ازما بگیرند ما کرد بوده ایم، کرد هستیم ،کرد خواهیم ماند و کرد خواهیم مرد. کرد، کرد است مهم نیست که شیعه باشد یا سنی،یهودی باشد یا مسیحی، مهم نیست که کرمانشاهی باشد یا سنندجی،مهابادی باشد یا ایلامی مهم نیست که روژهه لاتی باشد یا باشوری،روژآوایی باشد یا باکوری مهم نیست که سورانی باشد مهم این است که کرد باشیم . . . . . . . --------+++++-----+++++-----+++++ این وبلاگ به هیچ وجه سیاسی نیست، هیچ هدف سیاسی را دنبال نمی کند و مطالب آن برای نشان دادن فرهنگ غنی کوردزبانان به سایر هموطنانمان می باشد. ئاکرێ - ئامێدی - پردێ - پێنجوێن - تەقتەق - چەمچەماڵ- خانەقین - دەربەندیخان - دھۆک - دووزخورماتوو - دووبز - ڕانیە - زاخۆ - سلێمانی - کفری - کەلار - کەرکووک - کۆیە - موسڵ - ھەڵەبجە - ھەولێر - سیدەکان - سۆران - چۆمان - مێرگەسۆر- ڕەواندز باکوور ئاگری - ئامەد - ئێلح - ئەرزرۆم - ئەرزنگان - ئەفرین - ئەلەزیز - بازید - بەدلیس - جۆلەمێرگ - چەولک - دیلۆک - دێرسیم - رھا - سێرت - سێواس - سەمسوور - شرنەخ - قەرس - مدیاد - مووش - مێردین - مەرەش - مەلەتی - وان ڕۆژئاوا قامشلۆ - جزیر - حەسیچ - سه‌رێکانیێ - عەفرین - کۆبانی ڕۆژھەڵات بانە - بیجاڕ - دیواندەرە - سنە - سەقز - سەوڵاوا - کامیاران - قوروە - مەریوان - بۆکان - پیرانشار - سەردەشت - شنۆ - مەهاباد - نەقەدە - پاوە - جوانڕۆ - ڕەوانسەر - سونقوڕ - سەحنە - سەرپێڵ - قەسر - کرماشان - کەنگاوەر - گێڵان - هەرسین - ئابدانان - ئیلام - ئەیوان - دەڕەشەهر دیگولان - ده له رو - مه ران - مه لک شاهی - به دره - چه ر داول - شه روان
صفحات اختصاصی
امکانات وب


onLoad and onUnload Example

جاوا اسكریپت

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ